🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌴 کرامات شهید یوسف اللهی 🌷شهید، چنان روح ملکوتی و عرفانی داشت که هر کس او را می دید عاشق سکنات و رف
#خاطرات_کوتاه_از_شهید_یوسف_الهی
🥀همرزم شهید: زمستان سال 64 بود. با بچّه های واحد اطّلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد سنگر شد و بعد از کلّی خنده و شوخی گفت: در این عملیّات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می کند.
بعد با دست اشاره کرد و گفت: شما چند نفر شهید می شوید. من هم شیمیایی می شوم.
حسین به همه اشاره کرد به جز من!
چند روز بعد تمام شهودهای حسین، در عملیّات والفجر 8 محقّق شد!
🌴برادر شهید: برای پنجمین بار که مجروح و شیمیایی شد سال 62 بود. او را به بیمارستان شهید لبّافی نژاد تهران آوردند. من و برادر دیگرم با اتوبوس راهی تهران شدیم.از کرمان. ساعت ده شب به بیمارستان رسیدیم. با اِصرار وارد ساختمان بیمارستان شدیم. نمیدانستیم کجا برویم.
جوانی جلو آمد و گفت: شما برادران محمّدحسین یوسف الهی هستید؟ با تعجّب گفتیم: بله!
جوان ادامه داد: حسین گفته: برادران من الآن وارد بیمارستان شدند. برو آنها را بیاور اینجا!
وارد اتاق که شدیم، دیدیم بدن حسین تمام سوخته ولی میتواند صحبت کند.
اوّلین سؤال ما این بود: از کجا میدانستی که ما آمدیم؟
لبخندی زد و گفت: چیزی نپرسید؛ من از همان لحظه که از کرمان راه افتادید، شما را می دیدم!
محمّدحسین حتّی رنگ ماشین و ساعت حرکت و... را گفت!
🥀همرزم شهید: دو تا از بچّه های واحد شناسایی از ما جدا شدند. آنهم با لباس غوّاصی در آبها فرو رفتند. هر چه معطّل شدیم باز نگشتند. به ناچار قبل از روشن شدن هوا به مقرّ برگشتیم.
محمّدحسین که مسؤول اطّلاعات لشکر41 ثارالله کرمان بود، موضوع را با قاسم سلیمانی- فرمانده لشکر ـدر میان گذاشت
حاج قاسم گفت: باید به قرارگاه خبر بدهم. اگر اسیر شده باشند، حتماً دشمن از عملیّات ما با خبر میشود.
امّا حسین گفت: تا فردا صبر کنید. من امشب تکلیف این دو نفر را مشخّص میکنم.
صبح روز بعد حسین را دیدم. خوشحال بود. گفتم: چه شده؟ به قرارگاه خبر دادید؟
گفت: نه. پرسیدم: چرا؟
حسین مکثی کرد و گفت: دیشب هر دوی آنها را دیدم. هم اکبر موسایی پور هم حسین صادقی را.
با خوشحالی گفتم: الآن کجا هستند؟
گفت: در خواب آنها را دیدم. اکبر جلو بود و حسین پشت سرش. چهره اکبر نور بود! خیلی نورانی بود. می دانی چرا؟
اکبر اگر درون آب هم بود، نماز شبش ترک نمیشد. در ثانی اکبر نامزد هم داشت. او تکلیفش را که نصف دینش بود انجام داده بود، امّا صادقی مجرّد بود.
اکبر در خواب گفت: که ناراحت نباشید؛ عراقی ها ما را نگرفته اند، ما بر میگردیم.
پرسیدم: چه طور؟!
گفت: شهید شده اند. جنازه های شان را امشب آب می آورد لب ساحل
من به حرف حسین مطمئنّ بودم. شب نزدیک ساحل ماندم. آخر شب نگهبان ساحل از کمی جلوتر تماس گرفت و گفت: یک چیزی روی آب پیداست
وقتی رفتم، دیدم پیکر شهید صادقی به کنار ساحل آمده! بعد هم پیکر اکبر پیدا شد!
🌴همرزم شهید: حسین به من گفته بود در کنار اروند بمان و درجه جذر و مدّ آب که روی میله ثبت میشود را بنویس. بعد هم خودش برای مأموریّت دیگری حرکت کرد.
نیمه های شب خوابم برد. آن هم فقط 25 دقیقه. بعداً برای این فاصله زمانی، از پیش خودم عددهایی را نوشتم تا کسی متوجه خوابیدن من نشود
وقتی حسین و دوستش برگشتند، بی مقدّمه بمن خیره شد و گفت: "تو شهید نمیشوی"
با تعجّب به او نگاه کردم! مکثی کرد و باز بمن گفت: چرا آن 25دقیقه را از پیش خودت نوشتی؟ اگر مینوشتی که خوابم برد، بهتر از دروغ نوشتن بود.
خدا گواه است که در آنشب و در آن جا، هیچ کس جز خدا همراه من نبود!!! او از کجا میدانست!؟
ولا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون🌺🌿
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#خاطرات_کوتاه_از_شهید_یوسف_الهی 🥀همرزم شهید: زمستان سال 64 بود. با بچّه های واحد اطّلاعات در سنگر ب
.
🕊 حاج قاسم حق داشت مجذوب این چهره بشود و وصیت کند که مزارش کنار او باشد...
شهدا امامزادگان عشقاند و مزارشان
زیارتگاه عاشقان است.💔✅🌿
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📹 خاطره... 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
👆خاطره با لهجه شیرین حسن سلطانی از دوران کودکیاش در نیمه شعبان
🔹فرش ابریشم را سوزاندم ولی صاحبش به خاطر امام زمان مرا بخشید...
🌺♥️🌿
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥کسانی که آزادی را به وجود آوردند...
کسانی که مملکت را نگه داشتند...
چه کسانی بودند...؟؟؟!!!
🤔👌✅
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یک شبههی بزرگ، و پاسخی بزرگتر و زیباتر...🤔👌✅
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 یک شبههی بزرگ، و پاسخی بزرگتر و زیباتر...🤔👌✅ 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
👆میگن از وقتی دوربین📹 اختراع شد دیگه هیچ معجزهای اتفاق نیفتاد...
✍حتماکلیپ رو تماشا کنید و برای دیگران ارسال کنید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📚حسین پسر غلامحسین 💔🍃✅
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 سخن ماندگار شهید محمدحسین یوسف الهی، که بر سنگ مزار مطهرش حک شده است...
🔸اجر جهاد شهادت است و من خیال ندارم از راهی که انتخاب کرده و میروم برای خود مظاهر مادی دنیای فانی را تدارک ببینم.
#شهید_محمدحسین_یوسف_الهی
عارف لشگر ثارالله (ع)
همو که چشم برزخی داشت و خبرهای غیبی و شکست ها و پیروزی های واقع نشده را به حاج قاسم می داد...
💔🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید