eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دفاع مقدس ۲
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌗در شام وفات حضرت ام‌البنین(س) و ؛ شب زیارتی حضرت ارباب🕌🚩🚩 🎥 ... روضه حضرت ام البنین سلام الله علیها و فرزند برومندش، حضرت ابالفضل‌العباس علیه السلام حاج منصور ارضی🎤 ⌛️ سال ۱۳۶۴ 🌿دوران جنگ تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس۲ 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas2
هدایت شده از دفاع مقدس ۲
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🏴 به مناسبت وفات حضرت ام البنین(س) 🌴 با توسل به حضرت ام البنین(س) و فرزند برومندش حضرت ابوالفضل العباس(ع) این کلیپ زیبا را ببینیم و حاجت خود را بخواهیم. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس۲ 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas2
😭 گریه مي‌كرد. همه سوار اتوبوس مي‌شدند، اما او را از اتوبـوس پيـاده ميكردند. باز فرار ميكرد و وارد اتوبوس مي‌شد. مسئول اعزام با مهرباني‌ آمد و گفت: «بيا اين تفنگ ژـ3 رو بگير و باز و بسته كن؛ اگر بلـد بـودي اعزامـت مي‌كنيم! بستن ژـ3 را تمام كرد. وقتي با خوشحالي بلند شد تا آن را به مسئول اعزام نشان بدهد، اتوبوس حركت كرده بود...🚌 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج صادق آهنگران
🎤 لحظه ای فرما درنگ ای امیر قافله ای امیر قافله 🌿 دوران جنگ تحمیلی 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 هرگز اجازه‌ نده اسلحه‌ من بر زمین بیافتد همه‌ی آینده‌ی دنیا امروز به ما و آنچه كه می‌كنیم وابسته است.. 🌷سید‌مرتضی‌آوینی 🎞 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
1_458147688.mp3
زمان: حجم: 1.3M
حاج صادق آهنگران🎤 🌴 نوحه سرایی در آستانه عملیات فتح‌المبین// سال ۱۳۶۰ جبهه شوش دانیال 🌿 این جبهه اسلام است دل شور دگر دارد دل شور دگر دارد شعر از: حبیب الله معلمی 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⌛️ ۱۴ آذر ۱۳۶۰ ☄💥بمباران هوایی دزفول توسط جنگنده‌های رژیم بعث عراق ⚪️ از صبح روز شنبه ۱۴ آذرماه ۶۰ تا نزدیکی ظهر، حدود ۹ فروند از جنگنده‌های عراقی، از نوع میگ، سوخو و میراژ در آسمان شهر دزفول به پرواز در آمده بودند و بعضی از مناطق مسکونی را بمباران می کردند تا اینکه بین ساعت ۲ تا ۳ بعد از ظهر بود که در ساختمان رادیو دزفول نزدیک مصلای جمعه نشسته بودیم؛ ناگهان با شنیدن صدای مهیب هواپیما از داخل ساختمان بیرون آمدیم. هواپیمای عراقی باز هم در حال پرواز بر فراز شهر بود به آسمان که نگاه کردیم دیدیم که هواپیمای عراقی مورد اصابت موشک های زمین به هوای یکی از سایت های دزفول قرار گرفته و در جنوب غربی آسمان دزفول در حال سقوط است. آن موقع گزارشگر رادیو بودم و به همراه همکاران، سوار جیپ شهباز آبی رنگ رادیو شدیم. از مسیر پل قدیم به طرف پل گاومیش آباد رفتیم ما از یک سمتِ کانال بزرگ آب در حال رفتن به محل سقوط هواپیما بودیم و اتفاقا جیپ شهباز آبی رنگ فرمانداری هم از آن طرفِ کانال به سمت محل سقوط هواپیمای عراقی می رفت. از داخل جیپ که به آسمان نگاه می کردیم دیدیم که خلبان هواپیما با استفاده از چتر نجات به قول معروف اِجِکت کرده و در حال پایین آمدن است. موقعی که به محل سقوط خلبان عراقی در نزدیکی روستای سنجر رسیدیم تعدادی از مردم که آنجا بودند می گفتند: که خلبان عراقی در حال سقوط با چتر نجات از پرواز ارتفاع ۵۰-۶۰ متری بالاتر از سطح زمین به طرف ما تیراندازی کرده و حتی موقعی که روی زمین رسیده بود شروع کرده و با چاقویی که از جیب شلوارش در آورده بود به ما حمله و از خودش دفاع می کرد. به هر صورتی که بود خلبان را دستگیر کرده، او را گرفتند و سوار جیپ فرمانداری کردند. برای برگشت جیپ فرمانداری از آن طرف کانال و ما هم از طرف دیگر کانال به سوی شهر حرکت کردیم. موقع برگشت، جمعیت زیادی در نزدیکی سدّ تنظیمی گاومیش آباد منتظر بودند و فکر می کردند که خلبان عراقی در ماشین ماست. دیدیم که مردم مرتّب به ماشین ما آب دهن می اندازند. بالاخره موقعی که هر دو جیپ با هم به شهر رسیدیم باز هم مردم فکر می کردند که خلبان عراقی در ماشین ماست. بالاخره خلبان عراقی توسط بچه های فرمانداری به پایگاه چهارم شکاری دزفول برده شد. درحال برگشت به محل رادیو من به مسئول بخش عربی رادیو دزفول گفتم که خوبه برای مصاحبه با خلبان عراقی به پایگاه برویم. فردای آن روز، به اتفاق یکی از گویندگان بخش عربی و همراه با گروه فیلم برداری به طرف پایگاه دزفول رفتیم. به پایگاه چهارم شکاری که رسیدیم، ابتدا به اتاقی وارد شدیم که محل مراقبت از خلبان عراقی بود. در آنجا چند خلبان ایرانی و همچنین خلبان عراقی که روز گذشته هواپیمایش سقوط کرده بود نشسته بودند. در ضمنِ پذیرایی، یکی از همراهان که به زبان عربی آشنا بود، شروع کرد به سؤال کردن و من هم صدایشان را ضبط می کردم. ابتدا خودش را معرفی کرد. گفت: که اسمم “محمد طاهر فتاح” است و هواپیمایش از نوع سوخو ۲۰ بود. او ادامه داد: مراسم عقد من چند روز پیش بوده و قرار بود که پس از بازگشت از این مأموریت پروازی، مراسم ازدواجم را برگزار کنم. بعد از این صحبت‌ها از طرف خلبانان ایرانی سوالاتی تخصصی به زبان انگلیسی می شد. خلبان اسیر، ضمن تشریح مأموریت خودش با کمال آرامش صحبت می کرد و از برخورد خوب و اسلامی حکومت و حاضران در جلسه حفاظتی تشکر می کرد … (راوی: محمد‌حسین دُرچین)
زیر آتش صدام🔥🔥 ⚪️ دزفول قهرمان، نماد مقاومت در دوران جنگ تحمیلی ۸ ساله بود. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 🔴 👆📷تصاویری از حمله موشکی صدام به مسجد نجفیه دزفول و به شهادت رسیدن جمعی از بسیجیان در اسفند ۱۳۵۹ و خاطره ای از آن روزهای آتش و خون 👇👇
1_980748085.mp3
زمان: حجم: 783.4K
📻 نوحه سرایی بعد از حمله موشکی به دزفول 🎤 با نوای حاج صادق آهنگران ❤️😭 یک اجرای دردآلود و خاطره انگیز از حاج صادق آهنگران ای عزیزان بار دیگر شد به پا غوغای محشر باشد اینجا کربلا یا شهر دزفول است یاران ‌‌‍‌‌‌┄═❁๑🍃๑🌷๑🍃๑❁═‌‌‍‌‌‌‌‌‍‌‌‌┄
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎤صدری گفت بمباران شدیم ولی مجروحی نداریم، گفتم این خردل است! 🎥 روایتی از دکتر مهرداد معمارزاده از سردشت
استفاده دشمن از سلاح شیمیایی، یادآور خاطراتی است بعد از عملیات خیبر آموزش مبارزه با سلاح شیمیایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت. به ماسک های ضد شیمیایی مجهز می شدیم و یه کیف برزنتی که دارای دو بند حمایل برای قرارگرفتن به دور کمرمان بود، بهمان دادند که درون اش یه ماسک عجیب و غریب بود! برای نحوه استفاده از ماسک ها یه دوره آموزشی می گذاشتند . بخاطر اینکه به اهمیت استفاده سریع و صحیح از ماسک ها پی ببریم، مربیان ما را درون یه اتاقک جا می دادند یه گاز اشک آور بین مون انداختند و درب را روی ما می بستند! همه جا به یکباره تاریک شده و هم زمان گاز اشک آور در در فضای محدود بین اون جمع خودی نشان می داد و ما می بایست با سرعت عمل ماسک ها را کیسه در آورده و به روی صورتمان انداخته و با کشیدن تسمه های پلاستیکی چنان ماسک را به پوست صورت مان چسبانده تا مانع از ورود گاز شود! معمولا مربیان با صدای لگد های کوبنده به دیوار و در متوجه حال و روز ما می شدند که تعدادی نتوانسته اند ماسک را نصب کنند و در آستانه خفگی اند ! از قبل پیش بینی چنین وضعی را داشتند، دو سه دقیقه ای صبر کرده سپس درب را باز می کردند، به یکباره همگی خود را به بیرون انداخته و سرفه کنان همراه با سوزش چشم و صورت، به هر طرف می دویدیم و در همان وضع سخت به همدیگه می خندیدیم! ما برای اینکه ایران ایران شود گاز ها خورده ایم، ماسک ها گم کرده ایم. 🔹گروه همسنگران واحد۱۰۱ (اطلاعات عملیات تیپ الغدیر) دوران جنگ تحمیلی
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۹ ساعت ملاقات در یک روز از مصدومین و کادر درمان بیمارستان- دهه ۶۰