🗓امروز ۱۱ مهر ۱۳۹۷ [ ۲۳ محرم ۱۴۴۰ ] مصادف است با:
💢 ۴۰۴۹۰۹ اُمین روز غیبت امام عصر (عج)
🔴 ۱۳۲۳۰ اُمین روز اسارت #حاج_احمد_متوسلیان بدست رژیم صهیونیستی..
❌ ۸۰۱۵🔻روز تا نابودی کامل #اسرائیل ✡
💠 و همچنین مصادف است با :
🔸ادامه پیشروی دشمن تا ۱۵ کیلومتری اهواز و اشغال منطقه غرب کارون (۱۳۵۹ ه.ش)
🔹شهادت علی غیور اصل، خلبان حسام الدین نوری بهادری، خلبان رضا قلی پور صولت آبادی، علی اسلام زاده (۱۳۵۹ ه.ش)
🔸شهادت سیف الله شریفی هولایی (۱۳۶۰ ه.ش)
🔹شهادت حسین قمی تبار چلندری (۱۳۶۱ ه.ش)
🔸شهادت علی ربیعی (۱۳۶۲ ه.ش)
🔹شهادت حمید دهقان آزاد (۱۳۶۵ ه.ش)
🔸قطع کامل روابط دیپلماتیک ایران و عراق در اوج جنگ تحمیلی (۱۳۶۶ ه.ش)
🔹شهادت عبدالله رحیمی (۱۳۶۶ ه.ش)
🆔 @Defa_Moqaddas
🌷رمز انتخاب شهدا
💠 مرحوم استاد علی صفایی حائری(عین.صاد):
در هر راهى رنج و گرفتارى هست و براى تمامى مردم تحول و گردش هست.
و با همين رنج و تحول مؤمن عاشق مشخص مىشود و غفلت زدهى موقعيتها و غايب و گرفتار در نعمتها كه بر خود ستم كردهاند و حركت خود را در گرو شرايط و امكانات گذاشتهاند كنار مىروند و شهدا كه حضور مستمر داشتهاند انتخاب مىشوند و گواهان اتخاذ مىشوند، مؤمن غربال مىشود و كافر به هلاك مىرسد.بهشت بدون جهاد و صبر به دست نمىآيد و با همين جهاد و شهادت است كه تمناى كسانى كه آرزوى مرگ را داشتند، ولى با ديدار آن،به آن خيره شدند و ايستادند، محك مىخورد. و همينطور صبر و استقامت آنهايى كه همراه محمد و پس از محمد صلى الله عليه و آله از راه او باز نمىگردند و پشت نمىكنند، مشخص مىشود، كه خدا صابر را مشخص مىكند و به شاكرها پاداش مىدهد.
- کتاب📚 وارثان عاشورا، صفحه 64
🆔 @Defa_Moqaddas
🌷شهید حمید محرابی فرمانده دسته قدر از گردان جعفر طیار اهواز بود. در سال 62 در پاسگاه زید هوا خیلی گرم بود شام به درستی توزیع نمی شد. بچه گله مند بودند.
در آن شرایط یک شب نگهبان بودم . دیدم خودش غذا آورد و بین بچه ها تقسیم کرد و زود رفت.
ساعت یازده شب رفتم به سنگر مجاور، دیدم حمید بدون شام خوابیده است و در صورتی که شاهد بودم نهار هم فقط چند قاشق خورد.
💕 این هم فرمانده!! چرا شهادت نصیبش نشود.
—(راوی : رامین دریایی)
🆔 @Defa_Moqaddas
💕 شوق عملیات
🔹 برای رفع کسالت و فائق آمدن بر روزمرگی در پادگان کرخه، برنامه های ورزشی برگزار می کردیم. یکی از این رشته ها که خیلی هم طرفدار داشت، والیبال بود.
▫️ شهید حمید محرابی هم یکی از پایه های این فعالیت بود که در حین این بازی پای راستش شکست و او را زمین گیر کرد. این اتفاق دقیقاً در زمانی بود که روز به روز به عملیات والفجر ۸ نزدیک می شدیم.
▪️ چیزی نگذشته که عزم رفتن به منطقه خضر کردیم و چند روزی با عملیات فاصله داشتیم. فرماندهی تصمیم گرفته بود تا از شرکت کردن حمید در عملیات جلوگیری کند.
🔸 وقتی خبر به حمید رسید سراسیمه خود را به اتاق فرماندهی گردان رساند و کارد تیزی برداشت و همانجا و جلو جمع گچ پایش را برید و پوتین رزمش را به پا کرد. به او می گفتم آخر این چه کاری است که می کنی؟! تو که پایت هنور خوب نشده.
🔺 او هم لبخندی زد و از کارش که به شرکت در عملیات می ارزید، احساس رضایت کرد.
—(راوی: برادر خلیفه، رزمنده گردان جعفرطیار)
🆔 @Defa_Moqaddas