ب نظرم هیچی از این دردناک تر و ترسناک تر
نیست ک <عادی بشی> یعنی عادی ترین
بخش زندگی کسایی بشی ک دوسشون داری..
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓
∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
هدایت شده از گسترده امید
#سوتی_عقد
روز عقدمون همسرم بهم گفت مادرم هر هدیه ای بهت داد رو قبول کن و جلو مهمونا بازش نکن...پرسیدم چرا؟گفت فعلا نپرس،فقط بازش نکن.. ....شب شد و مادرشوهرم بعنوان زیر لفظی یه جعبه رو بهم داد..دل تو دلم نبود آخرشب بشه بازش کنم..بیبینم چیه و معنی حرف همسرم چیه...وقتی مهمونا رفتند خواستم بازش کنم که یهویی....ادامه ی داستان😱👇
https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
برملا شدن راز 35 ساله :
سلام دوستان من شغلم پرستاری بود و بعد از 34 سال میخام عجیب و بزرگترین راز زندگیمو بگم :
مردی 52 سالم که به تازگی بازنشست شدم....
34 سال پیش خانواده ای به سراغم آمدن و با دادن رشوه ی زیادی خواستن که وقتی تخت بغلیشون بچشو به دنیا آورد با بچه ی خودشون که اون هم همزمان با آنها به دنیا میومد جابه جا کنم، اولش مخالفت کردم و برام عجیب بود که همچین خواسته ای دارن تا اینکه یه شب.....👇🏻👇🏻
دیـــدن ادامــه داســــتــان ......
577.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓
∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
آدم اولش حوصله همه رو داره
بعدش فقط حوصله آشناهاش رو داره
بعد فقط حوصله دوستاش رو
بعدتر دوستهای صمیمیش
بعدتر حوصله اونها رو هم نداره
آخرش که میرسه دیگه حوصله خودش هم نداره.
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓
∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
من پرنیان زنی هستم که زندگی لاکچری دارم ولی روح زندگیم پر از غم بود چون شوهرم عاشق دختر عموش بود یه روز مهرداد اومد خونه کلی لباسهای زیبا و جواهرات خریده بود گفت اینها رو بپوش امشب باید بریم خونه عموم رفتیم اونجا و دیدم این مهمونی به خاطر بازگشت دختر عموش از خارج از کشور هست من با اینکه تو اون مهمونی میدرخشیدم مهرداد هیچ توجهی به من نداشت همون شب منو کشید یه گوشه حرفی بهم زد که کل دنیا دور سرم چرخید...😭😭😭😭
برای خواندن ادامه داستان به لینک زیر مراجعه کنید
https://eitaa.com/joinchat/2072248454C2c813a4b18