eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.2هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
1_455539739.mp3
زمان: حجم: 382K
🍂 نواهای ماندگار 🎙 نوای: حاج صادق آهنگران نوحه آزادی شهر هویزه 🔸 شهر عشق و شور و ایمان تربت پاک شهیدان آرام خاموش آرام خاموش 🔻 شعر: حبیب اله معلمی 🔻محل اجرا: هویزه 🔻 زمان اجرا: سال 1360
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 ۱۵ دی ۱۳۵۹ -- سالروز شهادت مظلومانه مجاهد فی سبیل الله حسین علم الهدی و یارانش در کربلای هویزه گرامی باد. 🎥 فیلمی از گریه‌های در پشت پرده مستند «روایت فتح» و در یادمان راهیان نور شهدای به یاد شهید سید حسین علم الهدی و اصحاب باوفای او ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | 🎞 تلاش شهید حسین علم الهدی بمنظور ارتباط گیری با اعراب و عشایر خوزستان همزمان با پیروزی انقلاب، رژیم بعث صدام بشدت تبلیغ می کرد که عرب های خوزستان همسو با عراق هستند. از اینرو علم الهدی بمنظور خنثی سازی این توطئه، تلاش می کرد به مردم بومی نزدیک شده و با آنها ارتباط برقرار نماید. او عربی می دانست، اما سعی داشت رودررو به لهجه آنها صحبت عربی کند، لذا در هر فرصتی به آموختن لهجه عشایر می پرداخت. او علیرغم سن کم و جثه کوچک، ولی برخوردار از ایمان قوی، حُسن خلق و دلسوزی همیشگی اش، توانست افکار و قلوب عموم را جلب نموده و به تبیین حقایق برای جامعه عشایر و مردم منطقه بپردازد، آن هم در آن جو ناآرام و پرالتهاب اوایل انقلاب که صدام تلاش می کرد پیش از جمله سراسری به خوزستان، مرزنشینان و عشایر اطراف و اکناف را با خود همراه سازد. ذکاوت هوشیاری او باطل السحر توطئه صدام شد، بگونه ای که بسیاری از همین عشایر، بویژه جوانان عرب زبان، هنگام حمله عراق به ایران در کنار رزمندگان اسلام به مقابله با متجاوزین پرداختند. 🎙روای: مرحوم خواهر شهید علم الهدی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✍پ.ن: شهید علم الهدی بمنظور تألیف قلوب و تجدید پیمان عشایر خوزستان با انقلاب و نظام نوپای اسلامی، یکبار هم توانست آنها را برای دیدار با امام به جماران ببرد که در آن دیدار صادق آهنگران (که هنوز بین مردم و حتی رزمنده های جبهه ها نا آشنا بود) آن نوحه معروف خود را خواند. این ملاقات در اوایل جنگ صورت گرفت. در پست بعدی حاج صادق آهنگران این ماجرا را توضیح می دهد👇👇👇
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | 🎙 بیان خاطره دیدار اهالی دشت آزادگان خوزستان با امام در جماران از زبان حاج صادق آهنگران دوران جنگ تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها 👇👇👇
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای شهیدان به خون غلطان خوزستان درود نایاب از اجرایی خاطره انگیز حسینیه جماران ۵ دیماه ۱۳۵۹ بانوای حاج صادق آهنگران شعر: مرحوم حاج حبیب الله معلمی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
35.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت فتح | 🎙 همراه با پیشگفتار شهید آوینی 🌷 ۱۵ دیماه ۱۳۵۹ -- سالروز حماسه هویزه و شهادت مظلومانه حسین علم الهدی و یاران باوفایش🕊🕊 دوران جنگ تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
✍گزارش شهید علم الهدی راجع به اوضاع هویزه
قسمت بعدی نامه شهید علم الهدی
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | بغض پدر شهید هویزه 🔸 در فیلم پیش رو که اسفند 1360در آستانه عملیات فتح‌المبین، در منطقه عمومی غرب رودخانه کرخه، حوالی رقابیه توسط مرحوم محمود اصفهانی (باهنر) ضبط شده، جمعی از رزمندگان لشکر ۸ نجف و جهاد سازندگی سمنان نشان داده می‌شوند. 🔸 بخشی از این فیلم به مصاحبه با رزمنده‌ای میان‌سال اختصاص دارد که خود را حاج «ابوطالب قزوینی» با هجده ماه سابقه حضور در جبهه معرفی می‌کند. او با حالتی بغض‌آلود می‌گوید که پسر بیست ساله پاسدارش (به نام خالق یا نامی بر همین وزن) در شهید شده است. 🔸 در حماسه ۱۵ دی ۵۹ شهدای هویزه با محوریت شهید حسین علم‌الهدی، تعدادی از نیرو‌های لشکر ۱۶ زرهی قزوین هم به شهادت می‌رسند. احتمال دارد شهید مورد اشاره، جزو همین شهدا یا دیگر گروه های حاضر در عملیات بزرگ نصر باشد. •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | 🔺 بخشی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جوار شهدای هویزه (20 اسفند 1375) 🎙 در نزدیکى کرخه نور، شهید عزیز، حسین آقاى علم‌الهدى» رضوان‌الله‌تعالى‌علیه» و بقیه‌ى جوانانى را که همراه او بودند و با دست خالى، بدون تجهیزات، اما با دلى سرشار از عشق و ایمان و با قلبى استوار از اتّکا و توکّل به پروردگارْ به این طرف مى‌آمدند، ملاقات کردم. واقعاً وقتى انسان آن جوانان را مى‌دید که با عزم راسخ به قلبِ دریاىِ دشمن مى‌زدند، گویى یک بار دیگر، صحنه‌ى صدر اسلام، صحنه‌ى عاشوراى حسین علیه‌السّلام و صحنه‌ى کربلا را به چشم خود مشاهده مى‌کرد. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 🔸 این جوان ها با دست خالى به مقابله با دشمن مى‌رفتند. آن روز شاید عدّه‌ى این جوانان، بیست، سى نفر بیشتر نبود. بیست الى سى جوان با دست خالى؛ اما با دل استوار از ایمان و توکّل به پروردگار. در این‌جا، در این بیابان ها، چند هزار تانک و نفربر زرهى از دشمن مستقر بود. آن جمع کوچک، براى مقابله با این جمع على‌الظّاهر بزرگ مى‌آمد؛ با ایمان به خدا و با توکل؛ آن‌گونه که حسین‌بن‌على علیه‌السّلام، با جمع معدود، در مقابل دریاى دشمن ایستاد، قلبش نلرزید، اراده‌اش سست نشد و تردید در او راه پیدا نکرد. این جوانان، واقعاً همان‌طور بودند. من در همین‌جا، از شهید علم‌الهدى پرسیدم: شما از سلاح و تجهیزات چه دارید که این‌گونه مصمّم به جنگ دشمن مى‌روید؟ دیدم اینها دل هایشان آن‌چنان به نور ایمان و توکّل به خدا محکم است که از خالى بودن دست خود هیچ باکى ندارند حرکت کردند و رفتند. آنها خواستار جهاد در راه خدا و پذیراى شهادت در این راه بودند؛ چون مى‌دانستند حقّند
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | 🔻 شهید عزیز؛ حسین آقای علم الهدی 🔻 ⏳ همراه با برش هایی از فیلم سینمایی
🌷شهیدی که با تانک از روی بدنش رد شدند 🌷مجاهد مؤمن و انقلابی، محمد حسین علم الهدی تولد: اهواز، ۱۳۳۷ شهادت: هویزه، ۱۶ / ۱۰ / ۱۳۵۹ ⚪️ او در دوران طاغوت زیر ذره‌بین بود. در سنین ۱۴ تا ۲۱ سالگی بارها او را زندانی و شکنجه دادند؛ پس از مدتی خانواده موفق به دیدنش می‌شدند، در حبس، وی در پاسخ به این‌که چه چیزی لازم داری که برایت بیاوریم، می‌گفت: *«فقط یک جلد قرآن برایم بیاورید.»* همواره صدای قرآن و نماز جماعتش در زندان بلند بود در طول بازداشت، یکبار هم اطلاعات را لو نداد. در جریان انقلاب کاملا فعال بود... با شروع جنگ نیز او و یارانش سلاح بر کف گرفته و در برابر متجاوزین سینه سپر کردند. همرزم او نقل می‌کند:←شب قبل از شهادتش می‌خواست برود حمام، گفتیم در این سرما؟ فردا عملیات هست، خاکی می ‌شوی!! زد زیر خنده و بعد آرام گفت فردا جای مهمتری می‌خوام بروم. گفتیم کجا؟؟؟؟ *گفت ملاقات خدا*....🕊️ فردای آن روز، عملیات نصر، کارزار سختی بود. عراقی‌ها ما را محاصره کردند. سرباز دشمن مرا به تانکی بست که آن غول آهنی از روی پیکر مبارک حسین گذشت*🖤 *در صورتی که او هنوز جان در بدن داشت*🖤 هر چند چفیه روی صورتش بود و نمی‌توانست عذاب کشیدن مرا ببیند *اما من صدای خرد شدن استخوان های حسین را شنیدم*🖤 پیکر او در سال ۶۱ ، *از روی قرآن و آرپی‌جی که در آخرین لحظات در کنارش بود شناسایی شد ▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 این جوان پرشور و انقلابی که از خانواده‌ای روحانی و عالیقدر برخواسته بود از توان نوجوانی به مطالعه قرآن، نهج‌البلاغه و متون دینی پرداخته بود و آموزه‌های دینی را در زندگی و منش خود به منصفه ظهور درآورده بود. 👇👇👇