بعضی خاطرهها تمام نمیشوند؛ فقط آنقدر در سکوت میمانند تا یک شب، میان صدای یک آهنگ قدیمی دوباره پیدایشان شود.
𝗜 𝗁︎𝖺𝗏︎𝖾 𝗅︎𝗈𝗏︎𝖾𝖽 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋𝗌 𝗍𝗈𝗈 𝖿︎𝗈𝗇︎𝖽𝗅︎𝗒 𝗍𝗈 𝖻︎𝖾 𝖿︎𝖾𝖺𝗋𝖿︎𝗎𝗅︎ 𝗈𝖿︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎𝗂𝗀︎𝗁︎𝗍. — 𝖲︎𝖺𝗋𝖺𝗁︎ 𝖶︎𝗂𝗅︎𝗅︎𝗂𝖺𝗆︎𝗌
این زخمی که بر دل نهادی، نه درد است و نه رنج؛ بلکه نشانهایست از عمقِ حضورت در من، یادگاری از شعلهای که هستیام را در برگرفت و خاکستری از من به جا گذاشت که بویِ تو را میدهد.