eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 می‌ستایمت ؛ که شانه‌های شکوهمند تو، 🌁 آبروی کوهستان‌هاست... و اردیبهشت نگاهت، در چشمان هیچ بهاری نمی‌گنجد...!🪴 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌴#امام_رضا و #دفاع_مقدس 🚩...و آن پرچم بر بالای گلدسته ... 👇⁉️
🚩افراشته شدن امام رضا(ع) در 🔻سرلشکر محسن رضایی در بیان خود در «والفجر ۸» روایت کرده است: 📆«در سال‌های باید تکیه گاه‌های را بیشتر و قدم‌هایمان👣 را بالاتر می‌بردیم. 🔻در عملیات (والفجر۸) به آمد که از (ع) بگیریم. 👈بنابراین از با (مرحوم) آیت‌الله در آستان قدس، تماس تلفنی☎️ گرفتم و از ایشان خواستم هر چه سریع تر 🚩 گنبد حرم حضرت امام رضا(ع) به خط مقدم ارسال فرمایند. همینطور هم شد...👇
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🚩افراشته شدن #پرچم امام رضا(ع) در #عراق 🔻سرلشکر محسن رضایی در بیان #خاطرات خود در #عملیات «والفجر ۸
🕌 🚩پرچم را برای ما آوردند. من هم نامه‌ای📝 نوشتم و برای برادر که فرمانده لشکر ۲۵ کربلا بود، فرستادم. به برادر قربانی گفتم که تا از ظهر🌞 باید این 🚩 روی 🕌 نصب شود. (همان مسجد معروفی که کنار اروند است.) این کار را انجام دهید تا ظهر که بقیه نیروها می‌رسند بالای سرشان، پرچم گنبد امام رضا (ع) باشد، تا با این کار، رزمندگان، پیدا کنند که در مقابل سختی و خستگی، انرژی بگیرند و مقاومت کنند.✊💪 ✌️لشکر ۲۵ کربلا از سایر یگان‌ها توانست خط را و طبق دستور، پرچم🚩 را بالای مسجد🕌 نصب کردند. من در بی‌سیم به بچه‌ها می‌گفتم که پرچم امام رضا(ع) بالای سرتان است، نگاه 👀کنید و با از حضرت ایشان به اهدافتان برسید. " این لحظات، از بهترین لحظه‌های عملیات والفجر ۸ بود.»"👌✅ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
سلام دوستان ،🤚 عصر چهار شنبه تون بخیر و شادی ☺️🍃🌺 به برکت حضور امام رئوف ، براتون آرزوی نشاط و سلامتی دارم.🤲✨ ✍Darya_39
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین🇮🇷 شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریه‌های😭 کودکان و زنان بی‌دفاع می‌دیدند. ✨تقدیم به مردان سبز پوش👨‍✈️👨‍🎨 سرزمینم🇮🇷 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 4⃣ قسمت ۴:
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 5⃣ قسمت ۵: 🔻 حاج علی در🚪 را باز نگه داشته بود تا خارج شود. این روزها شده بود و سخت راه میرفت. آرام کلید 🔑را از درون کیفش درآورد، در را گشود. سرش را پایین انداخت و در را رها کرد... 🚪در که باز شد کشید عطر حضور غایب این روزهای زندگی‌اش را... وارد خانه🏡 که شد بدون نگاه انداختن به خانه و سایه‌هایی که می‌آمدند و محو میشدند، به سمت اتاق خوابشان رفت. حاج علی او را به حال خود گذاشت. میدانست این را نیاز دارد. نگاهش👀 را در اتاق چرخاند... به لباسهای👕 مردش که مثل همیشه مرتب بود، به کلاه‌های🧢 آویزان روی دیوار، شمشیر 🗡رژه‌اش که نقش دیوار شده و پوتین‌های🥾 واکس خورده، به تخت همیشه آنکادر شده‌اش... زندگی با یک ارتشی این چیزها را هم دارد دیگر! مرتب کردن تخت🛏 را دیگرخوب یاد گرفته بود. 🕊-آیه بانو دستمو نگاه کن! اینجوری کن، بعد صاف ببرش پایین... نه! اونجوری نکن! ببرش پایین، مچاله میشه! دوباره تا بزن! +اه! من نمیتونم خودت درستش کن! 🕊-نه دیگه بانو! من که نمیتونم تخت🛏 دو نفره رو تنهایی آنکادر کنم! آیه لب ورچید:☹️ _باشه! از اول بگو چطوری کنم؟ و تخت🛏 را آن روز و تمام روزهای نُه سال گذشته را باهم مرتب کردند.... روی تخت🛏 نشست و دست روی آن کشید. آرام سرش را روی بالش مردش گذاشت و عطر تن مردش را به جان کشید.آنقدر نفس گرفت و اشک😭 ریخت که خوابش😴 برد. خواب مردش را دید، خواب لبخندش را، شنید آهنگ🎼 دلنشین صدایش را... حاج علی به یکی از همکاران دامادش،📞 زنگ زد و اطلاع داد که به تهران رسیده‌اند. قرار شد برای برنامه ریزی‌های بیشتر به منزل بیایند. آیه در خواب😴 بود که صدای زنگ خانه بلند شد. مردانی با لباس سرتاسر مشکی با سرهای به زیر افتاده پا درون خانه گذاشتند. انتظار مهمان نوازی و پذیرایی نبود، غم😩 بسیار بزرگ بود. برای مردانی که از و یار بودند؛ شاید دیگر برادر شده بودند! حاج علی دم کرده🧋 و ظرف خرما🧆 را که مقابلشان گذاشت... دلش گرفت! معنای این خرما🧆 گذاشتن‌ها را دوست نداشت. ◾️-تسلیت میگم خدمتتون! میرهادی هستم، برای هماهنگی برای مراسم باید زودتر مزاحمتون میشدیم! حاج علی لب تر کرد و گفت: _ممنون🙏! شرمنده مزاحم شما شدم؛ حالا مطمئن هستید این اتفاق افتاده؟ 📍میرهادی: _بله، خبر تایید شده که ما اطلاع دادیم؛ یکی از بهترین همکارامون رو از دست دادیم! همراهانش هم آه کشیدند... 🥺 ... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌷 ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ - سالروز شهادت سردار رشید سپاه اسلام، ای 📷 حسین قجه‌ای، قهرمان کشور در دهه پنجاه و در عملیات 🌴👇
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#قهرمان_افسانه_ای 🌷 ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ - سالروز شهادت سردار رشید سپاه اسلام، #حسین_قجه ای 📷 حسین
🌴 جانانه در برابر پاتک های سنگین ارتش صدام در منطقه حساس جبهه نبرد، موجب عملیات بزرگ شد. 🥀 ای به همراه عده کمی از نیروهای باقی مانده اش در ایستگاه (جاده اهواز-خرمشهر) در زیر جهمنی از آتش 🔥توپخانه، خمپاره و تانک های عراق پایمردی کردند تا اینکه نیروهای دیگر ملحق شدند و عراقی ها را به عقب راندند.👌 🔸 خاکریز و از سوی نیروهای قجه ای که در محاصره تانک های دشمن قرار داشتند، بود با پیشروی ارتش عراق تا رودخانه 🌊کارون و این یعنی شکست عملیات . . . و شاید پس از آن تا سالیان سال آزاد نمی شد‼️ 🌷 تا ابد مدیون شهداییم 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#قهرمان_افسانه_ای 🌷 ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ - سالروز شهادت سردار رشید سپاه اسلام، #حسین_قجه ای 📷 حسین
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بیاد شهدای گردان سلمان وفرمانده رشیدشان،شهیدقجه ای🥀🍃 🎞 | شهید قجه‌ای ، کلید🗝 فتح خرمشهر 🌴چنانچه ازخودگذشتگی او و گردانش نبود، به اهداف خود نمی رسید. قجه ای ماهها در مریوان با ضدانقلاب جنگيده و کومله‌ برای جايزه 🎁گذاشته بود 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎥بیاد شهدای گردان سلمان وفرمانده رشیدشان،شهیدقجه ای🥀🍃 🎞 #مستند | شهید قجه‌ای ، کلید🗝 فتح خرمشهر 🌴چ
💠فیلم آژانس شیشه ای یادتون میاد...؟! سکانس تکان‌دهنده و خاص مباحثه و‌چالش حاج کاظم یادتون‌میاد، این سوال ها...؟؟!!👇 🌷اونجا حاج کاظم می پرسه: ☑️می دونی بره برگرده یعنی چی؟ ☑️می دونی بره برگرده یعنی چی؟ ☑️می دونی بره برگرده یعنی چی؟ 🌷ولی اینجا در مورد باید پرسید: می دونید بره برنگرده یعنی چی...؟؟؟!!!😭 🩸گردان سلمان از لشگر27محمدرسول الله(ص) تنها یکی از بودکه هیچ وقت، برنگشت...؟؟؟!!! 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید