eitaa logo
دفاع مقدس
398 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⏳دوران #دفاع_مقدس 🎬 کلیپ | نوحه‌ها و اشعار حماسی حاج #صادق_آهنگران در جبهه‌ها 🆔 @Defa_Moqaddas
🗓امروز ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ [ ۲۴ ذی‌القعده ۱۴۳۹ ] مصادف است با: 💢 ۴۰۴۸۵۰ اُمین روز غیبت امام عصر (عج) 🔴 ۱۳۱۷۲ اُمین روز اسارت بدست رژیم صهیونیستی.. ❌ ۸۰۷۲🔻روز تا نابودی کامل ✡ 💠 و همچنین مصادف است با : 🔸شهادت نظام‌الدین خلعتبری لیماکی (۱۳۶۰ ه.ش) 🔹شهادت عباس عفت‌روش (۱۳۶۱ ه.ش) 🔸شهادت محمدرضا زینل‌نیا طوسی، علی فضلی، جعفر شاپوری، نصرالله میرجلیلی، حسن منصوری (۱۳۶۲ ه.ش) 🔹شهادت عباسعلی صوت داوودی (۱۳۶۳ ه.ش) 🔸شهادت اکبر یاورپناه، حسین ابهت، حسین رشیدی‌فر، حسین صابری حسین‌آباد، سید ابوالفضل مشهدی‌بافان، علی‌رضا رحیمی ساغند، محمد پورحدادیان تفت، سید جلیل ساداتی، محمد دهقانی محمدآبادی، محمدکاظم ابوترابی زارچی، محمدحسین رضایی صدرآبادی، محمدرضا مسلمان بافقی، محمدعلی فرقانی الله‌آبادی، محمود جعفری خرمی، محمود صابری حسین‌آباد، مهدی صادقیان، ناصر دهقان قطرمی، ناصر منتظری، محمود مقیمی فیروزآباد (۱۳۶۴ ه.ش) 🔹شهادت رمضان‌علی نامدار (۱۳۶۵ ه.ش) 🔸شهادت عبدالرضا کرمی، منصور سودی (۱۳۶۶ ه.ش) 🔹شهادت محمد جعفری‌منش (۱۳۹۳ ه.ش) 🔸شهادت مدافع حرم علی نظری (۱۳۹۵ ه.ش) 🔹شهادت مدافع حرم مرتضی حسین‌پور (۱۳۹۶ ه.ش) @Defa_Moqaddas
یاد مردان خطر کرده بخیر یاد یاران سفر کرده بخیر @Defa_Moqaddas
! 🔹عملیات فتح المبین بود. به همراه رزمندگان گردان روی ارتفاعات سایت رادار مستقر بودیم؛ در دشتِ چنانه تا تپه‌ های دوسلك و ارتفاعات برقازه غوغایی بود. سربازان عراقی تجهیزات و امکانات خود را رها کرده و بی هدف و سردرگم به این طرف و آن طرف می‌ رفتند. 🔸من با وانت تویوتا خود را به نزديك آنها رساندم و يك خودروی جیپ عراقی را که سالم و روشن در کنار جاده رها شده بود دیدم، خودم تنها سوار جیپ شدم و به راننده تویوتا گفتم که به مقر گردان برگردد. حدود يك کیلومتر جلوتر رفتم و به يك مقر عراقی رسیدم. سربازان عراقی آنجا وحشت زده و پراکنده بودند! با مشاهده خودروی فرماندهی، به تصور اینکه فرمانده ‌ی خودشان آمده به سرعت دور ماشین حلقه زدند.... ▪️من هم که فقط يك دوربین و يك قطب نما همراه داشتم مانده بودم چه کار کنم. ناگهان فانسقه ‌ای که در داشبورد ماشین بود نظرم را جلب کرد، سریع آن را برداشتم و با سلاح کلت که روی آن بسته شده بود يك تیر هوایی شلیک کردم. عراقی ها که تازه متوجه اشتباه خود شده بودند و مرا با لباس سبز سپاه دیدند، همگی به عنوان تسلیم دست‌ های خود را بالا بردند و يك ستون بزرگ اسیر تشکیل شد. من هم فقط با اشاره دست آنها را به سمت خط خودمان هدایت کردم.... —(راوی: احمد فتوحی فرمانده‌ ی گردان تبوك تیپ ۱۷ علی بن ابی طالب عليه السلام قم) 🆔 @Defa_Moqaddas
📷 رزمنده ها در حال از بین بردن وسایل قمار و پاسور پس از پاکسازی سنگرهای عراقی @Defa_Moqaddas
🗓 ۱۵ مرداد ۶۶ - مصادف با عید قربان -شهادت محسن دین شعاری،جانشین واحد تخریب لشکر27 🔹در حین خنثی سازی مین ضد تانک در منطقه سردشت 🌴مزار مطهر شهید: قطعه ۲۹ تهران @Defa_Moqaddas
😊 🔸 خاطره ای از شهید دین شعاری: 💠 ريشتو مي‌ذاري زير پتو يا روي پتو؟ 🔹بعد از ظهر يكي از روزهاي خنك پاييزي سال 64 يا 65 بود. كنار حاج محسن دين شعاري، جانشین تخريب لشكر 27 محمد رسول الله (ص) در اردوگاه تخريب يعني آنسوي اردوگاه دو كوهه ايستاده بوديم و با هم گرم صحبت بوديم . 🔸يكي از بچه هاي تخريب كه خيلي هم بود از راه رسيد و پس از سلام و عليك گرم، رو به حاجي كرد و با خنده گفت: حاجي جون! يه سوال ازت دارم خدا وكيلي راستشو بهم مي گي؟ 🔹حاج محسن ابروهاشو بالا كشيد و در حالي كه نگاه تندي به او انداخته بود گفت: پس من هر چي تا حالا مي گفتم دروغ بوده؟!! 🔸بسيجي هم كه جا خورده بود سريع عذرخواهي كرد و گفت: نه! حاجي خدا نكنه، ببخشين بدجور گفتم. يعني مي خواستم بگم بهم بگين... 🔹حاجي در حالي كه مي خنديد دستي بر شانه او زد و گفت: سؤالت را بپرس. 🔺 مي خواستم بپرسم شماشب ها وقتي مي خوابين، با توجه به اين ريش بلند و زيبايي كه دارين، پتو رو روي ريشتون مي كشيد يا زير ريشتون؟😁 ▫️حاجي دستي به ريش حنايي رنگ و بلند خود كشيد. نگاه پرسشگري به جوان انداخت و گفت چي شده كه شما امروز به ريش بنده گير دادي؟ - هيچي حاجي همينجوري!!! - همين جوري؟ كه چي بشه؟ - خوب واسه خودم اين سوال پيش اومده بود خواستم بپرسم. حرف بدي زدم؟ - نه حرف بدي نزدي. ولي... چيزه... 🔹حاجي همينطوري به محاسن نرمش دست مي كشيد. نگاهي به آن مي انداخت. معلوم بود اين سؤال تا به حال براي خود او پيش نيامده بود و داشت در ذهن خود مرور مي كرد كه ديشب يا شب هاي گذشته، هنگام خواب، پتو را روي محاسنش كشيده يا زير آن. 🔸جوان بسيجي كه معلوم بود به مقصد خود رسيده است، خنده اي كرد و گفت: نگفتي حاجي، مي‌خواي فردا بيام جواب بگيرم؟😜 و همچنان مي خنديد. حاجي تبسمي كرد و گفت: باشه بعدا جوابت رو ميدم.😐 ▪️يكي دو روزي گذشت. دست بر قضا وقتي داشتم با حاجي صحبت مي كردم همان جوانك بسيجي از كنارمان رد شد. حاجي او را صدا زد. جلو كه آمد پس از سلام و عليك با خنده ريز و زيركي به حاجي گفت: چي شد؟ حاج آقا جواب ما رو ندادي؟؟!! 🔸حاجي با عصبانيت آميخته به خنده گفت: پدر آمرزيده! يه سوالي كردي كه اين چند روزه پدر من در اومده. هر شب وقتي مي خوام بخوابم فكر سؤال جنابعالي ام. پتو رو مي كشم روي ريشم، نفسم بند مي آد. مي كشم زير ريشم، سردم ميشه. خلاصه اين هفته با اين سؤال الكي تو نتونستم بخوابم.😂 🔹هر سه زديم زير خنده!!! دست آخر جوان بسيجي گفت: پس آخرش جوابي براي اين سوال من پيدا نكردي؟😉 @Defa_Moqaddas
🌷شهیدهاشم بندار، مسئول مخابرات یگان رزمی 🔹در جمع نیروهای مخابرات و با حضور محمدباقر قالیباف، تیپ 21 امام رضا(ع) 🔸در محل پادگان لشکر92زرهی اهواز(مقر مشترک یگانهای رزمی سپاه استان خراسان-لشکر 5 نصر و تیپ 21 امام رضا(ع) @Defa_Moqaddas
🔴 شهید هاشم بندار، مسئول مخابرات یگان رزم- دوران ✳️ در 14 سالگى به جبهه رفت و در اكثر عملیّاتها از جمله: عملیّات امالحسنین، طریقالقدس، فتحالمبین، فتح بستان، شكست حصر آبادان، آزاد سازى خرّمشهر،رمضان، بدر، خیبر، والفجرها و كربلاها شرکت داشت. 🔹 در 18 سالگى به عضویت سپاه درمی‌آید. 🔸 مادر شهید نقل مىکند: هاشم، لباس سپاه را بر تن نمی‌کرد. — به او می‌گفتم، یک بار هم شده، بپوش! می‌خواهم تو را در این لباس ببینم! — ولی او می‌گفت: این لباس سپاه، مقدّس است! و من برازندۀ آن نیستیم! @Defa_Moqaddas
🔹محمد باقر قالیباف (فرمانده یگان‌های رزمی استان خراسان) - احمد غلامپور و احمد سیاف زاده از مسئولین اطلاعات عملیات قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) ⏳دوران #دفاع_مقدس @Defa_Moqaddas
💠 محمد باقر قالیباف، فرمانده لشکر 5 نصر (استان خراسان) ⏳دوران @Defa_Moqaddas