🌸🍃🌸🍃
#گناه_كبيره
گناه کبیره گناهی است که در قرآن یا روایات برای ارتکاب آن وعده عذاب داده شده است. (ملاک های دیگری نیز برای کبیره بودن گناه ذکر شده است) همچنین گناه صغیره نیز با تکرار (اصرار بر آنها) به گناه کبیره تبدیل می شود.
خداونددر قرآن وعده بخشش همه گناهان را داده است. و برای این که ما مشمول این فضل الهی بشویم این راه هایی دارد که یکی از آن راه ها توبه می باشد،
1⃣ توبه در حق الله جبران گذشته (قضا)
2⃣ استغفار
3⃣ در حق الناس علاوه بر استغفار دادن حق طرف مقابل تحصیل بر رضایت او می باشد.
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
#سواد_زندگي
وقتی مدادی رو میتراشی درسته که چیزهایی از اون کم میشه
اما همین کم شدن، باعث میشه که بهتر و روانتر بنویسه
مصیبتها هم مثل مداد تراش هستند
درسته که از ما چیزهایی رو کم میکنند
اما با همین کم شدنها، سبک میشیم و حرکتِ ما به سمت خدا و جای بهتر، راحتتر و آسونتر میشه
به همین علته که قرآن کریم میفرماید:
از این عسرتها و سختیها رنجیده خاطر مباش
چون آنها با خود راحتی به ارمغان میآورند.
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (شرح/۶)
و با هر سختی البته آسانی هست.
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
روزے حضرت عیسی (ع) از صحرایے می گذشت. در راہ به عبادتگاهی رسید که عابدی در آن جا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام جوانی که به ڪارهای زشت و ناروا مشهور بود از آن جا گذشت.وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمندہ ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش ڪند، چہ ڪنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر
مرد عابد تا آن جوان را دید سر بہ آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناہ کار محشور نکن. در این هنگام خداوند به پیامبرش وحی فرمود که به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمے کنیم، چرا که او بہ دلیل توبہ و پشیمانی، اهل بهشت است و تو بہ دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ.
به نقل از:محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج ۱
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «حق پدر این است که از او در طول زندگی اطاعت کنی و اما حق مادر را هرگز نمی توانی ادا کنی. حتی اگر به تعداد شن های بیابان و قطره های باران، روزها در خدمتش بایستی، تنها به جای زحمات طاقت فرسای دوران بارداری او نخواهد بود». شخصی به پیامبر از کج خلقی مادر شکایت کرد، حضرت فرمود: «او در آن نُه ماه که بار تو را تحمل می کرد و آن دو سال که تو را شیر داد و شب هایی که بیداری کشید و روزهایی که برای تو تحمل تشنگی کرد، کج خلق نبود». مرد گفت: من جزای زحماتش را پرداخته ام و او را دوبار بر دوش گرفته و به حج برده ام. حضرت فرمود: «حتی جزای یک ناله او را هنگام وضع حمل نپرداخته ای».
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
برادرهای (دوستان ) خود را بشناسید
لقمان حکیم فرمودند: برادران ، سه دسته اند :
1⃣ نيرنگ باز ،
2⃣ حسابكش ،
3⃣ علاقه مند ،
نيرنگباز : كسى است كه از خوبىِ تو استفاده مى كند ؛ ولى به تو فايده نمى رساند . حسابكش : كسى است كه به اندازه اى كه از تو بهره جسته ، به تو فايده مى رساند . علاقه مند :
كسى است كه بدون طمع به دوستى ، به تو عشق مى ورزد .
محاضرات الاُدباء ، ج۳ ، ص۸
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
مسيح (ع) از مسيري ميگذشت،
يك نفر با او برخورد نمود
به محض ديدن مسيح به او فحاشي كرد
و گفت: «اي پسر حرامزادۀ بياصل و نسب»
مسيح در پاسخ گفت:
«سلام اي انسان باشرافت و ارزشمند.»
اطرافيان از مسيح پرسيدند:
«او به تو فحاشي كرد، چه طور شما به او اين قدر احترام ميگذاريد؟»
مسيح پاسخ داد:
«هر كسي آنچه را دارد خرج ميكند
چون سرمايۀ او اين بود، به من بد گفت
و چون در ضمير من جز نيكويي نبود
از من جز نيكويي در وجود نميآيد
ما فقط آنچه را كه در درون داريم
ميتوانيم از خود نشان دهيم.
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
#حدیث_روز
حضرت امام سجاد (ع) میفرمایند:
اِيـّاكَ وَالاِْبْتـِهاجَ بالِذَّنْبِ، فاِنَّ الاِْبْتِهاجَ بِهِ اَعْظَمُ مِنْ ركُوُبِهِ.
مبادا به گناهى كه انجام داده اى خوشحال باشى، زيـرا اظـهار شـادى بخـاطـر گـناه از انجام آن «گناه» بزرگتر است.
كشف الغمه، ج 2، ص 108
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
#قصه_سی_و_شش:
#یاران_کوه:
#قسمت_ششم:
✍پیروان ادریس نبی(ع) که در لشگر پادشاه نفوذ کرده بودند سریعا در شهر پخش شدند و به دنبال پیامبر گشتند و خیلی زود ایشان را در منزل یکی از یارانش یافتند. سربازی که در پی حضرت ادریس(ع) آمده بود به ایشان فرمود:
ای مولای من! گویا پادشاه همین امشب قصد به شهادت رساندن شما را دارد و هم اکنون در حال سامان دادن نیروهای خود است. همانطور که می دانید فرمانده ی ما که از مریدان شما و نزدیکان شاه هستند، از واقعه با خبر شده و ما را مامور کردند که شما را بیابیم و فی الفور از شهر خارج کنیم.
🤲حضرت ادریس(ع) ایشان را دعا کردند و فرمودند:
ای مردان خدا! بدانید که روزگاری سخت در انتظار مشرکان است. شک نداشتم که این جباران هم به قدرت خدایان خود ساخته ی خود اعتقادی ندارند و قطعا سعی خواهند کرد با دسیسه ای اینچنین خود را از خشم خدای یکتا محفوظ دارند. اینک وقت آن رسیده که همگان به پوشالی بودن بت های ساخته شده از سنگ و چوب پی ببرند و حقانیت خداوند منان بر همگان ثابت شود.
🏞من شهر را ترک کرده و به جایی که خداوند می فرمایند میروم. شما نیز به سوی برادران خود بشتابید و ایشان را از وقایع پیش آمده با خبر سازید. به ایشان بگویید که شهر را ترک کنند و در سرزمین هایی دیگر ساکن شوند.
⛰حضرت ادریس(ع) با جمع محدودی از یاران نزدیکشان از شهر گریختند و رو به بیابان نهادند و در نیمه های شب به غاری در دل یک کوه رسیدند. ایشان همین مکان را به عنوان مخفیگاه خود و یارانش انتخاب کرد. حالا وقت آن رسیده بود تا با خدای خود خلوتی داشته باشد. خلوتی برای رقم زدن آینده ی تاریخ.
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
#نیایش_شبانه
خدایا...
به حق خودت بر خودت،
مرا به جايگاه اهل طاعتت، و جايگاه شايسته بر ساخته از خشنودی ات برسان،
زيراكه من نه بر دفعى از خود قدرت دارم، و نه بر نفع خويش مالك هستم.
خدايا
من بنده ناتوان گنهكار توام،
و مملوك توبه كننده به پيشگاهت،
مرا از كسانی كه رويت را از آنان برگرداندى قرار مده،
و نه از كسانى كه غفلتشان از بخششت محرومشان نموده.
إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّي لا أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعاً وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعاً إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ [الْمَعِيبُ ] فَلا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ ...
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
#سوادزندگي
سليمان باش و دستور بده.
به خشمت بگو : برو اونطرف وايسا.
برو و بر سر تكبرم خالي شو.
به قهرت بگو: شما بفرماييد و بين من و جناب دروغ قهر برقرار كنيد.
به ديو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نيستم. تو غلام مني.
مانند سليمان مُـلك وجودت را فرمانروايي كن.
الهی قمشه ای
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
بزرگمهر حکیم در کشتی نشسته بود که طوفان شد. ناخدا گفت: دیگر امیدی نیست و باید دعا کرد.
مسافران همه نگران بودند اما بزرگمهر آرام نشسته بود. گفتند: در این وقت چرا این گونه آرامی؟
او گفت: نگران نباشید زیرا مطمئنم که نجات پیدا می کنیم.
سرانجام همان گونه شد که او گفته بود و کشتی به سلامت به ساحل رسید. مسافرین دور بزرگمهر حلقه زدند که تو پیامبری یا جادوگر؟از کجا می دانستی که نجات پیدا می کنیم؟
بزرگمهر گفت: من هم مثل شما نمی دانستم.
اما گفتم بگذار به اینها امیدواری بدهم.
چرا که اگر نجات نیافتیم دیگر من و شما زنده نیستیم که بخواهید مرا مؤاخذه کنید.
امید هیچ انسانی رو ازش نگیرید!
@DastaneRastan
🌸🍃🌸🍃
فلسفه ی ریختن آب پشت سر مسافر
در زمان حمله ی اعراب به ایران، «هرمزان» سردار ایرانی و حاکم خوزستان تسلیم نشد و به مبارزه در شهری دیگر ادامه داد.
در نهایت دستگیر شد و قبل ازینکه خلیفه او را بکشد، آب برای نوشیدن درخواست کرد، اما آن را ننوشید و در جواب خلیفه که پرسید پس چرا آب را نمینوشی؟
گفت: میترسم هنگام نوشیدن آب مرا بکشند
خلیفه گفت: تا این آب را ننوشی تو را نخواهم کشت، هرمزان بی درنگ آب را روی زمین ریخت و اینگونه جان خود را خرید
میگویند خلیفه بعد از دیدن این صحنه گفت:
«به راستی که بخت از ایرانیان برگشته وگرنه غلبهٔ ما بر این ملت با عقل میسر نبود»
فلسفه آب ریختن پشت سر مسافر از اینجا آمده، یعنی زندگی دوباره به شخص داده میشود تا مسافر برود و سالم بماند
@DastaneRastan