🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎞 پاسخ کوبنده فخرالدین حجازی به حامیان صدام 🌴#دوران_جنگ_تحمیلی،#دفاع_مقدس 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #فیلم | واکنش حضرت امام نسبت به مدح و تمجید ایشان توسط فخرالدین حجازی، نماینده محبوب مردم تهران (با یک و نیم میلیون رای در آن زمان)
#ببینیدوبشنوید
⏳ دهه شصت
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 #فیلم | واکنش حضرت امام نسبت به مدح و تمجید ایشان توسط فخرالدین حجازی، نماینده محبوب مردم تهران (
👆
🔻یکی از #دلایلی که در مورد #خروج او از #صحنه اصلی فعالیتهای سیاسی مطرح میشود #سخنرانی او در #حضور سید روحالله خمینی است که او در آن با لحنی بسیار #مبالغهآمیز و با# برشمردن صفات متعدد و پی در پی از جمله #تشابه رهبر جمهوری اسلامی به #سلیمان نبی که حکمرانی بر جهان گوارایش باد، به #تمجید از خمینی پرداخت.
این سخنان با واکنش منفی خمینی همراه بود
🌹کوچههای آسمانی 🌱
👆 🔻یکی از #دلایلی که در مورد #خروج او از #صحنه اصلی فعالیتهای سیاسی مطرح میشود #سخنرانی او در #حضو
👈پاسخ امام خمینی ره در قبال تعاریف آقای حجازی از ایشان👇
🎙من #خوف این را دارم که #مطالبی که آقای حجازی فرمودند دربارهٔ من، #باورم بیاید.
من #خوف این را دارم که با این #فرمایشات ایشان و امثال ایشان، برای من یک #غرور و #انحطاطی پیش بیاید.
من به خدای تبارک و تعالی #پناه میبرم از #غرور.
من اگر خودم برای #خودم نسبت به سایر انسانها یک #مرتبتی قائل باشم، این #انحطاط_فکری است و #انحطاط_روحی.
من در عین حال که از آقای حجازی #تقدیر میکنم که #ناطق_برومندی است و متعهد، لکن #گله میکنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید، فرمودند».
🔻
🌿و انسان های خودساخته اینچنین اند
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
3⃣ قسمت ۳:
✍بارش برف❄️ قطع شده بود؛
اما آنقدر شدید باریده بود که هنوز هم امکان حرکت وجود نداشت؛ باید #منتظر_راهداری و #امدادگران_هلالاحمر بمانند. دستی جلوی چشمش قرار گرفت،
حاج علی بستهای بیسکوئیت 🍪را مقابلش
گرفته بود:
_بخور، بهتر از هیچیه! وقت نشد وسایل سفر رو حاضر کنم؛ برگشتمون عجلهای شد. حال دخترمم خوب نیست، زنها بهتر این کارا رو بلدن!
ارمیا: _این حرفا چیه حاج علی، من مهمون ناخوانده شدم!
حاج علی لبخندی☺️ زد و نگاهش مات جاده شد:
_انگار این راه حالا حالا ها باز نمیشه. چند ⏳ساعت پیش بود که بهمون خبر دادن دامادم #شهید شده، سریع حرکت کردیم بریم ببینیم چی شده؛ هنوز نمیدونیم چیشده؛ اصلا خبر #شهادتش قطعی هست یا نه؟
نگاه کنجکاو ارمیا👀 به حاج علی بود؛
ولی نگاه حاج علی هنوز به #تاریکی مقابلش بود:
_یکسال📆 پیش بود که اومد بهم گفت میخوام برم #سوریه! میگفت #آیه راضی شده، اومده بود ازم اجازه بگیره؛ میدونست این راهی که میره احتمال برنگشتنش بیشتر از برگشتنشه!
ارمیا #پوزخندی زد به مردی که رفت...
و
پوزخند زد به زنی که شوهرش را به #کام_مرگ فرستاده.زنی که حکم مرگ
همسرش را داده بود دستش....🙁
#آیه آرام آبجوشاش🥤 را مینوشید.
کودک در بطنش تکانی خورد. کمرش درد گرفته بود از این همه نشستن!
کودکش هم خسته بود و این خستگیاش از تکانهای مداومش مشخص بود. دستش را روی شکم برجستهاش گذاشت:
" آرام باش جان مادر! آرام باش نفس پدر! آرام باش که خبر آوردهاند پدرت بینفس شده! تو آرام باش آرام جانم! "
چشمانش😌 را بست و وقتی گشود که صدای #اذان از گوشی تلفنش📞 بلند شد... صدای دلنشین #اذان که پیچید، آیه چشمانش🙂 را از هم باز کرد.
حاج
علی از #داشبورد بستهای درآورد ،
و در آن را گشود. تیمم کرد و بعد خاک را
به دست آیه داد. داخل ماشین نماز📿 خواندند
و ارمیا نگاه کرد ،
به زنی که #شوهرش را ساعاتی قبل از دست داده و #نماز میخواند!
به مردی که پناهش داده و آرام نماز📿 میخواند! فشاری در قلبش حس کرد، فشاری که هربار صدای #اذان را میشنید احساس میکرد...
فشاری که این نمازهای #بیریا به قلبش میآورد.
خورشید🌝 در حال خودنمایی بود ،
که راهداری🚓 و هلالاحمر 🏥و راهنمایی و
رانندگی به کمک هم راه را باز کرده و به خودروها کمک کردند که به راه خود ادامه دهند.
ارمیا از صمیم قلب🫀 تشکر کرد:
_واقعا ازتون ممنونم که چند ساعتی بهم پناه دادید! اگه نبودین من تو این سرما💨 میمردم.
حاج علی: _این چه حرفیه پسرم؟! #خدا هواتو داره. تا #تهران هممسیریم، پشت سر ما باش که اگه اتفاقی افتاد دوباره تنها نباشی!
+بیشتر از این شرمندهام نکنید حاج آقا!
حاج علی: _این حرفا رو نزن؛ پشت ماشین من بیا که خیالم راحت باشه!
ارمیا لبخندی بر لب ☺️نشاند:
_چشم! شما حرکت کنید منم پشت سرتونم
💚ادامه دارد.....
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💞
-رضابهرام
دلدادهےتُوأمـ..
#خدای_من،#خدای_خوب_من
#خدایی_که_دوستت_دارم
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💞 -رضابهرام دلدادهےتُوأمـ..
☺️✨
آرامش تنها در
راضی نگهداشتنِ خُداست
به دنبال رضایتِ
خلقِ خُــدا نباشید..✅!'
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
❤️🩹~
بالاخرھیڪروزصُبــــح🌤
چشمبازمۍڪنمـ روبھحرمٺ..!
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♡♡♡
در مَن بِدَمۍ مَن زندھ شومـ
یڪ جان چھ بُوَد صدجانِ منۍ..
#مولانا
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید