هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈قسمت ۷۴ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 قسمت ۷۵ : 🔻
📍معاینهها که انجام شد رها نگاهش🧐 را از پنجره به آسمان🌒 دوخت. آسمان غبار گرفته!
صدرا: _خوبی رها؟
_رها# تلخ شد، #بد شد، برای مردی که میخواست مرد باشد برایش:
_خوب؟ باید #میمردم تا خوب باشم. با روزای قبل فرقی ندارم؛ شما برید به کارتون برسید!
صدرا: _رها! این حرفا چیه؟ تو زن 🚺 منی
رها: _زنت اومد دنبال #حقش، زنت اومد تو رو بگیره! گفتم که ربطی به من نداره، گفتم که زنش نیستم، گفت برو... گفتم نمیتونم؛ گفتم نمیشه! اما گفت با تو حرف🗣 میزنه، گفتم صدرا 🧑🦱این روزا به حرفتو نیست، گفت #تقصیر توئه! کدوم تقصیر؟ چرا هیچکس رفتار بدشو نمیبینه؟ نمیبینه دل💔 میشکنه؟ نمیبینه کاراش باعث میشه کسایی که دوستش 🥰داشتن از دورش برن! به من چه که تو نگاهت سرد شده؟ به من چه که #رویا تو رو حقش میدونه! #سهم من چیه؟
صدرا: _آروم باش رها؛ همه چیز درست میشه!
رها: نه تو خونهی🏠 پدرم جا دارم نه تو خونهی شوهرم🚹، چی درست میشه؟
+آیه مداخله کرد:
_رها... این #امتحان توئه، مواظب باش #مردود نشی!
#آیه از اتاق بیرون رفت.
#رها نیاز داشت خودش را دوباره #بسازد، آخر دلش شکسته 💔بود!
صدرا☹️ حس شکست میکرد.
#رهای این روزهایش 😖خسته بود...
خسته 😫بود و مردش #تکیهگاهش نبود.
خسته😩 بود و مردش #مرهمش نبود.
_زود بود #برایش که #آیه باشد برای #رهایش! رها آیه میخواست برای #رها_شدن...
_رها آیه میخواست برای #بلند_شدن؛
آیه شاید آیهی #رحمت خدا باشد برای او و رهایی که برای این روزهایش بود.
+رها را که به خانه 🏡 آوردند، #محبوبه خانم با لبخند🙂 نگاهش کرد:
_خوبی مادر؟
_رها نگاهش رنگ تعجب😳 گرفت. لبخند😊 محبوبه خانم عمیقتر شد:
_اینقدر عجیبه؟ من اونقدرا هم بد نیستم که الان تعجب😟 کنی، ما رو ببخش، اصلا نمیدونم چرا راه رو غلط رفتم؛ اما خوشحالم که این #اشتباه باعث شد تو به زندگی ما بیای
+نگاه 🙂رها به پشت سر محبوبه خانم افتاد. مادرش بود که نگاهش میکرد.
_مامان!
+جانم دخترکم؟
_رها خود را در #آغوش مادر رها کرد و هر دو گریستند😭... رها اشک صورت مادر را پاک کرد:
_اینجا چیکار میکنی؟ چطور اینجا رو پیدا کردی؟
+هفته قبل پدرت #سکته کرد و #مُرد...
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۵ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 قسمت ۷۶ : 🔻
+هفته قبل پدرت سکته کرد و مُرد...
_رها دلش❤️🩹 برای مردی که پدر بود سوخت.
"چطور باید جواب آنهمه #ظلمها را میداد؟ چطور جواب #حقهایی را که #ناحق کرده بود را میداد؟"
_خدای من... من نمیدونستم! 😒
اشک 😭ریخت برای پدری که پدری را بلد نبود.
+بعد از هفتمش که فقط خانواده رفتن سر خاکش، #رامین منو از خونه
بیرون کرد. نمیدونستم کجا برم و چیکار کنم. شمارهی #آیه رو داشتم، بهش زنگ📞 زدم و اومد دنبالم و آوردتم اینجا. اونموقع بود که فهمیدم بیمارستانی🏥 و چه اتفاقی افتاده. بعد هم زحمتم افتاد گردن #محبوبه خانم.
_این چه حرفیه؟ اینجا خونهی🏡 رها جان هم هست.
رها تعجب😳 کرده بود ،
از این رفتار #مادرشوهری که تا چند روز قبل نگاهش هم نمیکرد...
آیه لبخند☺️ زد. یاد چند روز قبل افتاد که محبوبه خانم به خانهاش آمد...
محبوبه خانم: _#شرمنده که مزاحم شدم، اما اومدم باهاتون #مشورت کنم. در واقع یه سوال ازتون داشتم.
حاج علی: _بفرمایید ما در خدمتیم!
محبوبه خانم: _زندگیمون به هم ریخته، عروسم👰♂ بعد از مرگ پسرم رفته و قصد برگشت نداره! نامزدی💍 صدرا با دختری که خیلی دوستش داشت بهم خورده!
_دختری عروسم👰♀ شده که نمیشناسمش اما همیشه #صبور و #مهربونه! خون🩸 پسرم رو بخشیدن و این دختر رو آوردن گفتن #خونبس!
_حاجآقا من اینا رو #نمیفهمم، نمیفهمم این دختر چرا باید جای برادرش #مجازات بشه؟ این قراره درد بکشه یا ما با هر بار دیدنش باید #عذاب بکشیم؟ الآنم که گوشه 🚑 افتاده!نمیدونم باید چیکار کنم، این حالمو بدتر🤮 میکنه.
+حاج علی اندکی تامل کرد:
_دستور دین خدا که مشخصه، یا #ببخش و تمامش کن یا #قصاص کن و حقتو بگیر و تمومش کن!
_حالا این سنت #خونبس که از قدیم در بعضی مناطق بوده و الآنم هست، از کجا ریشه داره رو نمیدونم! اونم حتما حکمتی توش بوده، اما حکم خدا نیست!
+شما اگه ببخشی، قلبت🫀 آروم میشه و جریان تمام میشه، بعد از #قصاص هم جریان تموم میشه، اما وقتی #خونبس آوردی یعنی هر لحظه ⏳میخوای برای خودت #یادآوری کنی که چی شد و چه اتفاقی افتاد. اون دختر به گناه نکرده مجازات شد و خدا از گناه شما بگذره که #مظلوم رو آزار دادید؛ #قاتل کسی دیگه بود و الان داره #آزاد زندگیشو میکنه.
شما کسی رو مجازات کردید که #هیچ_گناهی نداشت جز اینکه مادرش هم قربانی همین رسم بود. مادرش هم سختی زیاد کشید. آیه و رها خانم سالهاست با هم دوستن و من تا حدودی از زندگیشون خبر دارم! اون دختر نامزد💍 داشت و به کسی دل💗 بسته بود. شما همهی دنیا و آرزوهاش رو ازش گرفتید.
محبوبه خانم: _خدا ما رو ببخشه، اونموقع...
⏪ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 مقتل خوانی آیت الله #شهید_سیدمحمدباقر_حکیم به زبان عربی و زیرنویس فارسی
#امام_حسین | #عاشورا
#سیره_علما
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🩸🩸 گریه خون در روز عاشورا
🚩 در یکی از روزهای #عاشورا ، در قبرستان حاج شیخ (قبرستان نو) در نزد #علامه_طباطبایی حضور داشتم و ایشان بسیار اشک آلود😢 و غمناک بودند.
▫️ علامه فرمودند: آقای وجدانی! آیا می دانید امروز چه روزی است؟! و سپس فرمودند: امروز روز بسیار بزرگی است که بر اهلبیت(ع) بسیار #سخت گذشت و امروز #همه_هستی عزادارند و بر امام گریه 😢میکنند و حتی #جمادات هم بر #امام_حسین (ع) خون🩸 گریه می کنند.
🔸در حالی که این سخنان را بیان میکردند سنگ کوچکی را از زمین بلند کرده و آن را دو نیم کردند که ناگاه از وسط آن قطرات خون جاری شد🩸🩸
راوی: آیت الله وجدانی فخر
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️ ورود #سرِ_شهید به مجلس، حقیقتاً #کربلای دوم بود.
🗓ماهها پس از شهادتش، سر #شهید_احمد_مشلب بازگردانده شد تا در شب عاشورا به همراه پیکر پاکش دفن شود.😭
ما تركتُك يا حُسين
#لبنان
#عاشورا 🏴
#امام_حسین 🕯
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
◾️ ورود #سرِ_شهید به مجلس، حقیقتاً #کربلای دوم بود. 🗓ماهها پس از شهادتش، سر #شهید_احمد_مشلب بازگر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖤💔
غمۍ بھ وسعتِ عالمـ نشستہ برجانش
تمامـِ ناحیہ خیس از دوچشمـِ گریانش..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🖤💔 غمۍ بھ وسعتِ عالمـ نشستہ برجانش تمامـِ ناحیہ خیس از دوچشمـِ گریانش.. 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🖤😭
سجــادهے سجّــاد پُر از اشڪِ روان بود
چھلسال خودش پاے دلش مرثیہخوان بود..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید