23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد شهدای گرانقدر عملیات محرم
🎥 ۶ آبان ۱۳۶۱
مسجد دهلران
قبل عملیات محرم
دوران جنگ تحمیلی
🎥 مراسم سینه زنی رزمندگان
تیپ ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 به مناسبت عملیات محرم منتشر میشود:
🎙 صحبتهای شهید حسن باقری در مورد #اخلاص
⚪️ در جمع نیروهای آشپزخانه لشکرهای فجر و نصر
دوران جنگ تحمیلی
#انتشار_نخستین_بار
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🍂 دو سه روز آخر عملیات محرم، من در کانکس نشسته بودم و مجید(بقایی) روی کالک آویزان بـه دیــوار توضیحاتی میداد. به او اطلاع دادند که ارتشی ها آمده اند. بلند شدم تا بیرون بروم. گفت: «کجا میری؟» گفتم میخوام برم بیرون، گفت بنده خدا بشین سر جات. گفتم: «نه، برم بهتره.» گفت: به تو میگم بشین. نشستم و فرماندهان تیپها و لشکرهای ارتش که در منطقه و عملیات حضور داشتند، آمدند. نزدیک به نیم ساعت مجید طرح مانور شب را تشریح کرد. مجیدی که حتی سربازی نرفته بود، دانشجوی پزشکی بود و فقط در دوره های آموزش اسلحه گروه منصورون شرکت کرده بود.
مجید، پس از توضیح دادن طرح رو به جمع گفت: خب برادرا این طرح من بود. اگه شما هم نظری دارید، بفرمایید. هیچ یک از سرهنگها نظری نداشتند. فقط گفتند: «طرح شما هیچ نقصی نداره.»
🍂 یادش بخیر عملیات محرم
در همچنین روزهایی بود که ایران عملیات محرم را شروع کرد و فتوحات زیادی کسب نمود.
جبهه شرهانی از مظلومترین جبهههایی بود که تا آن روز دیده بودیم. کار را باید در زمین دشمن ادامه میدادیم و برای حراست از دستاوردهای عملیات روی تپههای ۱۷۵ و ۱۷۸ مستقر میشدیم. منطقه کاملاً عملیاتی بود و درگیری در حد بالایی ادامه داشت.
هوای سرد پاییز، دسترسی سخت به تدارکات و امکانات بسیار ضعیف و فاصله کم با دشمن و از همه خاصتر، تسلط دشمن روی کانالها شرایطی رقم زده بود که جز با دل ایستادن، منطقی برای مقاومت نداشت.
کانالها بیش از یک کیلومتر از جاده اصلی فاصله داشتند. کانالهایی باریک، با عرض کمتر از یک متر، که باید آنها را طی میکردیم تا آذوقهای به نیروها برسد.
حساسیت منطقه بهحدی بود که اگر سر بالاتر از خط کانال میآمد درجا میزبان گلوله قناسهای می شد و با یک زخم کاری در وسط پیشانی.
گاهی اسلحه هم دیگر کارساز نبود و کار به بد و بیراه کلامی هم میکشید.
دیوانه وار تلاش میکردند تا تپهها را بازپس بگیرند، ولی هیچگاه موفق نشدند. شهید میدادیم ولی پا پس نمی کشیدیم.
یاد شهدایی که از عملیات محرم بین ما و دشمن مانده بودند بخیر !
هر صبح با دمیدن نور خورشید به آنها سلامی میدادیم و استمدادی میطلبیدیم.
مظلومیت بچهها،
خصوصا شهدای آن روزها
دل را آتش میزند
و همتشان را قابل تقدیر
دوران جنگ تحمیلی