🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀امام خامنه ای:جوانان لشکر عاشورا وسرداران شجاع آذربایجانی شهید #مهدی_باکری،شهید#حمید_باکری وشهدای د
#روایت_شهدا
چه رازی نهفته در شهادت برادران باکری؟! سه برادر، هر سه شهید، هر سه مفقود...؟!👇💔🍃
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#روایت_شهدا چه رازی نهفته در شهادت برادران باکری؟! سه برادر، هر سه شهید، هر سه مفقود...؟!👇💔🍃
💔🍃
📷 از راست: شهید علی باکری که در ایام انقلاب توسط ساواک دستگیر و تکه تکه شد و هیچگاه پیکرش بازنگشت،😔
🌴نفر دوم: شهیدمهدیباکری که در #عملیات_بدر در جزیره مجنون مجروح شد و وقتی او را در قایق گذاشتند که به عقب برگردانند قایق🚤 را با آر پی جی زدند و پیکر مهدی را دجله برای همیشه برد،
🌴نفر سمت چپ: شهیدحمیدباکری که در عملیات خیبر در جزیره مجنون آسمانی شد و وقتی خواستند فقط پیکر او را برگردانند، برادرش مهدی گفت: هر موقع سایر شهداء را برگرداندید او را هم بر میگردانیم و پیکر حمید تا به همین امروز مانده است در جزیره مجنون...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#روایت_شهدا چه رازی نهفته در شهادت برادران باکری؟! سه برادر، هر سه شهید، هر سه مفقود...؟!👇💔🍃
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | عکس العمل #شهید_مهدی_باکری نسبت به شهادت برادرش، حمید باکری...🥺
🎤 به روایت #حاج_قاسم_سلیمانی، فرمانده لشکر41ثارلله💔🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
تقدیم به شهیدان مهدی و حمید باکری.mp3
زمان:
حجم:
6M
📢 صوت| به یاد شهیدان مهدی و حمید باکری💔🍃💔🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🔻چه کسی میگوید جاذبه رو به زمین است؟
🥀من کسانی را دیدم که فارغ از هر کششی رفتهاند تا بالا
تا اوج...✅
آری؛ جاذبه رو به خداست...♥️
#نماز_اول_وقت
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
نماز اول وقت ، راز و نیاز با معشوق،
یک راهِ شاگرد اول شدنه...
📿✅👌
🌹کوچههای آسمانی 🌱
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
✍این هفته کانال را متبرک می کنیمبا این تصویر فوقالعاده زیبا و جذّاب...
☺️🥰
#نورِ_چشمانم، هر روزتون بخیر.
🌺🍃😍
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
✍این هفته کانال را متبرک می کنیمبا این تصویر فوقالعاده زیبا و جذّاب... ☺️🥰 #نورِ_چشمانم، هر روزتون
✅ یادمان باشد که اگر کشتی 🛳انقلاب از طوفان حوادث و فتنه ها عبور میکند، وقتی همه در خواب 😴هستند،
یک ناخدا بیدار است...♥️
#لبیک_یا_خامنهای
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_بیست_سوم ✍فکر می کردم آن اشک های😭 من در تنهایی در کر
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_بیست_چهارم
♻️ وقتی مصیبت روی وجود شما سیطره می کند، دستتان را روی دستم 👍بگیرید و احساس کنید که وجودم در وجودتان ذوب می شود. عشق ♥️را در وجودتان بپذیرید. دست عشق را بگیرید. عشق که مصیبت را به لذت تبدیل می کند، مرگ را به بقا و ترس را به شجاعت "💔
🔰وقتی رسیدم ، مصطفی نبود و من نمی دانستم اصلاً زنده است یا نه . سخت ترین روزها ، روزهای اول جنگ بود . بچههای خیلی کم بودند، شاید پانزده یا هفده نفر . در اهواز اول در دانشگاه🏢 جندی شاپور، که الان شده است شهید چمران، بودیم .
بعد که بمبارانها سخت شد به استانداری منتقل شدیم . خیلی بچه های پاکی بودند که بیشترشان شهید شدند. وقتی ما از دانشگاه به استانداری منتقل شدیم ، مصطفی در "نورد" اهواز بود درحال جنگ .
💫 یادم هست من دو روز مصطفی را گم کردم . خیلی سخت بود این روزها ، هیچ خبری از او نداشتم ، از هم پراکنده بودیم . موشک هایی 🚀که می زدند خیلی وحشت😣 داشت . هر جا می رفتم میگفتند: مصطفی دنبالتان می گشت. نه او می توانست مرا پیدا کند نه من اورا. بعد فهمید که ما منتقل شدیم به استانداری، که شده بود ستاد جنگهای نامنظم . در اهواز بیشتر با مرگ💀 آشنا شدم .
هرچند اولین بار که سردخانه را دیدم در کردستان بود، وقتی که در بیمارستان🏨 سردشت کار میکردم.
⏪ادامه دارد...
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید