eitaa logo
ɖҽҽ℘ Ɩơ۷ɛ💙-
41 دنبال‌کننده
3 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مثلِ نوایِ موسیقی، در جانم می‌پیچی و زندگی را برایم معنا می‌کنی ؛ Me : @SA6EID Link: https://eitaa.com/joinchat/2142897709C77157b42de
مشاهده در ایتا
دانلود
تو از آن جنسِ نورهایی هستی که اگرچه دورند، اما خاموش نمی‌شوند؛ در جانِ من می‌مانند، مثل ستاره‌ای که حتی از پشتِ هزار شب هم راهش را به دلِ تاریکی پیدا می‌کند. من تو را نه با چشم، که با تمامِ لرزش‌های دلم دیده‌ام. ɖҽҽ℘ Ɩơ۷ɛ💙-
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو، تنها نوری نیستی که در تیهِ تاریکِ وجودم درخشیدی، بلکه خودِ آن سپیده‌دَمی هستی که به شب‌هایِ بی‌انتهایِ جانم پایان بخشیدی. آمدنت، نه یک اتفاقِ ساده، که تجلیِ همان دعاهایِ ناگفته‌ای بود که روحم در خلوتِ خویش، با پروردگارِ خویش نجوا می‌کرد. هر آن‌چه از من می‌بینی، از آن لبخندِ گمشده تا آن استواریِ ظاهری، همه و همه، پژواکِ حضورِ توست؛ حک شده بر لوحِ جانم، چنان که گویی سرنوشت، از ازل، تو را برایِ من رقم زده بود. تو، آن ترانه‌ی ابدی هستی که در هر ضربانِ قلبم، نواخته می‌شوی💙. ɖҽҽ℘ Ɩơ۷ɛ💙-
در هزارتویِ شب‌هایِ بی‌پایان، تو فانوسِ راهم شدی "پیش از تو، زندگی‌ام چونان کتابی بود با صفحاتِ سفیدِ فراوان؛ صفحاتِ ناخوانده، ناگشوده، و شاید ناخواسته. هر روز، با قلمِ عادت، خطوطی بی‌روح بر آن می‌کشیدم، بی‌آنکه بدانم مقصدِ این نوشتارِ بی‌انتها کجاست. جهان، برایم تنها مجموعه‌ای از رنگ‌هایِ خاکستری بود؛ سکوت‌ها، پژواکِ تنهایی، و رؤیاها، سرابی دوردست در افقِ ناپیدا. اما آن‌گاه که تو، همچون نسیمی دل‌انگیز، از ناکجاآبادِ تقدیر وزیدی، تمامِ آن رنگ‌هایِ خاکستری، جان گرفتند و درخششِ هزاران رنگِ تازه را به خود دیدند. تو، نه آن‌چنان که دیگران می‌گویند، تنها یک معشوق نبودی؛ تو، خودِ آن کشفِ بزرگ بودی که روحِ خسته‌یِ مرا از بندِ تکرار رهانید. تو، آن آغوشِ گرمی بودی که در سردترین زمستانِ تنهایی‌ام، مرا پناه داد؛ آن نگاهِ مهربانی که در ازدحامِ نگاه‌هایِ بی‌تفاوتِ دنیا، مرا دید و شناخت. با تو، آموختم که عشق، تنها واژه‌ای در کتاب‌ها نیست؛ عشقی، آن است که چون ریشه‌یِ درختی کهن، در اعماقِ جان بدوَد، استوار شود، و در برابرِ هر طوفان، خم به ابرو نیاورد💙.
12:12💙-
در این لحظه‌ی گذار از شب به بامداد، جایی که شمارش معکوسِ روزِ رفته به صفر می‌رسد، قلبم تنها تو را می‌شناسد؛ گویی تمامِ جهان، در این سکوتِ مطلق، تنها بهانه‌ی بودنت را یافته است . 00:00
می‌دانم که غم، گاهی چون ابری سنگین بر دلت سایه می‌اندازد، اما بدان که من اینجایم؛ در کنارت، تا وقتی نورِ دوباره به روحت بتابد، دستت را رها نخواهم کرد.
15:15
محدودیت ذخیره چنل برداشته شد ولی اگر متن / عکس / موزیک بر می‌دارید برای استفاده داخل چنل منبع بزنید یا فوروارد کنید