5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹شهید حاجقاسم سلیمانی: خدا را شکر 🤲که ""یاحسین ""ورد زبان همهی ما شده.....
#بشنوید
#حسین_جانم
#عزیزم_حسین
#سیدالشهدای_دلم
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📹شهید حاجقاسم سلیمانی: خدا را شکر 🤲که ""یاحسین ""ورد زبان همهی ما شده..... #بشنوید #حسین_جانم #عز
🖤🏴
اربعین پاے پیادھ از نجف تا ڪربلا
التماسٺ مۍڪنم این جمعرا باهم ببر:)
💔💔
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈قسمت ۸۲ :🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 قسمت ۸۳ : 🔻
ارمیا: _میخوام بدونم چی باعث شد از #جونش و #زنش و بچهش🚼 بگذره و بره؟
#آیه لب باز کرد:
_ #ایمانش! حس اینکه از جا موندههای کربلاست... #بیتاب بود، همهی روزاش🌅 شده بود #عاشورا، همهی شباش🌃 شده بود #عاشورا!
_از هتک حرمت حرم
وحشت😱 داشت، یه روز گریه😢 میکرد و میگفت
دوباره به حرم امام حسین (ع) جسارت شده! بعد از هزار و چهارصد سال دوباره حُرمت حرم رو شکستن، میگفت میخوام بشم دستای✋ ابالفضلالعباس (ع) ؛ میگفت میخوام بشم علی اکبر؛ #حرم عمهم رو به خاک و خون 🩸کشیدن؛🥲
+گریه😭 میکرد که بذارم بره، پاهاش زنجیر⛓ من بود... رهاش که کردم پر🕊 کشید!
_آخه گریههای😭 سر نمازش 📿جگرمو آتیش🔥 میزد. آخه هر بار #سوریه اتفاقی میافتاد به خودش میگفت بیغیرت!
+ مهدی بوی #یاس گرفته بود... مهدی دیدنیها رو دیده بود و شنیده بود. اون صدای «هل من ناصر ینصرنی» رو شنیده بود. دیگه چی میخواید؟
ارمیا: _خودشو #مدیون چی میدونست که رفت؟
حاج علی: _
#مدیون سیلی صورت مادرش،
#مدیون فرق شکافته شدهی پدرش، #مدیون جگر پاره پارهی نور چشم پیامبر؛ #مدیون هفتاد و دو سر به نیزه رفته؛ #مدیون شهدای دشت نینوا،
#مدیون قرآن روی نیزهها!
🥀📕
ارمیا: _پس چرا مردم اون زمان نفهمیدن؟
حاج علی: _چون شکمهاشون از #حرام پر شده بود. که اگر شکمت از حرام پر نباشه، #شنیدن صداش حتی بعد از قرنها هم زیاد سخت نیست!
ارمیا: _از کجا بفهمم کدوم راه، راه #حقه؟
حاج علی: _به #صدای_درونت گوش بده! کدوم رو فطرتت میپذیره؟ اسلامی که کودک🚼 6 ماهه روی دست پدر پرپر میکنه یا اسلامی که مرحم میشه روی زخم یتیمها؟ اسلام دفاع از #مظلوم شبیه اسلام امام حسین
علیهالسلامه یا اسلامی که جلوی چشمای بچهها سر میبُره؟😢
ارمیا: _شاید اونا هم خودشون رو حق میدونن! شاید اونا هم دلیل دارن که افتادن دنبال گرفتن حقشون! مگه نمیگن حضرت زهرا (س) هم دنبال #فدک رفت؟ اونا هم شاید طلب دارن؛ امام حسین (ع) هم رفت دنبال #حکومت، حاجی دفاع از کشور یه چیزه اما آدمایی که به ما ربط ندارن یه طرف دیگه، اصلا تو کتابهاتون نوشته سوریه آزاد نمیشه؛ چرا الکی بریم بجنگیم!
حاج علی: _#فدک #حق بود که #ضایع شد. فدک حق #امامت بود و خلافت، اصلا خلافت و امامت جدا از هم نبود، از هم جدا کردنش؛ حق رو از حقدارش گرفتن، #فدک یعنی حکومت مطلق امیرالمومنین، حکومت امام حسین(ع).
ارمیا: _اینکه شد #موروثی و #شاهنشاهی👑! مردم باید انتخاب کنن!
حاج علی: _اونا آفریده شدن برای #هدایت بشر! اونا #بالاترین_علم رو برای
هدایت بشر دارن، تو اگه بخوای یک نقاشی 🎨 بکشی وقتی یه طرحی جلوته که از همه طرف بهش #اشراف داری بهتر رسمش میکنی یا وقتی که فقط یک نقطه کوچیک از اون رو بینی؟ اونا
#مُشرف به همه
هستن، به همهی #حق و باطلها؛ به همهی #هستها و نیستها، به همهی #دروغها و راستیها شاید سوریه آزاد نشه، اما مهم تلاش ما برای #کمک به مظلومه مهم تلاش ما برای #حفظ حریم ولایته، امام حسین (ع) #میدونست اونجا همهی مردها کشته و زنها اسیر میشن. رفت تا به #هدف_بزرگترش برسه؛ از #عزیزترین چیزها و کسانش گذشت برای ما اسلام رو نگهداره، اصلا بحث #تکلیف و #وظیفهست؛ نتیجهش به ما ربطی نداره؛ البته اگر نتیجه ظاهری منظور باشه،
ما مامور به وظیفهایم نه نتیجه!
ارمیا: _من #گم شدم توی این دنیا حاجی، هیچکسی به دادم نمیرسه!
حاج علی: _نگاه کن! #چهارده چراغ 💡روشنای دنیات هستن و چهارده دست 👋به سمتت دراز شدن، تمام غرق شدههای این دنیا اگه اراده کنن و دست دراز کنن بیبرو برگرد قبولشون میکنن و نجاتشون میدن. خدا #توبه کارا رو دوست داره.
#آیه در سکوت نگاهشان 👀میکرد.
"چه میکنی سیدمهدی؟ یارکشی میکنی؟ مگر یاد کودکیهایت👦 کردهای که یار جمع میکنی برای بازیای که برایمان ساختهای؟"
⏪ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۸۳ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 قسمت ۸۴ :🔻
📍سال نو که آمد، #احساسات جدید در قلبها 🫀روییده بود.
صدرا دنبال #بهانه بود برای پیدا کردن فرصتی برای بودن با زن 🧕و فرزندش👶.
#محبوبه خانم هم از افسردگی درآمده و مهدی 👶بهانهی خندههایش 😄شده بود؛ انگار #سینا بار
دیگر به خانهاش🏡 آمده بود...
+شب 🌃کنار هم جمع شده و تلویزیون📺 میدیدند که #محبوبه خانم حرفی را وسط کشید:
_میدونم رسمش اینجوری نیست و #لیاقت رها بیشتر از این حرفهاست؛ اما شرایطی پیش اومد که هرچند #اشتباه بود اما گذشت و الان تو این شرایط قرار گرفتیم. هنوز هم ما عزاداریم😔 و هم شما، اما میدونم که باید از یه جایی شروع بشه،
رها جان مادر، پسرم دوستت💕 داره؛ قبولش میکنی؟ اگه نه هر وقت که بخوای میتونی ازش #جدا شی! اگه قبول کنی و عروسم👰♀ بمونی #منت سرمون گذاشتی و #مدیونت هستیم.
#حق توئه که زندگیتو #انتخاب کنی، اگه جوابت مثبت باشه بعد از #سالگرد سینا...
⏪ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
543.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📽 اوحسین است... غریباً ؛ وحیداً ؛ فریداً . . 💔'
💗❤️🩹
خُداوندا اگر جایۍ
دلۍ بۍتابِ دلدار اسٺ
نمۍدانمـ چطور
اماخودت پا درمیانۍڪن..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
@Barrane_eshgh1_4433099248.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
❤️🩹
🎧حسینخلجۍ
منموهواےِتُو..
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
❣
پَنجرھ را باز ڪردمـ نفس بیاید
عِطــرِ تـُــــــــو آمدقـَــــرار رفت..!
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید