دفاع مقدس
1️⃣#مستند_تخریب ویژه سردار شهید تخریبچی #شهید_مرتضی_تیموری فرمانده تخریب لشگر 14 امام حسین(ع) شهادت
#پیشواز_عملیات
عملیات ثامن الائمه علیه السلام
#تخریبچی_دلدار
سردار شهید مرتضی تیموری
فرمانده تخریب لشگر14 امام حسین(ع)
✅ وقتی برای عملیات ثامنالائمه(ع) آماده میشدیم، بچههای یکی از محورهای همجوار، از داخل نهر شادگان با موتور سیکلت تا خط سوم دشمن رفته و اسیر شده بودند. همه داشتند تصمیم میگرفتند که آیا عملیات انجام دهیم یا خیر؟
برادر مرتضی تیموری گفت: من به گشت میروم و انشاءالله با گرفتن اسیر از دشمن، بازمیگردم. به اتفاق شش نفر دیگر از داخل نهر شادگان تا خط سوم دشمن رفت، و به مدت شش شب در آنجا کمین کرد. شب ششم، حدود بیست نفر از افراد رده بالای دشمن به گشت میآیند و برادر تیموری آنها را به تله انداخت و چند نفر از آنها را با خود آورد. از آنها اطلاعاتی کسب شد. از جملهی اطلاعات این بود که " صدام آمده و گفته است: اگر تا پانزده روز دیگر ایرانیها حمله نکنند، در این منطقه دیگر حملهای نخواهند داشت."
اطلاعات خوبی بود. عملیات بزرگ ثامنالائمه (ع) پس از پانزده روز انجام، و آبادان از محاصرهی نیروهای دشمن خارج شد.
🔹راوی : مرتضی علیجانی
#چهل_و_پنجمین
🔸#هفته_دفاع_مقدس_گرامیباد
#فرمانده_دوست_داشتنی
#سردار_حاج_علی_فضلی
خاطره اولین دیدار با بچه های تخریب
✅ بعد از اتفاقاتی که پاییز سال 1363 در پادگان ابوذر افتاد و #شهید_حاج_کاظم_رستگار از تیپ سیدالشهداء(ع) رفت حال این یگان عملیاتی تهران نامساعد بود تا اینکه خبردارشدیم یک فرمانده امتحان داده و درجه یک داره میاد برای تیپ سیدالشهداء(ع)...
اواخر خرداد سال 1364 بود که حاج آقای فضلی اومد بالای سر تیپ... و تیرماه هم توی پادگان دوکوهه و اردوگاه دز با رزمندگان تیپ دیدار کرد و #گردان_تخریب هم ، اولین گردانی بود که حاج آقا تشریف آوردن... گردان تخریب در مقر الصابرین در کنار پل کرخه بود و شهید حاج عبدالله نوریان و سید محمد زینال حسینی بالا سر گردان بودند.. گردان تازه بعد از عملیات بدر همه دور هم جمع بودند و تعدادمون کمی از پنجاه نفر بیشتر بود...
بعد از نماز صبح و بعد از صبحگاه که شهید حاج عبدالله برگزار کرد که بیشتر به نرمش گذشت ، منتظر آمدن حاج آقای فضلی شدیم و ایشون با تاخیر اومد و بازدید او از گردان ما در اولین روزهای حضورش در تیپ سیدالشهداء(ع) مایه خوشحالی بچه ها شد و در آخر با بچه ها عکس یادگاری گرفت...
⬅️ از این جماعت 16 نفر معراجی شدند و به قافله شهدا ملحق شدند
#چهل_و_پنجمین
🔸#هفته_دفاع_مقدس_گرامیباد
#بدون_شرح
همه ی خوبان یه جا جمعند
#لشگر_10
جمع علما #قبل_از_عملیات_کربلای_5
دیماه 1365 #اردوگاه_کوثر
شهید نخبه زعیم
شهید محسن درودی
حجت الاسلام عالی
حجت الاسلام سید سعیدرضا عاملی
#چهل_و_پنجمین
🔸#هفته_دفاع_مقدس_گرامیباد
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #فیلم_کوتاه
خاطرهگویی مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای
از روزهای نخستین جنگ ایران و عراق
[ روزهای اول جنگ، آیتاللهخامنهای و شهید چمران با کسب اجازه از امام راهی جبهه جنوب میشوند. استقرار شهید چمران و آیتالله خامنهای در اهواز منجر به تشکیل «ستاد جنگهای نامنظم» میشود که نقش مهمی
در سالهای ابتدایی جنگ ایفا میکند.]
34.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چهل_و_پنجمین
🔸#هفته_دفاع_مقدس_گرامیباد
حلقه عاشقانه به یاد شهدا
در #حسینیه_تخریب_لشگر10
❎ معراج شهدای تخریبچی
حسینیه الوارثین
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چهل_و_پنجمین
🔸#هفته_دفاع_مقدس_گرامیباد
#الوارثین_معراج_عرش_نشینان
مقر تخریب لشگر10 سیدالشهداء(ع)
معراج شهدای تخریبچی عملیات فتح المبین
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 او که آمده بود همه چیزش را برای خدا بدهد ...
.... و در میانه آتش و گلوله ، به عهد خود وفا کرد
▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️
👆🎥 لحظات آخر شهید مصطفی صدرزاده
فرمانده و شهید مدافع حرم
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🎞 او که آمده بود همه چیزش را برای خدا بدهد ... .... و در میانه آتش و گلوله ، به عهد خود وفا کرد ▫️🌷
*سه درس ولایت پذیری از سه شهید*
*🌹شهیـد حاج قاسم سلیمانی:*
*«اگـر ڪسی صدای رهبـر خود را نشنود به طور یقین صدای امامزمانِ (عج)خود را هم نمیشنود؛و امروز خط قرمز بایدتوجه تمام واطاعت از ولی خود،رهبریِنظام باشد.»*
*🌹شهید مصطفی صدرزاده :*
✔️ *سخنان مقام معظم رهبری را حتما گوش کنید، قلب شما را بیدار می کند و راه درست را نشانتان می دهد.*
*🌹شهید حسین معز غلامی :*
✔️ *در بدترین شرایط اجتماعی و اقتصادی و .. ، پیرو ولی فقیه باشید و هیچگاه این سید مظلوم حضرت آقا سید علی آقا را تنها نگذارید...*
*♥️ اللهم ارزقنا شهادت ❤️*
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
🌷🌷شهدایی که وجدان های خفته را بیدار میکنند...
▫️⚪️▫️⚪️▫️🚩🚩🚩
یادمان شهدای طلاییه
و گردشگرانی از اسپانیا، فرانسه و آمریکا
این گروه بعد از بازدید و آشنایی با عملیاتها، سبک زندگی رزمندگان و فرهنگ دفاع مقدس گفتند:
✍ من تاریخ جنگهای زیادی را مطالعه کردهام اما مثل این جنگ در هیچ کجا ندیدم. به هر لحاظ متفاوت است.
چنین نیروی داوطلب از پیر، جوان و نوجوان در کنار نیروهای نظامی
با افکار و روحیاتی بزرگ، که در این تصاویر میتوان آن را دید و حس کرد که به تنهایی این جنگ را پیروز کرد.
این سفر برایم بی نظیر و بسیار آموزنده بود.
🌴 روایتی از زنان شهید
📝دههی چهل که بتول جزایری به شاه پهلوی تلگراف زد: «آقای شاه! اگر مسلمانی چرا مرجع تقلید ما را تبعید کردی؟ اگر نیستی بگو تا ما تکلیفمان را بدانیم.» کمتر کسی باور میکرد زنی جرئت مخالفت علنی با شاه را داشته باشد. سالها بعد، در هفدهم دی ١٣۵۶، جمعی از زنان انقلابی مشهد به خیابان آمدند. راهپیماییشان نه تنها سکوت زنها را شکست، بلکه زمینهساز قیامهای مردانهی خراسان شد.
١٣۵٩ که رسید، دختران همان زنان به صف رزمندگان پیوستند. بعضی اسلحه به دست گرفتند، بعضی در لباس پرستاری پشت خط مقدم ایستادند، و بسیاری دیگر آشپزی، خیاطی و رختشویی را به دوش کشیدند تا انقلاب اسلامی پابرجا بماند.
و امروز در دفاع مقدس دوم یعنی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، همان زنان نسل انقلاب، خانواده را پشتیبانی کردند، مردانشان را به میدان رزم فرستادند و در میانهی جنگ، بهعنوان راویان موثق، حقیقت را ثبت کردند.
مجاهدان و شهیدان زن انقلاب اسلامی ثابت کردند که میتوان زنی بود که با یک دست گهواره را تکان میدهد و با دست دیگر جهانی را.
🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷
#روایتی_دیگر 👇👇
📝اهالی روستا چشمانتظار بودند. بعضی از پنجرهی خانههایشان و بعضی دیگر در ورودی ده به تماشای خانم معلم جدید «سودابه احدی» ایستادند. آنها مشتاق بودند ببینید چه کسی دل کرده پا به محلهشان بگذارد و خطر اعدام شدن را به جان بخرد؟
در آن ایام احزاب سیاسی مسلح با هر کسی که کوچکترین علاقه و پیوندی با نظام داشت، مخالفت میکرد. ضدانقلاب بیهیچ ترسی مأموران دولتی و افراد انقلابی را از چوبهی دار بالا میکشید و اسم این جنایت را میگذاشت؛ اعدام خَلقی. البته که مشکل ضدانقلاب فقط با نظام و حکومت نبود، هر انسان آزادهای که مردم را آگاه میکرد یا قدمی در راستای پیشرفت مردم برمیداشت خار چشمش بود و سد راهش. و سودابه برای رشد دادن مردم شغل معلمی را انتخاب کرده و عازم یکی از روستاهای محروم دیواندره شده بود.
خانم احدی کارش را آغاز کرد. پاییز به زمستان و زمستان به بهار رسید. حالا دیگر علاوه بر کودکان، اهالی ده هم روی او حساب میکردند. اگر کسی مریض میشد، یا به مشکل مالی برمیخورد، اگر زنی با شوهرش اختلاف داشت، یا روزگار به او سخت میگرفت خودش را به خانم معلم میرساند. او به درددلها گوش میداد و تا جایی که توان داشت گره از کار اهالی میگشود.
مدتی بعد سودابه فوق دیپلمش را گرفت، او باید با توجه به سطح دانشش به سنندج بازمیگشت و در مدرسهی راهنمایی مشغول تدریس میشد. روز وداع همهی اهالی روستا پای پرچین خانههایشان ایستادند و با چشمانی خیس خانم معلم را بدرقه کردند. او دست مردم روستا را فشرد و با دلی مالامال از خاطرات شیرین و تلخ وارد مدرسه جدید شد. سودابه تماموقت به والدین پیر و از کارافتادهاش خدمت میکرد و مهرمادرانهاش را پای دانشآموزانش میریخت. چهار ماه از حضور او در سنندج گذشته بود که طوفان از راه رسید.حوالی ظهر ٢٨ دی ماه ١٣۶۴ هواپیماهای رژیم بعث وارد آسمان سنندج شدند. نفیر بمبها آرامش مردم را بلعید. بمبها بر چند نقطهی شهر بارید و خانهی پدری سودابه هم بمباران شد. سقف فروریخت، دیوارها از بین رفت، خاک ماند و آتش و دود!
ساعتی بعد نیروهای امداد از راه رسیدند، آنها میان آوار و خرابهی بهجا مانده پیکر زنی جوان را پیدا کردند؛ خانم معلمی که قیل و قال مدرسه را رها کرده بود و دیگر نفس نمیکشید.
(۱۳۵۹/۶/۳۱) در پی حملات گسترده هواپیماهای جنگی ارتش عراق، هجوم زمینی و سراسری این ارتش به سرزمین جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. سپاه سوم ارتش عراق با ۵ لشکر تقویت شده به استان خوزستان و سپاه دوم آن با ۵ لشکر به استانهای ایلام و باختران (کرمانشاه) هجوم آوردند. سپاه یکم نیز با ۲ لشکر در احتیاط بود. این سپاه مدتی بعد از شروع جنگ وارد عمل شد
استراتژی ارتش عراق در این حملات جنگ سریع و کوتاه مدت بود اما پس از یک هفته هجوم سنگین و پی در پی و صرف نیروی فراوان به آنچه پیش بینی کرده بود دست نیافت و ناچار به جنگ فرسایشی تن سپرد. ارتش عراق پس از آن که در جبهه جنوب زمین گیر شد و نتوانست به اکثر اهداف خود برسد، در حالی که خرمشهر را در اشغال داشت و آبادان و سوسنگرد را به محاصره در آورده بود در خطوطی نامنظم به پدافند از مناطق اشغالی پرداخت. نکته مهمی که حکومت عراق در محاسبات خود برای حمله به ایران از آن غافل مانده بود و موجب ناکامیاش در تحقق استراتژی جنگ سریع گردید توان عظیم اما ناشناخته انقلاب اسلامی در تقویت پایداری نیروهای مردمی در برابر تجاوزگران بود.
۳۴ روز مقاومت در خرمشهر، ۲ بار آزاد سازی سوسنگرد از اشغال، متلاشی کردن قوای عراقی که از رودخانه بهمنشیر گذشته و وارد جزیره آبادان شده بودند و نیز عقب راندن یگانهای دشمن در گیلان غرب، نمونه هایی
از مقاومت سرسختانه مردم بود که ارتش عراق در برابر آن زمین گیر شد.