🌷 #نوجوانی_که_دائم_در_جبهه_بود
.
▫️ شهید محمدتقی مظلومی کناری.
متولد ۱۳۴۹ فریدونکنار.از سال ۱۳۶۱ تا زمان شهادت ۵ بهمن ۱۳۶۵ دائما در جبهه ها حضور داشت.تک تیرانداز ، آرپی جی زن، فرمانده دسته ، فرمانده گروهان.نترس بود و شجاع.چندین بار در جبهه ها مجروح شد.یکبار در تاریخ 16/6/64 در منطقه مریوان از ناحیه چشم راست و 21/11/64 در منطقه فاو و عملیات والفجر 8 از ناحیه دست راست و 4/10/65 در خرمشهر عملیات کربلای 4 از ناحیه پای چپ و دست راست مجروح شد.و در نهایت در سن ۱۶ سالگی در شلمچه بشهادت رسید.و ۱۲ سال بعد پیکرش به خانه بازگشت
.
#خاطره
پدر شهید : یک روز من دیر به نانوایی رفته بودم و نان به من نرسیده بود و مادر محمد تقی ناراحت شد از این که من نان نگرفتم. من گفتم نان صبح را می خوریم. مادرش از این که نان سرد صبح را بخورد راضی نشد و محمد تقی برای این که به مادرش بگوید که شاکر باشد گفت: در عملیاتی که ما شرکت داشتیم سه شبانه روز به ما غذا نرسید. 2 نفر داخل سنگر بودیم یکی از بچه ها از سنگر بیرون رفت لا به لای ماسه ها گشت تا بالاخره نانی که معلوم نبود از چه وقت آن جا افتاده پیدا کرد و آن را تکان دادیم تا ماسه اش ریخته و بعد خوردیم. به خاطر خوردن آن نان خشک سه، چهار روز دهانمان زخم بود نمی توانستیم چیزی بخوریم. شما باید صبور و بردبار باشید و قدر این نعمت ها را بدانید.
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
#سالروز_شهادت
#شهید_محمد_تقی_مظلومی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HsyUQRh2RL016ZDjBvnXtj
🔷 شهید آوینی: «در اينجا و در اين لحظات، دل ها آنچنان صفایی می يابند كه وصف آن ممكن نيست. آن روستاییِ جوانی كه گندم برنج و خربزه می كاشته است، امشب سربازی است در خدمت ولیِّ امر.
🔹به راستی آيا می خواهی سربازان رسول الله (ص) را بشناسی؟ بيا و ببين آن رزمنده، كشاورز است و اين یک، طلبه است و آن ديگری در يک مغازه گمنام، در یکی از خيابان های دور افتاده مشهد لبنيات فروشی دارد و به راستی آن چيست كه همه ما را در اينجا، دراين نخلستان ها گِرد آورده است؟ تو خود جواب را می دانی: عشق»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
▪️ واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HsyUQRh2RL016ZDjBvnXtj
⛺️ #چادر_شهیدان
چادرهایی که خاکی بود ...
اما عرششینان در آن مأوا داشتند...
.
👆📷 غیورمردان لشکر #کربلا
و #چادر شهیدان:
🌷رحمت سینه سپهر
🌷سید کاظم حجازی
و ..... از #گلوگاه مازندران
.
🌴 دوران دفاع مقدس
🌱 ۵ بهمن ۱۳۳۳ -- سالروز ولادت رییس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) .... شهید حاج عباس ورامینی🌷
▫️کلام شهید:
💠انقلاب، کاخهای ظلم را درهم خواهد کوبید
⚪️ عباس ورامینی در محله پاچنار دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی را در مدرسه جعفری پاچنار و دوران راهنمایی و متوسطه را در مدرسه علمیه طی کرد.
🔸عضو کمیته استقبال از امام در سال ۱۳۵۷ بود. اگرچه او جزو دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی نبود، اما از روز دوم تسخیر در آنجا حاضر شد و به عنوان جانشین عملیات لانه فعالیتش را شروع کرد.
🔹عباس، مسئول آموزش نظامی دانشجویان پیرو خط امام وآموزش تاکتیکی بسیج تهران، فرمانده گروهان یک گردان حبیب در عملیات فتحالمبین، معاون گردان مقداد در عملیات بیتالقدس، رئیس ستاد سپاه ۱۱ قدر در عملیاتهای والفجر مقدماتی و والفجر یک و رئیس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسولالله در سال ۱۳۶۲و عملیات والفجر ۴ بود.
▪️این فرمانده دلاور لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) در ۲۸ آبان ماه ۱۳۶۲ پس از رشادتهای فراوان در مرحله سوم عملیات والفجر ۴ در قلعه ۱۸۸۶ ارتفاعات پنجوین، بر اثر اصابت خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد.
💢فرازی از وصیت نامه شهید:
🌿انقلاب، با شتابی سرسامآور به پیش میرود؛ انشاءالله تمام کاخهای ظلم را درهم خواهد کوبید و باعث نجات تمام مستضعفین جهان خواهد شد و از همه مهمتر زمینه برای ظهور امام زمان (عج) آماده میشود.
💠 مزارشهید: بهشت زهرا(س) تهران --قطعه۲۴ ردیف۷۶۵ شماره۲۵
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HsyUQRh2RL016ZDjBvnXtj
🌷عباس ورامینی، شهیدی که مرد عمل بود....
▫️او میگفت : سعي ميكنم وقتي به خانه ميروم، نمازهايم را تقريبا جمع و جور و بدون مستحبات بخوانم. زيرا ميخواهم فقط سه چهار روز با خانواده باشم و بعد دوباره وارد كار شوم.
🔸واجبات را در كنار زن و فرزندانش انجام ميداد ولي به مستحبات در جبهه عمل ميكرد و مستحبات را در جبهه انجام ميداد. اين براي ما مهم بود. معلم زبانی نبود، معلم عملی بود.
🔹عباس به افراد بزرگتر از خودش خیلی احترام میگذاشت. سه پیرمرد در گروهان ما حضور داشتند. خب به دلیل جهش یکباره من در کارها، دید خاصی به آن سه نفر داشتم. یعنی آنها را ضعیف تر از خودم میدانستم.
▪️یک روز به عباس گفتم: این سه پیرمرد را از گروهان بیرون کن، چون دست و پا گیر هستند و یک مرتبه میبینی اسیر دشمن میشوند.
▫️عباس گفت: برادر شیبانی اجازه بدهید در گروهان ما چند حبیب بن مظاهر داشته باشیم تا خداوند به احترام آنها ما را در این عملیات موفق کند.
🔻بسيار متواضع بود و متکبر نبود. به دنبال مادیات نبود چون اگر بود بالاخره او در یک ارگانی کار میکرد و همه امکاناتی در اختیار داشت ولی مستضعف زندگی میکرد.
●خیلی هم به ياد مستضعفين بود . یعنی میخواهم بگوییم عباس معنی شام داشتن یا نداشتن و لباس داشتن یا نداشتن مستضعفین را مي فهميد.
(راوی:باقر شیبانی)
#سردار_شهید_حاجعباس_ورامینی
#سالروز_ولادت
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
▪️ واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HsyUQRh2RL016ZDjBvnXtj
🌱سالروز ولادت شهید عباس ورامینی
💠 به روایت حاج همت:
🌷شهید ابراهیم همت، فرمانده لشگر۲۷ در این مورد میگفت:
حاج عباس همیشه دائم الوضو بود و روزهای دوشنبه و چهارشنبه را حتما روزه میگرفت، نماز شبش به خصوص در سالهای آخر حیاتش ترک نمیشد و همواره با گریه و تضرع همراه بودعباس می گفت: چقدر باید سر خود را به دیواره این دنیا بکوبم تا از این زندان خلاص شوم و به جایگاه ابدی خود بپیوندم. واقعا زندگی برایم مشکل شده، فقط یک آرزو در وجودم موج میزند و آن عشق به شهادت است🕊🕊
💠 مزار: بهشت زهرا-قطعه۲۴ ردیف۷۶۵ شماره۲۵
🔰فرازی از وصیتنامه شهید"
مـادر!
آنقدر باید در آفتاب های سوزان و زیر رگبار مسلسل های کُفار بِدَوم تا آن گوشت هایی را که از غفلت بر بدنم روییده است، آب شود
خدایا! خدایا!
تو شاهدی که سراندرپایم را مملو از گناه می دانم و اضطراب این را دارم که اگر تو اینها رو بر من نبخشی ،من در آن دنیا چه بکنم؟
پس مادر عزیزم ،از تو می خواهم که مرا دعا کنی خصوصا در آنجایی که در برابر خدا دلت می شکند.
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
▪️ واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HsyUQRh2RL016ZDjBvnXtj
بسم الله الرحمن الرحیم…
.
تعریف میکنه از
شهید عباس ورامینی عزیز❤️که،
برای عباس حرف،
حرفِ امام بود!
حتی اگه در موضوعی حجت رو
برای خود تمام می دید،
ولی در مقابلش نظر
امام چیز دیگه بود،
می گفت :
حرف حرفِ امامه!
همین شهید عباس ورامینی عزیز❤️ در نامه که به
فرزند کوچکشون میفرماین،
خدمت ميثم کوچولو سلام عرض ميکنم و از خدا ميخوام که تو يادگارم رو زير سايه خود حفظ نمايد و
خود او نگهدار تو باشه!
آره ميثم جان!
بابا رفت به صحرای کربلای ايران، خوزستان داغ،
تا شايد درد حسين(ع) رو با تمام گوشت و پوستش حس کنه!
بابا رفت تا شايد بوی خون حسين(ع) به مشامش برسه!
بابا رفت تا شايد بتونه بر رگ بريده حسين(ع) بوسه بزنه!
بابا رفت تا شايد بتونه با خون ناقابلش راه کربلا رو بر روی تمام دلهايی که هوای کربلا دارن باز بکنه!
بابا رفت تا شايد ديگه بره
و پهلوی تو نباشه،
اما اينو بدون که همه چيز ناپايداره، چه برای تو و چه برای من!
تنها چيزی که باقی ميمونه
و قابل اتکاء هستش،
خداست!
ميثم جان!
سال گذشته در چنين روزی
ساعت چهار صبح به دنيا اومدی!
يکسال از عمرت گذشت،
چه بسا در چنين روزی که
روز به دنيا آمدن تو هستش،
بابا پهلوت نباشه،
اما هيچ عيبی نداره ،
خدای بابا که تو رو
دوست داره که هست ،
پس ناراحت نباش و هميشه به خدا فکر کن تا دلت آرام باشه!
پس بابا رفت!
خداحافظ…
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
▪️ واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HsyUQRh2RL016ZDjBvnXtj