▫️ ۷ فروردین ۱۳۶۱
⚪️ روزی که #شوش از سیطره ارتش متجاوز عراق آزاد شد // عملیات فتح المبین
📷 کهنترین مرکز شهرنشینی جهان، پایگاه رزمندگان اسلام
دوران #جنگ_تحمیلی
#شوش ، کهنترین مرکز شهرنشینی جهان شناخته میشود، شهری که در دوران #دفاع_مقدس یکی از مناطق محبوب #رزمندگان بود.
در روزهای نخست حمله ارتش #صدام به #خوزستان، #شوش زیر آتش سنگین #بعثی ها قرار گرفت. بسیاری از مردم دیار خود را ترک کرده و به جای امن تر رفتند و #نیروهای_داوطلب از سراسر کشور برای جلوگیری از پیشروی ارتش بعثی وارد میدان شدند و خط دفاعی در برابر دشمن ایجاد کردند و به این ترتیب جلوی پیشروی ارتش متجاوز عراق را گرفتند.
در طول دوران جنگ تحمیلی، #شوش یکی از شهرهای محبوب رزمندگان بود. آنها در مرخصی های کوتاه مدت خود به شوش می رفتند. بقعه دانیال نبی را زیارت و سپس از اماکن باستانی بازدید میکردند.
فرصتی پیش میآمد، به حمام می رفتند. از بازار میوه تازه می خریدند و یا در غذاخوریها و کبابیها ناهار و شامی می خوردند. آن ها خاطرات شیرینی از این شهر کهن دارند.
#جنگ_تحمیلی
#شوش
#خوزستان
#نیروهای_داوطلب
#رزمندگان
#ارتش_متجاوز
#صدام
#ارتش_عراق
دفاع مقدس
💠 کهنترین مرکز شهرنشینی جهان، پایگاه رزمندگان اسلام بود
#شوش کهنترین مرکز شهرنشینی جهان شناخته میشود، شهری که در دوران دفاع مقدس یکی از مناطق محبوب رزمندگان بود.
شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروف ترین شهرهای دنیا، پایتخت صدها سال مملکت عیلامیها و پایتخت زمستانی هخامنشیان بود. این شهر از آبادترین و قدرتمندترین شهرهای منطقه در چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح شناخته شده می شود.
وضعیت شوش در حمله عراق به ایران
31 شهریورماه تهاجم سراسری عراق علیه ایران آغاز شد و از اولین ساعات اول مهر 59 ارتش عراق با برخورداری از همه امکاناتش حمله زمینی خود را با هدف تجزیه خوزستان و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.
در همان روزهای نخست به بسیاری از ساختمان های شهر شوش آسیب وارد شد. شهر از سکنه خالی شد و اهالی آن که بسیاری از هموطنان عرب زبان را تشکیل می دادند به روستاها و مکان های امن مهاجرت کردند. بعضی از آن ها هم در ایستگاه های راه آهن اندیمشک - اهواز در وضعیتی سخت به سر می بردند، به گونه ای که این مهاجران از حداقل لوازم زندگی مانند چادر و مواد غذایی بی بهره بودند.
در هفته اول جنگ، ارتش و نیروهای مردمی در نزدیکی رودخانه کرخه مستقر شدند. در این منطقه ساحل غربی رود کرخه، حد نهایت استقرار دشمن بود و حتی در بعضی نقاط، نیروهای خودی در آن سوی کرخه، یعنی در غرب آن نیز حضور داشتند. این در حالی بود که مردم شوش حیران و سرگردان شاهد جنگ در نزدیکی شهرشان بودند.
با حمله صدام، به همان میزان که شوش از اهالی شهر خالی می شد، رزمندگان از نقاط مختلف کشور به این شهر وارد می شدند تا به خطوط اصلی نبرد با دشمن که در فاصله کمی از این شهر قرار داشت، رهسپار شوند. بسیاری از رزمندگان برای ورود به خط مقدم در آن سوی رودخانه کرخه ابتدا در شهر شوش مستقر شدند. در آن جا سازماندهی شده و در اولین فرصت به خطوط مقدم می رفتند.
با ورود رزمندگان از شهرهای مختلف کشور به جبهه شوش استحکامات لازم برای دفاع از شهر از سنگر گرفته تا خاکریز به تدریج ساخته می شد. این در حالی بود که شهر روز به روز از سکنه خالی می شد. با این حال عده ای ترجیح داده بودند به هر شکلی هست در شهر بمانند. اندک ساکنان باقی مانده با سخت ترین شرایط زندگی می کردند.
⚪️ مناطق مهم شوش در دفاع مقدس
مناطق مهم شوش در هشت سال جنگ تحمیلی عبارت بودند از: تپه های «ابوصلیبی خات» در غرب شهرستان شوش که به عنوان بلندترین تپه های منطقه بر دشت های وسیع چنانه در جنوب غرب و دشت فتح المبین در شمال و شمال شرق تا رودخانه کرخه دید و تیر دارد.
ارتفاعات «رقابیه» در ابتدای جنگ به دلیل وضعیت جغرافیایی و جنس زمین های اطراف مورد توجه دشمن قرار نگرفت. روستای «عنکوش» در حاشیه رودخانه کرخه در سه کیلومتری شهر شوش قرار دارد که در سال 59 سقوط کرد و در فروردین ماه سال 1360 آزاد شد که یکی از محورهای عملیات فتح المبین بود.
«لخضیر» نام دشتی است وسیع که مردابی و رملی است و محل جمع شدن آب های اطراف منطقه محسوب می شود. روستایی نیز به همین نام وجود دارد که رزمندگان اسلام در عملیات فتح المبین نیروهای دشمن را در آن منطقه گیر انداختند و تلفات سنگینی را بر آن وارد کردند.
«زعن» روستایی است که در سال 59 به اشغال درآمد و بعد از 18 ماه در عملیات فتح المبین آزاد شد، چون تعدادی از رزمندگان در این منطقه به شهادت رسیدند یادمان فتح المبین در این نقطه بنا شده است. قبل از جنگ، روستای زعن 70 نفر جمعیت داشت این آبادی در اولین روزهای جنگ تحمیلی در مهر سال 59 به اشغال ارتش دشمن درآمد. آزادسازی کامل منطقه غرب شوش و روستای زعن در عملیات فتح المبین پیش بینی شده بود اما در مرحله اول نیروهایی که از این منطقه حمله خود را آغاز کردند موفق به پیشروی نشدند. بالاخره در ششمین روز از عملیات فتح المبین در هفتم فروردین سال 61 اعلام شد که نیروهای دشمن که در غرب این آبادی مقاومت می کردند خود را به نیروهای ایرانی تسلیم کردند.
عملیات فتح المبین برای بازپسگیری منطقه عمومی شوش یک هفته به طول انجامید. همچنین کار پاکسازی مناطق آزادشده، جا به جایی نیروها، انتقال شهدا و دفن جنازه سربازان عراقی ادامه یافت. حالا شوش از سیطره دشمن نجات یافته بود. دیگر توپخانه دشمن نمی توانست گزندی به شوش برساند و مردم شوش توانستند به شهر خود برگردند.
🌙رمضان ماه نزول قرآن 🕌
جلسه ی قرآن و جزء خوانی
رزمندگان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (؏)
#شوش ، حرم دانیال نبی (؏) / رمضان ۱۳۶۶
دوران جنگ تحمیلی
#دفاع_مقدس
#رمضان
#رزمندگان
#قرآن
#قرائت_قرآن
#جزء_خوانی
#حرم_دانیال_نبی (ع)
#شوش
#رمضان_۱۳۶۶
#لشگر_۱۰_سیدالشهدا (ع)
#رمضان_ماه_نزول_قرآن
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 این جبهه اسلام است ...
🎙نوای: حاج صادق آهنگران
این جبهه ی اسلام است
دل شور دگر دارد
حقا که بر این محفل الله نظر دارد
شعر: حبیب اله معلمی
▫️شوش دانیال // ایام عملیات فتح المبین
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 #یادبادآن_روزگاران_یاد_باد
چهل و سه سال میگذرد.
۵ فروردین ۱۳۶۱
در #فتح_المبین بود که مرتضی تیموری، فرمانده شهید تخریب لشگر ۱۴ امام حسین (ع) مجوز شهادتش امضاء شد و این دلاور تهرانی در پنجمین روز از بهار، مسافر آسمان شد و جسم پاکش در #گلزار_شهدای_تهران قطعه ۲۴ ردیف ۱۴۱ شماره ۳۵ میهمان خاک شد.
نثار روح مطهرش صلوات... 🤲
دوران دفاع مقدس
👇👇👇
شهید حاج مرتضی گرکانی،:
مولاي من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داري و مي پسندي. چنانچه جنازه امبه دست آمد میل دارم در گلزار شھداي بھشت زھرا دفن شوم تا شايد نسیم صبحگاھي، بوي عطرآگین مزار شھید مظلوم بھشتي را ھر صبح به مزارم آورد و
آرامش گیرم، و تو نیز به واسطه آن گناھانم را بر من ببخشايي شھید حاج مرتضي گركاني از اھالي محله رستم آباد تجريش تھران است. وي در سال ھاي انقلاب اسلامي، فعالیت سیاسي زيادي داشته . به طوري كه حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاريان مي گويد:
«... كار ديگري كه بچه ھاي انقلابي انجام مي دادند ، پخش اعلامیه ، آن ھم در سطح وسیع ، بود . من شبھا در منزلي واقع در خیابان زيبا منبر داشتم كه جمعیت زيادي شركت مي كردند و در سطح خیابان
مي نشستند . در آن جا اعلامیه ھاي فراواني پخش مي شد . من از جوانان خواستم مقداري از اعلامیه ھا را ھم براي مجلس ظھر بیاورند و در مسجد لاله زار پخش كنند . در اين كار شھید اسماعیل كابلي ، از كارمندان وزرات دارايي ، و شھید مرتضي گركاني نقش فعالي داشتند.»
👇👇
💠 متن وصیت نامه شهید مرتضی تیموری:
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر ايران شكست بخورد اسلام شكست خورده است.
بارالھا؛ تو را سپاس مي گويم كه پس از 1240 روز انتظار، ديگر بار رخصتم دادي تا قطره ناقابل وجودم را به درياي عظیم و مواج راھیان كربلا آمیخته و به سويت اي محبوب دلھا پرواز نمايم.
اين عزيزي كه عمروبن جموح را پذيرفتي، و دعايش را مستجاب و كتابش را به مھر شھادت زينت بخشیدي، مرا نیز مشمول فیض عظیمت قرار ده (اللھم ارزقني شھاده في سبیلك ولا تردني الي بیتي ابدا).
خداي من؛ مگر نه اينكه عمرو به عشق ياري پدر فاطمه (س) لباس رزم پوشید، من نیز به عشق ياري پسر فاطمه (س) لباس پوشیدم؛ اگر عمرو به سرزمین احد شتافت من نیز به سوي كربلاي حسین تو شتابانم و در اين راه، اگر قلم تقدير تو فرمان شھادتم را به امضاء رسانید، چنان كن كه ابتدا مزه فتح را بچشم و دشمنان تو را به ذلت اسارت و شكست دراندازم و آنگاه، از اين محیط خراب آباد، به سوي ملكوت اعلاي تو پرواز كنم؛ اما نه به شوق آن عطايا و مواھب كه در گنجینه فردوس برين ذخیره
فرموده اي و نه به آرامگاه خويش در جوار مقدس تو، و نه درك كرامت خود در پیشگاه اقدست، و نه به شوق ديدار فرشتگان سپید پوش و وصل حوران بھشت آرا و نھر ھاي سرشار از شیر و شھد و شراب و درختان سايه گستر و میوه افشان و ...، بلكه به عشق ديدن يار و نظاره يك لحظه لبخند حاكي از رضايت حسین تو، به سوي ملكوت اعلاي تو پرواز كنم.
اي خالق من؛ آيا مي شود كه به خواب من تحقق بخشي، تويي كه منبع نور و نعمتي، بر من كه در اثر ارتكاب معاصي قلبم سیاه و دلم تاريك است؛ تويي كه بر مبدا و معاد قدرت داري، بر من كه در اين عالم فاني، كمترين بلكه ھیچم، تويي كه به ھرچه مشیت علیاي تو تعلق گیرد توانايي، بر من كه اگر تو نخواھي جز لاشه گنديده اي بیش نیستم.
اي خالق من؛ تويي كه خواب ھمسرم را در خصوص علي فرزند خردسالم محقق كردي، خواب مرا نیز به ظھور برسان و آنچه در ذيل درخواست اعزامم نوشته شده بود جامه عمل بپوشان " به دايره شھرستان ھا معرفي شوند تا اين عزيز نیز طلعت خويش را از حسین علیه السلام بستاند. "
محبوبم؛ حاشا به كرامت اگر مرا نپذيري و راھم ندھي؛ عزيز دلم من با اين اشاره خودم را مھیاي لقائت نموده ام، آيا ممكن است گوشه چشمي ھم به اين بنده گنه كار بیندازي (يا محسن قد اتاك المسيء)
خداي من؛ من با دست خالي ولي با دلي پر امید به در خانه تو آمده ام، آيا مرا از درگاھت میراني؟ نه نه، تو مرا ھرگز از درگاھت نخواھي راند، زيرا كه علي علیه السلام امیرمومنان و نور ديده رسول الله (ص)، و آنكه بیش از ھر كسي در اين عالم عاشق لقاء تو بود، و اول مظلوم و اول شھید بود، در خطبه 124 نھج البلاغه فرمود: "كساني كه شوق لقاءالله را دارند، ھمچون تشنه اي كه به آب خواھد رسید، به اين فیض عظیم نائل مي گردند. "
اي خالق من؛ به خودت قسم كه من ھم تشنه شھادت در راه تو و حسین تو ھستم، تا به آن حد كه مايل نیستم در شھادتم به بازماندگانم تبريك و تسلیت بگويند، بلكه دوست دارم فقط تبريك بگويند، زيرا كه شايسته نیست در مقابل لطف و احسان تسلیت گفت، اين ناشكري است، اين رد احسان است، اين نشناختن حقیقت شھادت است، مگر نه اين كه شھادت زندگي جاويد است،
حقیقت ايمان است، فلاح و رستگاري است، پیوستن به جمع اولیاء و انبیاء است، عالي ترين نوع تكامل و مورد رضاي تو مجلس؛ و لذا پروردگار من، دوست ندارم در شھادتم كسي لباس سیاه بپوشد، زيرا كه شھید شدن عین سعادت و نیكبختي است، معامله جان است، معامله اي كه ھرگز زيان ندارد، فداي تو كه با تمام كمبودھا و نقصان ھا خريدار جانھاي عاشقان خودت ھستي. حالي كه چنین است معبود من، دوست دارم خودم را در راه تو كشته ببینم، دوست دارم با اين معامله كه با من خواھي كرد، پدر و مادر در دنیا سربلند و در آخرت سعادتمند باشند؛ ھمسرم زينب گونه باشد و رسالت زينبي اش را كه تو برعھده اش گزارده اي به نحو اكمل به انجام برساند، بر فقدان من صبر نموده و استقامت پیشه كند، تا دشمنان اسلام و دين مبین را خجل و شرمنده سازد.
دوست دارم در پشت جنازه ام با استواري گام برداشته و در ھر قدم استكبار و اقمارش را در زير گامھايش له نمايد. دستان كوچك و معصوم فرزندانم را در دستانش گرفته تا مايه قوت و دلگرمي دوستان گشته و منافقان و سست عنصر ھا و كافران ببینند كه در اين راه تنھا نیست و نماينده ھاي نسل آينده كه ادامه دھنده راه انقلابمان خواھند بود، او را ھمراھي مي كنند.
ادامه👇👇