🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۱ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈قسمت ۷۲ : 🔻
👨🔬دکتر مشفق: _خانم موسوی... خانم موسوی... با 🚑اورژانس تماس بگیرید!
_تمام مراجعان و کادر درمانی آنجا جمع شده بودند. دکتر مشفق👨🔬 درحال #معاینهی رها بود، #استاد_روانپزشکی رها بود.
_ پلیس👨✈️ آمد، اورژانس🚑 هم آمد، یکی #رویا را برد و دیگری #رها را!
_در بیمارستان🏥، رها هنوز #بیهوش بود.
آیه بالای سرش دعا🤲 میخواند و گهگاه با تلفن 📱رها به #صدرا زنگ میزد... هنوز #خاموش بود!
_آیه به پلیس👨✈️ هر آنچه را که دیده بود گفته بود و اکنون منتظر #همسر رها بودند! طرف کدام را میگرفت؟ زنش یا نامزدش؟
_بعد از چند ساعت⏳ بلاخره تماس برقرار شد و #صدای_صدرا در گوشی پیچید:
_رها الان کار دارم، تازه از #دادگاه اومدم بیرون! تا نیم ساعت⏰ دیگه یه #دادگاه دیگه دارم، خودم بهت زنگ میزنم.
_قبل از آنکه تماس را قطع کند آیه سخن گفت:
_آقا صدرا!
+قلب🫀 صدرا در سینهاش فرو ریخت؛
از صبح 🌤دلش #شور میزد و حالا... چرا آیه با تلفن رها به او زنگ زده بود؟ رهایش کجاست؟
_چی شده؟ رها کجاست؟
+بیمارستان🏥... بیاید! بهتون نیاز داره.
_صدر🧑🦱ا بدون فکر کردن به هر چیزی فقط گفت:
_اومدم!
_صدرا🧑🦱 بیقرار بود، با سرعت میرفت. به بیمارستان🏥 که رسید، چشم 👀چرخاند برای دیدن آشنا... کسی نبود! از #اطلاعات دربارهی رهای این روزهایش پرسید و به آیه رسید...
_آیه خانم!
_آیه نگاه به صدرای #بیقرار کرد،
میدانست سوالش چیست، پس منتظر نشد که او بپرسد:
_بیهوشه، هنوز به هوش نیومده؛ ضربهی سختی به سرش خورده!
+چرا؟ تصادف کردید؟
تلفن📞 صدرا زنگ خورد. #پدر رویا بود!
چه بدموقع! صدا را قطع کرد اما دوباره زنگ خورد. #کلافه از آیه عذرخواهی کرد و جواب داد:
_الان نمیتونم، باهاتون تماس میگیرم!
آقای شریفی: _صبرکن صدرا، مشکلی پیش اومده! خودتو برسون #کلانتری، بهت نیاز دارم.
_صدرا #وکیل آقای شریفی بود،
اصلا از همین طریق #رویا دیده بود و عاشقش♥️ شده بود. گوشی📞 را قطع کرد و به سمت در ییمارستان🏥 رفت:
_برمیگردم! شما پیشش باشید، زود میام.
آیه رفتنش را نگاه کرد:
"چیزی مهمتر از تمام #زندگیت هست آقای زند؟"
_وقتی به #کلانتری رسید، آقای شریفی را دید:
_سلام🖐، چیشده؟ من باید برم بیمارستان🏥!
آقای شریفی: _چیز مهمی نیست، فقط تو باید #رضایت بدی!
_رضایت چی؟
آقای شریفی: _چیزی نیست، زیادم طول نمیکشه، با من بیا!
_وارد اتاق #افسر_نگهبان شدند.
_اینم آقای زند #همسر خانم مرادی، اومدن برای #رضایت!
_نام فامیل رها که به همسری صدرا معرفی شد برایش #عجیب بود...🤔
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
سلام ، عرض ارادت و تسلیت محضر همهی عزیزان،
دوستانی که تازه به جمع اهالی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱 ملحق شدید،
خیلی خیلی خوش آمدید.حضور سبزتان گرامی🍃🙏
✍#Darya_39
53.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌗 شب #ششم محرم، نوحه سرایی در #رثای شهادت قاسم ابن الحسن(ع)
♻️ حاج صادق آهنگران
🎥 #تصویری
نوحهء قاسم بن الحسن مجتبی..ع
درجمع #لشکر۵ نصر مشهد مقدس
در سال۱۳۶۸
شاعر: زنده یادسیدرضا موید خراسانی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
من که شیرین سخنم قام بن الحسنم.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
🎙 حاج صادق آهنگران
قاسم بن الحسن..ع..
🍃جدید🍃
من که شیرین سخنم
قاسم بن الحسنم...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🖤♡
دل بردن از امام و سراپا عسل شدن
اینکار،کارِبۍهنراننیست،کارِتُوست..
_احمدعلوے_
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
@Maddahionlin1_5871767152.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🎙_حاج آقا عالی_
...احلی من العسل...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
@Barrane_eshgh1_5877522461.mp3
زمان:
حجم:
9M
🖤♡
🎧حاجمحمودکریمۍ
اَحلۍمنَالعَسل..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🖤💔
اےاز شروعِ صُـبحِ ازل انتخابــِ من
ڪۍمۍرسمـبہلحظہےدربَرڪشیدنت..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید