eitaa logo
دفاع مقدس
398 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از عکس‌های زیرخاکی
👈 کانال: "عکسهاے زیرخاکے" @Axe_zirkhaki 🔹تلگرام: https://t.me/Axe_zirkhaki ▫️ایتا: http://eitaa.com/Axe_zirkhaki ▪️سروش: http://sapp.ir/Axe_zirkhaki ➖مجموعه تصاویر قدیمی وکمتر دیده شده، شامل: عکس، فیلم، کلیپ...
هدایت شده از عکس‌های زیرخاکی
📜 اعلامیه منتشر شده توسط ارتش بعث عراق ⭕️ برای تسلیم شدن نیروهای ایرانی در زمان جنگ 🆔 @Axe_zirkhaki
11.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | خاطره گویی شهید ابراهیم همت، فرمانده لشکر27 محمد رسول الله(ص) ... وحسین الله کرم از #عملیات_رمضان 🆔 @Defa_Moqaddas
⭕️ سخنان عتاب آمیز شهید همت در جلسه نیروها 💠 ۸ مرداد ۱۳۶۱ عملیات رمضان درحالی به پایان رسید که فشار زیادی به نیروها و کادر تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) وارد آمد. به طوری که عکس العمل های آنها، سخنان تند شهید همت را در جلسه روز ۹ مرداد ۱۳۶۱ در پی داشت: 🔹"الان نماینده امام، اطمینانش از لحاظ برش عملیاتی و کیفیت کار، به دو سه تیپ است. آن وقت، خدایی ناکرده، کادرهای ما بیایند و به ما بگویند ما دیگر می‌خواهیم به صورت نیروی عادی و پرسنل ساده وارد عملیات بشویم؟ 🔸خدا گواه است، به شرف حضرت زهرا سلام الله علیها قسم، من سه بار رفتم پیش محسن رضایی که بگویم من استعفاء می‌دهم. من معلم هستم و می‌خواهم بروم بچسبم به شغل معلمی. خدا گواه است هر بار خواستم این را مطرح کنم، جرأت نکردم و بر خودم لرزیدم. دیدم هر جمله ای را که می‌خواستم مطرح کنم، اشک به چشم محسن می‌آورد، این بود که خودم رویم نشد ... و خجالت کشیدم چیزی بگویم. علت اینکه که اگر کسی بود، اگر مسئول مناسبی در دسترس آنها بود، که دیگر به من خاک بر سر نمی‌گفتند تو بیا و مسئولیت بگیر. منی که عرضه‌ی چرخاندن بیست نفر آدم را هم ندارم. چه برسد به اینکه بیایم و مسئولیت شرعی خون سه چهار هزار نفر آدم را در یک تیپ به عهده بگیرم. 🔺 خود شما هم همینطور. تک تک ماها هم همینطور. عرضه‌ی چرخاندن خودمان را هم نداریم. خودمان را هم را نمی‌توانیم بسازیم، بچرخانیم و فرماندهی کنیم، دیگر چه برسد به اینکه بیاییم و سه چهار هزار نفر را فرماندهی کنیم، نداریم! اگر کسی چنین عرضه‌ای را دارد، بیاید و بگوید. ولی آیا حیثیت اسلام و انقلاب چنین اظهار خستگی را از ما قبول می‌کند؟ و به قول برادر رضا(چراغی) که دیشب می‌گفت: ما به این ترتیب باید مرگ بر شاه هم نمی‌گفتیم! وقتی گفتیم، باید پای آن بایستیم!" —📚 منبع: نوار جلسه‌ی روز نهم مرداد ماه سال ۱۳۶۱، محوطه‌ی بیرونی قرارگاه مرکزی کربلا 🆔 @Defa_Moqaddas
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلم | "اخلاص" در کلام شهید حاج ابراهیم همت 🌴 دوران 🆔 @Defa_Moqaddas
دفاع مقدس
⭕️ سخنان عتاب آمیز شهید همت در جلسه نیروها 💠 ۸ مرداد ۱۳۶۱ عملیات رمضان درحالی به پایان رسید که فشار
🔴⭕️ سخنان عتاب آمیز شهید همت در جلسه نیروها 💠 اگر مسئول مناسبی بود،دیگر به من خاک برسر نمی گفتند بیا مسئولیت بگیر! منی که عرضه چرخاندن 20نفر راهم ندارم. 🆔 @Defa_Moqaddas
5.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ 🌷شهید ابراهیم هادی🌷 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴تمام سهم آنها از سفره انقلاب!!! 🆔 @Defa_Moqaddas
هدایت شده از دفاع مقدس
چقدر دلم لک زده برای سفره هایی که چفیه بودند ولی نه بر سر این و آن! مقداری نان خشک، تکه ای پنیر ... و دیگر هیچ! از حلیم و آش شله قلمکار خبری نبود. جوجه کباب و کباب لقمه و ... که در خوابشان هم راه پیدا نمی کرد! کسی در روزی دیگران دست درازی نمی کرد! هیچکس حقوق صدها میلیون تومانی نمی گرفت! و دیگران را محکوم به دروغ گویی نمی کرد! کسی 3 هزار میلیارد تومان اختلاس نمی کرد و در پی توجیه هیچ گناهی نبود! همه راضی بودند به رضای خدا و نه در پی کسب رضایت کدخدا! همه خدا را بنده بودند نه قدرت و ثروت را ! و حرف و شعار و عملشان، قلبی و زبانی فقط این بود: ایاک نعبد و ایاک نستعین و باورشان این بود که: آن کس در پیشگاه خداوند پذیرفته تر است که تقوایش بیشتر است! نه آنکه قدرت، ثروت، سابقه مبارزه و جبهه، درجه و مقام بالاتر، اصالت قومی، طایفه ای و خانوادگی، گذشته طولانی، پدر و مادر آنچنانی و ... داراست! @Defa_Moqaddas
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ🌷به یاد آنهایی که حرم اربابشان را ندیدند 🌴... ولی راه کربلا را با نثار خون خود باز کردند🌷 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 🌗 نزدیک سحر بود.خواب دیدم رفتیم کربلا براى زیارت. محمد(صابری) هم با ما بود. همه ما دور ضریح می چرخیدیم اما ضریح دور سر محمد می چرخید!! همان لحظه از خواب پریدم بلند شدم دیدم محمد با آن حال خراب در گوشه ای از اردوگاه اسیران نشسته و مشغول نماز شب است. دستش به سوى آسمان بود و استغفار می كرد. همان لحظه اشک از چشمانم سرازیر شد. با خودم عهد بستم من هم مثل محمد به نماز شب مقید شوم. 🔹سال ٦٩ و يك ماه قبل از تبادل اسرا بود حال محمد بهتر از قبل بود. یک شب بی مقدمه گفت: هر وقت به ایران برگشتید سلام مرا به پدر و مادرم برسانید. قبر امام را هم از طرف من زیارت کنید. بعد ادامه داد: به پدر و مادرم بگویید همانطور که در شهادت برادرم صبر کردید در شهادت من هم صبور باشید. هرچند سخت است. می دانم که مدتها صبر کردید تا مرا ببینید اما مرا نخواهید دید!! 🔸 از صحبت های او تعجب کردیم گفتم: محمد این حرفها چیه؟خدا رو شكر تو حالت خوب شده، چند روز دیگه هم قراره آزاد بشیم. روز بعد در محوطه بودیم. ساعت ٣ عصر محمد گفت: سرم درد می کند چند قطره خون از بینی اش آمد و روى زمین افتاد او را به بهداری بردند. همه دلشان مى خواست اتفاقی نیوفتاده باشد اما .... 🌷.... محمد صابری دلاور خوب خیبری به شهادت رسیده بود. برای محمد تشیع باشکوهی برگزار شد. در کیسه شخصی محمد یک کاغد کوچک بود که حکم وصیت داشت. روی آن نوشته بود: "اسارت در راه عقیده عین آزادی است." —📚 کتاب خاطرات آزادگان 🆔 @Defa_Moqaddas