eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26.1هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
‍ 🔴 به یاد گفته امام خمینی رضوان الله علیه که فرمود: ⭕️اگر سپاه نبود کشور نبود⭕️ 👇👇👇👇👇 🔴اگر
در آرم سپاه پاسداران ؛ همه‌ ماهیت آن قابل جستجوست: «لا» یعنی نه، «لا» یعنی نفی همه‌ی وابستگی‌ها و تعلقات، و این مفهومِ حقیقی آزادی و استقلال است، آزادی از بندگی غیر؛ استقلال ما نیز در نفی همه‌ وابستگی‌هاست. "شهید آوینی"
دفاع مقدس
در آرم سپاه پاسداران ؛ همه‌ ماهیت آن قابل جستجوست: «لا» یعنی نه، «لا» یعنی نفی همه‌ی وابستگی‌ها و
🔻 بمناسبت سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 💢 انتشار دستنوشته اولین فرمانده جبهه مقاومت سردار سپاه اسلام شهید اسماعیل دقایقی مبنی بر ورود خود به مجموعه سپاه پاسداران 🖼 متن تصویر شماره ۱: علت انتخاب جبهه: اکنون که تصمیم به خدمت فعال در سپاه گرفته ام و در اینمدت هم از پذیرفتن مسئولیتها امتناع نموده ام بنظرم آمده که خداوند متعال فرصتی به این بنده داده است تا به خدمت فعال در جبهه ابتدا نماید. قطعا تجارب قبلی میتواند رهنمودهای مفیدی در جهت این انتخاب بدهد(در دوصفحه ضمیمه میباشد) 🖼 متن تصویر شماره ۲: از زمانیکه تصمیم به خدمت فعال بدلیل حضور درجبهه ان شاالله تعالی گرفته ام با وجدانی آسوده به سپاه می آیم. خدایا ما را در انتخاب صراط خودت راهنمایی فرما..
دفاع مقدس
امیر سرافراز ارتش #شهید حسن اقارب‌پرست 🇮🇷کانال دفاع مقدس🇮🇷
اول اردیبهشت سالروز ولادت شهید 🌷 حسن اقارب‌پرست معاون لشکر ۹۲ زرهی اهواز 🌱 زاده ۱ اردیبهشت ۱۳۲۵ در اصفهان 🕊🕊 شهادت: ۲۵ مهر ۱۳۶۳ در جزیره مجنون (سرهنگ زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران) در سال ۱۳۴۳ در رشته ریاضی دیپلم گرفت و وارد دانشکده افسری ارتش شد. وی دوره سه ساله دانشکده افسری را در کنار افرادی مانند یوسف کلاهدوز با موفقیت طی کرد، با پایان یافتن این دوره در سال ۱۳۴۷، راهی شیراز شد. اقارب‌پرست به پیشنهاد سیدموسی نامجوی که در آن زمان در دانشکده افسری استاد نقشه‌برداری بود، به عضویت یک سازمان مخفی نظامی درآمد و آموزش‌های لازم را در درون تشکیلات دید. وی در سال ۱۳۵۰ ازدواج کرد که حاصل این پیوند چهار پسر بود. وی در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره تانک چیفتن عازم انگلیس شد و ۲ سال بعد به آمریکا اعزام شد و دوره جنگ‌های شیمیایی را گذراند و در بازگشت «بخش جنگ شیمیایی - میکروبی (ش- م- ر)» را در مرکز زرهی شیراز پایه‌گذاری کرد. در سال ۱۳۵۳ به آمریکا اعزام شد و در بازگشت به کشور عراق رفت و مخفیانه در شهر نجف به دیدار آیت الله روح‌الله خمینی رفت. در آستانه پیروزی نهضت، در بهمن سال ۵۷ به مدرسه رفاه - ستاد استقبال از امام - پیوست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته انقلاب در ستاد مشترک ارتش حضوری فعال داشت. پس از انسجام اولیه ارتش به «اداره دوم ستاد مشترک» منتقل شد و با شروع جنگ ایران و عراق داوطلبانه به «لشکر ۹۲ زرهی» در خرمشهر پیوست. در جریان حمله عراق به ایران وی در خرمشهر حضور داشت و از ناحیه گلو مجروح و به تهران منتقل گشت. وی پس از سقوط خرمشهر و بهبودی زخمش، به آبادان رفت و گردان المهدی را با همکاری بسیجی ها سازماندهی کرد. با وجود اینکه کاندیدای فرماندهی ستاد مشترک ارتش و تصدی پست وزارت دفاع بود، با انتخاب خود به نیروی زمینی پیوست و معاونت عملیات لشکر ۹۲ زرهی اهواز را بر عهده گرفت. در اوایل سال ۶۲ پس از دو سال خدمت در تهران، دوباره به جنوب بازگشت. در هنگام بازدید از جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شدت مجروح و در ۲۵ مهرماه ۱۳۶۳ به شهادت رسید. مزار شهید: تهران -- قطعه ۲۴ بهشت زهرا (س) 🇮🇷کانال دفاع مقدس🇮🇷
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید اقارب‌پرست، نابغه اصفهانی دفاع مقدس سرلشکر شهید حسن اقارب پرست یکی از نابغه‌های نظامی ارتش در دوران جنگ تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
30M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 مستند زندگی امیر سرافراز ارتش، شهید حسن اقارب پرست 🌱 سالروز ولادت ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
یاد یاران فروردین ۱۳۶۴ اردوگاه آموزشی آبی – خاکی سدّ دز – اندیمشک لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) گردان حمزه سید الشهداء از راست: شهید محسن گلستانی شهید محمد امین شیرازی ناصر ادیبی رضا اسداللهی حمید داودآبادی محسن گلستانی، متولد: ۱۳۴۰ شهادت: چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۶۴ عملیات والفجر ۸ فاو مزار: اسلامشهر، چهاردانگه محمد امین‌ شیرازی، متولد: ۱۳۴۷ شهادت: پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ عملیات والفجر ۸ فاو مزار: بهشت ‌زهرا (س) قطعه‌ ۵۳ ردیف ۶۱ شماره‌ ۷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ 🌷شهید گلستانی، همو که صدای ملکوتیش هنوز هم در میدان صبحگاه دوکوهه طنین انداز است👇👇
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌈سالروز شهادت رزمنده دفاع مقدس و ذاکر اهل بیت (ع)، محسن گلستانی 🎥فیلم | قرائت دعای صبحگاه در پادگان دوکوهه، در جمع رزمندگان لشگر۲۷ 🎙با نوای ملکوتی شهید گلستانی💕 گویا زمین و آسمان با او همنوا شده‌اند: اللّهُمُّ اجعَل صَباحَنَا صَباحَ الاَبرار پروردگارا ،قراربده صبح مان را صبح خوبان ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌈سالروز شهادت رزمنده دفاع مقدس و ذاکر اهل بیت (ع)، محسن گلستانی 🎥فیلم | قرائت دعای صبحگاه در پادگ
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 || تصاویر شهید محسن گلستانی ، مداح لشگر ۲۷ متولد ۱۳۴۰ --- .... به عنوان بسیجی به جبهه رفته بود... و در ۲۴ بهمن ۶۴ با سمت فرمانده دسته یک و مداح اهل بیت (ع)  در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش و گلوله به سر و پهلو به شهادت رسید. مزار وی در امامزاده عباس شهرستان چهاردانگه واقع است ▫️🚩▫️🚩▫️🚩▫️🚩▫️🚩 «هیچکس نباید برای ناکامی شهید در این دنیا اندوهگین شود زیرا به کام و به وصال معشوقی دیرینه میرسد که از بطن تولد او را یاری نموده ...  اگر اشکی از دیدگان شما سرازیر شد به یاد آقا اباعبدالله (ع) باشید و برای خانم زینب و یتیمان گریه کنید و به پهلوی شکسته فاطمه زهرا (س) گریه کنید و اگر برای این خاندان و مصیبتهای آنان اشکتان سرازیر نشد، پس برای خودتان بگریید که مبادا از اهل بیت دور باشید ...»   👆بخشی از وصیت نامه شهید محسن گلستانی منبع: کتاب دسته یک،  ص 330، تحقیق و تدوین اصغر کاظمی
دفاع مقدس
یاد یاران فروردین ۱۳۶۴ اردوگاه آموزشی آبی – خاکی سدّ دز – اندیمشک لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) گردان
خاطره‌ای به نقل از «حسین گلستانی» برادرِ کوچکترِ «شهید محسن گلستانی»: ▫️سال ۶۴ خدمت وظیفه سربازی من در ارتش تمام شد. در روزهای پایانی، هم دوره‌ای‌ها همه از نقشه‌هایی که برای ادامه زندگی کشیده بودند، صحبت می‌کردند: یکی دنبال کار بود، یکی در پی ازدواج و تشکیل خانواده و یکی هم به فکر ادامه تحصیل. من هم می‌بایست راه خودم را انتخاب می‌کردم.محسن، برادرم، دو سالی از من بزرگ‌تر بود و دو سال هم زودتر کارت پایان خدمت‌اش را گرفته و داوطلبانه به جبهه رفته بود. من هم راه خودم را انتخاب کردم. تصمیم گرفتم در کنار و همراه برادرم محسن باشم. از این رو از طریق پایگاه بسیج عازم جبهه شدم.خود را به پادگان دو کوهه, نرسیده به اندیمشک ـ رساندم و نیروی گردان حمزه از لشکر ۲۷ محمد‌رسو‌الله(ص) شدم که محسن در آن بود. آن روز البته در ساختمان گردان کسی جز علی میرکیانی ـ معاون گردان, نبود. خودم را که معرفی کردم، گفت:  💢 گردان، دوره آموزشی آبی ـ خاکی را می‌گذراند و البته دوره تمام شده، بچه‌ها فردا یا پس فردا به دوکوهه باز می‌گردند.بنابر این منتظر بازگشت گردان ماندم.از برخورد معاون گردان که با محسن آشنا و صمیمی بود، دریافتم که او تصور کرده من هم مانند محسن، قدیمی جبهه و جنگ هستم و آمده‌ام مسئولیتی در گردان بگیرم؛ اما خودم می‌دانستم که من فقط در عملیات بدر، تیپ ۵۵ هوابرد شیراز، آن هم در رسته عقیدتی ـ سیاسی و نه رزمی بوده‌ام. آن روز، تصور میرکیانی را در ذهنش خراب نکردم.گردان آمد و من وارد دسته گروهان یک شدم که برادرم مسئول آن بود و پیشتر هم در مرخصی‌ها درباره آن حرف‌هایی زده بود. اکنون آن شنیده‌ها در برابر دیده‌ام بود و از میان همه آنها فقط «محمد امین شیرازی» را می‌شناختم که از طریق محسن با او آشنا شده بودم.ساختمان گردان حمزه، مانند دیگر گردان‌ها پنج طبقه بود و گروهان یک در طبقه پنجم استقرار داشت. از راه‌پله که به طبقه پنجم می‌رسیدیم، اتاق دسته یک در سمت راست بود.توقف گردان در پادگان دو کوهه چند شب بیشتر طول نکشید و نیروها برای مرخصی یک هفته‌ای عازم تهران شدند. من که تازه از راه رسیده بودم، در پادگان ماندم. دو نفر دیگر از بچه‌های دسته هم هر یک به دلیلی ماندند؛ سعید پورکریم و محمد علیان‌نژادی.آن دو و دیگر بچه‌های دسته بیشتر وقتشان به درس خواندن می‌گذشت. شاید به همین خاطر که بیشتر درس بخوانند، به مرخصی نرفتند. آذرماه و دوره امتحانات نزدیک بود. ▫️یک هفته بعد، بچه‌ها باز آمدند و اتاق‌ها همه شلوغ شد. تا آن وقت هنوز رسته من تعیین نشده بود. به صلاح دید محسن، آر‌پی‌جی زن شدم و سر تیم دو که یعنی نفر چهارم دسته از جهت مسئولیت؛ مسئول دسته، معاون دسته، سرتیم یک و سرتیم دو.افراد دسته بیشترشان نوجوان بودند و من که فقط سابقه حضور در یک عملیات بدر را در کوله‌بارم داشتم، از نیروهای قدیم به حساب می‌آمدم. محسن گودرزی که سرتیم یک دسته بود، سابقه عملیاتی زیادی داشت و تا آن موقع چند تا تانک عراقی را اسقاط کرده بود.من کمک‌های خود را با همکاری و مشورت محسن انتخاب کردم؛ به ترتیب، محمد جواد نصیری‌پور، سید‌حسن رضی و عرب‌علی قابل. این سه پشت سر من قرار گرفتند تا در شب عملیات در کنار و کمک من باشند.در آذر‌ماه، تبلیغات لشکر به مناسبت هفته بسیج نمایشگاهی در زمین صبحگاه پادگان ترتیب داد که مورد استقبال همه بچه‌های دسته قرار گرفت. نوجوانان دسته که تا سال‌های قبل در بسیج مسجد محل فقط عکس ادوات نظامی را دیده بودند، در این نمایشگاه، خود آنها را از نزدیک می‌دیدند و لمس می‌کردند. این برای آنها جالب توجه بود.اتاق دسته یک، مثل دیگر اتاق‌ها کمد داشت؛ اما داخل کمد طور دیگری بود. بچه‌ها با استفاده از جعبه مهمات، یک کتابخانه کوچک خصوصی درست کرده بودند. کتاب‌ها آنقدر زیاد بود که بچه‌ها در نورگیر بالای کمد هم یک جعبه دیگر برای بقیه کتاب‌ها گذاشته بودند. ادامه در پست بعد👇👇