هدایت شده از دفاع مقدس
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 اشک و شیون سردار مرتضی قربانی فرمانده ل 25 کربلا و همرزمانش کنار پیکر معاون شهیدش حاج حسین بصیر
منطقه عملیاتی ماووت کردستان...😓😭
🎞 صحنه هایی از منطقه عملیاتی
🎤 نوحه حاج صادق آهنگران در فراق شهدا
در برابر خون شهدا شرمنده ایم
در آن دنیا باید جوابگوی حضرت زهرا (س) باشیم
ا🌿🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱
🌷شهادت سردار بی ادعای لشگر ۲۵ کربلا، حاج حسین بصیر - عملیات کربلای ۱۰ - منطقه ماووت عراق // سال ۱۳۶۶
-------------------------------------------
خاطره ای از شهید:
#حناى_خون
🌷بار آخری که از جبهه آمد، موی سر و صورتش بلند شده بود. به او گفتم: حاجی! محاسنت خیلی بلند شده، اصلاح کن. در جوابم گفت: می خواهم آن را خضاب ببندم.
🌷خندیدم و گفتم: از رنگ قرمز حنا خوشم نمی آيد. در جوابم گفت: اینها با خون سرخ خضاب بسته می شوند!!
وقتی پیکر مطهر شهید را برایمان آورده بودند، همانطور که گفته بود، موهای او به خونش آغشته شده بود.
راوی: همسر شهید
📡 کانال "دفاع مقدس"
🌱 انتشار مطالب، صدقه جاریه است
دفاع مقدس
📽 اشک و شیون سردار مرتضی قربانی فرمانده ل 25 کربلا و همرزمانش کنار پیکر معاون شهیدش حاج حسین بصیر
💢 #فرمانده_شهیدی_که_مغازه_ش_را_برای_جبهه_و_حفظ_جان_نیروهایش_فروخت
▪️بچه های لشکر ۲۵ کربلا تو هفت تپه ، در زیر چادرها ساکن بودند.سال ۶۴ و ۶۵ هفتتپه بمبارانهای زیادی شد و بچههای زیادی به شهادت رسیده بودند ، از جمله سردار شهید حاج جعفر شیرسوار.حاج حسین بصیر برای گرفتن تسهیلات ساخت سنگر بتونی جهت ایمن ساختن به هر دری میزد و جواب نمیگرفت.
.
▪️وقتی که از مسئولین وقت نا امید شد به فکر فروش مغازه خود افتاد و این تصمیم را گرفت که مغازه آلمینیوم سازی خود را برای جبهه بفروش بگذارد!!!
فرشته بصیر فرزند حاج حسین تعریف میکرد : دم غروب بود که بابا اومد خونه.مادرم تو آشپزخونه مشغول آشپزی بود.بابا اومد پیشش و گفت آمنه راستش یه مسئله ای رو میخام باهات در میون بزارم ،مادرم گفت چی شده ؟ بابا گفت : بچه ها تو هفت تپه زیر چادر زندگی میکنن ، سر پناهی ندارن خیلی بهشون سخت میگذره ...میخام مغازه ام به فروش بزارم تا بتونیم با پولش سوله های بتنی خریداری کنیم ، شما مشکلی نداری ؟؟؟مامان گفت : راضیم به رضای خدا...
.
🔖آری آن روز هم بودند مسئولین بی دردی که به فکر جیب و منافع خودشان بودند و در شهر پشت میز نشینی را برگزیده بودند ، اما آن طرف حاج حسین بصیر قائم مقام لشکر ویژه ۲۵ کربلا با هفت سال حضور در جبهه ها و شرکت در بیش از ۲۱ عملیات نه تنها از جانش ؛ بلکه از کل سرمایه و داراییش که یک مغازه در فریدونکنار بود گذشت ؛ تا بتواند با پولش سوله های بتنی سنگر رزمندگان را فراهم کند...او هم از مالش گذشت و هم از جانش....
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرزمین نینوا یادش بخیر
کربلای جبهه ها یادش بخیر
🎙با نوای: حاج صادق آهنگران
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 کم کم بوی ایام #راهیان_نور میآید.
🔸وقتی سید مرتضی آوینی به تنهایی به سفر راهیان نور رفته و با ما سخن میگوید!
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
aviny_31 (1).mp3
زمان:
حجم:
312.6K
🎙 برشی صوتی از مستند «روایت فتح» با صدای آسمانی شهید آوینی در خصوص پادگان دوکوهه و عشق بازی با آن
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
#خاطراتطنزشهدا📚
دعاي وقت خواب🌻
تازه چشممان گرم شده بود كه يكي از بچهها، از آن بچههايي كه اصلاً اين حرفها بهش نميآيد، پتو را از روي صورتمان كنار زد و گفت: بلند شيد، بلند شيد، ميخوايم دسته جمعي دعاي وقت خواب بخوانيم.
هرچي گفتيم: بابا پدرت خوب، مادرت خوب، بگذار براي يك شب ديگر، دست از سر ما بردار، حال و حوصلهاش را نداريم🤕.
اصرار ميكرد كه: فقط يك دقيقه، فقط يك دقيقه. همه به هر ترتيبي بود، يكييكي بلند شدند و نشستند😴
شايد فكر ميكردند حالا ميخواهد سورهي واقعهاي، تلفيقي و آدابي كه معمول بود بخواند و به جا بياورد، كه با يك قيافهي عابدانهاي شروع كرد بسم الله الرحمن الرحیم همه تكرار كردند بسم الله الرحمن الرحيم... و با ترديد منتظر بقيهي عبارت شدند، اما بعد از بسم الله، بلافاصله اضافه كرد: «همه با هم ميخوابيم» بعد پتو را كشيد سرش🤣.
بچهها هم كه حسابي كفري شده بودند، بلند شدند و افتادند به جانش و با يك جشن پتو حسابي از خجالتش در آمدند😂.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▫️😄▫️😄▫️😄▫️😄▫️
پ.ن:
بعدها ، مراسم جشن پتو، ارتقاء یافت و به این صورت درآمد👇👇