eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
784 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین🇮🇷 شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریه‌های😭 کودکان و زنان بی‌دفاع می‌دیدند. ✨تقدیم به مردان سبز پوش👨‍✈️👨‍🎨 سرزمینم🇮🇷 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈قسمت ۷۴ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۵ : 🔻 📍معاینه‌ها که انجام شد رها نگاهش🧐 را از پنجره به آسمان🌒 دوخت. آسمان غبار گرفته! صدرا: _خوبی رها؟ _رها# تلخ شد، شد، برای مردی که میخواست مرد باشد برایش: _خوب؟ باید تا خوب باشم. با روزای قبل فرقی ندارم؛ شما برید به کارتون برسید! صدرا: _رها! این حرفا چیه؟ تو زن 🚺 منی رها: _زنت اومد دنبال ، زنت اومد تو رو بگیره! گفتم که ربطی به من نداره، گفتم که زنش نیستم، گفت برو... گفتم نمیتونم؛ گفتم نمیشه! اما گفت با تو حرف🗣 میزنه، گفتم صدرا 🧑‍🦱این روزا به حرف‌تو نیست، گفت توئه! کدوم تقصیر؟ چرا هیچکس رفتار بدشو نمیبینه؟ نمیبینه دل💔 میشکنه؟ نمیبینه کاراش باعث میشه کسایی که دوستش 🥰داشتن از دورش برن! به من چه که تو نگاهت سرد شده؟ به من چه که تو رو حقش میدونه! من چیه؟ صدرا: _آروم باش رها؛ همه چیز درست میشه! رها: نه تو خونه‌ی🏠 پدرم جا دارم نه تو خونه‌ی شوهرم🚹، چی درست میشه؟ +آیه مداخله کرد: _رها... این توئه، مواظب باش نشی! از اتاق بیرون رفت. نیاز داشت خودش را دوباره ، آخر دلش شکسته 💔بود! صدرا☹️ حس شکست میکرد. این روزهایش 😖خسته بود... خسته 😫بود و مردش نبود. خسته😩 بود و مردش نبود. _زود بود که باشد برای ! رها آیه میخواست برای ... _رها آیه میخواست برای ؛ آیه شاید آیه‌ی خدا باشد برای او و رهایی که برای این روزهایش بود. +رها را که به خانه 🏡 آوردند، خانم با لبخند🙂 نگاهش کرد: _خوبی مادر؟ _رها نگاهش رنگ تعجب😳 گرفت. لبخند😊 محبوبه خانم عمیق‌تر شد: _اینقدر عجیبه؟ من اونقدرا هم بد نیستم که الان تعجب😟 کنی، ما رو ببخش، اصلا نمیدونم چرا راه رو غلط رفتم؛ اما خوشحالم که این باعث شد تو به زندگی ما بیای +نگاه 🙂رها به پشت سر محبوبه خانم افتاد. مادرش بود که نگاهش میکرد. _مامان! +جانم دخترکم؟ _رها خود را در مادر رها کرد و هر دو گریستند😭... رها اشک صورت مادر را پاک کرد: _اینجا چیکار میکنی؟ چطور اینجا رو پیدا کردی؟ +هفته قبل پدرت کرد و ...ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۵ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۷۶ : 🔻 +هفته قبل پدرت سکته کرد و مُرد... _رها دلش❤️‍🩹 برای مردی که پدر بود سوخت. "چطور باید جواب آنهمه را میداد؟ چطور جواب را که کرده بود را میداد؟" _خدای من... من نمیدونستم! 😒 اشک 😭ریخت برای پدری که پدری را بلد نبود. +بعد از هفتمش که فقط خانواده رفتن سر خاکش، منو از خونه بیرون کرد. نمیدونستم کجا برم و چیکار کنم. شماره‌ی رو داشتم، بهش زنگ📞 زدم و اومد دنبالم و آوردتم اینجا. اون‌موقع بود که فهمیدم بیمارستانی🏥 و چه اتفاقی افتاده. بعد هم زحمتم افتاد گردن خانم. _این چه حرفیه؟ اینجا خونه‌ی🏡 رها جان هم هست. رها تعجب😳 کرده بود ، از این رفتار که تا چند روز قبل نگاهش هم نمیکرد... آیه لبخند☺️ زد. یاد چند روز قبل افتاد که محبوبه خانم به خانه‌اش آمد... محبوبه خانم: _ که مزاحم شدم، اما اومدم باهاتون کنم. در واقع یه سوال ازتون داشتم. حاج علی: _بفرمایید ما در خدمتیم! محبوبه خانم: _زندگیمون به هم ریخته، عروسم👰‍♂ بعد از مرگ پسرم رفته و قصد برگشت نداره! نامزدی💍 صدرا با دختری که خیلی دوستش داشت بهم خورده! _دختری عروسم👰‍♀ شده که نمیشناسمش اما همیشه و ! خون🩸 پسرم رو بخشیدن و این دختر رو آوردن گفتن ! _حاج‌آقا من اینا رو ، نمیفهمم این دختر چرا باید جای برادرش بشه؟ این قراره درد بکشه یا ما با هر بار دیدنش باید بکشیم؟ الآنم که گوشه 🚑 افتاده!نمیدونم باید چیکار کنم، این حالمو بدتر🤮 میکنه. +حاج علی اندکی تامل کرد: _دستور دین خدا که مشخصه، یا و تمامش کن یا کن و حقتو بگیر و تمومش کن! _حالا این سنت که از قدیم در بعضی مناطق بوده و الآنم هست، از کجا ریشه داره رو نمیدونم! اونم حتما حکمتی توش بوده، اما حکم خدا نیست! +شما اگه ببخشی، قلبت🫀 آروم میشه و جریان تمام میشه، بعد از هم جریان تموم میشه، اما وقتی آوردی یعنی هر لحظه ⏳میخوای برای خودت کنی که چی شد و چه اتفاقی افتاد. اون دختر به گناه نکرده مجازات شد و خدا از گناه شما بگذره که رو آزار دادید؛ کسی دیگه بود و الان داره زندگیشو میکنه. شما کسی رو مجازات کردید که نداشت جز اینکه مادرش هم قربانی همین رسم بود. مادرش هم سختی زیاد کشید. آیه و رها خانم سال‌هاست با هم دوستن و من تا حدودی از زندگیشون خبر دارم! اون دختر نامزد💍 داشت و به کسی دل💗 بسته بود. شما همه‌ی دنیا و آرزوهاش رو ازش گرفتید. محبوبه خانم: _خدا ما رو ببخشه، اون‌موقع...ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🩸🩸 گریه خون در روز عاشورا 🚩 در یکی از روزهای ، در قبرستان حاج شیخ (قبرستان نو) در نزد حضور داشتم و ایشان بسیار اشک آلود😢 و غمناک بودند. ▫️ علامه فرمودند: آقای وجدانی! آیا می دانید امروز چه روزی است؟! و سپس فرمودند: امروز روز بسیار بزرگی است که بر اهل‌بیت(ع) بسیار گذشت و امروز عزادارند و بر امام گریه 😢می‌کنند و حتی هم بر (ع) خون🩸 گریه می کنند. 🔸در حالی که این سخنان را بیان می‌کردند سنگ کوچکی را از زمین بلند کرده و آن را دو نیم کردند که ناگاه از وسط آن قطرات خون جاری شد🩸🩸 راوی: آیت الله وجدانی فخر 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️ ورود به مجلس، حقیقتاً دوم بود. 🗓‏ماه‌ها پس از شهادتش، سر بازگردانده شد تا در شب عاشورا به همراه پیکر پاکش دفن شود.😭 ‏⁧ ما تركتُك يا حُسين ⁩ 🏴 🕯 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🖤💔 غمۍ بھ وسعتِ عالمـ نشستہ برجانش تمامـِ ناحیہ خیس از دوچشمـِ گریانش.. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید