🌷۱۶ اسفند ۱۳۶۲ -- سالروز شهادت
علی اکبر پورقاسم
.
▪️پس از اتمام مأموریت ۳ماهه اش در جوانرود(کرمانشاه)بعضویت سپاه غرب درمی آید و با تأسیس پدافند و طی آموزش دوره تخصصی به اتفاق چندتن دیگر از برادران بسیج ۱قبضه توپ 23 میلیمتری را تحویل و به ارتفاعات ریجاب و دالاهو میرود
▪️کمتر از ۱ماه در آنجا مانده که به تپه های مشرف به گیلانغرب میروند و بهمراه همرزمانش بمدت ۸ ماه در این منطقه انجام وظیفه نموده در طی این مدت در یکی از روزها دو هواپیمای عراقی با تجاوز به حریم هوائی جمهوری اسلامی قصد تخریب را داشتند که او با توسل به خدای بزرگ و ائمة اطهار با آخرین گلوله های ضد هوایی موفق بشکار یکی از آندو می شود
خلبانی که به اعتراف خودش 12بار مأموریت موفق آمیز در ایران داشت اسیر و به دست رزمندگان اسلام می افتاد ،در این ارتباط برایش جایزه در نظر گرفته شد ولی او معتقد بود جایزه را باید از خدا گرفت
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️
💠دنیا جز بازیچه نیست💠
📄 وصیت شهید
✍دنیا جز بازیچه چیزی و خبری نیست🔴 آنانی که راه حق را انتخاب کردن و شب روز زحمت کشیدند و به خدا امیدوار بودند به مقصد خواهند رسید چون خداوند خودش وعده فرموده است
﴿ساعت ۱۱ صبح درجبهه مهران که نزدیکترین راه به کربلا است و اگر نعش من بدست شما نرسیده اشکال ندارد هرچه خدا بخواهد من هم آنرا می خواهم
علی اکبر پورقاسم
62/6/10
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
علی اکبر پورقاسم در سال 1329 در روستایی از توابع ساری متولد شد.برای امرار معاش بشغل بنایی مشغول بود. با شروع جنگ به جبهه رفت و فرمانده گروهان از گردان ادوات (ضد زره) لشگر ۱۷ شد. او سرانجام در۱۶ اسفند۶۲ در جزیره مجنون بشهادت رسید
♦️شهید عباس مهدی پور ( بابل) شهادت ۱۴ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه :
.
🔸خواهر شهید : آخرین باری که می خواست به جبهه برود دوربین عکاسی ای را تهیه کرد و همه ی اعضای خانواده را جمع کرد و با همه عکس یادگاری گرفت. به منزل یکی از دوستانش هم می رود و یک عکس می گیرد و به دوستش می گوید عکس من را بعد از شهادت به خانواده ام تحویل دهید
.♦️شهید باباعلی امین چورته ( تنکابن) شهادت ۱۲ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه:
.
برادر شهید : یکی از خاطرات مهم ایشان که زبان زد خاص و عام بود، اذان گویی شهید که از کودکی و تا هنگام شهادت ایشان اذان می گفتند سال حدود 59 ـ 60 بود که ایشان کردستان بودند و سه نوبت در روستایی در آنجا اذان می گفت . یکی از روزها فرماندهاش به او گفت : برادر امین عجب کاری کردید . گفت چرا ؟ گفت وقتی اذان می گویی، اسم حضرت علی (ع) را می آوردی ... و در این منطقه، گروهکهای ضدانقلاب و تفرقه افکن فعالیت دارند و ممکن است به بهانه شیعه--سنی تو را بکشند!!
... و او در جواب گفت : « حضرت علی را که به شهادت رساندند ... من هم دوستدار علی هستم ، مرا هم شهید کنند ، باکی از آن ندارم »🌿
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🎞 میگفت : پسرم آنقدر خوشگل بود نمیذاشتم آفتاب به پوست صورتش بخوره ...
...(( دقایقی با مادر شهید «میر سعید یوسف نژاد» از شهدای یگان دریایی لشکر ویژه ۲۵ کربلا ))
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🌴 در آغاز عملیات، به همرزمش علی ولیزاده گفته بود:
🌗 امشب تو 🌊 ام الرصاص و اروند، باید خودمون رو آماده کنیم با قایق بریم مجروحین و #شهدا رو بیاریم عقب...اگه نرویم خیلی ها جا میمونن!!!