گر خدایی نیست جز رَبّ جلی
لا امیرالمؤمنین الّا علی (ع)
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
چه مَردایی که صورتشون
یه دونه ریش هم نداشت
ولی مَرد بودن و باریشه ..!
#نوجوانان
#دفاع_مقدس
#روز_مرد_مبارک
💠 نیم کیلو باش، ولی مرد باش!
🌄 هم قد گلوله توپ بود …
گفتم : چه جوری اومدی اینجا ؟
گفت : با التماس !
گفتم : چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری ؟
گفت : با التماس !
به شوخی گفتم : میدونی آدم چه جوری شهید میشه ؟
لبخندی زد و گفت : با التماس !
دوران #جنگ_تحمیلی
#نوجوانان
#دفاع_مقدس
#روز_مرد_مبارک
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
Haj Sadegh Ahangaran - Www.DownLoadSpeed.IRشیعه نامه_آهنگران (2).mp3
زمان:
حجم:
12.6M
#بشنوید
📢 #صوت | شعرخوانی حاج صادق آهنگران
📄 #مثنوی_شیعه :
ساقی امشب باده از بالا بریز
باده از خم خانه مولا بریز
باده ای بی رنگ و آتش گون بده
زان که دوشم داده ای افزون بده
🎤 اجرا شده در اصفهان (منزل سردار مرتضی قربانی - فرمانده لشکر ۲۵ کربلا در دوران جنگ)
⏳ سال ۱۳۷۲
✍️ شاعر: زنده یاد محمدرضا آقاسی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
🌴 به کانال #دفاع_مقدس بپیوندید
دفاع مقدس
#بشنوید 📢 #صوت | شعرخوانی حاج صادق آهنگران 📄 #مثنوی_شیعه : ساقی امشب باده از بالا بریز باده از
💠 شاعر: محمدرضا آقاسی
ساقی امشب باده از بالا بریز
باده از خم خانه مولا بریز
باده ای بی رنگ و آتش گون بده
زان که دوشم داده ای افزون بده
ای انیس خلوت شبهای من
می چکد نام تو از لب های من
محو کن در باده ات جام مرا
کربلایی کن سرانجام مرا
یا علی درویش و صوفی نیستم
فاش می گویم که کوفی نیستم
لیک می دانم که جز دندان تو
هیچ دندان لب نزد بر نان جو
یا علی لعل عقیقی جز تو نیست
هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست
لنگ لنگان طریقت را ببین
مردم دور از حقیقت را ببین
مست مینای ولایت نیستند
سرخوش از شهد ولایت نیستند
خیل درویشان دکان آراستند
کام خود را تحت نامت خواستند
خلق را در اشتباه انداختند
یوسف ما را به چاه انداختند
کیستند اینان رفیق نیمه راه
وقت جان بازی به کنج خانقاه
فصل جنگ آمد تما شا گر شدند
صلح آمد لاله ی پرپر شدند
دل به کشکول و تبرزین بسته اند
بهر قتلت تیغ زرین بسته اند
موج ها از بس تلاطم کرده اند
راه اقیانوس را گم کرده اند
موجها را می شناسی مو به مو
شرحی از زلف پریشانت بگو
بازکن دیباچه ی توحید را
تا بجوید ذره ای خورشید را
یا علی بار دگر اعجاز کن
مشت های کوفیان را باز کن
باز کن چشمان نازآلوده را
بنگر این چشم نیاز آلوده را
باز گو شعب ابی طالب کجاست
آن بیابان عطش غالب کجاست
تا ز جور پیروان بوالحکم
سنگ طاقت زا ببندم بر شکم
تشنگی در ساغرم لب ریز شد
زخم تنهایی فساد انگیز شد
آتشی افکند بر جان و تنم
کین چنین بر آب و آتش می زنم
تاول ناسور را مرحم کجاست
مرحم زخم بنی آدم کجاست
مرحم ما جز تولای تو نیست
یوسفی اما زلیخای تو کیست
شاهد اقبال در آغوش کیست
کیسه ی نان و رطب بر دوش کیست
کیست آن کس کز علی یادی کند
بر یتیمان من امدادی کند
دست گیرد کودکان درد را
گرم سازد خانه های سرد را
ای جوان مردان جوان مردی چه شد
شیوه ی رندی و شب گردی چه شد
شیعگی تنها نماز و روزه نیست
آب تنها در میان کوزه نیست
کوزه را پر کن ز آب معرفت
تا در او جوشد شراب معرفت
حرف حق را ازمحقق گوش کن
وز لب قرآن ناطق گوش کن
گوش کن آواز راز شاه را
صوت اوصیکم به تقوی الله را
بعد از او بشنو و نظم امرکم
تا شوی آگاه بر اسرار خم
خم تو را سر شار مستی می کند
بی نیاز از هر چه هستی می کند
هر چه هستی جان مولا مرد باش
گر قلندر نیستی شب گرد باش
سیر کن در کوچه های بی کسی
دور کن از بی کسان دل واپسی
ای خروس بی محل آواز کن
چشم خود بر بند و بالی باز کن
شد زمین لبریز مسکین و یتیم
ما گرفتار کدامین هیئتیم
با یتیمان چاره لا تقهر بود
پاسخ سائل و لا تنهر بود
دست بردار از تکبر وز خطا
شیعه یعنی جود و انفاق و عطا
باده ی مما رزقناهم بنوش
ینفقون بنیوش و در انفاق کوش
هم بنوش و هم بنوشان زین سبو
لن تنال البر مما تنفقوا
یا علی امروز تنها مانده ایم
در هجوم اهرمن ها مانده ایم
یا علی شام غریبان را ببین
مردم سر در گریبان را ببین
گردش گردونه را بر هم بزن
زخم های کهنه را مر حم بزن
مشک ها در راه سنگین می روند
اشک ها از دیده رنگین می روند
مشکها ی خسته را بر دوش گیر
اشکها را گرم در آغوش گیر
حیدرا یک جلوه محتاج توام
دار بر پا کن که حلاج توام
جلوه ای کن تا که موسایی کنم
یا به رقص آیم مسیحایی کنم
یک دوگام از خویشتن بیرون زنم
گام دیگر بر سر گردون زنم
گام بردارم ولی با یاد تو
سر نهم بر دامن اولاد تو
شیعه یعنی شرح منظوم طلب
از حجاز و کوفه تا شام وطلب
شیعه یعنی یک بیابان بی کسی
غربت صد ساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جستجو
شیعه یعنی هجرت از من تا به او
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بارش ابر کرامت بر کویر
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
از عدالت گر تو می خواهی دلیل
یاد کن از آتش و دست عقیل
جان مولا حرف حق را گوش کن
شمع بیت المال را خاموش کن
این تجمل ها که بر خوان شماست
زنگ مرگ و قاتل جان شماست
می سزد کز خشم حق پروا کنید
در مسیر چشم حق پروا کنید
این دو روز عمر مولایی شویم
مرغ اما مرغ دریایی شویم
مرغ دریایی به دریا می رود
موج بر خیزد به بالا می رود
آسمان را نور باران می کند
خاک را غرق بهاران می کند
لیک مرغ خانگی در خانه است
روز و شب در بند مشتی دانه است
تا به کی در بند آب و دانه اید
غافل از قصاب صاحب خانه اید
شیعه یعنی وعده ای با نان جو
کشت صد آیینه تا فصل درو
شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر
بین نان خشک خود با یک اسیر
چیست حاصل زین همه سیر و سلوک
پا و تاول چهره و چین وچروک
سالها صورت ز صورت بافتیم
تا ز صورت ها کدورت یافتیم
یک نظر بر قامتی رعنا نبود
یک رسوخ از لفظ بر معنا نبود
گر چه قرآن را مرتب خوانده ایم
از قلم نقش مرکب خوانده ایم
سوره ها خواندیم بی وقف و سکون
کس نشد واقف به سر یسطرون
سر حق مستور مانده در کتاب
عالمان علم صورت در حجاب
ادامه👇👇👇
دفاع مقدس
💠 شاعر: محمدرضا آقاسی ساقی امشب باده از بالا بریز باده از خم خانه مولا بریز باده ای بی رنگ و آتش
ای برادر عالمان بی عمل
همچو زنبورند لیکن بی عسل
علمها مصروف هیچ و پوچ شد
جان من برخیز وقت کوچ شد
از نفوذ نفس خود امداد گیر
سیر معنا را ز مجنون یاد گیر
ای خوش آن جهلی که لیلایی شویم
هر نفس لا گوی الایی شویم
تا به کی در لفظ مانی همچو من
سیر معنا کن چو هفتاد و دو تن
همچو یحیی گر نهی سر در طبق
می شود عریان به چشمت سر حق
شیعه یعنی عشق بازی با خدا
یک نیستان تک نوازی با خدا
شیعه یعنی هفت خطی در جنون
شیعه طوفان می کند در کاف و نون
شیعه یعنی تندر آتش فروز
شیعه یعنی زاهد شب شیر روز
شیعه یعنی شیر یعنی شیرمرد
شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد
شیعه یعنی تیغ تیغ مو شکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف
شیعه یعنی سابققون السابقون
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون
شیعه باید آب ها را گل کند
خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست
کربلا بارز ترین منظور ماست
شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه رنگین کمان
از لب نی بشنوم صوت تو را
صوت انی لا اری الموت تو را
یا حسین ، پرچم زلفت رها در باد شد
وز شمیمش کربلا ایجاد شد
آنچه شرح حال خویشان تو بود
تاب گیسوی پریشان تو بود
می سزد نی نکته پردازی کند
در نیستان آتش اندازی کند
صبر کن نی از نفس افتاده است
ناله بر دوش جرس افتاده است
کاروان بی میر و بی پشت و پناه
در غل و زنجیر می افتد به راه
می رود منزل به منزل در کویر
تا بگوید سر بیعت با غدیر
شیعه یعنی امتزاج نار و نور
شیعه یعنی رأس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اظطراب
شیعه یعنی تشنگی در شط آب
شیعه یعنی دعبل چشم انتظار
می کشد بر دوش خود چهل سال دار
شیعه باید همچو اشعار کمیت
سر نهد برخاک پای اهل بیت
یافرزدق وار در پیش هشام
ترک جان گوید به تصدیق امام
مادر موسی که خود اهل ولاست
جرعه نوش از باده جام بلاست
در تب پژواک بانگ الرحیل
می نهد فرزند بر دامان نیل
نیل هم خود شیعه ی مولای ماست
اکبر اوییم و او لیلای ماست
این سخن کوتاه کردم والسلام
شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام
🌷شهید مهندس صدرالله فنی
⚪️ ناشناخته ترین سردار ایرانی
▫️همو که باز شدن راه کربلا را مدیون امثال او هستیم🚩🚩
🌷 ۲۵ دیماه ,,-- سالروز شهادت
ا▫️▫️▫️▫️▫️
مبارز انقلابی زمان شاه که همراه با شهیدمجیدبقایی،شهیداسماعیل دقایقی وشهیدحمیدشمایلی و نیز محسن رضایی و شمخانی درگروه مخفی #منصورون بفعالیت علیه نظام ستمشاهی میپرداختند
🌱پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مبارزه علیه گروه های ضد انقلاب پرداخت . در جنگ تحمیلی نیز با تجارب خوب و داشته ها و پشتوانه علمی ، مدیریتی و معنوی در سمت های مختلف فرماندهی مشغول بکار بود تا اینکه با نگرش وآینده نگری عمیقی موفق شد افراد مستعد عراقی از جمله( پناهندگان ، رانده شدگان و اسیرانی که خواهان مبارزه علیه دولت عراق بودند)را جـذب نمایند
🌱لذا قرارگاه_رمضان و سپس لشکر_بـدر را در استان خوزستان راه اندازی کرد و با دیگر نیروهایش بارها با گذشتن از جان خود و روبرو شدن با سخت ترین شرایط جنگی برای کسب اطلاعات ، جذب افراد، انجام عملیات وهمچنین کمک بمردم مظلوم عراق وارد خاك آن کشور شدند وبا تلاش و مجاهدتهای فراوان این ماموریت خطیر را انجام دادند
🕌 عملیات سرّی در کربلا
▫️(در دوران صدام)
🌷شهید صدرالله فنی
⚪️ ناشناخته ترین سردار ایرانی
▫️همو که باز شدن راه کربلا را مدیون او هستیم🚩🚩 🚩
❤️عاشق ترین زائر اباعبدالله(ع) — اولین زائر پیاده امام حسین (ع) در دوران جنگ
💠 شهید صدرالله فنی، که کمترین اطلاعات درباره عملیات های سرّی او منتشر شده، کیست؟ شهیدی که فرمانده سپاه در دوران جنگ، او را «پاسدار گمنام امام زمان(عج)» نامید!
🔺مدیریت موفق این شهید در عملیات های برون مرزی به نوعی سنگ بنایی شد که بعدها یکی از هسته های تشکیل دهنده نیروی قدس سپاه گردید.
مهندس صدرالله فنی، متولد ۱۳۳۴ در بهبهان خوزستان، دیپلم ریاضی، دانشجوی مهندسی کشاورزی دانشگاه شیراز، کنشگر فرهنگی اجتماعی سیاسی بود که در سالهای مبارزه، با محسن رضایی آشنا شد و در کنار اسماعیلی دقایقی و مجید بقایی به عضویت گروه انقلابی منصورون و بعد از پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد.
وی سفرهای متعدد به عراق و لبنان داشت و جزء بنیانگذاران محور مقاومت است. فرماندهی سپاه بهبهان، رئیس ستاد قرارگاه قدس و نیز فرماندهی قرارگاه فجر (برون مرزی) از جمله مسئولیت های غرورآفرین وی به شمار می رود. در ۴ دی ۱۳۶۶ در جبهه های جنوب مجروح شد و ۲۱ روز بعد به شهادت رسید.
فرمانده کل سپاه که خود شخصاً در چند مورد عملیات شناسایی برون مرزی با صدرالله فنی همراه بوده، در باره او می گوید:
او فردي بود بسيار توانمند، با استعداد، پرتلاش، كم ادعا و مخلص.
از نظر اخلاق و ازخودگذشتگی در جایگاهی قرار داشت که خیلی از معارضین صدام در شمال و جنوب عراق را مجذوب خود کرده بود، و انگیزه آنها را برای مبارزه با صدام دوچندان ساخته بود.
برای نمونه، در عملیات "بدر" در هور ناصریه عراق، مجاهدین عراقی برای رسیدن نیروهای ایرانی به جاده بصره – بغداد، می گفتند در صورت لزوم تا آخرین قطره خون در این راه مقاومت می کنیم و عقب نشینی نمی کنیم. این، بزرگیِ فرماندهی چون صدرالله فنی را میرساند.
او هیچ گاه پشت میز نمی نشست و همیشه در حال حرکت بود.
در محاسبه جزئیات طراح هایش بسیار دقیق بود و با وجود آنکه در شرایط بسیار سخت، ماه ها در خاک عراق بود و به انجام شناسایی می پرداخت، اما هیچگاه اسیر دشمن نشد!!
صدرالله با طراحی و هدایت عملیات هایی در اشکال گوناگونِ جنگ های نامنظم در مناطق میانی و جنوبی سرزمین عراق، شعله نهضت های شیعی را در اوج استبداد صدام زنده نگه داشت تا سازمان های جهادی و مبارزاتی عراق مأیوس نشوند و از پای ننشینند.
او علاوه بر اینکه مدیر و با تجربه بود، عاشق زیارت کربلا بود. زائران امام حسین (ع) که امروز به آسانی راه کربلا را طی می کنند، همگی مدیون او هستند....
ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
صدام ساقط و راه کربلا باز شد. اما مگر می توانیم در دلمان از اولین زائر پیاده امام حسین (ع) در دهه شصت یادی نکنیم؟
در اینجا خاطره ای را بیان می کنیم از زبان سردار امین شریعتی (فرمانده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس) مورد عملیات سرّی شهید فنی در کربلا و اشتیاق او زیارت اباعبدالله (ع):👇
▫️ همراه با بچه های لشکر 31 عاشورا جهت انجام مأموریتی به سردشت رفته بودیم. وقتی در قرارگاه حضور پیدا کردم شنیدم صدراله فنی نیز در آنجا حضور دارد. پرسان پرسان محل استقرارش را پیدا کردم و شب بود که خدمت این سردار عزیز رسیدم. بعد از احوالپرسی با هم شام را صرف نمودیم. آخرهای شب بود که می خواستم جهت استراحت آماده شوم که صدراله رو به من کرد و گفت: امین! من با خدای خود و شهدای کربلا عهد بسته ام که تا زنده ام شب را بدون قرائت زیارت عاشورا به صبح نرسانم و وقتی هم می خواهم بخوابم حتماً باید بروم بیرون و رو به کربلا سلامی به آقا ابا عبدالله (ع) بدهم و بعد بیایم بخوابم. آن شب، زیارت عاشورا را با هم خواندیم و قبل از خواب هم او به بیرون رفت و سلامی به آقا ابا عبدالله(ع) داد و بعد آمد و خوابید.
💠 ادامه👇👇
⚪️ ادامه از پست قبل:
بنا به مأموریت سرّی که به ایشان داده بودند، حدود 6 – 7 ماه به داخل خاک عراق نفوذ کردند و گروهی به نام سید الشهدا را تشکیل داد. عملیاتهای متعددی از طریق این گروه در خاک عراق انجام شد. 8ماه از حضورش در خاک عراق می گذشت. روزی در سردشت در اتاق جلسه که محسن رضایی و سایر فرماندهان جنگ نیز جمع بودند، روی نقشه داشتیم صحبت می کردیم، تا این که یکی از برادران مخابرات وارد اتاق شد و گفت: برادر محسن، آقای فنی پشت بی سیم هستند. وقتی برادر محسن از اتاق خارج شد، من هم پشت سر ایشان به بیرون رفتم تا از ماجرا اطلاع پیدا کنم. صحبت های زیادی بین برادر محسن و صدرالله رد و بدل شد.
پس از اتمام صحبت هایشان، وقتی برادر محسن از اتاق خارج شد، من نزد آن برادر مخابراتی رفتم و گفتم: می خواهم با برادر فنی صحبت کنم. ارتباط بین ما برقرار شد، پس از بیان صحبت هایی که بین من و صدرالله رد و بدل شد، گفتم صدرالله هنوز زیارت عاشورا می خوانی؟ عهدی که بسته ای را فراموش نکرده ای؟ گفت: نه تنها فراموش نکرده ام بلکه در گوشه ای قرار گرفته ام که نزدیک به قبر شش گوشه است، ولی دستم به آن نمی رسد و نمی توانم به آن نزدیک شوم.
صدرالله فرازهایی از زیارت عاشورا را خواند و سپس گفت: من جایی هستم که تو می دانی کجاست، اینجا بهشت است و تا بهشت فاصله ای نیست. با شنیدن این صحبت ها، تمام برادرانی که در اتاق مخابرات حاضر بودند، زار زار گریه می کردند💦💦
در آن لحظه چیزی گفت که برایم عجیب بود. گفت: امین! دلم برای امامزاده تنگ شده. گفتم: کدام امامزاده؟ گفت: یادت هست آن روزی که همراه با دوستان سینه می زدیم و دوست عزیزمان نوحه "عباسم ای برادرم" را می خواند و آن دو شهید عزیز نیز حضور داشتند؟ در ابتدا متوجه صحبت هایش نشدم. سریع یاد آن روزی افتادم که سردار شهید حسن باقری همراه با شهید مجید بقایی در یکی از روزهای ماه محرّم به بهبهان آمده بودند و همراه با سینه زنی حسینی در یکی از امامزاده های شهر، به سینه می زدند و عزاداری می کردند. گفتم: برای سینه زنی دلت تنگ شده یا آن دو شهید بزرگوار؟ گفت: دلم برای سینه زنی تنگ شده و احساس می کنم که دارم به آنها می رسم. و مدام تکرار می کرد اینجا جایی است که احساس می کنم مجید و همه دوستان شهیدم را دارم می بینم.
🌴 آنجا بود که از خدا آرزو کردم فقط یکبار دیگر صدرالله را به ما بازگرداند تا او را زیارت کنیم. آنجا به یقین رسیدم که صدرالله کوله بارش را بسته و آماده ملحق شدن به همرزمان شهیدش است و همین طور هم شد. پس از اتمام این مأموریت، صدرالله چند روزی را بین ما بود، تا اینکه به آرزوی خود رسید و جاودانه شد🕊🕊🕊
-------------------------------------------
▪️ کانال "دفاع مقدس
▫️تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
▪️ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نماهنگ | افسری در لشکرِ صاحب زمان(عج)
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🔹یادکردی از سردار شهید مهندس صدرالله فنی، فرمانده قرارگاه فجر رمضان در سالروز شهادت ایشان (۲۵ دیماه)
◾️
: نوحه حاج صادق آهنگران مربوط میشود به دیماه ۱۳۶۸، مراسم دومین سالگرد شهادت شهید فنی در مسجد جامع
شهرستان بهبهان
▫️🚩▫️🚩▫️م🚩▫️
❣سردار شهید صدرالله فنی
فرمانده قرار گاه فجر
تاریخ تولد: ۱۳۳۴/۷/۱۰
محل تولد: بهبهان
درتاریخ چهارم دی ماه ۱۳۶۶ در جبهه
سوسنگرد بر اثر سانحه رانندگی
مجروح شد و بیست و یک روز بعد در تاریخ
۲۵/ ۱۰/ ۱۳۶۶ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
فرازی از وصیت نامه شهید:
️هم اکنون که رزمندگان اسلام در آستانه انجام عاشقانه ترین معامله خدایى، یعنى قتال در راه خداى تعالى هستند؛ و خداوند منان به من عاصى و ذلیل و ضعیف این لطف را فرموده که در کنار آنها باشم ، سپاس خداى رحمان و رحیم را به جاى مىآورم . پدرم : برایم دعا کنید تا خدا از تقصیراتم بگذرد ، هر چه می توانید از نعمتى که خداوند به شما عنایت فرموده در مراسم عزدارى امام حسین(ع) و بزرگداشت شهداى گرانقدر اسلام ، مخلصانه بهره گیرید؛ و فقط خدا را در نظر داشته باشید و لا غیر . در اعمالمان ،ودر رفتارمان و در گفتارهای مان رعایت همه این مسائل را بکنیم و فقط در نیّاتمان این توجه را داشته باشیم؛ هر کاری برای خداست انجام بدهیم و هر کاری که کوچکترین خدشه ای خدای ناکرده در آن هست و کمترین رنگ بی خدایی و غیر خدایی در آن هست انجام ندهیم