eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑 روزشمار روز‌های ابتدایی جنگ : ▪️روز اول: ✍روز ۳۱شهریور۵۹ در حالی که فقط ۱۹ ماه و ۱۸ روز از پیروزی انقلاب می‌گذشت، رژیم بعث عراق، جنگ زمینی، هوایی و دریایی علیه کشور را به بهانه پایبند نبودن ایران به قرارداد الجزایر، به شکل رسمی شروع کرد 🔹 اولین دستورالعمل گسترش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۷ آبان ماه سال ۵۸ در ارتباط با بحران مرزی در غرب و جنوب غربی کشور صادر شد. 🟡 ارتش عراق در ساعت ۱۳:۳۰ روز ۳۱ شهریورماه با وارد کردن ۱۹۲ فروند جنگنده، ۱۲ لشکر مجهز پیاده و زرهی و ۳۰ تیپ مستقل خود در استان‌های کرمانشاه، ایلام و خوزستان جبهه‌ای به طول ۱۲۰۰ کیلومتر را گشود و این در حالی بود که تنها لشکر ۸۱ زرهی، لشکر ۹۲ زرهی، تیپ ۸۴ پیاده خرم‌آباد و تیپ ۳۷ زرهی را در مقابل خود داشت که استعداد کل این یگان‌ها کمتر از ۵۰ درصد بود. 🟠در پی حمله هوایی دشمن در ۳۱ شهریور، نیروی هوایی ایران بزرگ‌ترین عملیات هوایی خود را علیه عراق انجام داد. 🟢 آیت‌الله خامنه‌ای، نماینده امام در شورای عالی دفاع، صبح این روز ضمن گزارشی به مجلس اظهار داشتند که نیرو‌های هوایی ایران از صبح حدود ۱۵ مرکز مهم نظامی عراق، از جمله جنوب بغداد و شهر موصل را هدف قرار داد. در این عملیات ۱۴۰ هواپیما مأموریت داشتند که تقریباً همگی به سلامت برگشته‌اند و از چند فروند اطلاعی در دست نیست 🟣از بعد از ظهر ۳۱ شهریور که حملات هوایی عراق شروع شد تا نیمه شب، ۱۰ میگ عراقی سرنگون شد و یک فانتوم از ایران آسیب دید و برنگشت. یکی، دو ساعت بعد از حمله عراقی‌ها، حملات هوایی ایران شروع شد ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ تنی چند از شهدای ارتش در روز اول جنگ: 🌷شهید خلبان خالد ۳۱ شهریور ۵۹ 🌷شهید خلبان فیروز ۳۱ شهریور ۵۹ 🌷شهید خلبان محمد ۳۱ شهریور ۵۹ 🌷شهید اقبال ۳۱ شهریور ۵۹
دفاع مقدس
🛑 روزشمار روز‌های ابتدایی جنگ : ▪️روز اول: ✍روز ۳۱شهریور۵۹ در حالی که فقط ۱۹ ماه و ۱۸ روز از پیروز
🔹پیام مهم ارتش به امام خمینی در روز اول جنگ تحمیلی 💢 هاشمی درخاطرات خود دررابطه با روز اول جنگ در۳۱شهریور روایت جالبی را از رشادت و عزم جزم ارتشی‌ها در مقابله با دشمن بعثی، علی‌رغم تلخکامی‌ها و جفاهای ابتدای انقلاب به ارتش،بیان می‌کند ▪️او درخاطراتش از جلسه شبانه با فرماندهان ارتش می‌گوید ومی‌نویسد: شب همان روز(۳۱شهریور۵۹)بهمراه جمعی از نمایندگان به ستاد مشترک ارتش رفتیم.بنی‌صدر که مسئولیت جانشینی فرماندهی کل قوا را برعهده داشت آنجا بود. در زیرزمین ستاد اتاق جنگ را مستقر کرده بودند.تا آنموقع آنجا را ندیده بودم.جلسه مهمی بود و بحث‌های خوبی شد از جمله اینکه طراحی شده که نیروی هوایی ایران با عملیاتی گسترده جواب حمله عراق را بدهد. برای عملیات نیروی زمینی هم فکری شده بود ▪️رفسنجانی ادامه می‌دهد:مسأله‌ای که برای ما مهم بود این بود که فرماندهان نظامی در آنجا از من بعنوان رئیس مجلس خواستند که آمادگی آن‌ها را برای دفاع از انقلاب و کشور خدمت امام بگویم و به ایشان اطمینان بدهم که ارتش آماده فداکاری در راه انقلاب و کشور است و درخواست کردند که قبل از زدن ضربه کاری متقابل به بعث عراق و اعاده حیثیت ارتش، آتش‌بس و متارکه جنگ پذیرفته نشود ▪️این پیام ارتش باعث آرامش سران کشور شد.هاشمی در خاطرات خود می‌نویسد: روز اول تهاجم رسمی دشمن به ایران که می‌توانست روز دلهره باشد،در حالی برایم به پایان رسید که پس از دیدن امام و آن طمأنینه خاص ایشان و نیز پس از آگاهی از آمادگی نیروهای مسلح به پایداری انقلاب و توانایی مردم در سرکوب دشمن، بیش از پیش امیدوار شده بودم منبع:کارنامه و خاطرات رفسنجانی، دفتر، ص216
🟣 روزهای اول جنگ ✍ظـهـر روز ۳۱ شهریورماه ۵۹ بعد از نماز همراه شهید از نمازخانه افسری به اتاق های مان برمی‌ گشتیم که صدای غرش هواپیما و سپس چند انفجار را شنیدیم. 🔹نمی ‌دانستیم چه خبر شده است. من به اتاقم رفتم و شهید هم به اتاق خودش. ایشان ارتباطات خوبی داشت. در تماس با سایر یگان ‌ها متوجه شده بود که عراق به کشورمان حمله کرده است. چند دقیقه بعد مرا به اتاقش خواست و گفت باید سریع آماده بشویم و به خوزستان برویم. 🔸من فرماندهان گردانِ تیپ را جمع کردم. سه گردان داشتیم. دو گردان سال سومی که قرار بود به ‌زودی افسر شوند و یک گردان سال دومی که یک سال تحصیلی دیگر در پیش داشتند. ♦️این سه گردان را تبدیل به پنج گردان سبک کردم. هر گردان ۲۰۰ و خرده ‌ای نفر داشت. خلاصه ستاد تیپ را با ستاد دانشگاه ترکیب کردیم و یک ستاد پشتیبانی تشکیل دادیم و ظرف ۴۸ ساعت نیرو‌ها آماده اعزام شدند. 🔹 روز دوم مهرماه به فرودگاه مهرآباد رفتیم و با حدود ۱۲ فروند هواپیمای سی- ۱۳۰ به اهواز پرواز کردیم. تعدادی از دانشجو‌ها به رفتند و آنجا مقاومت جانانه‌ ای انجام دادند. من از همان دوم مهرماه تا آخرین روز جنگ در ها ماندم و خدمت کردم. ﴿راوی: امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی﴾
دفاع مقدس
🛑 روزشمار روز‌های ابتدایی جنگ : ▪️روز اول: ✍روز ۳۱شهریور۵۹ در حالی که فقط ۱۹ ماه و ۱۸ روز از پیروز
🛑 روزشمار دفاع مقدس روز دوم: ✍ در این روز اتفاق‌ها و حمله‌های تخریب کننده‌ای اتفاق افتاد که مهمترین اتفاق دومین روز از پاییز آن سال، عملیات پرافتخار نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران علیه دشمن متجاوز با نام «» بود. 🔹در این روز، صدام در مصاحبه‌ای که در یکی از مناطق اشغالی جنوب کشور داشت، به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد و با خیالی واهی گفت: «بقیه سوالات را حداکثر یک هفته دیگر در مصاحبه بعدی در تهران پاسخ خواهم داد.» 🔸 در دومین روز حمله، دشمن پیشروی در خاک ایران را آغاز کرد. لشکر ۹۲ زرهی اهواز گزارش داد: «حدود ۲۰۰ تانک عراقی از شلمچه عبور کرد و به ۶ کیلومتری خرمشهر رسید. شهر زیر آتش شدید قرار دارد، به طوری که حدود ۱۰۰ نفر شهید و مجروح شده‌اند. ✅ نخستین طرح جنگی ایران، کمان ۹۹ بود که ایران روی میز گذاشت تا جواب حمله هوایی عراق را داده باشد. سحر اول مهر هواپیما‌های اف ۱۴ ایران فضای مرز هوایی ایران را از ارومیه تا جزیره خارک پوشش می‌دادند، بعد هواپیما‌های شکاری اف ۱۴ و اف ۵ پرواز می‌کردند و هدف‌هایشان در خاک عراق را به آتش می‌کشیدند. ♦️صبح اول مهر، ۱۵۰ جنگنده ایرانی در آسمان شهر‌های عراق به پرواز درآمدند، ، و از خلبانانی بودند که تاسیسات نفتی اربیل، موصل و کرکوک را به آتش کشیدند. برخی هم به نیروی دریایی عراق در خلیج فارس حمله کردند و برخی به تأسیسات بغداد و بصره.
✍ اعزام گردان تکاوران نیروی دریایی برای دفاع از خرمشهر 🔺روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹، حدوداً ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بعدازظهر بود که از دفتر خودم سوار ماشین شدم تا بروم به دفتر فرمانده منطقه در پادگان «سبزآباد»، جلوی در پادگان که رسیدیم و دژبان زنجیر را انداخت، داشتیم می‌رفتیم که یک‌لحظه غرش هواپیما را بالای سر خود شنیدم، پیاده که شدم، میگ‌های روسی را دیدم، از بالای سر ما شیرجه رفتند و انتهای پارک موتوری پادگان را به رگبار بستند و سپس اوج گرفتند و رفتند. 🔺از طرفی دیگر هم فهمیدیم که به پایگاه دریایی بوشهر هم حمله شده است. وقتی به دفتر فرماندهی پادگان رفتم، فرمانده گفت که «خوش آمدید... امریه برای شما صادر شده است». 🔺این اولین امریه از نیروی رزمی ۴۲۱ برای گردان تکاوران بود که باید باقی‌مانده گردان تکاوران در اسرع وقت به خرمشهر حرکت می‌کردند و مأموریت من نیز خیلی ساده در چند کلمه «دفاع از خرمشهر» بود، دفاع از خرمشهر به آن بزرگی با یک گردان و ۷۰۰ یا ۸۰۰ از نفر مردم! 🔺قبول کردم و گفتم که «می‌روم گردان را آماده کنم»، فرمانده به من گفت که «تو بازنشست شده‌ای و تصفیه حسابت هم روی میز من است، می‌توانی بروی، می‌خواهی بروی یا بمانی؟»، گفتم نه‌خیر، بیستمین سال خدمتم است، می‌مانم و با همین واحدم که سال‌ها با آن کار کردم، به جبهه می‌روم». 🔺وقتی که گردان برای حرکت آماده شد... ساعت ۱۲ شب توسط ۱۱۲ خودرو، نفر اول من با بی‌سیم بودم و نفر آخر هم جانشین گردان با بی‌سیم بود که با بدرقه مردم شهر، از زیر قرآن رد شدیم و شبانه با چراغ خاموش حرکت کردیم و ساعت ۵:۳۰ صبح نزدیک آبادان بودیم».
👆📷 تصویر بالا: تکاوران نیروی دریایی ارتش در حال آماده شدن برای وارد آوردن ضربات کاری بدشمن متجاوز ⏳ دوران