eitaa logo
📚 داستان های آموزنده 📚
68.1هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
2.8هزار ویدیو
70 فایل
﷽ 🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر
مشاهده در ایتا
دانلود
🔅 ✍️ پاسخی برای آن‌ها که زود می‌رنجند 🔹خردمندی با مردی در راهی سفر می‌کرد. آن مرد سعی داشت تا با بی‌احترامی، توهین و واکنش‌های تند و زننده، این معلم بزرگ را بیازماید. 🔸در سه روز اول، هرگاه خردمند سخن می‌گفت آن مرد، او را ابله می‌نامید و به‌گونه‌ای گستاخانه این انسان بزرگ را مورد تمسخر قرار می‌داد. 🔹سرانجام در پایان روز سوم، آن مرد تاب نیاورد و از خردمند پرسید: با وجود اینکه در سه روز گذشته من فقط به تو بی‌احترامی کرده‌ام و تو را رنجانده‌ام، چطور می‌توانی رفتاری سرشار از عشق و مهربانی نسبت به من داشته باشی؟ 🔸هرگاه سبب آزار و اذیت تو می‌شدم در پاسخ، رفتاری سرشار از عشق دریافت کردم. چطور چنین چیزی امکان‌پذیر است؟ 🔹خردمند در پاسخ سوال آن مرد، از او پرسید: اگر کسی هدیه‌ای به تو پیشنهاد کند و تو آن را نپذیری، آن هدیه به چه کسی تعلق خواهد داشت؟ 💢 سوال این انسان بزرگ، نگرش جدیدی به آن مرد بخشید. ✾📚 @Dastan 📚✾
💠آیت الله ملکی تبریزی(ره): 🔸نماز شب، موجب خشنودی خدا و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و اساس ایمان و آسایش بدن و ناخوشایندی شیطان است 🔸سبب اجابت دعا و قبولی اعمال و برکت در رزق و روزی است و شفیع میان نماز شب خوان و فرشته ی مرگ است و چراغ خانه ی قبر و فرش زیر پهلویش است و پاسخی برای دو فرشته نکیر ومنکر است و تا روز قیامت مونس و زائر او در قبر می باشد. 📚رساله لقاء الله صفحه ۱۸۹ ✾📚 @Dastan 📚✾
°•°•° صدایت می‌زنم و از تو یاری می‌جویم ، از تو ؛ همان خدایی که لحظه‌ای از حالم ، بر تو پنهان نیست ... ✾📚 @Dastan 📚✾
خدای خوبم در این شب زیبا درهای رحمتت را به روی ما بگشای بهترین احوال و روحیه و بهترین مؤفقیت‌ها و بهترین لبخندها و بهترین نعمت‌ها و بهترین فرصت‌ها و بهترین عاقبت را نصیبمان بگردان خير و بركات خودت را در زندگی من و مردم سرزمینم جاری بفرما و آرامش را در ذكر خودت بر ما ارزانی بدار و دل ما را به نور خودت روشن و گرم كن شبتـ🌙ـون پر از یاد خدا در آغوش پر از مهر خدا باشید🌟 ✾📚 @Dastan 📚✾
معلمی شغل نیست، هنر است ذوق است، ایثار است، عشق است و فداکاریِ دانایِ عاشق برتمامی معلمان پرتلاش و دلسوز مبارکباد. ✾📚 @Dastan 📚✾
🔆مقام معلم شخصى در مدينه مدرسه اى تاسيس كرد و به آموزش كودكان مشغول بود. روزى يكى از فرزندان امام حسين (علیه السلام ) به مدرسه وى رفت و آيه شريفه الحمدللّه رب العالمين را آموخت . وقتى به منزل برگشت ,آيه را تلاوت كرد و معلوم شد آن را در مدرسه اى از معلم آموخته است . امـام حسين (علیه السلام ) هداياى زيادى براى معلم فرستاد به طورى كه موجب شگفتى عده اى از ياران آن حضرت گرديد. آنـها نزد امام آمدند و عرض كردند: آيا آن همه پاداش به معلم رواست كه شما در برابر آموزش يك آيه , اين همه هديه براى معلم فرستاده اى ؟! حضرت فرمود: آنچه كه دادم چگونه برابرى مى كند با ارزش آنچه كه او به پسرم آموخته است . ايشان با اين كار ارزش والاى معلم را به تمامى ياران و پيروان خودگوشزد نمود. 📚تفسير برهان , ج 1, ص 43 , داستان دوستان , ج 1, ص 71 ✾📚 @Dastan 📚✾
9.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔ خاطرات شنیدنی رهبر انقلاب از استادِ شهید مطهری ره 🔹️ به مناسبت شهادت شهید مرتضی مطهری ره ✾📚 @Dastan 📚✾
📚حقوق معلم و استاد 🗓 به مناسبت روز معلم و استاد 📖 امام سجاد علیه السلام درباب حقوق معلم و استاد میفرمایند : ➖ اَلتَّعْظیمُ لَهُ وَ التَّوْقیرُ لِمَجْلِسِهِ؛ 1⃣ او را احترام کنی و بزرگش بداری. ➖ وَ حُسْنُ الاِْسْتِماعِ لَهُ وَالاِْقْبالُ عَلَیْهِ؛ 2⃣ به سمت او رو کنی و خوب گوش کنی. ➖ وَ لَا تُجِیبَ أَحَداً یَسْأَلُهُ عَنْ شَیْءٍ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الَّذِی یُجِیبُ 3⃣ کسی از استاد چیزی می پرسد تو جواب نده، تا اینکه استاد خودش جواب بدهد. ➖ وَ لَا تُحَدِّثَ فِی مَجْلِسِهِ أَحَداً 4⃣ و در نزد استاد با کسی صحبت نکن. ➖ وَ لَا تَغْتَابَ عِنْدَهُ أَحَداً 5⃣ در حضور استاد غیبت کسی را نکن. ➖ وَ أَنْ تَدْفَعَ عَنْهُ إِذَا ذُکِرَ عِنْدَکَ بِسُوءٍ 6⃣ اگر کسی غیبت استاد را کرد، شما از او دفاع کن. ➖ وَ أَنْ تَسْتُرَ عُیُوبَهُ 7⃣ در استاد عیبی مشاهده کردی افشا مکن وَ تُظْهِرَ مَنَاقِبَهُ 8⃣ و فضایل استاد را اظهار کن، وَ لَا تُجَالِسَ لَهُ عَدُوّاً 9⃣ و با دشمن استادت مجالست نکن وَ لَا تُعَادِیَ لَهُ وَلِیّاً 🔟 و با دوستانش دشمنی نکن. فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ شَهِدَتْ لَکَ مَلَائِکَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنَّکَ قَصَدْتَهُ وَ تَعَلَّمْتَ عِلْمَهُ لِلَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ اسْمُه؛ آن وقت که این کارها را انجام دادی، ملائکه شهادت می دهند که تو برای خدا قصد او کرده و از او علم آموختی.» ❤️❤️❤️ داستان واقعی و بسیار آموزنده خدمت مربیان و معلمان عزیز 👌 💎 در مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد و‌ گفت: سلام استاد آیا منو می‌شناسید؟ 🔹معلم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط می‌دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم. 🔸داماد ضمن معرفی خود گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟! 🔹یادتان هست سال‌ها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچه‌ها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانش‌آموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که آبرویم را می‌برید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیه‌ی دانش‌آموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سال‌های بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد. 🔸استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست. 👈 چون من موقع تفتیش جیب دانش‌آموزان چشم‌هایم را بسته بودم. 🔻تربیت و حکمت معلمان، دانش‌آموزان را بزرگ می‌نماید! 🔺درود بفرستیم به همه معلم هایی كه با روش درست و آموزش صحيح هم بذر علم و دانش را در دل و جان شاگردان می كارند و هم تخم پاكی و انسانيت و جوانمردی را🙏 💐💐 و استاد مبارک 💐 یاد و خاطره همه اساتید و معلمان شهید از جمله حضرت امام و شهید مطهری را گرامی می داریم. یادشان گرامی و راهشان مستدام و پر رهرو باد.🌺🏝️🌷🌼 ✾📚 @Dastan 📚✾
°•°•° ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦﺩﺷﻤﻦﺁﺭﺍﻣﺶِﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻘﺎیسہﺧﻮﺩﺑﺎﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺍست☹️ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍینڪہﻫﺮڪسۍ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮۍڪﺎﻣﻼ‌ﻣﺘﻔﺎﻭﺕﺍﺯﺩﯾﮕﺮۍ ﺩﺭﺣﺎﻝﺳﻔﺮﻭﯾﺎﺩﮔﯿﺮ؁ﺳﺖ🚗 ✾📚 @Dastan 📚✾
🌷 🌷 🌷گاهی صبحانه ما می‌شد یک بیسکویت تا شب که می‌رفتیم خانه. ماه رمضان سحری می‌خوردیم و می‌رفتیم رخت‌شویی. بعد از افطار برمی‌گشتم خانه. شب‌ها هم تا دیروقت کارهای خانه را انجام می‌دادم. غذای روز بعد بچه‌ها را آماده می‌کردم. غلام‌عباس مدام جبهه بود و شوهر و بچه‌هایم هم خانه. مست رخت‌شوی‌خانه بودم و اصلاً خستگی و گرسنگی را نمی‌فهمیدم. رسیدم خانه. برگه‌ای مچاله‌شده جلوی در بود. آن را برداشتم و بازش کردم. نفهمیدم چی نوشته، ولی دلم آشوب شد. سریع در را باز کردم. برگه را دادم دست بچه‌ها و گفتم: «ببینید چی نوشته؟» نگاهش کردند و گفتند: «هیچی نیست.» از رنگ و رویشان فهمیدم الکی می‌گویند. 🌷بلند شدم و رفتم پیش خانم‌های توی باغ کنار خانه‌مان. برگه را دادم به یکی از دخترها که سواد داشت. گفتم: «ببین چی نوشته؟» بازش کرد و گفت: «نوشته غلام‌عباس شیرزادی شهید شده.» گفتم: «بچه من چند روزه از جبهه برگشته. الان توی بسیجه. چطور شد؟» گفت: «پسرته؟ ای وای! کاش بهت نمی‌گفتم.» بدنم سست شد. نشستم روی زمین. چنگ می‌زدم به زمین و مشت مشت خاک می‌ریختم روی سرم و گریه می‌کردم. خانم‌ها دورم جمع شدند. ولی نشستن بی‌فایده بود. بلند شدم. ذهنم کار نمی‌کرد. 🌷تنها جایی که بلد بودم بسیج بود. فقط می‌دویدم. آن‌قدر تند می‌رفتم که باد می‌افتاد زیر چادرم و می‌بردش هوا. نیم‌ساعت راه را کمتر از ۱۰ دقیقه رفتم. در را باز کردم، نفس‌زنان خودم را انداختمم توی اتاق و با بغض گفتم: «غلام... غلام‌عباس رو می‌خوام.» پسر جوان از پشت میزش بلند شد، آمد پیشم و گفت: «مادر چی شده؟ آروم باش تا بیدارش کنیم.» گفتم: «نه، شهید شده. نامه دارم که شهید شده. پس این نامه چیه؟» گفت: «مادر، بشین ببینم چی شده؟» نامه را خواند و گفت: «خیالت راحت، پسرت دیشب کشیک داشته. الان بالا خوابه، این برگه هم کار دشمنه.» منبع: سایت باشگاه خبرنگاران جوان ✾📚 @Dastan 📚✾
11.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍داستانی تکان دهنده از عاقبت فردی که توله سگی را کشت... ✾📚 @Dastan 📚✾
9.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیا و چرا شهید مطهری رو ترور کردن؟🙄 ماجرای کمک ایشون به نیازمندان🌷 روز معلم مبارک🍃💐 شادی روح شهید عزیز، صلوات🌺 ✾📚 @Dastan 📚✾