فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلم | اورژانس و بهداری در #زمان_جنگ
💠 توضیحات نصرالله فتحیان، فرمانده قرارگاه بهداری سپاه در جنوب
🆔 @Defa_Moqaddas
💠 #به_احترام_پدرم!
🔹نزدیک عملیات بود و موهای سرم بلند شده بود باید کوتاهش میکردم مانده بودم معطل توی آن برهوت که سلمانی از کجا پیدا کنم. تا اینکه خبردار شدم که یکی از پیرمردهای گردان یک ماشین سلمانی دارد و صلواتی موها را اصلاح میکند. رفتم سراغش...
🔸دیدم کسی زیر دستش نیست طمع کردم و جلدی با چرب زبانی قربان صدقه اش رفتم و نشستم زیر دستش. اما کاش نمی نشستم. چشم تان روز بد نبیند با هر حرکت ماشین بی اختیار از زور درد از جا می پریدم.
▪️ماشین نگو تراکتور بگو. به جای بریدن موها، غِلِفتى از ریشه و پیاز می کندشان! از بار چهارم هر بار که از جا می پریدم با چشمان پر از اشک سلام می کردم. پیرمرد دو سه بار جواب سلامم را داد، اما بار آخر کفری شد و گفت: «تو چت شده سلام می کنی؟ یکبار سلام می کنند.» گفتم: «راستش به پدرم سلام می کنم.» پیرمرد دست از کار کشید و با حیرت گفت: «چی؟ به پدرت سلام میکنی؟ کو پدرت؟»
💦 اشک چشمانم را گرفت و گفتم: «هر بار که شما با ماشین تان موهایم را می کنید، پدرم جلوی چشمم می آید و من به احترام بزرگ تر بودنش سلام می کنم!» پیرمرد اول چیزی نگفت. اما بعد پس گردنی جانانهای خرجم کرد و گفت: «بشکنه این دست که نمک نداره...» مجبوری نشستم و سيصد، چهارصد بار دیگر به آقا جانم سلام کردم تا کارم تمام شد.
🆔 @Defa_Moqaddas
🌘 یاد آن شب های سنگر ها بخیر
💕 یاد آن شب های پر معنا بخیر
🌙 مونس شب می شدیم مانند ماه
🌾 تا بپیمائیم دو صد فرسنگ راه
🆔 @Defa_Moqaddas
🌴هر روز بعد از نماز صبح و خواندن زیارت عاشورا و یا دعای عهد برای رفتن به صبحگاه به خط میشدیم
🌷یاد شهید زینال حسینی بخیر که با تمام صلابت و با صدای پر قدرتش فرمان میداد: از جلو از راست نظام
▫️...و دست راست تا کتف نفر جلویی بالا میآمد...
▪️...و بعد از مکث چند ثانیه...
میگفت: به احترام قرآن خبر دار...
آنگاه قرائت قرآن و سپس دعای صبحگاهی:
اللهم اجعل صباحنا صباح الابرار..
ولا تجعل صباحنا صباح الاشرار...
بعد از آن فرمان دویدن صادر میشد: بدو، رو ...
—(راوی: رزمنده گردان تخریب،لشکر۱۰)
🆔 @Defa_Moqaddas