eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
30.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ۸ مرداد سالروز شهادت نماد زنده بودن شهدا در ایران، شهید عبدالنبی یحیایی گرامی باد. 🔸سکانسی نوستالوژیک از فیلم «ستارگان خاک» ساخت سال ۱۳۷۳ را ببینیم و گریه کنیم. ماجرا از این قرار است که شهید عبدالنبی یحیایی اهل روستای انارستان بخش ارم استان بوشهر بود که در سال ۱۳۶۲ در ارتفاعات حمزه کردستان عراق به شهادت رسید و ۹ سال بعد و در سال ۱۳۷۱ تعداد ۲۲ نفر از اقوام و هم محلی های ایشان قصد مرمت مزار ایشان را داشتند و قبر او را شکافند اما با صحنه عجیبی روبرو شدند! 🔸آنها می بینند که صورت شهید مانند روز اول دفنش سالم مانده و خراشیدگی روی بینی او هم دقیقاً مانند روز دفنش همان طور مانده و عجیب اینکه از سر او که به دلیل اصابت ترکش سوراخ شده بود، قطرات خون تازه ای به داخل قبر فرور می ریزد که مایه تعجب و شگفتی همه شد! 🔸اخیراً در نزد یکی از شاهدان ماجرا بودم که می گفت در آن لحظه یک بوی عطر بسیار خوش از مزار خارج شد و همه در تعجب و حالتی شبیه کما بودیم و نمی دانستیم که چه شده است! فقط چند برگ از یک قرآن قدیمی و کهنه و پاره در نزدیکی مزار و در یکی از اتاقک های قبرستان قرار گرفته بود که آن را باز کردیم و خدا شاهد است که این آیه آمد که: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ!» ♦️خوب توجه کنیم! صدایی که در لحظه خون آلود شدن دست شخصی که در قبر حضور دارد به گوش می‌رسد، صدای واقعی اذان گفتن خود شهید است که قبل از اعزام ایشان توسط خانواده وی ضبط شده است ┈••✾•🍃🌸🍃•✾•┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ۸ مرداد سالروز فرا رسیدن نیمه جنگ ۳۳ روزه شیعیان علی بن ابی طالب با باند جنایتکار یهود گرامی باد. 🔹در این ایام فرمانده سپاه اسلام سرباز قاسم سلیمانی از خط مقدم نبرد به شهر مشهد و نزد رهبر معظم انقلاب می رود تا گزارش میدان رزم که حکایت از شکست ظاهری حزب الله لبنان دارد را به ایشان تقدیم و از وی کسب تکلیف کند و الباقی ماجرا... 🔹شرح این جلسه و مژده پیروزی مسلمانان بر یهودیان توسط معظم له را از زبان سرباز قاسم سلیمانی بشنویم. ♦️شهید آوینی: «اینجا منبع و منشأ آن نور عظیمی است که در وسعت جهان جلوه کرده است و البته ناگفته پیداست که جبهه ها نیز نور خود را مدیون شمس ولایت اند، ولایت آل محمد صلوات‌الله علیهم اجمعین.» 🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
haj amir abbasiebnoreza95071305.mp3
زمان: حجم: 12.8M
🌷 بیا و ببین دختر تو چه شبها که خوابش نبرده با نوای 🌷بمناسبت شهادت رقیه، بنت الحسین سلام الله علیها ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌿 السلام علیکِ یا حضرت رقیه 📷 دختر بر بالین پدر شهید جمشید زردشت متولد ۱ فروردین ۱۳۳۷ نی ریز فارس 🌷 شهادت: عملیات محرم، پاسگاه زبیدات // ۱۳۶۱
دفاع مقدس
برگرد تنها یک بغل بابای من باش.... #دختر_شهید #رقیه‌های_زمان #آرام_‌جانم_می‌رود #شهید_سیدکاظم_ک
🌷 شهید سیدکاظم کاظمی، مؤسس‌ اطلاعات‌ سپاه عنصر فداکار انقلاب که با اخلاص، بینش و شم قوی اطلاعاتی به طور ظریف و برنامه ریزی شده به مقابله با گروهک های معاند نظام پرداخت و توانست پرونده سیاسی بسیاری از این فرقه ها و گروه های منحرف و خطرناک را از قبیل فرقان و پیکار و ... را برای همیشه ببندد ا🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱 فرازی از وصیتنامه شهید: قرآن زیاد بخوانید، دعا را فراموش نکنید، نیت‌هایتان را خالص کنید، اخلاص اسلامی را یاد بگیرید و حتماً عمل کنید. صحبتی با مسئولین، دولتیان و مجلسیان، شما را به خدا قسمتان می دهم به خون پاک شهدای عزیزمان، به عظمت و عزت امام (ره) مبادا لحظه‌ای از یاد مستضعفان و محرومان غافل شوید، شما سمبل انقلاب هستید، لحظه‌ای از جانفشانی در راه انقلاب اسلامی کوتاهی نکنید.
دفاع مقدس
🌷 شهید سیدکاظم کاظمی، مؤسس‌ اطلاعات‌ سپاه عنصر فداکار انقلاب که با اخلاص، بینش و شم قوی اطلاعاتی به
🌷شهید سید کاظم کاظمی، سردار گمنام و بنیانگذار اطلاعات سپاه 🌱 متولد ۱۳۳۶ -- آرادان، گرمسار 📚 هوش و استعداد فوق العاده ای داشت. علاقه به کتاب در او موج می زد. به دلیل نگهداری کتاب‌های حضرت امام (ره)‌ و زندگی معصومین(ع) در خانه توسط ساواک دستگیر شد. برای ادامه تحصیل به «آمریکا» رفت و موفق به تحصیل به رشته مهندسی مکانیک شد در عین زندگی در محیط غرب چیزی از دین او نکاست و و همواره مراعات تقوای الهی را می کرد. با پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و خود را وقف انقلاب نمود و عهده دار مسئولیت های مختاف شد. او شجاعانه با جریانات انحرافی برخورد می کرد و با تحلیل های روشنگرانه خود اذهان مردم بویژه جوانان را نسبت به اهداف گروهک های سیاسی مانند منافقین آگاه می کرد. 🔺در فروردین 58 با گذراندن دوره آموزش به عضویت سپاه در آمد . برای مقابله با جدائی طلبان به کردستان رفت و پس از بازگشت از ماموریت، واحد اطلاعات سپاه را با تشکیلات منسجمی پایه ریزی کرد. 🔻افراد دستگیر شده وابسته به گروهک‌ها با دیدن رفتار صادقانه و دلسوزانه شهید کاظم کاظمی و همکاران او و نیز مشاهده آگاهی بالا و اشراف اطلاعاتی آنها به تاکتیک های سران گروهک ها و وابستگی ایشان به قدرت های بیگانه متنبه گردیده و از مواضع و دیدگاه های خود قبل از دستگیری خجل و شرمسار می‌شدند. آنها نیک درمی یافتند که چگونه از روی بی اطلاعی اسیر ایدئولوژی مارکسیستی و التقاتی شده و آلت دست سران مزدور و بیگانه پرست شدند و غالباً از گذشته خود اظهار پشیمانی می کردند. 🌹 این شهید عزیز و سردار گمنام سرانجام در سحرگاه دوم شهریور 1364 (همزمان با شهادت امام محمد باقر(ع)، همراه تعدادی از برادران رزمنده برای بازدید از خطوط مقدم جبهه جنوب در منطقه طلاییه، در حالیکه بر روی قایق هورالهویزه در حال حرکت بودند مورد اصابت ترکش گلوله توپ قرار گرفته و بر روی کف قایق می افتد. در همین حال بدون آنکه صدای ناله ای از او شنیده شود روی زانو ایستاد و دست به آسمان بلند کرد و با خدای خود نجوا نمود. سپس به حالت سجده افتاد و در حالی که حمد و شکر الهی را می گفت به دیار ملکوت پر کشید.🕊🕊🕊 ▪️ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🗓 ۷ مرداد ۱۳۶۰ - سالروز فرار بنی صدر رییس جمهور مخلوع ایران و رجوی سردسته منافقان به فرانسه بنی صدر که پس از شورش مسلحانه منافقین دستش برای نظام رو شده بود به صورت رسمی در مقابل حکومت قرار گرفت و یک روز پس از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی شهید رجایی مخفیانه از کشور گریخت بنی صدر با لباس مبدل زنانه و به وسیله یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ نیروی هوایی و به خلبانی سرهنگ بهزاد معزی (خلبانی که شاه و خاندانش را از ایران فراری داده بود) به همراه مسعود رجوی سرکرده تروریست‌ها، کشور را بمقصد فرانسه ترک کرد، و تا زمان مرگ در آن کشور ماند. بنی‌صدر برای اینکه خوش خدمتی به مسعود کرده باشه، دخترش فیروزه را به عقدش درآورد. که بعدا متارکه کردند.. البته رابطه رجوی و بنی‌صدر فقط یک سال بیشتر دوام نیاورد و با نزدیک شدن رجوی به رژیم بعث و قرار و مدار منافقین برای حضور در عراق و جنگیدن در کنار ارتش صدام، این رابطه تمام شد. گروه واتساپ پایداری https://chat.whatsapp.com/FtTlWgqrJRRAmwkRlYwWvl
🔴 فـــــرار بـــــزرگ! 1️⃣ فسمت اول 🔺 چگونگی فرار بنی‌صدر و رجوی 🗓 ۷ مرداد ۱۳۶۰ - سالروز فرار بنی صدر رییس جمهور مخلوع ایران و رجوی سردسته منافقان به فرانسه ⚪️ بعد از کودتای نقاب و دسیسه در پایگاه سوم، فرار بنی‌صدر و رجوی، توطئه بزرگی بود که از سوی برخی خائنین در نیروی هوایی شکل گرفت. سرهنگ خلبان، بهزاد معزی (خلبانی که شاه و خاندانش را از ایران فراری داده بود) به همراه عده ای دیگر، عامل این خیانت بود. به اعتراف بسیاری از افسران نیروی هوایی، خلبان معزی، در انجام پرواز بسیار متبحر و کارکشته بود و به مین دلیل گفته می شود او را فرستاده بودند تا در زمان معین و مشخص ماموریتش را به انجام رساند. ▫️بطور دقیق هیچ کس نمی‌داند ارتباط سرهنگ بهزاد معزی با سازمان تروریستی مجاهدین از چه زمان و چکونه شکل گرفت، البته شاید برای نهادهای امنیتی کشور مشخص بوده. سؤال اساسی این است که چگونه او با شاخه نظامی سازمان ارتباط برقرار کرد؟ اگر از زاویه گرایشات سیاسی به قضیه نگاه کنیم او فردی سلطنت طلب بوده که متحول گشته و جزء افراد خاص نظام قرار گرفته بود و ارتباط با اینگونه افراد که به عنوان فرمانده بزرگترین و حساس ترین گردان پروازی خدمت می نمود به راحتی میسر نبوده است. 🔹آیا او از قبل از انقلاب مخالف خاندان سلطنتی بوده است؟ و یا وقتی به کشور برگشت مخالف نظام جمهوری اسلامی شد. به نظر می رسد معزی پیش از این‌ها با سازمان‌های اطلاعاتی غرب در تماس بوده است. حضور خواهرش در سیاسی‌ترین نهاد امریکایی در ایالت تگزاس بهترین رابط می‌تواند تلقی شود. به عبارت صحیح‌تر این سازمانهای اطلاعات غربی بودند که به او دستور بازگشت را دادند. 🔹به احتمال زیاد نقشه ورود بنی‌صدر و رجوی به داخل پایگاه با اطلاعاتی که توسط معزی و همدستانش ارائه گردیده بود برنامه‌ریزی می‌گردد و نقشه پرواز و جزئیات فرار در آسمان تا مقصد که فرانسه باشد به عهده معزی بود. عملیات فرار بنی‌صدر و رجوی که یکی از پیچیده‌ترین و گسترده‌ترین نقشه‌های فرار محسوب می‌شود با همکاری طیفی از نیروهای سازمان مجاهدین و عوامل نظامی آن در نیروی هوایی ارتش انجام گرفت. بدین صورت که یک عده، وظیفه اغفال و فریب عوامل دژبانی و حراست ورودی پایگاه را به عهده می‌گیرند. آنان از چند روز قبل از عملیات با یک دستگاه خودروی کاماروی زرد رنگ مرتب به پایگاه تردد می کنند تا روز عملیات، چهره این اتومبیل عادی تلقی شود. عده‌ای هم با ماشین آتش‌نشانی در اطراف پایگاه مستقر می‌شوند تا برای فراری دادن سوژه در صورت لو رفتن، وارد عملیات شوند. عده‌ای هم از شاخه نظامی‌گروه مجاهدین با سلاح‌های سنگین مسؤولیت عبور سوژه‌ها را به داخل پایگاه به عهده می‌گیرند. یک گروه دیگر از افراد نظامی فریب خورده ایستگاه‌های رادار بطور همزمان مسیر را مختل می‌نمایند. به این صورت که با قرار دادن جعبه‌هایی در ایستگاه، خود در لحظه آغاز عملیات، تلفن زده و اعلام می‌کنند بمب‌گذاری شده است. 🔹عده‌ای دیگر هم با از کار انداختن هشت فروند هواپیمای شکاری اف۴ عملا از ره‌گیری و تعقیب آن‌ها جلوگیری می‌کنند. یکی دیگر از عوامل توطئه منزل سازمانی خویش را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد و به این ترتیب همه‌چیز از قبل طراحی و آماده می‌شود. برنامه به این صورت بود که با یکی از پروازهای شبانه آموزش سوختگیری این عملیات آغاز شود. قرار بود فرار چند روز دیرتر انجام شود، اما به دلیل اعلام حکم انتقال سرهنگ معزی به شیراز مجبور می‌شوند در شب شش مرداد این کار صورت پذیرد. 🔹طبق نقشه از پیش طراحی شده، سوژه‌ها در داخل مینی‌بوسی که از منازل سازمانی کروی پروازی را به رمپ پرواز می‌برد، پنهان شوند. یک مانع بزرگ در سر راه خود داشتند و آن عبور از دژبانی پایگاه بود که متاسفانه دژبان و پلیس هوایی که معمولا داخل خودروها را بازدید می‌کنند و بعد از مشاهده کارت شناسایی افراد اجازه ورود می‌دهند، به خاطر احترامی‌که به قهرمان انقلاب قائل بودند، با دیدن سرهنگ معزی، بدون بازدید، اجازه داخل شدن را می دهند!!! 🔹ساعت ۱۹:۳۵ دقیقه سوژه‌ها در حالی که لباس پرواز بر تن داشتند و در تاریکی شب تشخیص قیافه‌ها ناممکن بود وارد رمپ پرواز می شوند. در همین حال از پست فرماندهی اعلام می‌کنند که پرواز یک ساعت جلو افتاده است و به جای ساعت ۱۰:۳۰ شب، یک ساعت زودتر پرواز نمایند. سوژه‌ها همراه محافظ‌های خود در محوطه اتاقک سوختگیری پنهان می‌شوند. وقتی سایر خدمه از قبیل کروچیف و بوم اپراتور، مسؤول سوختگیری برای بازدید قبل از پرواز سعی دارند محوطه را چک کنند با در بسته مواجه می‌شوند. 🔴🔴🔴 سرهنگ معزی به مسؤول مربوطه می‌گوید چکار می‌کنی؟ و سعی می‌کند او را منصرف نماید. ولی او مصرانه کار خود را انجام می دهد و با تبری که در هواپیما برای مواقع اضطراری تعبیه شده، سعی در شکستن در می کند. ادامه👇👇
⚪️ ادامه از پست قبل 2️⃣ فسمت دوم در همین هنگام گارد ویژه در را باز کرده و با گذاشتن لوله اسلحه بر پیشانی همافر مربوطه از او می‌خواهد بی سر و صدا وارد شود. نفر بعدی با مشاهده غیبت همکارش کنجکاو شده و تا می‌خواهد وارد محفظه شود، او هم به همین ترتیب غافلگیر می‌شود. در این هنگام هواپیما موتورهای خود را روشن می‌کند 🔹سروان حسین اسکندری در صندلی چپِ خلبان اصلی نشسته و سرهنگ معزی در صندلی سمت راست می‌نشیند. همافر مهندس، پرواز بیژن وکیلی هم در بین آن دو می‌نشیند طبق برنامه‌ریزی قبلی، که سرهنگ معزی مشخصات مسیر را به آن‌ها داده بود، یکی از محافظان با اسلحه وارد کابین شده و با تهدید از آن‌ها می‌خواهد که مختصات را به دستگاه I.N.S)) که نوعی دستگاه ناوبری کامپیوتری است وارد کنند معزی بعد از دور شدن از تهران به برج مراقبت اعلام می‌کند که یکی از موتورهای من آتش گرفته و برای همین به سمت ورامین برمی‌گردد 🔹بر روی ایستگاه ورامین معزی بار دیگر به برج مراقبت تهران می‌گوید که یک موتور دیگر هواپیما هم آتش گرفته است و متعاقب آن برای پنهان ماندن از دید رادار اعلام می‌کند که به سمت شمال، یعنی کوه‌های البرز می‌رود مسؤولان برج با ناراحتی فریاد می‌زنند که مواظب باش به کوه می‌خوری. لطفا به آن سمت نرو و این دقیقا همان چیزی بود که معزی می‌خواست برج تصور کند به کوه خورده است و در پاسخ برج که ارتفاع را می‌پرسد به دروغ ارتفاع ۱۲ هزار پا را اعلام می‌کند. در حالی که برج مرتب فریاد می‌زند به کوه می‌خوری برگرد، هواپیما در ارتفاع ۱۸۰۰۰ پایی به مسیرش ادامه می‌دهد. معزی می‌دانست که در این مسیر ایستگاه‌های رادار کرج، بابلسر و تبریز قرار دارند. ولی خیالش از هر سو آسوده بود که قبلا توسط عوامل سازمان از کار افتاده‌اند همچنین می‌دانست هیچ فانتومی او را تعقیب نخواهد کرد و برای این که عوامل برج فکر کنند که به کوه خورده است دیگر پاسخ برج را هم نداد. 🔹در همین هنگام مسؤولان رادار به پست فرماندهی نیروی هوایی اطلاع می‌دهند که هواپیما به سمت البرز رفته و احتمالا به کوه برخورد کرده است. سرهنگ خلبان جواد وارسته که زمانی شاگرد معزی بود با خنده به مسؤول رادار می‌گوید معزی به کوه نمی‌خورد، او فرار کرده است معزی برای گفت‌وگوهای احتمالی ترتیبی می‌دهد که هواپیماربا گوشی‌های اسکندری و وکیلی را بگیرد تا شاهد مکالمه او نشوند. او برای این که هر چه زودتر از خاک ایران خارج شود و به گیر شکاری‌های اف ۱۴ نیفتد، با حداکثر سرعت به هواپیما فشار می‌آورد. این را هم بگم که حداکثر سرعت مجاز بوئینگ ۷۰۷ چیزی نزدیک ۸ تا ۹ دهم سرعت صوت است و در این شرایط در داخل کابین بوقی مرتب به صدا در می‌آید در همین موقعیت بود که رجوی و بنی‌صدر به کابین هواپیما می‌آیند. در این زمان ستاد نیروی هوایی به یک فروند شکاری اف ۱۴ خود که در حال گشت‌زنی است ماموریت می‌دهد که به سوی شمال پرواز نماید. در این شرایط بالاخره رادار تبریز موفق شد هواپیما را شناسایی کند معزی برای گمراه کردن رادار تبریز می‌گوید ما تقصیری نداریم چند نفر از پرسنل نیروی هوایی ما را به گروگان گرفته‌اند در همین هنگام شهید رجایی که نخست‌وزیر بود به اتفاق شهید فکوری فرمانده نیروی هوایی در پست فرماندهی از قول حضرت امام به آن‌ها تامین می‌دهد، اما خدمه برای کش دادن زمان، بهانه می‌آورند که شخص آقای رجایی صحبت نماید ولی صحبت‌های هیچ یک از مسؤولان کار ساز نیست. هواپیمای اف ۱۴ به معزی اخطار می‌دهد برگرد وگرنه شلیک می‌کنم سرهنگ معزی که خوب خلبان شکاری را می‌شناخته و روزگاری از شاگردانش بود خطاب به خلبان می‌گوید: «هواپیما ربوده شده است. لطفا شما بیا نزدیک ما تا این‌ها شما را ببینند و بترسند.» و در این اثنا تمام چراغ‌های داخل و بیرون هواپیما را خاموش می‌کند و از بچه‌ها می‌خواهد از قسمت سوختگیری بیرون را نگاه کنند تا ببینند شکاری دیده می‌شود یا نه؟ 🔹در اینجا بنی‌صدر خطاب به معزی می‌گوید به خلبان شکاری اعلام کن که من داخل هواپیما هستم. آنگاه او ما را نخواهد زد معزی که از این طرز فکر آقای رییس‌جمهور خنده‌اش گرفته بود، می‌گوید: «قربان خلبان شکاری اگر بداند که چه کسانی داخل هواپیما است، یا شلیک می‌کند یا اگر برگردد حتما اعدامش می‌کنند.» معزی برای پرهیز از گزند موشک‌های هاگ، ایستگاه تبریز، به سوی مرز شوروی(روسیه فعلی) حرکت می‌کند در همین حال هم دو فروند میگ روس‌ها لب مرز به پرواز در می‌آیند تا به محض ورود به خاک آن‌ها شلیک نمایند 🔹معزی با اطمینان از این موضوع که هواپیماهای اف۵ مستقر در تبریز قادر به رهگیری در شب نیستند، از مرز شوروی به صورت نیم‌دایره از کنار تبریز می‌گذرد تا گیر موشک‌های هاگ نیفتد. هواپیمای تامکت همچنان تعقیب بوئینگ ۷۰۷ را ادامه داد. معزی با رفتن به خاک ترکیه، اعلام کرد که قصد نشستن در آنکارا را دارد ادامه 👇👇👇👇
⚪️ ادامه از پست قبل 3️⃣ قسمت سوم (پایانی) مسؤولان ترکیه به او اجازه نمی‌دهند و با خاموش کردن چراغ‌های باند از آن‌ها می‌خواهند خاک ترکیه را ترک کنند. اف ۱۴ پشت سر بوئینگ وارد خاک ترکیه می‌شود. معزی به برج ترکیه می‌گوید یک شکاری دنبال من است به ایران بگویید برگردد و آن‌ها چنین می‌کنند و بدین ترتیب شر شکاری از سر آن‌ها کم می‌شود. 🔹بنی‌صدر بار دیگر نطقش باز شده خطاب به معزی می‌گوید: «بگو من داخل هواپیما هستم. چراغ‌های باند آنکارا را روشن می‌کنند.» معزی پاسخ می‌دهد: «قربان من که قصد نشستن به ترکیه را ندارم.» سرهنگ می‌دانست موشک‌های سوریه حتما او را خواهند زد به همین دلیل سعی می‌کند به سمت قبرس و یونان برود. در همین حال رادار سوریه از طریق یو اچ اف می‌پرسد کجا هستید؟‌ سرهنگ معزی به خوبی می‌دانست پاسخ دادن از طریق یو اچ اف، صرفا برای شناسایی موقعیت هواپیما است. تا با اعزام جنگنده‌ها آن‌ها را بر گردانند. به همین دلیل هیچ پاسخی به رادار سوریه نمی‌دهد. ▫️عاقبت با رفتن به سمت یونان و قبرس سر از آسمان پاریس در می‌آورد.
☠️ مرگ بهزاد معزی، نفوذی 💀🔥🔥