eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
ناجی شهید حاج قاسم سلیمان شهید مرتضی جاویدی فرمانده گردان فجر لشکر۳۳ المهدی (عج) مرتضی جاویدی معروف به اشلو (۲۲ تیر ۱۳۳۷ – ۷ بهمن ۱۳۶۵) نظامی ایرانی بود، که در جنگ ایران و عراق به عنوان فرمانده گردان فجر لشکر ۳۳ المهدی سپاه پاسداران فعالیت می‌کرد که در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید . او یکی از بزرگ ترین مردان تاریخ بود . وی در عملیات‌های بیت‌المقدس، فتح المبین، رمضان، والفجر ۱ و ۲ و ۸، خیبر، بدر و کربلای ۴ و کربلای ۵،حضور داشته‌است.جاویدی پیش از جنگ ایران و عراق در منطقه غرب کشور و کردستان به مبارزه با گروهک‌ها پرداخته‌ است. او در سال ۱۳۹۷ به عنوان شهید شاخص راهیان نور شناخته شد.
⚪️ کتاب "لشکر 33 المهدی (عج)" 📖گزیده: کتاب اطلس لشکر 33المهدی(عج) در. دوران دفاع مقدس 🖊نویسنده:محمد کریم مشغول بریده ای از کتاب:👇👇 ✍چهار روز از عملیات والفجر گذشته بود و پادگان عظیم حاج عمران و...توسط رزمندگان دلیر اسلام به تصرف در آمده بود و در این راستاگردان فجر از سه طرف در تپه بردزرد در محاصره شدید نیروهای بعثی و تنها یک راه عقب نشینی وجود داشت که این گردان به مدت چهار روز با ده ها شهید و زخمی و اسیر با دشمن زبون در جنگ بود و هراسی به خود راه نمی داد.ساعتی از روز پنجم گذشته است،صدای بی سیم فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی،برادر محسن رضائی فرمانده کل سپاه پاسدران انقلاب اسلامی و جمع دیگر از فرماندهان عمایاتی مبنی بر این که: برادر جاویدی،گردان شما در محاصره ی شدید دشمن می باشد.عقب نشینی کنید.این شهید بزرگوار پاسخ به آنان داد که: نمی گذارم اُحُد دیگر تکرار شود. پس از پیروزی این عملیات اکثریت فرماندهان و رزمندگان نزد حضرت امام(ره) به تهران رفتند و برادر رضائی موضوع را با حضرت امام در میان می گذارد. و حضرت امام بر پیشانی این شهید بوسه می زند.شهید صیاد شیرازی می گوید:«در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام(ره) می رسیم،فقط یک باردیدم که امام(ره)رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید،و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی یا همان «اشلو» ی معروف.
هدایت شده از دفاع مقدس
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 در تصاویر👆 صحنه هایی از حضور رزمندگان در "عملیات والفجر ۲" دیده می شود در ابتدای فیلم، محمدجعفر اسدی، فرمانده تیپ 33 المهدی (استان فارس) رمز عملیات را توسط بیسیم اعلام می کند . . . . و در ادامه، گزارش میدانی از صجنه های نبرد.... ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🌱 ۱۳ مرداد ۱۳۶۲ - پایان "عملیات والفجر ۲" در منطقه حاج عمران این عملیات در ۲۹ تیر ۶۲ در جبهه شمالغرب کشور آغاز شد ✅ دستاورد و نتایج عملیات: آزادسازى ۲۰۰ کیلومترمربع از خاک دشمن و تسلط بر قسمتى از ارتفاعات سرکوب منطقه تصرف مناطق مهم زیر👇👇 پاسگاه مرزى تمرچین عراق پادگان حاج عمران گمرک مرزى سلسله ارتفاعات: «کلو» و قله استراتژیک (۳۰۰۰ مترى) آن ارتفاعات مهم ۲۵۱۹ (گردمند)، «سرسول»، ««آزادى» ۳۷۰۰ «سلمان»، ۲۴۰۰ «شیوه کارتا»، «بردزرد» آزادسازى روستاهاى زینو «ممى خلان»، «رایات»، «شیوش»، «خوارو»، «میوتان بالا» و« میوتان پایین» همچنین تسلط رزمندگان اسلام بر شهر چومان مصطفى و حومه آن نیز قسمت دیگرى از دستاوردهاى این عملیات محسوب مى شد. کانال دفاع مقدس
دفاع مقدس
🎥 در تصاویر👆 صحنه هایی از حضور رزمندگان در "عملیات والفجر ۲" دیده می شود در ابتدای فیلم، محمدجعفر
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨خدا برکت داد...منطقه حاج عمران آزاد شد // عملیات والفجر ۲ چفیه...بسیجی شلمچه...خون و شهادت شهید مرتضی جاویدی...مظهر شجاعت و تقوا حاج رحیم قنبری...مظهر روحیه و خستگی ناپذیر فضل الله نوذری...بنده حقیر خدا 🏴 بخشی از گفتگوی دوستانه ی منتشر نشده با سردار سرلشکر شهید دکتر حاج فضل اله نوذری، (جانشین عملیات قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا ص) 🌷
🌿 عملیات مطلع الفجر در منطقه گیلانغرب // سال ۱۳۶۰ // آزادسازی شیاکوه ✅ عملیاتی که شهید ابراهیم هادی در سحرگاه آن اذان صبح گفت و با نوای ملکوتی خود، هجده نفر از نیروهای غافل دشمن را بیدار نمود. آنها بعدها به نیروهای ایرانی پیوسته و با شهادت به ملاقات خداوند رفتند. یادشان گرامی 💐هدیه نثار شهدای غریب این عملیات صلوات ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌿 عملیات مطلع الفجر در منطقه گیلانغرب // سال ۱۳۶۰ // آزادسازی شیاکوه ✅ عملیاتی که شهید ابراهیم هاد
💠 خاطره ای از شهید ابراهیم هادی🌷 ▫️ عملیات مطلع الفجر - منطقه گیلانغرب آزادسازی ا▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ 👇👇 🚩 معجزه اذان یکی از بچه ها جلو آمد و گفت:حاجی ابراهیم را زدن! تیر خورده تو گردن ابراهیم! پرسیدم چطور ابراهیم را زدند. کمی مکث کرد و گفت:برای نحوه حمله به تپه به هیچ نتیجه ای نرسیدیم. همان موقع ابراهیم جلو رفت. رو به سمت دشمن با صدای بلند اذان صبح را گفت!با تعجب دیدیم صدای تیراندازی عراقی ها قطع شده. آخر اذان بود که گلوله ای شلیک شد و به گردن او اصابت کرد! از این حرکت بچه گانه او تعجب کردم. یعنی چرا این کار رو کرد!؟ساعتی بعد علت کار او را فهمیدم.زمانی که هجده نفر از نیروهای عراقی سمت ما آمدند و خودشان را تسلیم کردند! یکی از آنها فرمانده بود.او را بازجویی کردم.می گفت:ما همگی شیعه و از تیپ احتیاط بصره هستیم. بعد مکثی کرد و با حالت خاصی ادامه داد:به ما گفته بودند ایرانی ها مجوس و آتش پرست هستند!گفته بودند بخاطر اسلام به ایران حمله می کنیم.اما وقتی موذن شما اذان گفت بدن ما به لرزه درآمد! یکباره به یاد کربلا افتادیم!! برای همین دوستان هم فکر خودم را جمع کردم و با آنها صحبت کردم. آنها با من آمدند.بقیه نیروها را هم به عقب فرستادم.الان تپه خالی است.ماجرای عجیبی بود. اما به هر حال اسرای عراقی را تحویل دادیم.عملیات ما در آن محور به اهداف خود دست یافت و به پایان رسید. از این ماجرا پنج سال گذشت.زمستان سال 65 و در اوج عملیات کربلای پنج بودیم. رزمنده ای جلو آمد و با لهجه عربی از من پرسید:حاجی شما تو عملیات مطلع الفجر نبودید؟ گفتم: بله،چطور مگه!گفت:آن هجده اسیر را به یاد دارید؟!با تعجب گفتم:بله!او خندید و ادامه داد:من یکی از آنها هستم! وقتی چهره متعجب مرا دید ادامه داد:ما با ضمانت آیت الله حکیم به جبهه آمدیم تا با دشمن بعثی بجنگیم. این برخورد غیر منتظره برایم جالب بود.گفتم بعد از عملیات می آیم و شما را خواهم دید. آن رزمنده نام خود و دوستانش و نام گردانشان را روی کاغذ نوشت و به من داد. بعد از عملیات به طور اتفاقی آن کاغذ را دیدم.به مقر لشگر بدر رفتم. اسم و مشخصات آنها را به مسئول پرسنلی دادم. چند دقیقه بعد برگشت. با ناراحتی گفت: گردانی که اسمش اینجا نوشته شده منحل شده! پرسیدم: چرا! گفت: آنها جلوی سنگین ترین پاتک دشمن را در شلمچه گرفتند. حماسه آنها خیلی عجیب بود.کسی از گردان آنها زنده برنگشت! بعد ادامه داد: این اسامی که روی این برگه است همه جزء شهدا هستند. جنازه های آنها هم ماند. آنها جز شهدای مفقود و بی نشان هستند. نمی دانستم چه بگویم. آمدم بیرون.گوشه ای نشستم. با خودم گفتم: ابراهیم، یک اذان گفت، یک تپه آزاد شد. یک عملیات پیروز شد.هجده نفر هم از جهنم به سوی بهشت راهی شدند.عجب آدمی بود این ابراهیم.... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 📢 فایل صوتی خاطرۀ شهید 👇👇
زمان: حجم: 861.9K
🎧 فایل صوتی خاطرۀ جالب از شهید ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ http://eitaa.com/DefaeMoqaddas