eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26.3هزار عکس
16.8هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🌷🌷🌷🌷🌷عزاداری شب اول محرم در خانقاه عشق "بازی دراز" ☘️ ☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️ هنوز هوا روشن بود که حرکت کردیم . سه تا وانت بچه های اطلاعات عملیات و 3 تا وانت هم بچه های تخریب و چند تا ماشین هم بچه ها عملیات و ستاد لشگر10 بودند که به سمت بازی دراز حرکت کردیم و به سختی توانستیم خود را به نزدیکی قله 1150برسونیم . دشمن از روی ارتفاعات "بمو" بر روی این قله دید کامل داشت.زمین مسطح محدودی بالای قله پیدا کردیم و چند تا پتو پهن کردیم و این شد حسینیه ما.بعضی از فرمانده هان میگفتند اینجاجان پناه نداره.اونها نگران بودند که اگر دشمن تیر اندازی کنه و یا با توپ و خمپاره بزنه بچه ها آسیب ببینند اما بچه ها اصرار داشتند که مراسم عزاداری بالای ارتفاع باشه. نماز مغرب و عشاء رو خوندیم و مشغول تعقیبات نماز بودیم که تیر های رسام دشمن بود که از روی ارتفاعات مجاور ما به سمت آسمان شلیک میشد. بعضی ها گفتند اینها برای این است که شب اول محرم شب اول سال قمری است جشن گرفتند و بعضی هم نظرشون بود که شلیک تیرها به خاطر ترس از عملیات رزمندگان است. قبل از عزاداری یکی از دوستان چند جمله از فلسفه قیام امام حسین علیه السلام بیاناتی فرمود و بعد من شروع کردم به روضه خوندن و بعد هم سینه زنی ، که یادمه اون شب از حضرت حر (ع) خوندم و این نوحه رو دم دادم که: من آمدم بر درگهت حسین جان. تاکه شوم خاک رهت حسین جان. ویی که آمال منی.مستحضر از حال منی مظلوم حسین جان. بچه ها سر پا شدند و سنگین سینه میزدند و بعد هم شور حسین جان گرفتیم و در آخر سینه زنی هم شور معروف جبهه رو که تازه رسم شده بود خوندم..قال رسول الله نور عینی...حسین و منی انا من حسینی...حسین جان کربلا...حسین حسین...حسین جان نینوا...حسین حسین... وقتی بچه ها حسین حسین میگفتند صداشون با برخورد به صخره ها و در تاریکی شب توی ارتفاعات میپیچید انگار روی تمام قله ها سینه زنی برپا شده .... از روی تمامی قله ها از قعر دره های بازی دراز صدای حسین جان به گوش میرسید به طوری که فرماندهان تذکر دادند زود جلسه رو تمام کنید..چون نگران بودند این سروصدا به دشمن برسه و ارتفاعات رو زیر آتیش بگیرند...اداره سینه زنی از دست من نوحه خون خارج شده بود و هیچ جور نمیشد بچه ها رو آروم کرد...تازه از وسط حلقه عزاداری نوحه شور عوض شد و دیدم بچه ها میخونند...شور شهادت به سرم آمده...کرببلا در نظرم آمده...و یک صدا فریاد میزنند ..حسین جان زیارت...حسین جان شهادت.... اونشب اونقدر بچه ها بر سر و سینه زدند تا از حال رفتند ... آنشب حال عجیبی بود . حتی بعد از اتمام عزاداری بعضی ها هنوز گریه میکردند. فردای اونروز یعنی روز اول محرم وقتی اومدیم حسینیه گردان تخریب لشگر10 در سرآبگرم برای نماز ظهرو عصر دیدیم شهید حاج کاظم رستگار به عنوان امام جماعت جلو ایستاده و نماز رو به امامت ایشون خواندیم و بعد از نماز ایشون چند دقیقه صحبت کردند و در آخر صحبتشون فرمودند که شنیدم دیشب برای عزاداری رفتید بازی دراز؟؟؟؟ عزاداری تون قبول باشه...اما اگرخدای نکرده اتفاقی می افتاد چی...من به فرمانده هاتون تذکر میدم که دیگه از این کارها نکنند... راوی:جعفرطهماسبی
حسین معلم شهادتم من (2).mp3
زمان: حجم: 5.1M
یادمان دفاع مقدس حسین معلم شهادتم من سفینة النجاة امتم من شب اول محرم ۱۳۶۵ مصلی اهواز حاج صادق آهنگران شعر: مرحوم حاج حبیب الله معلمی •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷۶ تیر ماه ۱۳۶۵ -سالروز شهادت شهید «مصطفی قوی» ، قائم‌مقام فرمانده تیپ دوم از لشکر ۵ نصر (استان خراسان) 🌱 متولد مهرماه 1331 در کلاته بوقه از توابع مشهد مسئول محور عملیاتی لشکر 5 نصر ▫️به نقل از همرزمان: 👇 «مصطفى ضدگلوله بود.چنان با قدرت در جبهه ‏ها جلو مى ‏رفت كه هيچ چيز، جز رسيدن به خاكريز دشمن برايش اهميّت نداشت در عمليّات والفجر2 زير پاى عراقى ‏ها بوديم كه از فرماندهی مافوق دستور آمد ایشان به عقب برگردد؛ امّا او می خواست كنار نیروهایش باشد از اينكه به عقب برگردد واقعاً ناراحت بود.تا صبح هرطورى كه بود در آنجا ماند و نزديكي هاى صبح رفت در پاتك معروف چزّابه، در مقطعی فشار عراق سنگین بود بطوری که منطقه در سطح وسیعی زیر آتش دشمن قرار داشت ولی در آن لحظات کوچکترین تزلزلی در فرمانده دیده نمی شد و يك حالت معنویت، ایمان و ایثار در وجود او موح می زد. مصطفى قوى، در از ناحيه دست و در عمليّات بيت‏ المقدّس، از ناحيه پا و كمر مجروح شد. سرانجام فرمانده دلاور نیروهای خراسان در ششم تیر۶۵ در جبهه بر اثر اصابت تركش پرکشید🕊
📃 - - 6 تیر 1360
📆 ۶ تیر ۱۳۶۰ - سوء قصد به جان حضرت آیت ‏اللَّه "خامنه‏ای" امام جمعه تهران در حین سخنرانی در مسجد ابوذر(واقع در جنوب شهر تهران)
@Khamenei_historyانفجار_بمب_در_حین_سخنرانی_آیت‌الله (2).mp3
زمان: حجم: 544.5K
📆 ۶ تیر ۱۳۶۰ -سوء قصد به جان آیت ‏اللَّه خامنه‏ای امام جمعه تهران درمسجد ابوذر(واقع در جنوب شهر تهران) 📢 صدای انفجار در حین سخنرانی 🔥بمب در داخل ضبط صوت کار گذاشته شده بود
📆 ۶ تیر ۱۳۶۰ - سوء قصد به جان حضرت آیت ‏اللَّه "خامنه‏ ای" امام جمعه تهران در مسجد ابوذر(واقع در جنوب شهر تهران) 🔹 رهبر انقلاب: ▫️حقیقتاً نظام اسلامی به ما و امثال من و شما وابسته نیست. امام یک وقت میفرمود: «نظام اسلامی به من وابسته نیست!» ما واقعاً تعجّب میکردیم، چون امام خالقِ این انقلاب و در واقع پدیدآورنده این نظام بود و واقعاً تفکیک بین بقای امام و بقای نظام هم برای ما مشکل بود؛ اما امام قُرص و محکم میگفت نخیر، نظام اسلامی به من وابسته نیست. حالا وقتی امامِ با آن عظمت، وجودش ملازم با وجود نظام نباشد و با نبودن او این مردم انقلاب و اسلام را حفظ کنند، دیگر امثال من چه جای حرف زدن دارند که بگوییم اسلام و نظام به من وابسته است! نه؛ صدها نفر از قبیل ما باید قربان اسلام شویم؛ جانمان، مالمان، آبرویمان را بدهیم تا نظام اسلامی بماند و پایه‌های آن استوار شود! ۸۲/۳/۷ ‼️پرودگارا؛ ما را درحال خدمت به اسلام و مسلمین از دنیا ببر! ۸۱/۸/۲۰ ‼️پرودگارا؛ خون ناقابل ما را در راهت خودت و در کنار حجتت بر زمین بریز! ۷۵/۱۲/۲۵
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 📽 ماجرای کمتر شنیده شده از روز ترور نافرجام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ۶ تیر ۱۳۶۰ از زبان خودشان 👌 ... وَ إِذْ یمْکرُ بِک الّذِینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَیمْکرونَ وَ یمْکرُ اللّهُ وَاللّهُ خَیرُ الماکرینَ».(انفال/۳۰) « به یاد آر زمانى که کافران درباره تو حیله ورزیدند ، تا تو را زندانى کنند یا بکشند ، یا تبعید نمایند ، آنان مکر ورزیدند ، خدا هم مکر ورزید ، و خدا بهترین مکر کنندگان است ».
دفاع مقدس
📆 ۶ تیر ۱۳۶۰ - سوء قصد به جان حضرت آیت ‏اللَّه "خامنه‏ ای" امام جمعه تهران در مسجد ابوذر(واقع در جنو
🔷 ماجرای خوشحالی امام خمینی (ره) از جانبازی آیت الله خامنه ای در شش تیر سال ۱۳۶۰ چه بود!  🔹در اوايل رهبری آيت الله خامنه ای، شهيد سيد عباس موسوی (دبيرکل سابق حزب الله لبنان) برای ديدار با مرحوم سید احمد خمينی و عرض تسلیت به ایشان در خصوص رحلت حضرت امام به ايران آمد و با او ملاقات کرد. 🔹شهيد موسويی در اين ديدار می گويد: «يک روايت هست که مضمونش اين است که پيغمبر اسلام(س) به علی(ع) می فرمايند که در آخرالزمان يکی از فرزندان من که همنام پيامبر بنی اسرائيل است به حق قيام می کند و ظالم را از کشورش بيرون می کند و حکومت تشکيل می دهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان که همنام علی است صاحب حکومت می شود و در دست راستش خللی وارد می شود و پرچم را به صاحب امر می دهد.» 🔹تا سيد عباس اين روايت را گفت، سید احمد آقا جواب داد: «وقتی روز ششم تير، آقای خامنه ای ترور شد، من ترسيدم که این خبر را به امام بگويم و برای قلب ایشان مشکلی پيش بيايد و موضوع را نگفتم اما امام تا مرا ديد فرمود: فکر می کنيد که من خبر ندارم چه اتفاقی افتاده است؟ دست راست آقای خامنه ای چی شد؟» 🔹من هم گفتم که دست راست ايشان ديگر کار نمی کند و عصب دستشان از کار افتاده است. پس از اينکه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله! من تعجب کردم که چرا امام اين را گفتند اما اظهار ناراحتی نکردند و چيزی نگفتند! من اين ماجرا را نمی دانستم تا موقعی که شما این حديثی را گفتيد و فهميدم که منظور امام چه بود.!
روز 5 تیر 1358 یکی از پاسگاه‌های مرزی خرمشهر به نام «دوربند» هدف حمله مسلحانه عده‌ای ناشناس قرار گرفت. مهاجمین پس از این حمله که در ساعت 2 بامداد و با استفاده از تاریکی صورت گرفت، از طریق نخلستان‌های موجود در مرز، به عراق گریختند. این پاسگاه قبلاً نیز توسط چند مهاجم مورد حمله قرار گرفته بود. در همین روز حداقل شش هزار قبضه اسلحه خودکار از نوع کلاشینکف که از یکی از مرزهای غرب کشور و از عراق جهت خرابکاری وارد ایران شده بود، توسط نیروهای مشترک سپاه و ژاندارمری کشف و ضبط شد. عاملان انتقال این محموله غیر مجاز دستگیر و پس از اعتراف به منشاء تهیه آنها، جهت بازجویی به تهران انتقال داده شدند. منبع: روزنامه اطلاعات، 5 تیر 1358، ش15889، ص 2 و 3
پنجم تیرماه ۱۳۶۶ سالروز شهادت مرتضی عموهای فرمانده گردان و معاون ادوات لشکر ۱۴