eitaa logo
دل‍‌ن‍‌وی‍‌س‍‌|𝓓𝓮𝓵𝓝𝓮𝓿𝓲𝓼
5.3هزار دنبال‌کننده
150 عکس
11 ویدیو
0 فایل
「کیستم مَن؟! چِمیدانم ، نَپرس از من نِشان مرده ای ، لرزان درون اجتماع زندگان」 . ﹝شروعِ دوباره ی ما: 1404/6/10﹞ جهت ارتباط و تبلیغات : @PV_Aedan .
مشاهده در ایتا
دانلود
بیاید قبول کنیم هیچکس به اون قشنگی که تو ذهنمون ازش ساخته بودیم نبود . ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
یه روز راهِت از خیلی از آدم‌های زندگیت جدا می‌شه؛ همون‌ها که کنارشون از تهِ دل خندیدی کنارشون از تک تک اون لحظه‌ها لذت بردی و واقعا زندگی کردی. و بخش ناراحت‌ کننده‌ی ماجرا اینجاست که بهشون نگفتی چقدر ممنونی از اینکه هرچند کوتاه ولی باعِث زندگی کردنت شدن.. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
در سکوت حذفشان کن؛ خودشان دقیقا می‌دانند چه کرده‌اند. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
همه‌ی ما یه سری آدما تو زندگیمون بوده که فکر میکردیم میتونیم بهشون تکیه کنیم ولی خب یه درس مهمی بهمون دادن که فهمیدیم نباید رو هیچکس جز خودمون حساب باز کنیم . ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
تصور کن به کسی آسیب رسوندی که خدا فرستاده بود تا زخماتو خوب کنه، حالا از باختت لذت ببر. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
حس‌هایی هستند که نام ندارند‌. نگران نیستی، آرام هم نیستی، غریب نیستی اما اهل اینجاهم نیستی. نه دلت می‌خواهد بمانی، نه آرزوی رفتن داری. دلت می‌خواهد جایی که هستی نباشی، اما جای دیگری هم نباشی. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
زندگی خیلی طاقت فرسا می‌شه وقتی که ذهن بیش از حد متفکر و قلب حساسی داری. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ مامان‌باباهای آینده‌ساز، عربی رو جدی بگیرین 😍 دوزبانگی عربی یعنی = پیشرفت درسی، مهارت پولساز، فهم عمیق قرآن ❗️دوزبانگی اصول داره؛ اگه پیش‌نیازها رعایت نشه، بچه دل‌زده میشه❗️🥲 ✅ همین الان مینی‌دوره رایگان «استارت کیدز» با مدرس لبنانی رو شرکت کن 👇🏻👇🏻 🎁 ثبت‌نام رایگان (فقط امشب) 👇 🔗 www.alkhansa.org/sk 📍 کانال رسمی استاد الخنسا: https://eitaa.com/alkhansa/1082
🔴 ۳ دختر ظالم وقتی مادرشان سرطان گرفت او را زنده به گور کردند! چیزی که بعدش رخ داد همه را شوکه کرد ‼️😱 • در روستای کوچک، ماجرایی هولناک در حال وقوع بود که نفس تمام منطقه را بند آورد. پروین، زن ۶۵ ساله ای که یک عمر برای سه دخترش زحمت کشیده بود، حالا در سخت ترین روزهای زندگی اش تنها مانده بود. او که به تازگی متوجه شده بود به سرطان مبتلا است، وقتی پزشکان هزینه های سنگین درمان را اعلام کردند. سه دختر که نمی خواستند پولی خرج مادر بیمارشان کنند، او را به خانه قدیمی و مخروبه اش بردند پروین در یکی از شب ها، از درد شدید به خود می پیچید و التماس می کرد او را به بیمارستان ببرند. سارا، دختر بزرگ که همیشه حریص تر از بقیه بود، پیشنهاد شیطانی داد: همین الان می بریمش توی جنگل و...". نگار و لیلا هم که از بار مسئولیت خسته شده بودند، با این نقشه جنایتکارانه موافقت کردند آنها مادر خود را.... 👈 خواندن ادامه داستان https://eitaa.com/joinchat/1121518071Cc47b33eadd