eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26.4هزار عکس
16.8هزار ویدیو
1.4هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
آن چشم‌ها را شفیع میگیرم 🌴 عملیات رمضان را در جبهه بودم قاطی مردان معرکه.نمیدانم کدام دعای پدر و مادر در حقم اجابت شده بود که یوسف وادی عشق به متاع ناچیزم نگاه نکرد و اجازه داد در خیل مجاهدان قرار گیرم هرچندوقت‌یکبار نامه ای می آمد دست جعفر رضایی که میدیدم نامه را میبوسد و میگذارد روی چشمش💕 ▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 کارم در جبهه سقایی بود💦 یک کامیون تحویل گرفته بودم با یک تانکر آب بر پشتش میرفتم واحدها را آب میرساندم یکی از آنها مخابرات بود منبع اونها را پر آب کردم و یکراست رفتم سراغ محمد آقاکیشی که مسئول مخابرات لشگر بود درحال روبوسی و احوالپرسی که دیدم رزمنده ای با لباس خاکی بسیجی آمد موتور شاسی بلندش را خاموش کرد و رو به محمد پرسید: آی قارداش نه خبر؟(چه خبر برادر) آقاکیشی هم یه چیزهایی گفت و او گاز موتور را گرفت و رفت ▫️پرسیدم:بو کیمیدی؟(این کی بود) ▪️تانیمادین(نشناختی؟) ▫️یوخ(نه) ▪️آمهدی دی دا(آقامهدی بود دیگه) ▫️آمهدی باکری؟ تمام تصوراتم از آقامهدی که این همه آوازه اش را شنیده بودم آوار شد روی سرم ▫️پرسیدم:چرا چشمهاش کاسه خون بود؟نه سفیدی اش معلوم بود،نه سیاهی اش ▪️محمدگفت:آقامهدی ۱هفته ست نخوابیده،مقصود! ⚪️یاد آن دستخطها افتادم که حاج جعفر میبوسید و میگذاشت روی چشمش آقا مهدی را باهمان دستخطها میشناختم و در ذهنم چیزی از او ساخته بودم که با آن آقامهدی که دیدم یکی نبود من۲چیز را پیش خدا شفیع می آورم. یکی چشمهای خون گرفته باکری را در آن دیدار و یکی صدای گرفته مصطفی پیشقدم را در عملیات کربلای۵ آنقدر دادزده بودکه صدایش در نمی آمد.آن چشمها و آن صدا وجیها عندالله هستند مقصود پور رادی
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 من حمید باکری هستم! 🎥 از معدود فیلم‌های موجود از شهید حمید باکری، جانشین لشکر ۳۱ عاشورا 🔹 ۶ اسفند ۱۳۶۲ – سالروز شهادت ایشان (عملیات خیبر-مجنون) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▫️ایتا https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▫️روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▫️سروش https://splus.ir/DefaeMoqaddas2
بوی بارون، بوی باروت، حمید باکری.pdf
حجم: 1.8M
📚 نسخه PDF | 📖 کتاب: بوی باران، بوی باروت 💠 شرح زندگی و مجاهدت های شهید حمید باکری ▫️رشادت های در عملیات بیت المقدس - فتح خرمشهر ✍️ نویسندگان : توحید اصغرزاده و رباب شبانی ▫️ا🔹▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️ 🌷 ۶ اسفند سال ۱۳۶۲ - سالروز شهادت حمید باکری، سردار سرافراز سپاه اسلام - قائم مقام لشگر ۳۱ عاشورا 🌴عملیات 🕊🕊 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▫️ایتا https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▫️روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▫️سروش https://splus.ir/DefaeMoqaddas2
23.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 فرازی از مجاهدت های شهید حمید باکری 🌷 •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ایتا https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▪️سروش https://splus.ir/DefaeMoqaddas2 ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مداحی و سینه‌زنی رزمندگان لشکر ۸ نجف اشرف و جهاد نجف‌آباد در عملیات خیبر ⌛️نیمۀ دوم اسفند ۶۲ // عقبۀ عملیات // منطقۀ جفیر 🎞 در بخش اول فیلم، دوربین جایی است که تعدادی از رزمندگان یکی از گردان‌های در احتیاط لشکر حضور دارند و هم‌زمان با سینه‌زنی، شعارهایی را تکرار می‌کنند. در قسمت دوم، دوربین به محدودۀ استقرار نیروهایی واحد مخابرات لشکر ۸ و یکی از دستگاه‌های ارتباطی می‌رود که در این‌جا، ابوالقاسم عابدینی از نجف‌آباد که پشت به تصویر نشسته، برای حاضران مداحی می‌کند ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▫️ایتا https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▫️روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ▫️سروش https://splus.ir/DefaeMoqaddas2