🌹کوچههای آسمانی 🌱
🔺27 بهمن سالروز شهادت عارف واصل شهید احمدعلی نیری 🥀 ✍️او یکی ازشاگردان خاص آیت الله حق شناس(ره) بود
📜 وصیت نامه عارف شهید
احمد علی نیری:
🥀شکر پروردگار عالمیان که ما را برانگیخت و ما را لایق دانست و هدایت کرد. و رسولان متعددی بالاخص رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهما السّلام) را بر ما ارزانی داشت تا بتوانیم رهگشای خوبی در این جهان، در مقابل شیاطین باشیم.
🍃🤲🍃
🥀خوشا به حال کسانی که شناختند وجود خویشتن را در این دنیا، و عمل میکنند به وظایف خود، به امید تزکیهی نفس و ترفیع درجه و لذّت عبادت و خشوع قلب!🫀🌺🍃
👈 کسی به آن میرسد که #مراقبتهای سخت بر #اعمال و #گفتار خود داشته باشد.
📕قرآن، قرآن را فراموش نکنید.
بدانید که بهترین وسیله برای نظارت بر اعمالتان قرآن است.
⏪اسلام را در تمام شئوناتش حفظ کنید.
❣رهبری و ولایت فقیهی که در این زمان از اَهم واجبات است را یاری کند.
✅ إن شاءالله خداوند عز و جل جزای خیر به شما عنایت فرماید!🤲🌿
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📜 وصیت نامه عارف شهید احمد علی نیری: 🥀شکر پروردگار عالمیان که ما را برانگیخت و ما را لایق دانست و
🗣آخرین کلامی که قبل از شهادت بر زبان شهید نیّری جاری شد...☺️👇
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🗣آخرین کلامی که قبل از شهادت بر زبان شهید نیّری جاری شد...☺️👇
🥀😍🔻
لحظهی شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد و به زمین افتاد. از ما خواست که بلندش کنیم؛
وقتی روی پای خودش قرار گرفت، به سمت کربلا ایستاد، دستش رو روی سینه گذاشت و به عنوان آخرین کلام گفت: السلام علیک یا اباعبدالله...🤚🚩
بعد با همون حالت افتاد؛ #شهید شد و به دیدار اربابِ بیکفن خود رفت...
👈جالب اینکه وقتی توی بهشت زهرا(س) تابوتش رو باز کردند، هنوز دستش روی سینهاش بود...🤚🚩
👤خاطرهای از زندگی عارف شهید احمدعلی نیّری
📚منبع: کتاب “عارفانه” ، صفحه ۱۲
۲۷ بهمن سالروز شهادت
شهید#احمدعلی_نیری🕊
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📌 قیام ۲۹ بهمن تبریز؛ نقطه عطف انقلاب اسلامی 👇✅🍃
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم دیدنی و نادر از دیدار دانشجويان تبريزي با امام خمینی و ابراز احساسات آنها به زبان آذری
⏳اوایل پیروزی انقلاب
🗓 به مناسبت ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ - سالروز قيام مردم غیور آذربایجان علیه رژیم آمریکایی شاه
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 فیلم دیدنی و نادر از دیدار دانشجويان تبريزي با امام خمینی و ابراز احساسات آنها به زبان آذری ⏳اوای
🛑دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب
🔹دیدار صبح امروز جمعی از مردم تبریزدر آستانه سالروز قیام تاریخی ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶، با رهبر انقلاب اسلامی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🇮🇷🇮🇷
🔵 رهبر انقلاب: پرچم آزادیِ ایران دست تبریزیهاست
🔹در روز ۲۹ بهمن سال ۵۶ تاریخ ایران #ورق خورد، یعنی یک #مقطع_تعیین_کنندهی_تاریخی بود.
خب در نوزدهم دی همان سال در قم آن قیام اتفاق افتاده بود، شکی نیست #قمیها کار بزرگی هم کردند، #ابتکار عمل را به دست گرفتند ولی مثل نوزدهم دی قم در کشور باز هم اتفاق افتاده بود اما فراموش شده بود، #پانزدهم_خرداد_سال۴۲ با آن کشتار و با آن حرکت عظیمی که در تهران و قم و بعضی شهرهای دیگر انجام گرفت ملت قیام کردند، جان دادند، خون دادند، تعداد هم خیلی زیاد بود اما #فراموش شد.
👇
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🇮🇷🇮🇷 🔵 رهبر انقلاب: پرچم آزادیِ ایران دست تبریزیهاست 🔹در روز ۲۹ بهمن سال ۵۶ تاریخ ایران #ورق خورد،
🇮🇷👆
🔹#تبریزیها قیام قم را تبدیل کردند به قیام ملی، تبدیل کردند به یک حادثهی عمومی با اینکه سختگیری و شدت عمل در تبریز خیلی بیشتر بود.
🔹#دستگاه آنقدر #دستپاچه شد که #تانک آورد در خیابان، #کشتارکردند، مردم را کشتند.
اما مردم تبریز #عقبنشینی نکردند. #جان دادند، #خون دادند، #ایستادگی کردند، #شعار دادند، #قضیهی_قیام_را_ملی_کردند، صدای فداکاری آنها به همهی کشور رسید لذا همهگیر شد، چهلم تبریز در چند جا گرفته شد این معنایش آن بود که فریاد تبریزیها همهی ایران را فرا گرفت. کمتر از یکسال بعد هم بساط حکومت استبدادی سلطنتی واژگون شد؛ تاریخساز یعنی این.
🔹تبریز نگذاشت تجربههای گذشته تکرار بشود با ایستادگی با مقاومت با شجاعت. پرچم آزادی ایران دست تبریزیها است.
👌💪✊
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🇮🇷👆 🔹#تبریزیها قیام قم را تبدیل کردند به قیام ملی، تبدیل کردند به یک حادثهی عمومی با اینکه سختگیری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀😍🔻 لحظهی شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد و به زمین افتاد. از ما خواست که بلندش کنیم؛ وقتی روی پا
📝#خاطره
🥀 #شهيد_بیحساب_و_كتاب
🌿 آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دو نماز، سخنرانیشان را به این شهید بزرگوار اختصاص داده و با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند:
"اين شهيد را دیشب در #عالم_رویا دیدم. از احمد پرسیدم: #چه_خبر؟
به من فرمود: تمام مطالبی که از #برزخ و.… میگویند حق است.
از شب اول قبر و سئوال و… اما من را بیحساب و کتاب بردند.
رفقا! آیت الله بروجردی حساب و کتاب داشتند. اما من نمیدانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اينجا رسید؟!"
〰 انتشار بمناسبت سالروز شهادت رزمنده متقی و عارف، شهید احمدعلی نیری// ۲۷ بهمن ۱۳۶۴ // عملیات والفجر ۸
[ كتاب "عارفانه" زندگينامه و خاطرات عارف شهيد احمدعلى نيرى]
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📝#خاطره 🥀 #شهيد_بیحساب_و_كتاب 🌿 آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دو ن
🥀🍃#خاطره
#نديد_تا_ببيند !!
#چندین_دختر_جوان
📍یک روز بهش گفتم: من نمیدانم چرا توی این چند سال اخیر شما در معنویات رشد کردی؟! میخواست بحث را عوض کند، امّا سئوالم را تکرار کردم. گفتم: حتماً علتی داره.
گفت: "اگه طاقتش رو داری بشین تا برات بگم. یه روز با رفقای محل و بچه های مسجد رفته بودیم دماوند. همه مشغول بازی بودند یکی از بزرگترها گفت: احمد آقا برو کتری رو آب کن، بیار.
🚶♂منم راه افتادم. راه زیاد بود کم کم صدای آب به گوش رسید. از بین بوته ها به رودخانه نزدیک شدم. تا چشمم به رودخانه افتاد، یه دفعه سرم را انداختم پایین و همانجا نشستم. بدنم شروع کرد به لرزیدن. نمیدانستم چه کار کنم. همانجا پشت درخت مخفی شدم. میتوانستم به راحتی گناه بزرگی انجام دهم....
🌿 پشت آن درخت و كنار رودخانه چندین دخترِ جوان، نیمه برهنه، مشغول شنا بودند!!! همانجا خدا را صدا زدم و گفتم: خدایا! کمک کن. خدایا! الان شیطان به شدت من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچکس هم متوجه نمیشود، امّا خدایا من به خاطر تو ازین گناه میگذرم📛
⚪️ کتری خالی را برداشتم از جایی دیگر آب تهیه کردم و رفتم پیش بچه ها و مشغول درست کردن آتش شدم. به سختی آتش را آماده کردم و خیلی دود توی چشمم رفت و اشکم جاری بود. يادم افتاد حاج آقا گفته بود؛ هر كس برای خدا گريه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت. گفتم ازین به بعد برای خدا گریه میکنم. حالم منقلب بود و از آن امتحانِ سختِ کنارِ رودخانه هنوز دگرگون بودم!!
😭....و اشك میريختم و مناجات میکردم. خیلی با توجه گفتم: یا الله، یا الله…. به محض تکرار این عبارات صدایی شنیدم که از همه طرف شنیده میشد! به اطرافم نگاه کردم صدا از همه سنگریزههای بیابان و درختها و کوه میآمد!!! همه میگفتند: «سبوح القدوس و ربنا الملاکه والروح»....از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد...."
💠 خاطره اى به ياد عارف شهيد، احمدعلى نيرى كه در تـاریخ ٢٧/١١/١٣٦٤، در سن ١٩ سالگى آسمانى شد.
🌴 مزار اين شهيد صاحب کرامت، محل زيارت بسيارى از حاجتمندان است. محل مزار: بهشت زهراى تهران، قطعه ٢٤، رديف ٧٦، شماره ٣٢
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀🍃#خاطره #نديد_تا_ببيند !! #چندین_دختر_جوان 📍یک روز بهش گفتم: من نمیدانم چرا توی این چند سال اخیر
📝 #خاطره
🥀👌#مثل_بقیه_نبود!!
....گفتند: چند دقیقهی دیگه امتحان شروع میشه. صدای اذان اومد. احمد آهسته رفت سمت نمازخانه. دنبالش رفتم و گفتم: احمد برگرد. این آقا معلم خیلی به نظم حساسه، اگه دیر بیای، ازت امتحان نمیگیره اما گوش نداد و رفت....
مرتب از داخل کلاس سرک میکشیدم و داخل حیاط و نمازخانه را نگاه میکردم. خیلی ناراحت احمد بودم. حیف بود پسر به این خوبی از امتحان محروم بشه. همه رو به صف کرده بودند و آماده امتحان بودیم اما بیست دقیقه همینطور توی کلاس نشسته بودیم. نه از معلم خبری بود نه از ناظم و نه از احمد!
همه داشتند توی کلاس پچ پچ میکردند که یکدفعه درب کلاس باز شد. معلم با برگههای امتحانی وارد شد. همه بلند شدند. معلم با عصبانیت گفت: از دست این دستگاه تکثیر! کلی وقت ما رو تلف کرد تا این برگهها آماده بشه! بعد هم یکی از بچهها را صدا زد و گفت: پاشو برگهها رو پخش کن.
☺️هنوز حرف معلم تمام نشده بود که درب کلاس به صدا درآمد. در باز شد و احمد در چارچوب در نمایان شد و مثل بقیه نشست و امتحانش را داد ....
👌🍃🌺
پ.ن:وقتی برای خدا کار کنی ،خدا خودش کارو درست می کنه...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید