🤔 علت پُستهای فراوان کانال چیست؟
▫️همراهان گرامی «کانال دفاع مقدس» غالباً مطرح میکنند که پُستها و مطالب روزانه کانال، زیاد است، لذا فرصت باز کردن تمامی آنها را ندارند!
✍ در پاسخ باید گفت: که برخی از اعضای محترم کانال، #راوی_جنگ بوده و از مطالب ارائه شده، در کار ارزشمند #روایتگری خود استفاده میکنند. لذا برای افزایش آگاهی این عزیزان و نیز سایر علاقمندان به موضوع #دفاع_مقدس و #شهدا ، محتوا و مطالب، به صورت مبسوط در غالب: عکس، فیلم، صوت ... و متون کوتاه، تهیه و بارگذاری میشود.
▫️ارائه جامعتر مطالب، کانال را به سمت نوعی «دایرةالمعارف جنگ» پیش میبرد که در نتیجه، هرکس با یک جستجو و سِرچ، به آسانی به مطلب مورد نظر خود دسترسی پیدا میکند.
به علاوه اینکه, در اغلب موارد، با گذاشتن «تَک پُست» حق مطلب ادا نمیشود، لذا لازم است موضوع، در غالب یک «مجموعه پست» ارائه شود تا گویا و واضحتر گردد. این شیوه، موجب میشود، مطالب و موضوعات، در اذهان مخاطبین، ماندگارتر شده و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
از صبر و شکیبایی شما عزیزان، نهایت سپاسگزاری را دارم.🌿🌸
#ادمین 🙏
@mehretaban313
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
دفاع مقدس
🔹 از تپه های الله اکبر چه می دانیم ؟ ۱۱ شهریور ۶۰ -- آزادسازی غرب تپههای الله اکبر در طی عملیات ن
هوالحکیم
🔹 از تپه های الله اکبر چه می دانیم ؟
﴿ ۱۱ شهریور ماه ۱۳۶۰ -- انجام «عملیات نصر» در مناطق غرب تپه های الله اکبر و «تپه سبز» و آزادسازی این مناطق از اشغال دشمن﴾
✍ الله اکبر نام کوهی است در محدوده شهرستان دشت آزادگان که در فاصله 10 کیلومتری شمال سوسنگرد و در نزدیکی بستان قرار دارد و 7 کیلومتر طول و بین 300 تا 500 متر عرض دارد و مرتفع ترین تپه آن 55 متر از سطح زمین ارتفاع دارد و بعد ازارتفاعات میشداغ مرتفع ترین عارضه ی دشت آزادگان محسوب می شود.
در سال 1323 ق و در اواخر حکمرانی احمد شاه قاجار، در جنگ بین عشایر مسلمان ایران و ارتش بریتانیا بر روی این تپه ها، شیخ عبدالله بن عمار الطرفی به همراه مجاهدین نماز خواندند و چون قبل از آغاز نماز بر بلندای آن تپه اذان گفته شد، شیخ عبدالله نام آن را تپه ی الله اکبر نامید و تا کنون نیز به همین نام شهرت دارد. با شروع جنگ این تپه ها به عنوان عارضه ای حساس مورد توجه ارتش عراق قرار گرفت و تیپ 35 لشکر 9 زرهی ارتش عراق پس از تصرف پاسگاه های سوبله و چزابه و پس از دو روز توقف در اطرافبستان، به سمت تپه های الله اکبر به حرکت درآمد و سرانجام در 4 مهر ماه این تپه ها به اشغال و بلافاصله بر روی آن استحکاماتی ایجاد کرد.
دشمن با اشغال این تپه ها توانست سوسنگرد را زیر آتش قرار دهد و مقدمات سقوط سوسنگرد را فراهم کند؛ از همین رو یک گردان رزمی از تیپ 3 لشکر 92 زرهی در 10 مهر ماه 1359 موفق شد در اقدامی سریع قسمتی از تپه های الله اکبر را آزاد نماید. با آزادسازی تپه ها، از 18 مهرماه مواضع رزمندگان مستقر در آن زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت و دشمن در 19 مهرماه برای اشغال دوباره تپه های الله اکبر تا آبادی های سید خلف، صالح حسن و حمود عاصی واقع در جنوب غربی تپه های الله اکبر، پیش روی کرد و خود را به 5 کیلومتری مواضع رزمندگان رسانید. موقعیت رزمندگان در تپه های الله اکبر که با اشغال بستان و تشدید آتش توپخانه دشمن مورد تهدید جدی دشمن قرار گرفته بود، مدافعان را مجبور به عقب نشینی از تپه های الله اکبر کرد و به این ترتیب تپه های الله اکبر دوباره به اشغال ارتش عراق درآمد.
پس از اشغال هفت ماهه ی این تپه ها، رزمندگان در دو عملیات محدود امام علی(ع) و عملیات نصر (غرب تپه های الله اکبر) دشمن را مجبور به عقب نشینی کردند. با تلاش رزمندگان در عملیات امام علی(ع) در 31 مرداد ماه 1360 که محور اصلی عملیات بر روی تپه های الله اکبر بود، ضمن وارد آمدن خسارات به ارتش عراق، تپه های الله اکبر به طور کلی آزاد شد و در عملیات نصر که در 11 شهریور ماه 1360 انجام شد، تپه سبز و مناطق غرب تپه های الله اکبر نیز از اشغال دشمن درآمد. به این ترتیب تپه های الله اکبر و مناطق اطراف آن تا پایان جنگ تحمیلی از تهدید دشمن در امان ماند.
سید آزادگان ایرانی مرحوم سید علی اکبر ابوترابی در یکی از مأموریت های شناسایی عملیات ستاد جنگ های نامنظم در منطقه تپه های الله اکبر در تاریخ 26 آذر 1359 به اسارت نیروهای دشمن درآمد.
🔸 اطلس جغرافیای حماسی 1 (خوزستان در جنگ) صفحه 136 - 137
---------------------------------------🕊
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
💠 نیمنگاهی به عملیاتهای شهیدان رجایی و باهنر
♦️پس از عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا و ریاستجمهوری، سپاه و ارتش با همکاری یکدیگر برای اجرای چند عملیات بزرگ جهت بیرون راندن عراق از خاک ایران آماده میشدند. انفجار دفتر نخستوزیری و شهادت رجایی و باهنر(رئیسجمهور و نخستوزیر وقت) موجی از شادی را در جبهه دشمن به همراه داشت.
♦️به همین دلیل، فرماندهان جهت جلوگیری از تضعیف روحیه نیروهای ایران، مصمم به اتخاذ هرچه سریعتر شیوهای تهاجمی شدند. در همین راستا دو عملیات به طور همزمان در جنوب سوسنگرد و غرب سرپلذهاب و هر دو با نام شهیدان رجایی و باهنر اجرا شد...
در منطقه غرب (سرپلذهاب)، طرح عملیات در دو محور "قراویز" و "بازی دراز" مد نظر قرار گرفت. شهید محمد بروجردی، فرماندهی سپاه منطقه هفت (غرب کشور) تصرف ارتفاعات قراویز را به نیروهای همدانی سپرد و عملیات در "بازی دراز" را به نیروهای تهران سپرد. (که بعدها عملیات بازی دراز ۲ نامیده شد— در اردیبهشت 1360 نیروهای ما در عملیات بازی دراز ۱ موفق شده بودند قله های جنوبی بازی دراز را تصرف کنند ولی بخش شمالی همچنان در دست عراق ماند)
▫️فرمانده محور "بازی دراز" شهید محسن حاج بابا و محور قراویز شهیدان محمود شهبازی، حسین همدانی، حبیب الله مظاهری و علیرضا حاجی بابایی بودند.
قبل از اجرای عملیات، همه نیروها در پادگان ابوذر مستقر بودند و سرگرم آماده شدن برای عملیات، که بناگاه خبر انفجار در دفتر نخست وزیری و شهادت رجایی و باهنر از رادیو شنیده شد.
نیروها با شنیدن این خبر به شدت آشفته شدند. از سوی فرماندهی تصمیم به لغو عملیات گرفته شد که رزمندگان پافشاری کردند که هر چه زودتر عملیات انجام شود تا انتقام خون این عزیزانمان را از دشمنان اسلام بگیرند.
عملیات در ساعت 4 بامداد 11 شهریور سال 60 شروع شد متاسفانه قبل از شروع، عملیات لو رفته بود اما با وجود این و علیرغم گرمای شدید و تشنگی رزمندگان توانستند ضربات مهلکی با ارتش عراق وارد سازند. آنها نبردی عاشورایی را با صدامیان سراپا مجهز آغاز نموده، پیشروی کرده و بسیاری از آنها را به هلاکت رساندند اما فشار سنگین دشمن موجب عدم دسترسی به ارتفاعات مورد نظر شد. در این نبرد نابرابر تعداد 62 نفر از بهترین فرزندان استان همدان که بیشترینشان از پاسداران اولیه سپاه بودند و هر کدام کار یک گردان یا تیپ را انجام می دادند به شهادت رسیدند و پیکر های پاک آنها را در زیر آفتاب سوزان به مدت یک سال در زیر سنگر های دشمن بر جای ماند.
شهید حسن مرادیان از جمله این شهدای گرانقدر است. او فرمانده نیروهای عمل کننده در سمت وسط "تپه کمیل" بود.
👇👇👇
✅ 11 شهریور سالروز عملیات بازی دراز 2 (رجایی - باهنر)
📍منطقه: جبهه میانی: سرپل ذهاب
🗓 تاریخ عملیات: 1360/06/11 تا 1360/06/16
❇ فرماندهی: مشترک
🪖 سازمان: مشترک
📌 هدف: آزادسازی ارتفاعات کوره موش، قراویز و بازی دراز
📊 نتیجه عملیات: عملیات پنج روز ادامه داشت و در این مدت بخشی از کوره موش و چند قله قراویز آزاد شد و ارتفاع 1150 چند بار دستبهدست شد، امّا دشمن با 35 بار پاتک، مانع از تثبیت منطقه آزادشده گردید.
دفاع مقدس
✅ 11 شهریور سالروز عملیات بازی دراز 2 (رجایی - باهنر) 📍منطقه: جبهه میانی: سرپل ذهاب 🗓 تاریخ عملیات
۱۶ شهریور ۶۰ -- پایان عملیات شهیدان رجایی و باهنر
در جبهه غرب سرپل ذهاب
👆نقشه عملیات شهیدان رجایی و باهنر
خلاصه گزارش عملیات
دستاوردها: اين عمليات با آزادسازي منطقهاي به وسعت 15 كيلومتر مربع و انهدام 15 تانك، 1 خودرو، 1 هليكوپتر، 1 موشك انداز كاتيوشا به پايان رسيد
⏳تاریخ عملیات: ۱۱ تا ۱۶ شهریور ماه 1360
محل نبرد: غرب سرپل ذهاب
نوع تک: نیمه گسترده
فرماندهی: مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر ایران: 7 گردان پیاده و زرهی
عراق: 9 گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات: تصرف ارتفاعات قراویز و کوره موش در شمال دشت ذهاب
تلفات انسانی عراق: 2130 نفر
توضیحات: با وجود شش روز نبرد بی امان در منطقه عملیاتی ، فشار دشمن باعث شد تا نیروهای ایرانی در نهایت به مواضع اولیه عقب نشینی نمایند . این عملیات تنها چند روز بعد از شهادت رجایی و باهنر انجام گردید
🔹عملیات رجایی و باهنر در محور سر پل ذهاب - قراویز به صورت نیمه گسترده در تاریخ 1360/06/11 به فرماندهی مشترک انجام شد.
این عملیات به منظور تكمیل اهداف عملیات شهید چمران و آزاد سازی كامل شمال كرخه كور به همت سپاه پاسداران، ارتش و گروه جنگهای نامنظم آغاز شد.
کانال دفاع مقدس
🔴 خیانت منافقین 🔥
پس از عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری، سپاه و ارتش با همکاری یکدیگر برای اجرای چند عملیات بزرگ جهت بیرون راندن عراق از خاک ایران آماده میشدند؛ اما انفجار دفتر نخستوزیری و شهادت رجایی و باهنر، موج شادی در جبهه دشمن به همراه داشت و فرماندهان جهت جلوگیری از تضعیف روحیه نیروهای ایران، مصمم به اتخاذ هرچه سریعتر شیوه تهاجم شدند.
در همین راستا دو عملیات بهطور همزمان در جنوب سوسنگرد و غرب سرپل ذهاب با نام شهیدان رجایی و باهنر اجرا گردید.
عملیاتی که در جنوب سوسنگرد اجرا شد، هرچند محدود بود، موقعیت استراتژیک خوبی برای نیروهای ایران در جبهه کرخه کور فراهم کرد، اما عملیات غرب سرپل ذهاب باهدف تکمیل اهداف عملیات بازی دراز و همچنین آزادسازی ارتفاعات کوره موش و قراویز در شمال غرب سرپل ذهاب اجرا گردید که با وجود موفقیت اولیه، با مقاومت عراق و اجرای پاتکهای سنگین، حفظ ارتفاعات آزادشده میسر نگردید.
💢 روایت سردار رضا میرزایی
رضا میرزایی؛ فرمانده تیپ یکم لشکر ۳۲ انصار الحسین (ع) در دوران دفاع مقدس به بیان خاطرات خود از این عملیات پرداخته که بهمنظور سالگرد آن منتشر میشود:
✍ در آخرین جلسه مشخص شد که عملیات شامل سه محور اصلی و دو محور فرعی است. محمود شهبازی (فرمانده سپاه همدان) فرماندهی عملیات را به حسین همدانی سپرد.
مسئولیت محور یکم جناح سمت راست در سمت دشت ذهاب و بن دستک به برادر حبیبالله مظاهری و فرماندهی نیروهای عملکننده این محور به من واگذار شد.
قرار بود مظاهری و گروهانش که متشکل از نیروهای سپاه و ارتش بود، از روستای قراویز عبور کرده و به ارتفاعات قراویز صعود کنند...ما نیز وظیفه پاکسازی دشت ذهاب تا دامنه ارتفاعات قراویز را بر عهده داشتیم.
محور وسط به فرماندهی برادر علیرضا حاجی بابایی، مهمترین محور بود. جایی که برادران حسن مرادیان و علیرضا خزایی همراه نیروهای اسدآبادی باید با دور زدن تپه کمیل از سمت راست، به ارتفاعات ۸۰۱ و ۸۱۶ قراویز میرسیدند.
مسئولیت محور چپ نیز بر عهده محمود شهبازی بود که فرماندهی نیروهای عملکننده آن را برادر حسن تاجوک بر عهده داشت. وظیفه آن عبور از روستای جگر محمدلو و رسیدن به شیرین آب بود. دومین محور فرعی نیز در اختیار برادر قدیر نظامی بود که باید از طرف جاده قصر شیرین به تپههای دوقلو میرسیدند.
قرار شد عملیات ساعت ا بامداد یازدهم شهریورماه ۱۳۶۰ اجرا شود.
ادامه درپست بعد👇👇
ادامه از پست قبل👇
🛑 اطلاع ارتش عراق از عملیات
تقریباً ساعت ۱۱ شب بود. منتظر بودیم تا رمز عملیات به همه واحدها اعلام شود و به خط دشمن بزنیم. ناگهان از سمت بازی دراز آتش بسیار سنگینی از خمپاره و توپ مستقیم به سمت ما شلیک شد.
ما پی بردیم که ارتش عراق از این عملیات اطلاع دقیق داشته و تمامی مواضع ما را از دو سو یعنی بازی دراز و کوره موش مورد هدف قرار دادند و دامنه ارتفاعات قراویز و دشت آن با انبوهی از آتش گلولههای خمپاره و توپ چنان در هم کوبیده شد که ساماندهی نیروهای ما را طوری به هم ریخت که دیگر منتظر شنیدن رمز نشدیم و هر گروه در محورهای مربوط به خود شروع به پیشروی کرد
💢 پیشروی اولیه نیروها و شکستن خط اول و دوم
حدود ۴ کیلومتر به عمق پیشروی کرده بودیم. ساماندهی عراقیها در محور ما بهگونهای بههمریخته بود که دیگر از آتش بر روی ما خبری نبود اما در عقبه ما، جایی که نیروهای حاجی بابایی و اسدیار میجنگیدند؛ حجم آتش زیاد بود.
به خط دوم نیروهای دشمن رسیدیم، عدهشان بیشتر از خط اول بود اما آنها هم نتوانستند جلوی بچههای با روحیه ما را بگیرند. خط دوم عراقیها هم سقوط کرد و حالا فقط چند صد متر تا عقبه قراویز فاصله داشتیم. حالا تمام توجهمان مقابله با خط سوم عراق بود که حدس میزدیم احتمالاً مقاومت بیشتری از خود نشان خواهند داد.
بهوسیله بیسیم خبر پیشروی و شکستن خط دشمن را به برادر همدانی رساندیم، اما لحن همدانی نشان میداد که وضعیت عقبه نامناسب و شدت درگیری و مقاومت دشمن بالاتر از حد تصور است و نیروهای اسدیار بهجز رضا شریفی راد و چند نفر دیگر نتوانسته بودند از خط دشمن عبور کنند، تعدادی از آنها اسیر یا شهید شده بودند.
ادامه در پست بعد👇
قسمت آخر👇
🛑 رهایی از محاصره
ساعت حدود هفت و نیم صبح بود که ناگهان صدای زوزه تانکهای بیشماری را شنیدم که از پشت دشت به سمت ما حملهور میشدند. قبل از اینکه به محاصره دربیاییم، مظاهری دستور عقبنشینی داد.
روز از نیمه گذشته بود. همه از عطش به حالت غش افتاده بودند. در آن گرمای سوزان صحنه عاشورای امام حسین (ع) در نظرمان تداعی شد. به هر مصیبتی بود بچهها را به پناهگاههای طبیعی نزدیک به شیارها بردیم.
حسن اسدیار و تعدادی از نیروهایش در ارتفاعات قراویز به شهادت رسیده بودند. در آنسوی جبهه ما، تهرانیها هم که همزمان وارد نبرد در بازی دراز شده بودند، متوجه لو رفتن عملیات شده و به عقب بازمیگردند. آنها نیز متحمل تلفات زیادی شده بودند.
📛🔥 حاجیلو، نفوذی منافقین در جبهه خودی
وحید حاجیلو، عنصر نفوذی سازمان مجاهدین خلق در سپاه همدان بود. او آنچنان در کارش مهارت داشت که کسی از فعالیتهای پنهانی او مطلع نشده بود.
او قبل از ورود به سپاه، یکی از کارمندان آموزشوپرورش همدان بود. حاجیلو در اوایل انقلاب وارد سپاه همدان شده بود و در روابط عمومی سپاه، مسئولیت امور فرهنگی را بر عهده داشت. او که در همه گشت و شناساییهای عملیات رجایی و باهنر شرکت داشت؛ قبل از شروع عملیات گفت من متون تبلیغاتی برای این عملیات آماده کردهام که باید حتماً به همدان بروم و آن را چاپ کنم و سریع برگردم.
متأسفانه او به این بهانه، فوراً به همدان رفت و متون را شبانه چاپ کرد و بلافاصله به تهران رفت و کل اطلاعات و طرح و نقشه عملیات را که در آن راهکارها مشخصشده بود به رابطین خود (منافقین) تحویل داد. منافقین هم آن اطلاعات را برای رژیم عراق ارسال کردند.
سپس حاجیلو فوراً با آن متون تبلیغاتی کذایی به منطقه برگشت. حاجیلو حتی در این عملیات شرکت کرد و از ناحیه دستوپا مجروح شد و برای مداوا به همدان فرستاده شد.
بعد از عملیات، او با کشف یکسری اسناد از خانه تیمی منافقین لو رفت. نیروهای سپاه در ساعت ۱۰ شب با حکم قضایی وارد خانه او شده و دستگیرش کردند و به دادگاه انقلاب تهران تحویل دادند. وحید حاجیلو بعد از ۴۸ ساعت اعدام شد.
منبع:
رستمی، علی، از ارتفاعات سخت تا نخلهای بیسر، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس: نشر مرزوبوم، تهران ۱۴۰۲، صص ۴۱۶، ۴۱۷، ۴۲۰، ۴۲۱، ۴۲۲، ۴۲۳، ۴۲۴، ۴۲۸، ۴۲۹
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄