eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_بیست_ی
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_بیست_دوم :🔻 📌دستم را از میان گرم عثمان بیرون کشیدم و به سرعت به صوفی دویدم.. و صدای که میگفت (مراقب باش.. صبر کن خودم برمیگردونمش..) اما نمیشد.. صوفی مثل من بود.. و این مسلمانِ ترسو ما را نمیکرد.. چقدر برمیداشت (صوفی.. صوفی.. وایستا.. ) _دستش را کشیدم.._ _عصبی فریاد زد (چی میخواین از جون من.. دیگه چیزی ندارم.. نگام کن.. منم و این یه ..) دلم به حالش ..😔 _مُردن دفن شدن در خاک نیست، همین که چیزی برای از دست دادن نداشته باشی، یعنی مُردی.. _ _صوفی چقدر شبیه من بود.._ _اسلام و خدایش، او را هم به برد.. _و بیچاره که جورِ خدای مسلمانان را هم میکشیدند در بدنامی.. (صوفی.. وقتی داشتن خوشبختی رو تقسیم میکردن خدای این مسلمونا منو سرگرم بازیش کرد.. منم عین تو با یه تلنگر میشم.. میبینی؟! عین هم هستیم.. هر دو از یک چیز.. فقط بمون، خواهش میکنم..) _چقدر یخ داشت چشمانش ( تو مگه مثه داداشت یا این مردک عثمان، نیستی؟؟) _سر تکان دادم ( نه.. نیستم.. هیچ وقت نبودم.. من بدون خدا رو به با خدا ترجیح میدم..) _خندید، بلند.. ( چقدر مثله دانیال🧔 حرف میزنی.. خواهرو برادر خوب بلدین با کلمات، آدمو خام کنید..) _راست میگفت، دانیال خیلی کلمات را به بازی میگرفت درست مثلِ زندگی من و صوفی.. پس واقعا او را دیده بود.. _با هم برگشتیم به همان کافه ومیز.. عثمان سرش پایین و فکرش مشغول. این را از متوجه نشدنِ حضورم در کنارش فهمیدم. هر دو روی صندلی های چوبی و قهوه ایمان نشستیم. و عثمان با تعجب سر بلند کرد.. _عذرخواهی، از صوفی انتظارِعجیب 😲 و دور از ذهنی بود.. پس بی حرف از جایش بلند شد و ها را جمع کرد (براتون قهوه میارم..) _نگاهش کردم. صورت داشت این چرا تا به حال متوجه نشده بودم؟ _ذهنِ را از خواندم و او رفت. صدایش را کرد و به سمتم خم شد ( دوستت داره؟؟) و من ماندم که درباره چه کسی حرف میزند.. ( عثمانو میگم.. نگو نفهمیدی، چون باور نمیکنم..) نگاهش کردم( خب من دوستشم..) اما من هیچ وقت دوستانم را دوست نداشتم. _صاف نشست و بالا انداخته (هه.. به دانیال نمیخورد که خواهری به ساده گی تو داشته باشه.. فکر میکنی واسه چی منو از اونور دنیا کشونده اینجا.. فقط چون دوستشی؟؟) _او چه میگفت؟؟_ ⬅️... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🕊🕊 پرنده‌ی دلِ ما هر شب از ڪربلا پرواز می‌کند به مشهد می‌رسد در نجف عشق می‌گیرد بر کاظمین دل می‌بندد در سامراء غریبی می‌کند و نهایت در "بین‌الحرمین" قرار می‌گیرد . . ♥️!'
صبح آمد و دوباره خورشید☀️ از نگاه شما بیرون زد ... 🤚 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید