D1737504T14933958(Web) (2).mp3
زمان:
حجم:
2.7M
-----------------✾﷽✾-----------------
#هرروزیکدعاازصحیفهسجادیه
🎧 قرائت دعای ۱۲ صحیفه سجادیه
⚪️ اقرار و اعتراف به گناه و درخواست توبه
🎙با صوت عربی سلیس #بشیر_جزایری
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
adua12.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
🎧 #صوت || ترجمه دعای ۱۲ صحیفه سجادیه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
۱۶ مرداد ۱۳۶۷ -- سالروز شهادت رزمنده مخلص، ایثارگر و باصفا , شهید غلامرضا رمضانی
نیروی مخابرات لشگر ۱۰ سیدالشهدا(ع) که در اواخر جنگ تحمیلی در کردستان به اسارت گروهک تجربه طلب کومله در آمد و پس از تحمل شکنجه های بسیار به طرز فجیعی بشهادت رسید. دیوسیرتان زشت خو پس از انجام جنایت، پیکر بیجان شهید را در کنار جاده بوکان--سقز رها می سازند.
او با مظلومیت رفت .... و فرزندان خردسال و قد و نیم قد خود را تنها گذاشت😭
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🎥👆قرائت قرآن کریم توسط شهید غلامرضا رمضانی
🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱
📷 در تصویر فوق که در دوره آموزشی پادگان امام حسین(ع) تهران و در سال ۶۴ به ثبت رسیده، شهید رمضانی دیده می شود👈نفر اول نشسته از راست
همچنین در عکس، ذاکر اهل بیت(ع) و فرمانده شهید داود بنی جمالی نیز دیده می شود👈نفر اول ایستاده از چپ
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
۱۶ مرداد ۶۷ -- سالروز شهادت
بسیجی و انقلابی پرشور #شهید_غلامرضا_رمضانی
#جاده_بوکان // جنایت کومله (گروهک تجربه طلب)
🌷شهید غلامرضا رمضانی جوان قبل از انقلاب بود و قبل از انقلاب هم از روستا به تهرون اومد اما خودش رو گم نکرد و گوهر وجودش آلوده نشد
به همت بزرگان روستا که در تهران بودند مجلس قرآن سیار که در منازل برگزار میشد فعال بود و یکی از فعالان این جلسه شهید غلامرضا بود.
شهید غلامرضا در زمره انقلابی های قبل از انقلاب بود و از مشتری های پرو پا قرص صبح های جمعه مکتب الهادی(ع) در شهرری و این جلسه محل تجمع جوان های انقلابی شهرری بود
این شهید قبل از انقلاب با مکتب امام آشنا شد
24 سال داشت که انقلاب پیروز شد و او همواره در خدمت انقلاب بود در جای جای فعالیت های انقلابی در روستای مهدی آباد اثری از شهید غلامرضا بود
بعد از پیروزی انقلاب جایی را پیدا نمیکنی که خبر از انقلاب باشد و شهید رمضانی حضور نداشته باشد.
جهادسازندگی
نماز جمعه
انجمن اسلامی
بسیج
پای صندوق رای
کمک به مستمدان
جبهه و دفاع از انقلاب
سنگر کار و تلاش
امر به معروف و نهی از منکر
تشیع شهدا
عیادت از جانبازان و خانواده شهدا
حضور در دعا و جمع آوری کمک برای جبهه
و......
شهید غلامرضا رمضانی همه جا بود
بارها و بارها شهید غلامرضا را در گرمای تابستان و سرمای زمستان با یار و همراهش خانوم کریمی و دو فرزندش که اون روزها خردسال بودند در نماز جمعه ی تهران دیده بودم یک دفعه ازش سوال کردم ؟ آقا غلامرضا سخت نیست برات بدون وسیله این همه راه با اتوبوس سوار و پیاده میشی و با خانواده نماز جمعه ی تهران میایی ؟؟؟ و هر بار با خنده جواب میداد و از روی عشق این کار رو میکرد و البته همسر عزیزش هم او رو یاری میکرد.
یه بار بعد از نماز جمعه ی تهران بر میگشتم مقابل درب دانشگاه تهران دیدم منتظر اتوبوس ایستاده.
موتور و نگه داشتم و سلام وعلیکی کردیم.
دست دختر کوچولوش زهرا خانوم توی دستش بود و حرم آفتاب صورت از برگ گل نازک تر این دختر رو سرخ کرده بود و محسن خردسال هم در بغل حاج خانوم بود. گفتم برادر چرا به خودت و خانواده ات سخت میگیری!! خندید و گفت این ها هم با ذوق میان و من و خانواده ام در خدمت انقلابیم
#شهید_رمضانی انقلابی شعاری نبود
برای حفاظت از انقلاب حاضر بود سختی بکشه
بودند جوان های هم سن و سالش در روستا و در تهران که مدعی انقلابی گری بودند اما حاضر به هزینه دادن برای انقلاب نبودند
اما او اینگونه نبود
هر جا خدا بود رضا هم بود
مبالغه نمیکنم
او یک جوان مقدس بود
متدین بود
خوش قلب بود
خیرخواه دیگران بود
به شدت خانواده دوست و عاشق خانواده بود
خوش اخلاق و خوش مشرب بود
و او خدایی بود
و خدا او را به شدت دوست داشت
و پرونده اش در دنیا اینگونه بسته شد
غلامرضا در آخرین روزهای دفاع مقدس در کردستان گرفتار شقی ترین دشمنان شد.
کوموله ها معروف بودن به شقاوت و به قول معروف با موزائیک سر میبریدند
شهید غلامرضا گرفتار این ها شد
به گروه بچه های اعزامی از مخابرات در جاده سنندج به سمت بوکان کمین زدند و یه تعداد رو اسیر کردند و با خود بردند.
#شهید_غلامرضا_رمضانی در چنگال این گرگ صفتان گرفتار شد.
و چند روز بعد پیکر بی جانش که آثار شکنجه وحشیانه بر آن بود در کنار جاده بوکان به سقز پیدا شد
اینطور میشد از پیکر این شهید فهمید که بعد از شکنجه به او تیر خلاصی زدند و ساعت ها پیکرش مقابل آفتاب مرداد ماه افتاده بود.
پیکر شهید رضا را برای شستشو و تغسیل به غسالخانه بهشت زهراء(س)آوردند.
اون روزها به اندازه چند نفر بیشتر اجازه نمیدادند که کنار حوض غسالخانه ناظر شستشوی شهید باشند
هنگام شستشو تقریبا همه جای بدن از شدت ضربات کبود بود و بر صورت غلامرضا هم آثار ضربه و شکنجه بود.
و این گونه این انقلابی سخت کوش مزد انقلابی گری خود را از ضدانقلاب گرفت.
و پیکر مطهرش در گوشه ای خاک روستای ما آرم گرفت.
باشد که خدا حقش را بر ما حلال کند.
راوی: جعفر طهماسبی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄