21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #ببینید | روایتی از سبک مدیریت و زندگی متفاوت یک مدیر جوان انقلابی
🔹در میان برخی بیمهریها به سربازان در سالهای اخیر، رفتار تکاندهنده شهید عباس بابایی را با سربازها ببینید.
✳ فرماندهای که برای روستاییها گل لگد میکرد!
🔻 «شهید بابایی» زمانی که با هواپیما پرواز میکرد، در حین عملیات و آموزش هوایی، از آن بالا روستاهای دورافتاده را در میان شیارها و درهها شناسایی و موقعیت جغرافیایی این روستاها را ثبت میکرد. آنگاه پس از اتمام مأموریت، با ماشین قدیمیای که داشت مقداری غذا، آذوقه و وسایل زندگی مانند قند و چایی برای روستاییها برمیداشتیم و از میان کوهها و درهها با چه مشکلاتی رد میشدیم تا برسیم به روستایی که از روی هوا شناسایی کرده بود.
🔺 شهید بابایی بعد از این که وسایلی را که آورده بودیم به روستاییها میداد، از آنها میپرسید که چه امکاناتی کم دارند. مثلا روستاییها میگفتند حمام نداریم و ایشان با پول خودش شروع میکرد برای آنها حمام میساخت و من به چشم خودم میدیدم که بابایی برای ساختن حمام با پای خودش گل لگدمال میکرد، حمام را میساخت و برای برق آن، به علت این که روستا برق نداشت از پول شخصی خود موتور برق سیار میخرید و روشنایی آنها را تأمین میکرد که این پروژه حدود دو ماه طول میکشید.
👤 راوی: حجت الاسلام محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر مقام معظم رهبری
📚 منبع: ماهنامه شاهد یاران
📍۱۵ مرداد؛ سالروز شهادت سرلشکر عباس بابایی
❤️ #مثل_شهدا_زندگی_کنیم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
همیشه لباس کهنه میپوشید
آخرش هم اسمش،
پای لیستِ دانشآموزان کمبضاعت رفت
مدیر مدرسه، داییاش بود..!
همان روز، عصبانی به خانه خواهرش رفت
مادرِعباس، برادرش را پای کمد برد
و ردیف لباسها و کفشهای نو را
نشانش داد و گفت عباس میگوید
دلش را ندارد که
پیش دوستانِ نیازمندش آنها را بپوشد..!
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #ببینید
🔺عباس بابایی کی بود؟
🔹گفتگو با همرزمان شهید عباس بابایی
(بخشی از مستند "از جنس آسمان")
کارگردان و تدوین: علیرضا سعدی
ادامه دارد...
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 عقاب همیشه جاودان نیروی هوایی ارتش ایران
🔹 ۱۵ مرداد| سالروز شهادت خلبان عباس بابایی، خلبان قهرمانی که نگاهش هنوز بر فراز آسمان ایران است.
مــعـــ✾﷽✾ـــبـــر۱۷
🌹 زندگی به سبک شهدا
🌷 امیر سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی "فرماندهی عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران"(●ولادت: ۱۳۲۹، قزوین ☆ ○شهادت: ۱۵ مرداد ۱۳۶۶، آسمان منطقهی عملیاتی سردشت)
یک شب
که مهمان آمده بود
رفت تا میوه بگیرد.
خودش وقتی خانه بود،
هر چه قدر هم خسته
از سرکارش برگشته بود،
نمیگذاشت خرید بیرون را من بکنم.
برگشتن
چند کیلو سیب کوچک
و ناجور خریده بود.
گفتم:
«اینها چیه گرفتی؟
چه طور میشود
گذاشت جلوی مهمان؟»
گفت:
《چه فرقی میکند بالام جان؟
سیب پوستش را بگیری
همهشان شکل هم میشوند.》
پیرمردی را آن جا دیده بود
که بساط دارد و کسی سیبهایش را نمیخرد.
رفته بود و همهشان را خریده بود. ...
همین میوههای معمولی را هم قبل از اینکه بخورد،
برمیداشت و در دستش میچرخاند
و نگاهشان میکرد.
میگفت «سبحان الله ...»
تا کلی نگاهشان نمیکرد،
نمیخورد.
منبع: کتاب آسمان، جلد اول بابایی به روایت همسر شهید، نوشتهی علی مرج، انتشارات روایت فتح، ص۲۸.
🌸🌴🌷🌴🌸
🌷نثار ارواح مطهر امیر سرلشکر خلبان شهید "عباس بابایی" و همسر آسمانیشان صلوات🌷
🌹 نامه حضرت آقا به حضرت امام خمینی(ره) جهت درخواست برای ترفیع درجهی خلبان شهید عباس #بابایی و موافقت امام راحل
🗓 بهمناسبت شهادت #شهید_عباس_بابایی ۱۵مرداد ۶۶
محسن دین شعاری, جانشین واحد تخریب لشگر ۲۷ محمدرسول الله ﷺ
🌷شهادت: ۱۵ مرداد ۶۶ // #عید_قربان سال ۶۶
🔴 در حین خنثی سازی مین ضد تانک در منطقه سردشت
🌴مزار مطهر شهید: #بهشت_زهرای تهران
▫️ قطعه ۲۹، ردیف ۳، شماره ۹
▫️ا▫️ا▫️ا▫️ا▫️ا▫️ا▫️ا▫️ا▫️
🌱 متولد: ۱۳۳۸ -- (محله درخونگاه - تهران)
در کوچه پس کوچه های تو در توی این محله قدیمی، کودکی رشد و نمو یافت که بعدها در سنین جوانی، معبرهای مین را برای راهیابی رزمنده ها به خطوط مقدم دشمن، می گشود.
او در دوران نهضت، از جمله جوانان پرشور و فعال بود و در ماه های پیش از پیروزی انقلاب، به همراه برادر خود در پزشکی قانونی به تلاش شبانه روزی در جهت شناسایی و جابه جایی پیکر مطهر شهدا می پرداخت.
بعد از پیروزی، پیرو درخواست امام مبنی بر بازگشت سربازان، خود را به محل خدمتش معرفی نمود. او در پادگان، برای سربازان برنامه شناخت ایدئولوژی گذاشته بود و به آگاهی بخشی افرادی که در انجام واجبات دچار سستی شده بودند، کمک می کرد.
سال ۶۰ وارد سپاه شد و در سلک تخریبچی های لشکر ۲۷ درآمد.
سال ۶۳ به خانه خدا مشرف شد. برای بار دوم نیز در سال ۶۶ ؛ عازم این سفر معنوی بود که به دلیل مسئولیت های سنگینی که در جبهه به عهده داشت، منصرف شد . . . و در همین ایام بود آسمانی شد🕊🕊
🌴عملیات های طریق القدس و کربلای یک، شاهد حضور دلاور مردی های این سردار رشید و گشاده رو بود.
درکِ زَهـۜـرا
شهید میخواهد
مادرِ ما شهید پرور بود ...
السلامعلیک یافاطمةالزهرا
شهید حاجمحسن دین شعاری
فرمانده تخریب لشکر27
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
وصیت نامه شهید حاج محسن دین شعاری
بسم رب الشهدا و الصديقين السلام عليک يا اباعبدالله و عليالارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلامالله ابداً ما بقيت و بقياليل و النهار و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتکم، السلام علي الحسين و علي عليبنالحسين و …….
با سلام و درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران و تمامي شهداي اسلام و امت شهيدپرور ايران و با سلام به خانواده محترم و درود و رحمت به روح پدر و مادرم. شهادت يعني انتقال يافتن از زندگي مادي به زندگي معنوي و الهي و شهادت در مکتب اسلام يک مسأله انتخابي است که انسان کامل با تمام آگاهي آن را انتخاب ميکند و با شهادت خويش شمع راه انسانهاي پاک و نوراني ميشود . من با انتخاب آگاهانه راه شهيدان را تا رسيدن به ساحل سعادت ادامه خواهم داد؛ اگر لياقت شهادت داشته باشم .بنابراين من راهم را انتخاب کرده ام .اميدوارم که شما هم خط مرا (ولايت فقيه و برگزيدن راه شهادت) را انتخاب کنيد. برادران در زماني که اسلام در خطر است همانطوريکه امام عزيز قلب تپنده امت فرمود : به کسانيکه توانايي داشته باشند واجب ميشود که براي پاسداري از حريم اسلام و قرآن به مقابله با دشمن برخيزند و مواظب باشيد که اين جنايتکاران هر روز براي نابودي جمهوري اسلامي ايران نقشه ميکشند .اما شما همانطوريکه تا به حال نقشه آنها را با اتکال به الله نقش بر آب کرده ایيد؛ حالا هم هوشيار باشيد که انشاالله کاري از دستشان ساخته نيست. اما نگذاريد ريشه بگيرند و چند جمله از جملات گهربار امام امت و مسئولين کشور که ميفرمايند بايد فراموش نکنيم که در جنگ با آمريکا هستيم و ما متکي به خدا هستيم و با اتکال به خدا از هيچ ابرقدرتي ترسي نداريم و ما مثل امام حسين (ع) در جنگ وارد شويم و مثل حسين (ع) بايد به شهادت برسيم و تا آنجايي در خاک عراق پيش ميرويم که خواستههايمان را بگيريم و هرگز زير بار ذلت نخواهيم رفت. هيهات من الذله. در آخر از رزمندگان ميخواهم که جبهه را گرم نگاه داشته و گوش به فرمان رهبر و تا آخرين نفس استقامت کنيد که الان استقامت لازم است.
در آخر وصاياي شخصي من….. وسايل نظامي من از قبيل لباس و غيره را بعد از شهادتم کسي که از خانواده به منطقه ميرود استفاده کند در غير اين صورت به مراکز سپاه تحويل دهيد. مقدار پولي هست براي کفن و دفن که انشاالله لازم نميشود؛ چون آرزويم اين است که در صحنه نبرد تکه تکه شوم تا در روز قيامت در پيش سالار شهيدان اباعبدالله و ساير شهدا سرافکنده نباشم….. درمراسم عزاداري من روضه بيبي حضرت زهرا (س) خوانده شود چون من از داشتن مادر و پدر محروم بودهام. در آخر از همه خواهران و برادران و آشنايان ميخواهم که اگر از من بدي ديدهاند حلال کنند برادران از استغفار و دعا دور نشويد (دعاي کميل و نماز جمعه) که بهترين درمان براي تسکين دردها است.امام را تنها نگذاريد که او حسين زمان است و هرکس او را تنها گذارد؛ امام زمان را تنها گذاشته است. محسن دین شعاری
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نماهنگ تخریبچی برگرد
🎤 با نوای زیبای حاج صادق آهنگران
ا⚪️🔹⚪️🔹⚪️🔹⚪️
🌷 یادبود سردار شهید حاج محسن دین شعاری
🌿 علمدار دلاور گردان تخریب لشکر۲۷محمدرسول اللهﷺ
محسن دین شعاری, جانشین واحد تخریب لشگر ۲۷ محمدرسول الله ﷺ
🌷شهادت : ۱۵ مرداد ۶۶ -- عملیات نصر ۷
در حین خنثی سازی مین ضد تانک در منطقه سردشت
ا🌿▫️🌿▫️🌿▫️🌿▫️🌿▫️🌿▫️🌿
شراب عشق را
جز در نبرد نمی دهند
ولاجرم مستان می الست را
بایددر جبهه هایافت
و شهید
مصداق اکمل مستان
بحق پیوسته است
کانال دفاع مقدس
😊 #خاطره_ای از شهید حاج محسن دین شعاری
🍁 پاییز سال ۱۳۶۵ نیروهای لشکر ۲۷ در «اردوگاه کرخه» مستقر بودند. محل استقرار بچه های گردان تخریب با اردوگاه، مقداری فاصله داشت.
یک روز می خواستم به آنجا بروم تا به چند نفر از بچه محل هایمان سر بزنم. کنار جاده خاکی ایستادم. اتوبوسی از سمت تدارکات و خدمات که حمام هم آنجا بود، آمد.
دست بلند کردم و ایستاد. گفتم: برادر کجا می روید؟ گفت: میریم صفا... کوچه وفا... پلاکش هزار... اهلشی بیا بالا...! — جا خوردم. از این لات بازی ها در جبهه ندیده بودم!!
به اجبار سوار شدم. غیر از او و راننده، کسی دیگری توی ماشین نبود. به چشم های او که نگاه کردم، احساس کردم خیلی آشناست.
هر چه فکر کردم نتوانستم او را به یاد بیاورم. اتوبوس در دست اندازهای جاده شنی، بالا و پایین می شد و او می خندید و با همان لفظ حرف می زد!
وقتی دید بدجوری نگاهش می کنم، با خنده گفت: مشتی، ما رو نشناختی؟ گفتم: نه. گفت: بابا منم، حاج محسن. گفتم: حاج محسن! فهمید هنوز نشناختمش، گفت: منم #حاج_محسن_دین_شعاری
گفتم: جل الخالق! به حق چیزهای ندیده! معاون گردان تخریب، آن هم با این قیافه! پس آن همه ریش حنایی چی شد؟!
او را اولین بار اوایل سال ۱۳۶۴ در گردان تخریب با همان ریش بلند دیده بودم. هر موقع برای دیدن دوستانم می رفتم، او را هم می دیدم و سلام و علیک داشتم.
دین شعاری برخلاف قیافه اش با آن تیپ و ریشش که بعضی ها فکر می کردند خشن و باجذبه است، خیلی آدم خوش مشربی بود.
چون فضای گردان باز و اردوگاهی بود و ساختمان نداشت، وقتی در چادر می نشستی همه را می دیدی که چه کسی می رود یا می آید.
دین شعاری آدم فعال و پر جنب و جوشی بود و همیشه در مقر دیده می شد. او کسی نبود که در چادر بنشیند و فرماندهی کند.
همیشه بین بچه ها بود و به خصوص با آن قیافه، بین همه شاخص بود. هر وقت آنجا می رفتم با اینکه من جزو آن گردان نبودم، اصلاً انگار نه انگار، برخوردش خیلی عادی بود. از همان جا قیافه و آن ریش بلندش در ذهنم مانده بود.
(راوی: حمید داودآبادی)
🥀شهید حاج محسن دین شعاری، معاون گردان تخریب لشکر حضرت رسول (ص) که در پانزدهم مردادماه سال ۶۶ مطابق با عید سعید قربان به هنگام خنثی سازی مین ضد تانک در سردشت به شهادت رسید. پیکر مطهرش در قطعه ۲۹ بهشت زهرا(س) آرام گرفته است.