دفاع مقدس
🎙نقل خاطرات شهید حاج داود کریمی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
۱۶ شهریور ۸۳ -- شهادت جانباز و فرمانده قدیمی، حاج داوود کریمی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
❇️ چکیده ای از صحبت های
منصور کوچک محسنی در ارتباط با
جانباز شهید سردار حاج داود کریمی :
شهید حاج داود با داشتن تقوا، به بصیرت، شجاعت، مقاومت، استواری دست پیدا کرده بود.
ایشان اهل حق بود، با سختیها و گرفتاریها، گره ها و مشکلات زندگی صبور و تحمل پذیر بود.
در زندگی شخصی و اجتماعی مصداق بارز عمل کننده به این حدیث از امیر المومنین علی علیه السلام بود:
«فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب»
حق و باطل را می شناخت و منافع دنیایی خود را جهت پیمودن مسیر حق زیر پا می گذاشت. دعوت شیطان را نمی پذیرفت. پست، مقام، اموال و زندگی دنیوی را رد می کرد.
یکی از علائم ایمان این است که تحسین و تقبیح دیگران نزد انسان یکسان باشد.
اگر عیب و ایرادی را برای ایشان بیان می کردی خوشحال می شدند و اگر به تعریف و از خوبی هایش مطلبی را بیان می کردی، خوشحال نمی شد.
اگر ظلمی هم به ایشان می شد، دهان را باز نمی کرد که با تهمت، غیبت و ناسزاگویی سخن گوید.
دوستی و دشمنی او با انسانها، برای خدا بود. هیچ زمانی برای خود، خانواده اش و منافعش، دوستی و دشمنی با فردی را مهیا نمی کرد.
ارزشهای ماندنی برای ایشان عبادت، جهاد، اخلاق، بندگی خدا و خدمت به مردم بود.
اکنون هیچکس نمی گوید آن شهید چه مسئولیت هایی داشت! فرمانده بود، رئیس بود، پولدار بود، بی پول بود، وکیل بود ...
ولی همه عنوان می کنند که ایشان، مومن، متدین، با تقوا، صادق، خاکی، بدون ریا، زحمت کش و با اخلاق بود.
ارزش هایی که امروز همراه ایشان است.
حاج داود، دنیا را مسافرخانه ای می دانست که اسکان در آن موقت است و باید بزودی آن را ترک کرد و در حال سکونت موقت در یک مسافر خانه باید مراقب بود، تا از میکروبهای موجود در آن که همان دنیا طلبی است دوری کند وخود را آماده سفر به خانه اصلی کند.
آن شهید به شهدای انقلاب و جنگ ارادت خاصی داشتند. شوق به آخرت و دیدار با شهدا از آرزوهایش بود.
از عذاب الهی خوف داشت و ذکر خدا پشتیبان ایشان بود. خداوند باریتعالی در قلب ایشان نشسته بود. چون دنیا برایشان کوچک و حقیر بود. قلب بزرگ می تواند جایگاه خدا باشد.
می گویند: سلام روزانه مسلمین به هم، بهشت را به یکدیگر تعارف کردن است و هر کسی که درونش مملو از سلام باشد، بدانید که بهشتی است. آن شهید درونش پر از سلام بود.
وجودش پر از خیر خواهی و معرفت.
شهید بهشتی فرمودند :
بهشت را به بها دهند ، نه به بهانه
شهید حاج داود ، بهای اخلاق ، ایمان و خلوص نیتش بهشت بود .
دوستان و آشنایان از دیدار با شهید حاج داود ، لذت می بردند . لذت از کلام ، سخن ، نصیحت هایشان ، از شوخی هایشان ، از لبخندشان .
این شهید عزیز ، ستار العیوب دوستانش بود .
برادران گرفتاریها ، مشکلات خود و دیگران را با ایشان در میان می گذاشتند .
کلام و راهنمایی ایشان روحیه بخش و گره گشا بود . خود ایشان با سختیها یی که داشتند ، همیشه با گشاده رویی ، محبت و یاری دادن ، راه گشای مشکلات بودند.
شهید حاج داود با خدواند معامله کرد ، خود را به کسی ، چیزی ، مقامی نفروخت ، خود را به خدا فروخت .
شهید حاج داود کریمی ، مجسمه عفت ، مردانگی و آزادی بود .
۱۶ شهریور ۸۳ -- شهادت حاج داوود کریمی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره سردار جعفر اسدی فرمانده لشکر ۳۳ المهدی در دوران جنگ از شهید حاج داوود کریمی در روز های اول تجاوز ارتش صدام به خاک کشورمان
🌿 دوران جنگ تحمیلی
دفاع مقدس
🎞 مستند شهید حاج داود کریمی #سردار_شهید_حاجداود_کریمی #سالروز_شهادت ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅
💠 در وصف یک فرمانده گمنام
۱۶ شهریور ، سالروز شهادت
سردار شهید حاج داوود کریمی، فرزند محمد، در روز ۲۷ بهمن ۱۳۲۶ در محله سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش مازندرانی و مادرش اهل قزوین بود. داوود اولین فرزند خانواده بود و پس از طی دوران طفولیت در سن ۶ سالگی به مدرسه رفت. هشت سال داشت که پدرش درگذشت.
مدتی بعد خانواده کریمی به محله نازی آباد نقل مکان کردند. داوود همزمان با درس در یک کارگاه تراشکاری کار می کرد. او از سنین نوجوانی نانآور خانه بود.تحصیلات دوره ابتدایی را در دبستان «رازی» به پایان رساند و دوره متوسطه را در دبیرستان دولتی«علمیه» گذراند.
وی در روز ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ در تظاهرات مردمی علیه رژیم شرکت کرد و برای اولین بار نام امام خمینی (ره) که به گفته خودش آن زمان «حاج آقا روحالله» نامیده می شد را شنید.
حاج داوود در ایام جوانی با جمع زیادی از مبارزان سیاسی و مذهبی آشنایی یافت. شهید حاج مهدی عراقی در آشنایی داوود کریمی با شخصیت حضرت امام (ره) نقش بسزایی داشت.
حاج داوود در ایام جوانی با جمع زیادی از مبارزان سیاسی و مذهبی آشنایی یافت. شهید حاج مهدی عراقی در آشنایی داوود کریمی با شخصیت حضرت امام (ره) نقش بسزایی داشت.
سالهای نخستین دهه ۵۰ که جامعه ایران پر از شور و التهاب انقلابی گری بود. داوود کریمی هم با تعدادی از دوستانش گروه «فجر اسلام» را به راه انداختند. در تهران این گروه یکی از قویترین گروههایی بود که اعتماد افرادی چون آیتالله دکتر شهید سید محمدحسین بهشتی و آیتالله محمدرضا مهدوی کنی را به خود جلب کرد. او در این حرکت نیمه مخفی و سیاسی- چریکی با این عالمان ارتباط داشت و از هدایت آنان بهره میگرفت.
فجر اسلام و سازمان مجاهدین خلق ظاهراً از ابتدا روابط بسیار گرمی داشتند. اما براساس مواضع اعتقادی و سیاسی از سال ۱۳۵۲ ارتباط این دو گروه مخفی با هم قطع شد چرا که اعضای گروه «فجر اسلام» اعتقاد داشتند که سازمان به بیراهه میرود.
وی شانزدهم شهریورماه ۱۳۴۹ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر به نام «مریم» و سه پسر با نامهای «میثم»، «محمدصادق» و «محمود» است.حاج داوود تراشکار، قالبساز و فعال سیاسی و مذهبی تا سال ۱۳۵۵ در تهران به مبارزه ادامه داد اما شور انقلابی و بسته شدن فضای مبارزه در ایران موجب شد، او نیز همانند بسیاری از همرزمانش راهی لبنان شود. در آنجا با شهید دکتر مصطفی چمران و شهید محمد منتظری آشنا شد. پس از مدتی نیز به سبب استعداد ذاتیاش مربی نیروهای چریکی شد.
وی در اوایل سال ۱۳۵۷ به کشور بازگشت و در کنار دوستان و همراهانش چهار هیات مذهبی در منطقه نازیآباد برای مبارزه با رژیم طاغوت تاسیس و سازماندهی کرد و با تجربهای که در سالهای گذشته اندوخته بود، هدایتشان را بر عهده گرفت. انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و فجر انقلاب دمیدن گرفت. حاج داوود در همان اولین روزها با کمک دیگر مبارزان، کمیته انقلاب اسلامی نازیآباد را راهاندازی کرد و خود هدایت و مسئولیت این کمیته را برعهده گرفت
او از اعضای اصلی تشکیل دهنده آن و مدتی بعد عضو هیات مرکزی سپاه تهران شد. حاج داوود در دفتر هماهنگی سپاه فعالیت می کرد و وظیفه اش نظارت به نحوه شکل گیری سپاه در شهرهای مختلف کشور بود. حاج داود فرمانده منطقه ۷سپاه و مدتی کمتر از یک سال نیز فرمانده سپاه تهران بود.
چنانکه از کلام همرزمان شهید برمیآید؛ پس از فاجعه هفتم تیرماه و هشتم شهریور و بروز ناامنیهای ناشی از فعالیتهای خرابکارانه گروهکهای مختلف ضد انقلاب در تهران، حاج داوود کریمی و یارانش با راهاندازی «گشتهای ثارالله» و گروههای حفاظت از شخصیتهای سیاسی، امنیت را به پایتخت برگرداندند.
یکی از اقدامات حاج داوود کریمی تشکیل سپاه در شهرهای کردستان بود. شهرهای این استان امنیت نداشت و احزاب مختلفی در آنجا فعالیت مسلحانه میکردند و توسط نیروهای خارجی حمایت میشدند. با این حال، وی قبول کرد که این کار را انجام دهد.
ادامه 👇👇
دفاع مقدس
💠 در وصف یک فرمانده گمنام ۱۶ شهریور ، سالروز شهادت سردار شهید حاج داوود کریمی، فرزند محمد، در روز ۲
حاج داوود کریمی با شروع جنگ تحمیلی به منطقه جنوب رفت. او در همین مدت که تا سال ۶۱ ادامه یافت، برپایه آموختههایش در لبنان مسئول آموزش نظامی سپاه شد. به گفته همرزمان شهید وی از سال ۱۳۶۴ به عنوان یک بسیجی و رزمنده گمنام در بسیاری از عملیاتها شرکت میکرد. شهید کریمی در عملیات والفجر۸ در منطقه عملیاتی فاو شرکت کرد و در گردانهای مهندسی رزمی جهاد سازندگی خدمات شایستهای ایفا نمود.
حاج داوود در نیمه اول سال ۱۳۶۵ به مدت ۵ ماه به عنوان مسئول بازرسی بنیاد شهید انقلاب اسلامی خدمت کرد و پس از آن به مدت یک سال مسئولیت حراست مخابرات کشور را بر عهده داشت. در فاصله سالهای ۶۵ تا ۶۷ به عنوان مدیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر منصوب شد و برای مبارزه با ورود این مواد افیونی به کشور چندین قرارگاه تاکتیکی تاسیس کرد.
او در این دوره با سمت فرماندهی قرارگاه مرکزی محمد رسول الله(ص) و قرارگاههای تاکتیکی تابعه شرق کشور در قالب طرح «والعادیات» مسئول مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر بود.پس از پذیرش قطعنامه از سوی امام (ره) و تجاوز و نفوذ منافقین از غرب کشور، حاج داوود در عملیات بزرگ و سرنوشتساز مرصاد حضور یافت و باز هم در لباس یک بسیجی وارد صحنه شد و با مدیریت بخشی از صحنه نبرد، ضربات خرد کننده ای را به منافقین زبون وارد کرد.
پس از جنگ تحمیلی، حاج داوود، به کارگاه تراشکاریاش بازگشت که به گفته دوستانش، این بار «محقرتر» بود و در جاده باقرآباد قرار داشت.
به گفته امیر سرتیپ دادبین، با توجه به اینکه مشکلات شیمیایی که داشت و در فشار و رنج بسیار بود ولی تا آخرین لحظه تا جایی که میتوانست سر پا بایستد، فعالیت سازندگی خود را قطع نکردند».
از سال ۱۳۶۸ تا زمان شهادت، حاج داوود تنها یک کارگر ساده قالبساز بود. او دنبال مقام و منصب نرفت و نخواست که درجهای بر شانههایش باشد. «فرمانده عملیات جنوب» و سردار گمنام سالهای دفاع مقدس به میان مردمش بازگشته بود. این مرد پاک سرشت که به قول همرزمانش هیچ دافعهای نداشت و همه وجودش جاذبه و شوق و عشق به انقلاب و نظام اسلامی بود.
خدایا صبح ما را
صبح صالحان گردان
تا مهمان صالحان باشیم
اَللّهُمَ أجْعَل صَباحَنا صَباحَ الصٰالِحین
#صبح_بخیر
#قهرمانان_وطن
#گردان_موسیبنجعفر
#لشکر۱۴_امامحسینعلیهالسلام
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
🔷 ۱۷ شهریور سالروز شهادت دهمین شهید مجموعه «روایت فتح»، شهید حاج قاسم دهقان گرامی باد.
(نفر اول سمت چپ)
♦️در پست بعد شخصیت او معرفی میشود. وی کسی بود که همانند حر بن یزید ریاحی، در ماجرای عاشورا خود را از سپاه شمر به سپاه امام حسین(ع) رساند.
💠 حتماً مطلب بعدی👇 را #بخوانید
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔷 ۱۷ شهریور ،سالروز شهادت دهمین شهید مجموعه «روایت فتح»، شهید حاج قاسم دهقان گرامی باد. (شهیدی که ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ هم سالروز تولد انقلابی او بود!) حتماً تا آخر بخوانید!👇👇
🔸سال ۵۶ به سربازی رفت. چون در تیراندازی از مهارت بالایی برخوردار بود جذب گارد شاهنشاهی شد و سال ۵۷ او را به دوره مخصوص تیراندازی در الجزایر اعزام کردند. پس از بازگشت از الجزایر ماجرای خونین ۱۷ شهریور و قتل عام مردم در میدان ژاله پیش آمد. آن روز به قاسم چهار خشاب اضافه دادند و گفتند: تو نیروی ویژه و قهرمان مسابقات بین المللی ارتش ها هستی و تیرت هدر نمی رود، پس لیاقت داشتن بیشترین مهمات را داری!
🔸در کشتار هولناک ۱۷ شهریور سال ۵۷ در میدان ژاله، به محض شروع تیراندازی به سمت مردم، او دست به چنین کاری نزد و شجاعانه دو تن از دوستانش را هم به راه راست هدایت کرد و با اسلحه به سمت تظاهرکنندگان فرار کردند و حتی شب قبل هم به یکی از دوستانش گفته بود که من فردا کسانی را می زنم که مردم را بزنند!
▫️انقلابیون وقتی دیدند که آنها با در دست داشتن اسلحه به سمتشان در حال دویدن هستند، خیال کردند که آنها قصد تیراندازی به مردم را دارند و آنها هم فرار کردند اما قاسم با صدای بلند میگفت «درود بر خمینی درود بر خمینی» و خود را به میان مردم رساند.
▫️آنها که بر سر یک دوراهی بزرگ و انتخاب جهنم به خاطر قتل مردم و بهشت به خاطر پیوستن به آنها قرار گرفته بودند، با فرار خود اعدام خویش را قطعی میدانستند و برای خداحافظی قصد رفتن به سمت خانه خود را کردند و ابتدا همه به سمت خانه قاسم رفتند اما ساواک خانه او را محاصره کرده بود!
▫️آنها چندین ساعت با نیروهای ساواک زد و خوردی شدید میکنند و مقاومت جانانه ای از خود به یادگار میگذارند و چندین تن از آنان را هدف قرار می دهند. پس از تیراندازی های شدید، هر دو پایش تیر میخورد اما او مقاومت را ادامه میدهد. به سمت او نارنجک پرتاب می شود و مادر و اعضای خانواده اش که در زیر زمین پناه گرفته بودند از ناحیه چشم آسیب می بینند و سرانجام جسم زخمی قاسم را به اسارت می برند (فیلم سینمایی «خونبارش» شرح این ماجراست).
▫️محمدرضا شاه مستقیماً دستور اعدام او را می دهد و مدتی در زندان میماند و در لحظه اعدام، به دروغ خطاب به ماموران ستم شاهی می گوید: «دست نگه دارید، من جاسوس ارتش یکی از کشورهای همجوار هستم و ماموریت داشتم تا چنین کاری کنم.» حرف قاسم را به مقامات ساواک منتقل می کنند و اعدام او برای تحقیق در این خصوص به تعویق می افتد اما به فضل الهی مدتی بعد انقلاب به پیروزی می رسد و قاسم نیز در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از زندان آزاد می شود (از این ستون تا آن ستون فرج است).
▫️تولد انقلابی قاسم در ۱۷ شهریور ۵۷ حاوی یک درس بسیار بزرگ است و آن درس این است که در تعارض دستور خالق با مخلوق، این دستور خالق است که باید اجرا شود نه مخلوق! این اقدام بزرگ شهید دهقان یادآور آن جمله با عظمت حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر است که فرمود: «هر آن امرى كه از مافوق مى شنوى با امر خدا بسنج، چنانچه خداوند تو را از آن عمل نهى مى كند، زنهار فرمان خالق را در راه هواى مخلوق قربانى مكن. هرگز نگو من مامورم و معذور، هرگز مگو به من دستور داده اند و بايد كوركورانه اطاعت كنم. اگر چنين گويى و چنان كنى آينه قلبت زنگ آلود و تاریک مى شود و روح ديندارى و تقواى تو پست مى گردد.»
▫️عمل قاسم در ۱۷ شهریور سال ۵۷ تفسیر عملی آیه ۲۵۸ سوره مبارکه بقره است که خداوند کریم میفرماید: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ.
▫️سرباز قاسم قصه ما، با وقوع جنگ تحمیلی به عضویت سپاه محمد رسول الله تهران درآمد، از فرماندهان شجاع دفاع مقدس شد و به درجه سرداری نائل آمد. بعد از جنگ با وجود اینکه سردار و جانباز هم بود، علی رغم وضعیت مالی بدی که داشت هیچ فعالیت اقتصادی نکرد و روزی خود و خانوادهاش را با کار کردن روی یک تاکسی در میآورد. در ادامه، عشق به شهادت او را از فرماندهان گروه تفحص شهدا کرد. در سال ۷۲ در لحظه شهادت شهید آوینی و در حالی که او را در ساخت مستند «روایت فتح» یاری می کرد، پشت سر سید قرار گرفته بود و چند ترکش هم از مینی که سید را شهید کرد به او اصابت کرد.
▫️بعد از شهادت آوینی دیگر کسی خنده را بر لبان قاسم ندید. او هدفی نداشت جز اشاعه فرهنگ شهادت و از قضا در ۱۷ شهریور سال ۱۳۷۴ (سالروز آن حرکت تاریخی اش) و در حالی که مسئولیت انفجارات فیلم سینمایی و دفاع مقدسی «قطعه ای از بهشت» را بر عهده داشت، پس از انفجار زودهنگام مواد منفجره به کاروان عاشورا پیوست و همنشین شهید آوینی شد. شادی روحش صلوات
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
D1738280T13602660(Web).Mp3
زمان:
حجم:
988.9K
«شهید قاسم دهقان» یكی از فرماندهان گردان لشگر ۲۷ «محمد رسول الله (ص)» بود.
وی در ۱۷ شهریور بیرق مبارزه با شاه را برداشت، در ۱۷ شهریور ازدواج كرد و در ۱۷ شهریور به درجه شهادت رسید.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
سردار و هنرمندی که مظلوم بود. چه وقتی که زنده بود، چه وقتی که شهید شد.
⚪️ هفده شهریور ۵۷ به یاران خمینی پیوست،
⚪️ هفده شهریور ۷۴ هم به دیدار خدای خمینی رفت ...
🌷شهید حاج قاسم دهقان
▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
نام: قاسم
نام خانوادگی: دهقان تنگستانی
نام پدر: عبدالله
نام مادر:فاطمه
تاریخ تولد: ۱۳۳۶/۴/۲۰
محل تولد: همدان
تحصیلات: دیپلم ادبیات
وضعیت تاهل: متاهل (۲ فرزند دختر و ۲ فرزند پسر)
تاریخ شهادت:۱۳۷۴/۶/۱۴
علت شهادت: انفجار هنگام ایفای نقش در فیلم قطعه ای از بهشت
محل شهادت: میبد یزد
مسئولیت: معاون گردان ابوذر ل۲۷ – جانشین شناسایی اطلاعات عملیات در لبنان – معاون گردان سلمان ل۲۷
مزار:تهران، بهشت زهرا، قطعه۲۹
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄