دفاع مقدس
💢سقوط مقر و زنده زنده_چ سوزانده شدن بسيجیها !!
▫️یكى از پاسگاههای ما، در جاده دیوان دره سقوط كرده بود و گروهكهاى ملحد با نفوذ به آن محل، همه زخمیها و اسيرها را جمع كرده و با پاشيدن نفت، آنها را زنده زنده سوزانده بودند. بيست و پنج نفر بسيجى اهل یزد به شكل فجيعى به شهادت رسيده بودند، كه هيچ چشمى طاقت دیدن آن صحنه را نداشت. پس از مدتى، مشخص شد كه دو نفر از پيشمرگهاى كرد در سقوط مقر نقش داشته اند.
پس از محاكمه آنها، حكم اعدام ایشان در دادگاه انقلاب صادر شد و حكم باید اجرا میشد. اين دو جاسوس كه اتفاقًا برادر بودند، مدتها در كنار رزمدگان بودند و این حضور موجب شده بود احساسات همه تحریك شده و بعضیها از اعدام آنها ناخشنود شوند و اعتراض خود را بيان كنند. با اينكه حاج حسين هرگز عصبانى نمیشد، وقتى نارضایتى اين افراد ساده لوح را مشاهده كرد، اینبار با حالتى برافروخته فریاد زد:...
....فریاد زد: اینها بيست و پنج نفر از بهترینهاى امت رسول الله را زنده زنده در آتش سوزانده اند. یك نفر را روبروى همه منفجر و تكه تكه كرده و سر یك بسيجى را جلوى پاى عروس و داماد بریده اند. حالا شما دلتان به رحم میآید؟ آیا اینجا جاى رحم كردن است؟ درحالیکه همه ما براى اجراى حكم الهى اينجا هستيم و باید رحمت و رأفت خود را براى مؤمنان و شدیدترین غضب خود را براى ملحدین از خدا بیخبر نگه داریم، و غضب خود را به شدت بر سر آنها بكوبيم.
با این استدلال قرآنى و بيان محكم، تأثير احساسات از دلها زدوده شد و با تقویت شدن مبانى فكرى، بيش از پيش با شناخت و آگاهى، سلاحهایشان را در دستهایشان فشردند و با تمسك به جمله مولایشان حضرت على (ع) جمجمه ها را به خدا عاریه دادند و با عزمى جزمتر از قبل آماده دفاع از اسلام و انقلاب شدند.
🌹خاطره اى به ياد سردار شهيد حـاج سيد حسين روح الامين، سيدالشهداء كردستان
📚 كتاب "سلام سردار"
🔷 شهید آوینی: «شب سررسیده است، اما اعزامها هنوز ادامه دارد. نوبت به گردان مقداد رسیده است و صوت خوش سعید حدادیان كه راه نفوذ به قلبها را خوب می شناسد. سعید حدادیان می خواند: گردان مقداد در راه قرآن، بگذشته از سر، بگذشته از جان، ای امام امت، جانها به راهت.
🔹آن سوتر، در میان اتوبوسها، دو نفر مثل دو كفتر سر در گردن هم فرو بردهاند و می گریند. چرا می گریند؟ و اصلاً چه جایی برای گریه وجود دارد؟ این هم از آن رازهایی است كه جز اهل گریه را به آن راهی نیست.»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
🌷راهکار شهادت... اشک است...
چرا. ؟؟!!..
پاسخ را در جملات زیبای
شهید روایتگر راه آسمان، بنگریم:
😭 «گریه»، تجلی آن اشتیاق بیانتهایی
است که روح را به دیار جاودانگی
و لقای خداوند پیوند میدهد،
💦 و «اشک»، آب رحمتی است که
همه تیرگیها را از سینه میشوید
و دل را به عین صفا، که فطرت
توحیدی عالم باشد، اتصال
میبخشد.
منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
[راویراهآسمان،
شهیدسیدمرتضیآوینی]
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
زمان:
حجم:
284.1K
🔷 صدایی از آسمان که
به میهمانی ما آمده است...
[شهیدآقاسیدمرتضیآوینی]
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نوای حاج صادق آهنگران:
شب است و سکوت است و ماه است و من
فغان و غم اشک و آه است و من
شب و خلوت و بغض نشکفتهام
شب و مثنویهای ناگفتهام
شب و آخرین سوز مستانه ام
شب و های های غریبانه ام
شب و نالههای نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر میکنم درد را
که آتش زند این دل سرد را
بگو بشکفد بغض پنهان من
که گل سرزند از گریبان من
مرا کشت خاموشی نالهها
دریغ از فراموشی لالهها
کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟
کجایند مردان بیادّعا؟
کجایند شورآفرینان عشق؟
علمدار مردان میدان عشق
کجایند مستان جام الست؟
دلیران عاشق،شهیدان مست
همانان که از وادی دیگرند
همانان که گمنام و نامآورند
هلا، پیر هشیار درد آشنا!
بریز از می صبر، در جام ما
من از شرمساران روی توام
ز دُردی کشان سبوی توام
غرورم نمیخواست این سان مرا
پریشان و سر در گریبان مرا
غرورم نمیدید این روز را
چنان نالههای جگرسوز را
غرورم برای خدا بود و عشق
پل محکمی بین ما بود و عشق
نه، این دل سزاوار ماندن نبود
سزاوار ماندن، دل من نبود
من از انتهای جنون آمدم
من از زیر باران خون آمدم
ز دشتی که با خون چراغانی است
ز دشتی که پر شور و عرفانی است
از آنجا که دم ساز یعنی خدا
سرانجام و آغاز یعنی خدا
هلا،دینفروشان دنیاپرست!
سکوت شما پشت ما را شکست
چرا ره نبستید بر دشنهها؟
ندادید آبی به لب تشنهها
نرفتید گامی به فرمان عشق
نبردید راهی به میدان عشق
اگر داغ دین بر جبین میزنید
چرا دشنه بر پشت دین میزنید؟
خموشید و آتش به جان میزنید
زبونید و زخم زبان میزنید
کنون صبر باید بر این داغها
که پر گل شود کوچهها،باغها
علیرضا قروه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دلتان به گرمای آتش ؛
دستانتان معطر به عطرِ چای تازه
صبح تان پُر خیر و برکت
با یاد مردان خاکی جبهه
#بفرمایید_چای ☕️
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
این خنده های مستانه، از شوقِ وصالِ یار است؛
و چه سبکبال رسیدند به معشوق
🌷۸ اسفند ۱۳۶۵ - سالروز شهادت حاج حسین خرازی، علمدار لشگر مقدس امام حسین (ع)
ا▫️▪️▫️▪️▫️
فرمانده شوخ طبع
🔹خاطره ای از شهید خرازی:👇
عباس کمالپور فرمانده گردان بود و من منشی او. مشکلی پیش آمد و مدت طولانی شد. ناچار شدیم برای حل مشکل به سراغ حاج حسین برویم. سوار موتور شدیم و به سمت شهرک دارخوین به راه افتادیم. آقای خرازی در سنگر فرماندهی بود.داخل سنگر شدیم وپس از احوالپرسی گفت:اینجا چه کار میکنید؟
عباس با ناراحتی شروع کرد،وضعیت گردان و مشکلات آنرا بیان کند. هردو ناراحت بودیم، یکی عباس میگفت یکی من.
حاج حسین بلند شد وگفت بنشینید روی زمین. حاجی دستور داده بود،ما هم نشستیم. آرام بسمت ما آمد و چفیهی خودش را روی سر ما انداخت. زبانمان بند آمد. حاجی میخواهد چه کار کند؟!
جرأت سوال کردن هم نداشتیم. یک وقت حاجی یک پارچ آب روی سر ما ریخت! پریدیم بالا. حاجی شروع کرد به خندیدن و ما هم به دنبال او! وقتی خنده را بر لبان ما دید گفت:حالا آرامگزارش کنید تا ببینم چه شده و چه باید بکنیم
راوی: رجبعلی کریمی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مصاحبه طنز شهید خرازی با یکی از نیروهای لشکر ۱۴ ( اهل شهرستان سمیرم)
🌱😂😂
دوران جنگ تحمیلی
دلتنگ تر میشویم 🖤
با دیدنِ لبخندهایی که
جاماندن را ،
بیشتر به رُخِمان میکِشند
▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️
🕊🕊 ۸ اسفند ۱۳۶۵ -- سالروز شهادت علمدار لشگر امام حسین علیه السلام،
🌷حاج حسین خرازی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ | "فرمانده دل ها"
🌿هشتم اسفندماه سالروز شهادت سردار
#شهید_حاج_حسین_خرازي فرمانده دلاور لشکر مقدس ١٤ امام حسین(ع)
🌱نشر مطالب، صدقه جاریه است
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ۸ اسفند سالروز شهادت علمدار لشگر مقدسی امام حسین (ع)، شهید حسین خرازی
👆🎞 برشی از مستند «روایت فتح» و رویارویی دوربین شهید آوینی با شهید خرازی در بحبوحه عملیات والفجر ۸
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷۸ اسفند ۱۳۶۵ - سالروز شهادت حاج حسین خرازی، علمدار لشگر مقدس امام حسین (ع)
🌴 عملیات کربلای ۵ - #شلمچه
🌱 شهید خرازی، متولد اصفهان، سال ۱۳۳۶ - از کودکی و نوجوانی علاقمند به معارف دینی بود و شخصیت وی در محافل مذهبی شکل گرفت. با این بستر فکری و تربیتی، بسیار زود به جریان انقلاب پیوست. با پیروزی انقلاب، فعالیت خود را در کمیته آغاز کرد.. سپس وارد سپاه اصفهان شد. با تحرکات ضد انقلاب در کردستان و تصرف بسیاری از شهرها و روستاها به منظور تجزیه آنها از خاک ایران، شهید خرازی به همراه عده ای از نیروها از جمله شهید علی رضاییان (که بعدها فرمانده قرارگاه تاكتیكی ق حمزه شد) رهسپار منطقه پرآشوب کردستان شد. او در بازپس گیری مرکز استان از چنگ ضدانقلاب سهم مؤثری ایفا نمود. وی پس از آزادسازی سنندج، در سمت فرمانده گردان ضربت وارد عمل شد و در آزادسازی شهرهای دیگر مانند: دیواندره، سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش مؤثری ایفا نمود و با تدابیر نظامی، بیشترین ضربات را به ضدانقلاب وارد آورد....
با آغاز جنگ تحمیلی، عازم جبهه جنوب شد. ارتش عراق در قدم اول تا عمق خاک ایران پیشروی کرده بود. عدم انسجام، سردرگمی و غفلت نیروهای نظامی، موجب نفوذ دشمن به مرزها شده و بسیاری از مناطق خوزستان به تصرف او درآمد. در این هنگام نیروهای مردمی، دلسوزان انقلاب، ارتش و سپاه به سوی منطقه شتافتند تا جلوی پیشروی دشمن را بگیرند. خرازی نیز با حضور در دارخوین در سمت فرمانده، اولین خط دفاعی را در مقابل عراقی ها در جاده آبادان-اهواز تشكیل داد که بعدها به «خط شیر» معروف شد. خطی كه نیروها با کمترین امکانات جنگی و تداركاتی و تنها با اخلاص و روحیه ایمانی توانستند بر سختی ها و مشكلات غلبه کنند و 9ماه در برابر ارتش تا دندان مسلح عراق ایستاده و مانع پیشروی آنها شوند.
💥 خرازی و نیروهای تحت امرش در عملیات شكست حصر آبادان، در جبهه دارخوین دو پل حفار و مارد را كه عراقی ها با نصب آن دو پل بر روی رود كارون، آبادان را محاصره كرده بودند، به تصرف خود درآوردند
💥 او همچنین در آزادسازی بستان،مؤثرترین مانور عملیاتی را با دور زدن دشمن از چزابه و تپه های رملی و محاصره آنها در شمال بستان انجام داد
💥 در طی این عملیات ها هسته های اولیه تیپ امام حسین (ع) شکل گرفت تا این که پس از عملیات پیروزمندانه طریق القدس، شکل گیری تیپ 14 امام حسین بفرماندهی حسین خرازی رسمیت یافت
💥او در عملیات فتح المبین، دشمن را در جاده عین خوش با همان تدبیر و تاکتیک جنگی حدود 15 كیلومتر دور زد. تیپ 14 در عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر نیز سهم بسزایی ایفا نمود
💥 در عملیات خیبر كه توام با صدمات و مشقات زیادی بود دشمن، منطقه را با انواع و اقسام جنگافزارها و بمب های شیمیایی مورد حمله قرار داده بود، اما لشگر 14 همچنان مقاومت می کرد. در همین عملیات بود که یك دست او در اثر اصابت تركش قطع شد. او را به پشت جبهه انتقال دادند و مدتی در بیمارستان یزد بستری بود. از به منزل تلفن زد و به پدرش گفت: من مجروح شدهام و دستم خراش جزئی برداشته!! چیز مهمی نیست، لازم نیست به ملاقاتم بیایید
💥 در عملیات والفجر 8 هم لشكر امام حسین(ع) درخشید و از جمله یگان هایی بود که توانست در برابر لشكر گارد ویژه عراق ایستادگی کند. پیروزیهای چشمگیری در منطقه فاو و كارخانه نمك كه جزء پیچیده ترین صحنه های نبرد بود، با ایثار و فداکاری رزمنده های ل 14 بدست آمد
💥 حسین خرازی در عملیات كربلای 5 در جلسه توجیهی، از فرماندهان واحدها و گردان ها بیعت گرفت كه تا پای جان ایستادگی كنند زیرا این عملیاتی استثنایی است و عزم پولادین و ایمان راسخ است که می تواند در برابر فشار سنگین و بی امان دشمن مقاومت کند. لشكرتحت امر او در این عملیات توانست با عبور از خاكریزهای هلالی كه در پشت نهر جاسم از كنار اروندرود تا جنوب كانال ماهی ادامه داشت، شكست سختی به ارتش صدام وارد آورد.... عبور از این نهر بدان جهت برای رزمند گان مهم بود كه علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یكی از دژهای شرق بصره بود كه در كنار هم قرار داشتند.
🌹نحوه شهادت
در این عملیات، خرازی با آنكه تنها یك دست داشت، ولی با جنب و جوش و تلاش فراوان در پی رفع كمبودها و تأمین و تدارك نیروهای در خط بود. او زمانی که آتش انبوه توپخانه دشمن بر وجب به وجب خاک # شلمچه فرو می ریخت و تأمین آب و غذای رزمنده های خطوط مقدم امکان پذیر نبود، خود به جد پیگیر رفع مشکل برآمد . . . که بناگاه خمپاره ای در نزدیكی او منفجر شد و به شهادت رسید..🕊
او مزد تلاش خالصانه خویش را گرفت و پس از یک عمر مبارزه با نفس و جهاد فی سبیل الله،روح عاشورایی اش به ملكوت اعلی پرواز كرد و در جوار قرب الهی مأوا گزید. طوبی لَهُ وَ حُسنُ مَآب
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
⚪️روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی