www.sajed.irشهیدکشوری_تا_آخرین_قطرۀ_خون_از_انقلاب،.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆اعتراف خبرنگار آمریکایی:
... ایران در بین ملتهای جهان به #الگویی تبدیل شده که میتوان در برابر آمریکا سر #خم نکرد...!🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به از
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 قسمت ۱۰۳ : 🔻
📍دم رفتن به آیه گفت:
_من هنوز منتظرم! #امیدوارم دفعهی بعد...
آیه پاکت💌 نامهای به سمت ارمیا🧔 گرفت. ارمیا حرفش را #نیمه_تمام قطع کرد.
آیه: _چند تا پاکت📨 از #سیدمهدی برام مونده! یکی برای #من بود، یکی #مادرش، یکی #دخترش وقتی سوال پرسید از پدرش... و این هم برای مردی که قراره #پدر دخترکش بشه!
آیه نگفت برای مردی که همسرش میشود، گفت پدر دخترش! #حجب و
حیا به این میگویند دیگر؟
صدای دست زدن 👏بلند شد...
ارمیا خندید😃 و خدا را شکر گفت. پاکت نامه را باز کرد:
✍🕊_سلام! امروز تو توانستی دِل♥️ آیهای را به دست آوری که روزی دنیا🌏 را برایش زیر و رو میکردم!
تمام #هستیام را... #جانم را، #روحم را، #دنیایم را به دستت #امانت میدهم! #امانتدار باش! #همسر باش! #پدر باش! جای پر کن! آیهام شکننده💔 است! مواظب دلش❤️🩹 باش! دخترکم🧒 پناه میخواهد، پناهش باش! دخترم و بانویم را اول به #خدا و بعد به #تو میسپارم...
ارمیا نامه📃 را در پاکت💌 گذاشت ،
و پاکت را در جیبش. لبخند 😊جزء لاینفک صورتش شده بود.
انگار زینب پدردار شده بود!
صدرا: _گفته باشما! ما آیه خانم و زینب سادات رو نمیدیم ببریا، تو باید بیای همینجا!
ارمیا: _خط و نشون نکش! من تا #خانومم نخواد کاری نمیکنم، شاید جای بزرگتری بخواد!
آیه گونههایش رنگ گرفت.
رها: _یاد بگیر صدرا، ببین چقدر #زنذلیله!
ارمیا: _دست شما درد نکنه! آیه خانوم چیزی به دوستتون نمیگید؟
آیه رنگ آمده در به صورتش پس رفت!
زهرا خانم: _دخترمو اذیت نکن پسرم
فخرالسادات: _پسرم گناه داره، دخترت خیلی منتظرش گذاشته!
ارمیا نگاهش را با عشق♥️ با فخرالسادات دوخت، مادر داشتن چقدر لذتبخش بود.
محمد: داداشم داره داماد 👨⚖میشه!
ِکل کشید .
و صدرا🧑🦱 ادامه داد:
_پیر پسر ما هم داماد👨⚖ شد!
ارمیا 🧔به سمت حاج علی 👨🦳رفت:
_حاجی، دخترتون قبولم کرده! شما چی؟ قبولم میکنید؟
حاج علی: _وقتی دخترم قبولت کرده، من چی بگم؟ دخترم حرف دل باباشو میدونه، #خوشبخت بشید!
ارمیا😘 دست پدر را بوسیده بود.
این هم #آرزوی_آخرش "حاج علی پدرش شده بود."
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 قسمت ۱۰۳ : 🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈قسمت ۱۰۴ /قسمت پایانی🔻
🕘 ساعت 9 شب بود ،
و بحث عقد💫 و مراسم بود.
+محمد🧑🦰 و صدرا 🧑🦱سر به سر ارمیا🧔 میگذاشتند و گاهی #آیه را هم #سرخ و #سفید میکردند.
تلفن☎️ خانه زنگ خورد.
حاج علی👨🦳 بلند شد و تلفن خانه را جواب داد. دقایقی بعد تلفن را قطع کرد و رو به آیه کرد:
_آیه بابا به #آرزوت رسیدی! #آقا داره میاد دیدن تو و دخترت! پاشو.. تا یک ⏳ساعت دیگه میان!
ارمیا🧔 به چهرهی بانویش نگاه کرد.
یاد 🎞فیلمی افتاد که صدرا 🧑🦱برایش تعریف کرده بود. آنقدر اصرار کرده بود که آن را نشانش دادند. هقهقهایش☹️ را شنیده بود. آرزوهایش را! ارمیا #همه را میدانست جز اینکه #چرا آیه در #تنهایی هایش هم #حجاب داشت!
ارمیا که از موهای #سپید شدهی بانویش نمیدانست! نمیدانست که #غمها پیرش کردهاند! که اگر میدانست #سه_سال صبر نمیکرد!
آیه #دستپاچه بود!
همه #دستپاچه بودند جز ارمیا 🧔که بانویش را نگاه میکرد!
"به آرزویت رسیدی بانو؟ مبارک است..."
صدای #زنگ_در که آمد،آیه #جان گرفت...
⏪ پایان✅
🥀🌱🥀🌱🥀
اذنی بده، روی ارتش ما هم حساب کن
بیبی شام بلایم شتاب کن
این سیل کوفهی پیمانشکن که نیست
با خوِن🩸 این جماعت اشقی خضاب کن
#ارتش که خواب ندارد برای تو
روی #سهسالهدختر👧 ما هم حساب کن
این رو سیاهی #دنیا به آخر است
#کاخ تمام بیصفتان را خراب کن
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼نماهنگ: سرزمین نینوا
🌴یاد باد آن روزگاران یاد باد...
🗣... نوای گرم حاج صادق آهنگران
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
👆🥀🍃
🌷سرزمین نینوا، یادش بخیر
🌿کربلای جبههها، یادش به خیر
🌷با نوای کاروان، بار بندیم همرهان
🌿این قافله، عزم کربُ بلا دارد
🌷دیدار جانانه، رنج و بلا دارد
🌿الحق عجب حالی این جبههها دارد
🌷منتظریم کی شب حمله فرا میرسد
🌿امر ز فرماندهی کل قوا میرسد
🌷مرا اسب سفیدی بود روزی
🌿شهادت را امیدی بود، روزی
🌷اگر آه تو، از جنس نیاز است
🌿در باغ شهادت، باز باز است
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
آنانکه به مرگ سرخ لبخند زدند
با شوق ، قدم در راه دلبند زدند
از شهر و دیار و یار و از همدم خویش
بگسسته و با خدای پیوند زدند
💔🥀🍃💔🥀🍃💔🥀🍃
سلام دوستان ،🤚
وقت همگی بخیر،⏳
عرض خوشآمد دارم محضر عزیزانی که جدیدا به جمع دوستان در
🌹کوچههای آسمانی🌱 ملحق شدید،
حضور سبزتان گرامی ✅
✍#Darya_39