15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙آخرین صداهایی که از شهید عزیز آقا محمود کاوه در این دنیای خاکی ضبط شده است.
شهید کاوه و شهید محراب از قرارگاه، در حال خروج هستند.
📢خودتان بهتر است گوش کنید
ما هر چه در این کانال میگذاریم عین مستندات دفاع مقدس است
نه چیزی بیش و نه چیزی کم، از
ساعاتی پس از این صوت شهید محمود کاوه ما رو برای همیشه تنها میگذارد و به شهادت میرسد🌷
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 یاد و خاطره شهدای عملیات کربلای ۲ گرمی باد
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 آخرین لحظات از زندگی حماسی و سرتاسر قهرمانانه و مجاهدانه شهید محمود کاوه، فرمانده لشکر ویژه شهدا
👆🎞 تصاویر قرارگاه فرماندهی لشکر ویژه شهدا و سپس حرکت نیروها به سمت خط حمله در قله رفیع ۲۵۱۹
....و پیکر پاک و مطهر شهید محمود کاوه🌷
🎥 یکی از حماسی ترین فیلم های دفاع مقدس
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
48.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرمانده دلاور لشگر ویژه, محمود کاوه پس از عقب راندن دشمن و فتح منطقه, پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران🇮🇷🇮🇷را برمیافراشت و به ضدانقلاب وابسته نشان میداد که او حافظ تمامیت ارضی میهن و دشمن سرسخت گروهکهای تحزیهطلب است.
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پیگیری های شهید کاوه و هماهنگی با برادران شمخانی و محسن رضایی در عملیات قادر ۱ و ۲
🌷شهید کاوه چگونه شهید شد؟
روایت حاج حسین رضوانی معروف به «حسین حزب الله»...
﴿که در زمان شهید کاوه، معاون گردان امام سجاد(ع) و سپس مسئول محور لشکر ویژه شهدا بود.﴾
🎙 شهریور سال ۶۵ سپاه آماده اجرای عملیات کربلای دو شد و لشکر ویژه شهدا هم که یگان اول منطقه بود.
بنده بعنوان معاون گردان خط شکن امام سجاد علیه السلام در این عملیات حضور داشتم و شهید کاوه شب اول عملیات در کنار ما بوده و وارد خط شدند.
خاطرم هست سه روز مانده به آغاز عملیات با سردار شهید کاوه دو نفری رفتیم دیدگاه لشکر و ایشان از آنجا شهرک چومان مصطفی عراق را زیر نظر گرفت.
بنده به ایشان بعنوان پیشنهاد عرض کردم، برادر محمود، عملیات اینجا را قبول نکنید، محور مناسبی برای حمله نیست. ایشان گفت:بنظرت از کجا بخط بزنیم گفتم بروید بدره و زرباطیه همان مسیر مهران که به کربلا میرود،دشت هست.
فرمود آنجا را توجیهی؟ گفتم بله
ولی گفت:چاره ایی نداریم، آقای شمخانی را که دیدی؟گفتم، بله دیدم،
گفت:تاکید دارد که اینجا عملیات کنیم.
به اتفاق برگشتیم مقر لشکر ویژه شهدا و شهید کاوه لشکرش را آماده حمله به حاج عمران و ۲۵۱۹کرد.
شهید کاوه دو روز بعد از آنکه از دیدگاه لشکر ویژه شهدا ، شهرک چومان مصطفی در خاک عراق را زیر نظر گرفت، لشکر را جهت حمله به حاج عمران و آغاز عملیات کربلای دو به سمت منطقه حرکت داد،
شب اول عملیات خیلی درگیری شد و دو طرف حسابی جنگیدیم، و ما که پایین ارتفاعات بودیم مقاومت می کردیم ، از طرفی ما یک گروهان آماده هم در لشکر برای احتیاط داشتیم که من برگشتم تا از شهید کاوه اجازه حرکت گروهان را بخط مقدم بگیرم چرا که نیاز مبرم بوجود این نیروها بود .
وقتی وارد قرارگاه تاکتیکی لشکر شدم دیدم بساط دعای ندبه بر پاست و گفتند، برادر کاوه هم در حال دعاست. وارد که شدم دیدم ایشان یک جایی بین جمعیت نشسته و حسابی در حال دعاست و گریه میکند طوری که شانه هایش تکان میخورد و به پهنای صورت اشک میریخت و به اصطلاح سیم وصل شده بود، رفتم کنار آقای عسکری نشستم، و جریان را تعریف کردم و گفتم به برادر کاوه بگویید،
ایشان چند مرتبه خواست کنار شهید کاوه نشسته و جریان را بگوید، اما منصرف شد و گفت:خودت به ایشان بگو،
و من رفتم کنار شهید نشستم و دست بر زانویش گذاشته و شرح جنگ را گفتم و اجازه حرکت نیرو را از ایشان خواستم که گفتند، سریع اینکار را بکن.
پس از آنکه اجازه حرکت نیروها را از شهید کاوه گرفتم با آنها بسمت خط حرکت کردم، یک ساعتی از این ماجرا گذشته بود که خودش وارد خط شد آنهم با چراغ روشن، و بچه ها در حالی که نمی دانستند ایشان داخل ماشین است ،خیلی سر و صدا میکردند و داد میزدند و میگفتند، چراغ ماشینت را خاموش کن مگر نمی فهمی ماشینت را هدف میگیرند، پس از آنکه آقا محمود از ماشین پایین آمد و همه او را دیدند به یکباره صداها خوابید و سکوت شد.
همان شب روی دامنه قله ۲۵۱۹ بنده کنار شهید کاوه ایستاده بودم و شهید محراب هم همراه ایشان بود و سه نفری داشتیم با هم صحبت می کردیم که ناگهان که یک گلوله توپ آمد و درست همان حوالی خورد طوری که بشدت مجروح شدم و خونریزی شدیدی داشتم اما نمیخواستم خط را ترک کنم، پس از آنکه شهید کاوه وضعیتم را دید با آنکه اصرار داشتم بمانم دستور داد مرا به عقب ببرند و همانجا شهید محراب هم ترکشی به دستش خورد و مجروح شد اما جراحتش عمیق نبود و مداوای موقت شد.
به علت این مجروحیت بنده شب دوم عملیات را از دست دادم و این همان شبی بود که سردار پر افتخار اسلام شهید محمود کاوه بشهادت رسید.
خاطرم هست چند عکس از پیکر شهید انداختم یکی از آن تصاویر در حالیست که ترکش به سر شهید خورده و در عکس کاملا مشهود است و همانجا دختر کوچک خودم هم کنار تابوت شهید کاوه ایستاده و پیکر شهید را نظاره میکند.
راوی: حسین رضوانی ، معاون گردان امام سجاد(ع)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌷شهید کاوه چگونه شهید شد؟ روایت حاج حسین رضوانی معروف به «حسین حزب الله»... ﴿که در زمان شهید کاوه،
حاج حسین رضوانی, معاون گردان امام سجاد(ع)
👇👇
39.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📞 صوت بیسیم
📢 مکالمه بیسیم سردار رشید اسلام #آقامحمودکاوه با بسیجی دلاور حاج حسین آقای رضوانی معاون گردان امام سجاد ع که فرماندهی گردان را در خط مقدم برعهده داشت و شهید کاوه در اوج و کوران نبرد و رد و بدل شدن گلوله، به حاج حسین حزب الله، میگوید میخواهم گروهان جلوتو ببری پیش #صلاحی
که در اون لحظات در پیشانی و خط مقدم بشدت با عراقی ها درگیر بود و احتیاج به نیروی کمکی داشت
پ ن: پس از مکالمه حاج حسین رضوانی حسب گفته فرمانده دلاور لشکر آقا محمود کاوه نیروها را به خط مقدم و سردار صلاحی فرمانده عملیات لشکر رسانده و ساعت بعد خودش بشدت مجروح و مورد اصابت گلوله واقع میشود.
عملیات #کربلای_دو بر روی قله ۲۵۱۹ یکی از عاشورایی ترین عملیات های ۸ سال دفاع مقدس بوده است.