eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
❄️ برف سنگین و سرمای استخوان سوز زمستان نیز نمی توانست بسیجیان دریادل را از رفتن به جبهه های حق علیه باطل بازدارد. برف سنگین زمستان و سرمای ارتفاعات کردستان، شاهد حضور بسیجیان صف شکنی بود که، راحتی و گرمای خانه را رها کرده و به خطوط مقدم جبهه می شتافتند. قدرت ایمان آنها بر سرمای زمستان چیره می شد، از اینرو هیچ گاه جبهه ها از نیروهای متعهد و دلسوز خالی نمی شد.
🌗 در این شب‌های سرد یادی کنم از خاطره‌ای که در عملیات والفجر ۴ برایم پیش آمد❄️🌧 {[در دوران جنگ، متاسفانه نیروی رزمی نبودم، بجز در مقطع کوتاهی که در تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) همراه حاج احمد متوسلیان و فرماندهانی چون؛ حاج همت، وزوایی، موحد دانش، دستواره و ... در عملیات بیت المقدس (آزادسازی خرمشهر) شرکت داشتم. در آن دوره، در بخش پشتیبانی رزم اشتغال داشتم و کار ما برقراری ارتباطات راه دور بین عقبه و خطوط مقدم جبهه، اعم از تیپ‌ها، لشگرها ... و قرارگاه‌ها بود.}} ✍ مقرمان در قرارگاه «دره تفی» در آن سوی دریاچه زریوار مریوان بود. هدایت عملیات از اینجا انجام می‌شد و فرماندهان و مسئولین رده بالا در آنجا تردد داشتند. سنگر فرماندهی در سینه‌کش ارتفاع محل قرارگاه قرار داشت و باید بسختی بالا رفته تا به آنجا می‌رسی!! یادم هست یک روز برادر محمد باقری، نیروی اطلاعات و عملیات (برادر شهید حسن باقری و سرلشگر و رئیس ستاد کل ن.م فعلی) با موتور تریل که از شناسایی منطقه بازگشته بود با سرعت این مسیر سربالایی را طی کرد و خود را کنار سنگر ف رسانید، کاری دشوار که نشان از مهارت او بود. نیروهای اط.ع از بس در کوه و کمر و کوره‌راه‌های پر پیچ و خم و خطرناک تردد داشتند، به موتورسواری مسلط می‌شدند‌، ... خود ما هم در طی این ۸-۷ سال جنگ، در سن نوجوانی، دائم پشت فرمان تویوتا بودیم و پیوسته در جاده‌های کوهستانی غرب و شمال‌غرب تردد داشتیم که قاعدتاً رانندگی در جاده‌های صعب‌العبور و بعضا در مسیرهای ناامن، موجب کسب مهارت در رانندگی ماشین می‌شد.‌ ⚪️ ▫️بهر حال در پایان هر روز که از مأموریت منطقه بازمی‌گشتیم برای استراحت و تأمین وسایل مخابراتی, شب را در قرارگاه می گذراندیم. یک شب نیاز به آب پیدا کردیم!! در آنجا نه حمامی بود و نه آب گرم... صبح زود، بستر گرم, را ترک کرده، قبل از طلوع آفتاب، وانت را روشن نموده و خود را به شیار دره‌ای در آن حوالی رساندیم. ❄️ آب برف‌های مذاب از بالای ارتفاع در آنجا جریان داشت, به صورت جوی بزرگ💦 در آن قسمت، با سنگ‌چین، مانعی در مسیر جریان آب ایجاد کرده بودند که در نتیجه حوضچه‌ای در آنجا درست شده بود. منصور شیرانی‌نژاد(برادر مهدی شیرانی، از مسئولین مخابرات قرارگاه جنوب) نیز با من بود. یک چفیه همراه داشتم. بخاری ماشین را روشن کرده و تا درجه آخر گذاشتم. در آن دمدمای صبح سرد, لباس‌ها را کنده و پریدم توی آب یخ!!🤔 منصور شیران که اورکت پوشیده و کلاه کاموایی هم به سر داشت، از شدت سرما می‌لرزید و با دیدن آن حرکت من، بُهتش زده بود !! بهر ترتیب به قول بچه‌ها که به شوخی بهم می‌گفتند: «غسل می‌کنم، غسل پشه، می‌خواد بشه، می‌خواد نشه!!» با سر رفتم تو حوضچه آب برف❄️ ... و برای آنکه سنکوب نکنم، بدنم را تند تند حرکت داده و تکان می‌خوردم ... فوری از آب پریدم بیرون و بدو بدو 🏃رفتم سمت ماشین ... و پریدم رو صندلی، چسبیدم به بخاری!! چقدر کیف می‌داد😊 خودم را با چفیه‌ای که همراهم بود، خشک‌ کردم،... آمدم بیرون و در کنار ماشین، قامت بستم. خلاصه در آن روز سرد و یخبندان نگذاشتیم نماز صبح قضا شود!! ... البته عادت به سرما هنوز هم در ما هست، بطوری که می‌توانم در زمستان با یک پیراهن هم بیرون بیایم🤔 زمان جنگ هم یادم هست، کمتر اورکت می‌پوشیدم و ... لباس گرم و کاموایی که اصلا هیچ!! 💢 لذا اگر کسی بگوید: چرا در آن سرما داخل حوض آب یخ رفتی؟ ... باید بگویم: شرایط سخت آب و هوایی کردستان در آن موقع، انگار طبع ما را عوض کرده بود و تحمل سختی‌ها آسان بود!! ... و یا بگویم لذت‌بخش!!! ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 💠 خاطره‌ای دیگر از دشواری‌های زمان جنگ تحمیلی 👇👇 البته ممکن است تکراری باشد ولی خواندن دوباره آن خالی از لطف نیست. ملاحظه کنیم که پیشبرد کار جنگ در دهه ۶۰ با چه سختی‌هایی همراه بود و نیروها با چه رنج و مشقتی ارتباطات مورد نیاز مناطق جنگی را تأمین می‌کردند. (البته حقیر با اکراه، خاطرات تلخ و شیرین خودم را از آن دوران در «کانال دفاع مقدس» بیان می‌کنم--- خدمات را برادران دیگر انجام داده‌اند و بنده فقط به عنوان اینکه رویدادهای دفاع مقدس در تاریخ بماند، سعی می‌کنم اگر خدا بخواهد برخی از آنها را بی کم و کاست روایت نمایم. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ⚪️ خاطره‌ای دیگر از 👇👇👇
دفاع مقدس
🌗 در این شب‌های سرد یادی کنم از خاطره‌ای که در عملیات والفجر ۴ برایم پیش آمد❄️🌧 {[در دوران جنگ، متا
👆📷 دکل مخابراتی پوشیده از برف و یخ 🌨❄️ ﴿در دوران دفاع مقدس، ارتباطات و تماس‌های تلفنی راه دور چگونه برقرار. می‌شد﴾ ❄️ اینجا «سایت وارث» در غرب کردستان و بر روی ارتفاعی بلند و برف گیر که بدلیل حساسیت بالای آن در دوران جنگ تحمیلی به شدت از آن محافظت می‌شد. این سایت، رله اصلی بشمار رفته و از آنجا ارتباطات تلفن راه دور مناطق عملیاتی مریوان،بانه،سردشت ... تأمین میشد.آنتنهای مخابراتی مربوطه درقسمت بالایی دکل نصب شده و بیشترین خرابی ها و قطعی ارتباط نیز مربوط به آنها بود،بویژه درفصل سرما وطوفان های شدید! بدلیل نیاز مبرم ارتباطی (در زمانیکه وسایل ارتباطی از قبیل تلفن همراه فعلی وجودنداشت)،تکنسین های گمنام مخابرات سپاه با از جان گذشتگی و تحمل سختیها بویژه درفصل زمستان نمی گذاشتند ارتباطات مخابراتی خطوط مقدم جبهه ها و مناطق حساس و بحرانی کردستان لحظه ای قطع شود آنها بهنگام خرابی، در سرمای استخوان سوز و در زیر شلاق بوران و برف،تکه تکه یخ ها را شکسته و راه نفوذ به قسمت های بالایی دکل را باز می کردند تا بتوانند به آنتن های نصب شده در قسمت های بالای دکل،دسترسی یابند — کاری بس طاقت فرسا و خطرناک(علی قدس) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👇👇👇