دفاع مقدس
🛑 روزشمار روزهای ابتدایی جنگ : ▪️روز اول: ✍روز ۳۱شهریور۵۹ در حالی که فقط ۱۹ ماه و ۱۸ روز از پیروز
🛑 روزشمار دفاع مقدس
روز دوم:
✍ در این روز اتفاقها و حملههای تخریب کنندهای اتفاق افتاد که مهمترین اتفاق دومین روز از پاییز آن سال، عملیات پرافتخار نیروی هوایی #ارتش جمهوری اسلامی ایران علیه دشمن متجاوز با نام «#کمان_۹۹» بود.
🔹در این روز، صدام در مصاحبهای که در یکی از مناطق اشغالی جنوب کشور داشت، به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد و با خیالی واهی گفت: «بقیه سوالات را حداکثر یک هفته دیگر در مصاحبه بعدی در تهران پاسخ خواهم داد.»
🔸 در دومین روز حمله، دشمن پیشروی در خاک ایران را آغاز کرد. لشکر ۹۲ زرهی اهواز گزارش داد: «حدود ۲۰۰ تانک عراقی از شلمچه عبور کرد و به ۶ کیلومتری خرمشهر رسید. شهر زیر آتش شدید قرار دارد، به طوری که حدود ۱۰۰ نفر شهید و مجروح شدهاند.
✅ نخستین طرح جنگی ایران، کمان ۹۹ بود که #نیروی_هوایی_ارتش ایران روی میز گذاشت تا جواب حمله هوایی عراق را داده باشد. سحر اول مهر هواپیماهای اف ۱۴ ایران فضای مرز هوایی ایران را از ارومیه تا جزیره خارک پوشش میدادند، بعد هواپیماهای شکاری اف ۱۴ و اف ۵ پرواز میکردند و هدفهایشان در خاک عراق را به آتش میکشیدند.
♦️صبح اول مهر، ۱۵۰ جنگنده ایرانی در آسمان شهرهای عراق به پرواز درآمدند، #بربری، #دلحامد و #زنجانی از خلبانانی بودند که تاسیسات نفتی اربیل، موصل و کرکوک را به آتش کشیدند. برخی هم به نیروی دریایی عراق در خلیج فارس حمله کردند و برخی به تأسیسات بغداد و بصره.
✍ اعزام گردان تکاوران نیروی دریایی برای دفاع از خرمشهر
🔺روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹، حدوداً ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بعدازظهر بود که از دفتر خودم سوار ماشین شدم تا بروم به دفتر فرمانده منطقه در پادگان «سبزآباد»، جلوی در پادگان که رسیدیم و دژبان زنجیر را انداخت، داشتیم میرفتیم که یکلحظه غرش هواپیما را بالای سر خود شنیدم، پیاده که شدم، میگهای روسی را دیدم، از بالای سر ما شیرجه رفتند و انتهای پارک موتوری پادگان را به رگبار بستند و سپس اوج گرفتند و رفتند.
🔺از طرفی دیگر هم فهمیدیم که به پایگاه دریایی بوشهر هم حمله شده است. وقتی به دفتر فرماندهی پادگان رفتم، فرمانده گفت که «خوش آمدید... امریه برای شما صادر شده است».
🔺این اولین امریه از نیروی رزمی ۴۲۱ برای گردان تکاوران بود که باید باقیمانده گردان تکاوران در اسرع وقت به خرمشهر حرکت میکردند و مأموریت من نیز خیلی ساده در چند کلمه «دفاع از خرمشهر» بود، دفاع از خرمشهر به آن بزرگی با یک گردان و ۷۰۰ یا ۸۰۰ از نفر مردم!
🔺قبول کردم و گفتم که «میروم گردان را آماده کنم»، فرمانده به من گفت که «تو بازنشست شدهای و تصفیه حسابت هم روی میز من است، میتوانی بروی، میخواهی بروی یا بمانی؟»، گفتم نهخیر، بیستمین سال خدمتم است، میمانم و با همین واحدم که سالها با آن کار کردم، به جبهه میروم».
🔺وقتی که گردان برای حرکت آماده شد... ساعت ۱۲ شب توسط ۱۱۲ خودرو، نفر اول من با بیسیم بودم و نفر آخر هم جانشین گردان با بیسیم بود که با بدرقه مردم شهر، از زیر قرآن رد شدیم و شبانه با چراغ خاموش حرکت کردیم و ساعت ۵:۳۰ صبح نزدیک آبادان بودیم».
#ناخدا_یکم_تکاور_هوشنگ_صمدی
👆📷 تصویر بالا:
تکاوران نیروی دریایی ارتش در حال آماده شدن برای وارد آوردن ضربات کاری بدشمن متجاوز
⏳ دوران #دفاع_مقدس
دفاع مقدس
📷 امیر حبیب الله سیاری(فرمانده سابق نیروی دریایی و معاون کنونی هماهنگ کننده ارتش) در روزهای مقومت خرمشهر در لباس تکاور نیروی دریایی
ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
#تکاوران_نیروی_دریایی_ارتش
در روزهای آغازین جنگ در سرتاسر
جبهه شلمچه و خرمشهر در ڪنار
پرسنل بیتوقع گردان دژ خرمشهر
و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی
دلاورمردانه مقاومت کردند
ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 رزمندگان نیروی دریایی ارتش (نداجا) با جيپ حامل توپ۱۰۶ - اطراف خرمشهر
⏳ پاییز ۱۳۵۹
ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
25.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 شرح رشادت دلیرمردان #تکاور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
🎙از زبان صالح موسوی
(از رزمندگان مدافع خرمشهر، در دوران مقاومت ۴۵ روزه، در برابر ارتش متجاوز صدام)
دوران جنگ تحمیلی
🎙 شرح دلاورمردیهای تکاور شهید محمدرضا مرادی
▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
🌷 شهید محمدرضا مرادی فرمانده ای که بی سر میان میدان می دوید!!
🌴 ناخدا یکم تکاور دریایی هوشنگ صمدی، فرمانده ناوتیپ ۸ تکاوران نیروی دریایی ارتش، با اشاره به ۱۰۳ شهید تکاور در ۳۴ روز مقاومت خرمشهر، در مورد شهید محمد رضا مرادی می گوید:
🎤... در بحبوحه مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر، لحظاتی هست که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود؛ یکی از آنها شهادت افسر دلاورم، محمدرضا مرادی بود؛ فرمانده قبضههای تفنگ ۱۰۶ میلیمتری که تا آخرین نفس، دوشادوش نیروها جنگید.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
💠 خاطرهای از غيرت و مردانگي خلبان شهید عباس دوران :
🔴 انتقام آن دختر پرستار را میگیرم
درهمان روزها و درمنطقه مشغول صرف ناهار بوديم که ناگهان يکي ازبچه هاي تکاور نيروي دريايي ارتش با حالتي پريشان و آشفته واردشد،خیلي بغض کرده بود و در نهايت نتوانست مانع گريه کردن خود شود
وقتي دليل اين حالت را از وي جويا شديم، اين تکاور که بسختي حرف ميزد،گفت:
همين الان از خرمشهر مي آيم،ساعاتي قبل صحنه هايي ديدم که بسيار تکان دهنده و وحشتناک بود و برايم بکابوسي تبديل شده است
تکاور گفت:درخرمشهر وقتي بعثي ها حمله کردند،من خودرا درون يک تانکر خالي از آب پنهان نمودم،تانکر هم بحدي گلوله خورده بود که سوراخ سوراخ شده بود
وقتي از يکي از اين سوراخها بيرون را نگاه مي کردم، ديدم بعثي ها يک دختر پرستار را به اسارت در آورده اند.آنها بعد از آزار و اذيت بسيار...در نهايت تير خلاصي به سر او زدند و دخترک پرپر شد
درهمين لحظه عباس دوران بسيار متاثر شده بود،از جاي برخاست و گفت:
زود باشيد بچه ها، الان موقعش است که يک ضربه حسابي به اين نامردها بزنيم و حق آن دختر معصوم را بگيريم
وقتي با عباس به پرواز درآمديم،نزديکي هاي جزيره مينو چادرهاي بعثي ها را مشاهده کرديم و ديديم که افسرانشان روي صندلي نشسته بودند و ساير افراد ايستاده بودند و آشپزها مشغول دادن غذا به آنها بودند
در اين هنگام به اتفاق شهيد دوران، آنها را به رگبار مسلسل بستيم و درست مانند يک سفره ۱۰۰متري که از فراز آسمان مشهود است، ديديم که همه آنها قلع و قمع و بر زمين پهن شدند
در اين هنگام این شهيدغیرتمند فرياد مي زد:
انتقام آن دختر پرستار را مي گيرم...