13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کلیپی زیبا از سردار و علمدار جبههها، شهید حسین خرازی، فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین(ع)
🌷 او دوران دفاع مقدس لشکر مقدس امام حسین (ع) را بناد نهاد و خود فرماندهی آن را بر عهده گرفت. به همراه این یگان در عملیات های مختلف شرکت نمود تا این که در زمستان ۶۵ در عملیات کربلای ۵ بشهادت رسید. پاکی و اخلاص او زبانزد بود. پیکر مطهر او توسط مردم مؤمن و ولایتمدار اصفهان تشییع شد و در گلستان شهدا (تخت فولاد) در جوار شهدای جنگ تحمیلی به خاک سپرده شد. قبر شهید خرازی که به سفارش خودش همسطح خاک و به مانند دیگر شهدا درآمده، زیارتگاه عاشقان و دوستان خداست. شهید کاظمی در زیارتی که از مزار شهید خرازی داشته، اشاره می کند که: من یقین دارم در روز محشر، از اين قبر مطهر، دری به سوی بهشت باز می شود
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🎥 کلیپی زیبا از سردار و علمدار جبههها، شهید حسین خرازی، فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین(ع) 🌷 او دوران د
💠 عطوفت در عین جدیت
برادری داشتیم به اسم آقای رسول کمال که مسئول بخشی از تدارکات تیپ امام حسین (ع) بود. آقای خرازی به ایشان گفته بود که برای آوردن نیرو، اتوبوسها را بیاورد.
توی ذهنم نیست که قضیه چی بود؛ به گمانم شفاهی توجیهش کرده بود؛ توی بیسیم. من نشنیدم. صبح، قبل از اینکه من سوار موتور بشوم و بروم، دیدم آقای رسول کمال با سرووضع خاکوخلی و یک چهره خسته، تازه هوا روشن بود که به ماشین مخابرات در خط مقدم رسید. چراغ ماشین هم روشن بود. سلام کرد و آقای خرازی هم که توی ماشین، پشت بیسیم نشسته بود، جواب سلام را داد و بلند شد رفت بهطرف برادر کمال و گفت: مگه نگفتم ماشینها را خیلی سریع بیار.
فرماندهان و مسئولان به آقای خرازی میگفتند حسین» آقا. تا آقای کمال خواست بگوید حسین آقا، خرازی یک سیلی محکم توی گوش رسول کمال زد و گفت یادت باشه کاری که بهت گفتم درست انجام بدی.
خرازی حق داشت عصبانی شود چون کاری که گفته بود، کاری مهم و تعیینکننده بود. با این ابهت و قاطعیتی که از او دیدم، حسابی ترسیده بودم. بعد خرازی گفت: با بیسیم با فلانی تماس بگیر! همینطور مانده بودم. انگار دیگر هیچ ارادهای نداشتم؛ نه مغزم کار میکرد، نه دستم کار میکرد یک شوک عظیمی به من دست داده بود.
بعد حسین خرازی با یک تبسمی گفت: ترسیدی؟ بههرحال وقتی دید من نمیتوانم ارتباط بگیرم خودش گوشی بیسیم را برداشت و درحالیکه میخندید، تماس گرفت. بعدازاینکه تماس گرفت به من گفت: من قصد زدن او را نداشتم، فقط میخواستم که کار یاد بگیره.
بعد درحالیکه رسول کمال داشت میرفت که سوار موتور بشود، خرازی صدایش زد و گفت: آقا رسول، بیا. رسول آمد جلو و بغلش کرد و بوسیدش و گفت: اونو زدم بهت که حواست جمع باشه. بغلت هم کردم که حواست جمع باشه. آن مال آن وظیفه بود. اینم مال این وظیفه دیگر بود. این بود روحیه این فرمانده انقلابی و مجاهد که در کار محکم بود و در صحبت مثالزدنی.(راوی: مهدی شیرانی نژاد)
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ۸ اسفند سالروز شهادت اسطوره ایران و استان اصفهان، حاج حسین خرازی گرامی باد.
♦️برشی از مستند «روایت فتح» و پیش بینی جالب شهید آوینی در خصوص آینده اسلام و آینده نوزاد تازه متولد شده شهید خرازی به نام مهدی
🔸ای کاش شهید آوینی امروز در میان ما حضور داشت تا با فرزند شهید خرازی در این سن هم مصاحبه ای می کرد.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️به دنبال الگو برای خود و فرزندانتان هستید؟
🔹برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی به مناسبت ۸اسفند، سالروز شهادت شهید #حاج_حسین_خرازی
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 اسوه اخلاص دفاع مقدس، حاج حسین خرازی گرامی باد.
♦️برشی از مستند «روایت فتح» و حضور دوربین شهید آوینی در شهر اصفهان و منزل شهید خرازی و باز کردن درب اتاق او و مداحی آهنگران برای شهید
🔸فوق العاده زیبا و شهدایی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄