eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
| این علم زمین نمی‌ماند ◽️مردم با تمام توان برای اقتدار کشور ایستاده‌اند.
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما بخاطر از دست دادن فرماندهان بزرگمان، احساس شکست نمی‌کنیم... ما پرچم آنها را برافراشته نگاه می‌داریم🇮🇷🇮🇷🚩🚩 و اهداف ایشان را دنبال می‌کنیم و با عزمی استوار و اراده و ایمانی راسخ و عشق به لقاء خداوند، به پیش می‌رویم... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📌تصویری دردناک از دست شهیدعلی‌لاریجانی🚩 🌷شهید دکتر لاریجانی: امام حسین علیه‌السلام فرمودند:«من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمی‌دانم.»
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙کلماتی که شهید بهشتی برای این روزهای ما گذاشت....
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌نبودت رو باور نداریم هنوز💔 بهم بگید باز دوباره آقام سخنرانی داره بیا ببین که بیت شلوغه یکی بهم بگه دروغه بهم نگید آروم بشم نفس نمی خوام بکشم دنیا برام چه بی فروغه یکی بهم بگه یه خوابه ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✍روایت حمید داودآبادی از دیدار با شهید آوینی: 🖋 همه هفته، هنگام نمازجمعه، در "چهارراه لشکر" می‌دیدمش. صدای گرمش در روایت‌فتح، آن‌قدر روحم را مدیون کرده بود که برای آشنایی با او، هر لحظه در پی فرصت باشم. روز جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۷۱ ، به آرزوی دیرینه‌ام رسیدم. آرزویی که با دیدن اولین قسمت‌های روایت‌فتح در سال‌های گذشته، در وجودم شعله کشید تا بر دستان مبارک سازندگانش بوسه زنم. خودش آمد. من نخواستم. فکرش هم برایم مشکل بود. آمد کنارم. بله، درست کنارم روی لبه‌ی باغچه نشست. چهارراه لشکر خلوت بود. نمی‌دانم چه شد که تصمیم گرفتم آخرین جمعه‌ی سال را زودتر از دفعات قبل به نمازجمعه بروم. سجاده را بر زمین گذاشتم و بر لبه‌ی باغچه نشستم. دقایقی نگذشت که او نیز آمد. اتفاق یا هر چه که بود، سجاده‌اش را کنار سجاده‌ی من پهن کرد؛ نگاهی به اطراف انداخت، کسی را نیافت. آمد طرف من. نزدیک که شد، به احترامش برخاستم. حیفم آمد چنین لحظه‌ای را مفت از دست بدهم. دستم را دراز کرده و پس از مصافحه، روبوسی کردم. دست گرمش را فشردم. بی‌هیچ تکبّر، با اخلاصی بسیجی‌وار و لبخندی زیبا، جوابم را داد. نشست کنارم روی جدول. چشمانش از لبانش تشنه‌تر بودند؛ و گوش‌هایش هم. همه را می‌پایید. وقتی گفتم: ـ آقاسید، نَفَسِت خیلی حقّه. صدات گرمه. خدا خیرت بده. محجوبانه سرش را پایین برد و تنها عذرخواست و گفت: ـ ما که کاری نکردیم ... هر که را با دست نشان می‌دادم و از رشادت‌هایش در جنگ می‌گفتم، با چنان نگاه نافذی دنبال می‌کرد، پنداری دارد حرکاتش را ضبط می‌کند. خوب می‌شد از چهره‌اش خواند با هر نگاه، برنامه‌ای از روایت‌فتح در ذهنش نقش می‌بندد. دوست داشتم در آغوش بگیرمش و رخسار خسته از جفای روزگارش را غرق بوسه کنم. چرا که سید، مثل دیگر بسیجیان، هنوز نان را به نرخ سال 60 می‌خورد. با همّتی که داشت، شاید که می‌توانست تشکیلات بزرگ اقتصادی بزرگی راه بیندازد و سود سرشاری به جیب بزند؛ اما او، از همه‌ی دنیا فقط جبهه را برگزید و از آدمیانش فقط بسیجی‌ها را. او هم مثل امام و رهبرشان، مُشتی از خاک جبهه را به مُشتی طلا نمی‌داد و همان بود که لحظه‌ای آرام و قرار نداشت. همین‌طور که نشسته بودیم و می‌گفتیم و می‌گفتم، از دور نمایان شد. سریع دم گوش سید گفتم: ـ آقاسید، حواست‌رو خوب جمع کن. این پیرمرده رو که داره میاد طرف‌مون، خوب بهش دقت کن. ـ مگه چی‌یه؟ ـ بذار بیاد و بره، شما فقط بهش دقت کن من می‌گم. آمد. نزدیک شد. مثل همیشه، با خنده. چشمانی ریز که از میان پلك‌هایی نزدیک به‌هم، به‌زور آدم را نگاه می‌کردند. طبق روال همیشه، دست در جیب کُت چروکیده و رنگ و رو رفته‌اش برد و به هر کدام‌مان یک شکلات داد. با همان لهجه‌ی غلیظ آذری، حال و احوال کرد و عید را پیشاپیش تبریک گفت. عمدا برخاستم و با او روبوسی کردم تا سید هم همین‌کار را انجام بدهد، که داد. وقتی از ما رد شد، سید با نگاهش داشت او را می‌خورد. دور که شد، مشتاقانه برگشت و گفت: ـ اون کی بود؟ و گفتم: ـ اون یه قاچاقچی بود. نه ببخشید، اون یه بلدچی بود. اون خوراک کار شماست. وقتی داستان او را برایش گفتم، با حسرت، او را از دور نگاه کرد و گفت: ـ واقعا خوراک یه برنامه‌ی خوبه. چه‌طوری می‌شه اون ‌رو پیداش کرد؟ ـ همین‌جا. هر هفته همین‌جاست. خواستی، باهاش هماهنگ می‌کنم بشینید پای حرفاش. و رفت و قرار شد هماهنگ کنم که ... سید رفت که بیاید، ولی نیامد. در فکه پرواز کرد. آن پیرمرد نیز چندسال پیش، خسته و دل‌شکسته از روزگار، در گوشه‌ای از این شهر غبار گرفته، خُفت و دیگر برنخاست و کسی از او نپرسید: ـ حاجی، تو کی بودی؟ و این، همه‌ی آن چیزی است که آن روزجمعه، برای سیدمرتضی تعریف کردم. فقط اسمش را نپرسید که معذورم: حمید داودآبادی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👇👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ۲۰ اسفند -- سالروز حضور رهبر شهید انقلاب در جمع راهیان نور 🔸روایتگری زیبای حاج حسین یکتا و حاج علیرضا دلبریان در یادمان فکه (محل شهادت شهید آوینی) را از دست ندهیم. 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 دعای روز بیست و نهم ماه رمضان 🌴 اللّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَةِ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَةَ وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیاهِبِ التُّهَمَةِ یا رَحِیما بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ 🔸خدایا در این ماه مرا با رحمتت بپوشان 🔸 و توفیق و خودنگه داری نصیبم کن 🔸 و دلم را از تیرگی ها و گرفتگى هاى تهمت پاك كن 🔸اى مهربان به بندگان با ایمان خود 🙏 التماس دعا ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿روزهای خوشِ 🕊🕊 ⌛️ اواخر اسفند ۶۵ 🌸 شب ولادت مولا علی (ع) و مجلس جشنی برپا کردند ☘ تا خستگی بیش از دوماه سخت کربلای۵ از تن اونها در بیاد اون شب فرمانده لشگر، حاج علی فضلی هم میهمان بچه ها در مقر شهید پور رازقی در جاده اهواز خرمشهر، سه راهی صاحب الزمان بود. 💕یاد شهدایی که جشن ولادت مولا رو گرم کرده بودند و در تصویر دیده می‌شوند، بخیر💐🌿 🌷 شهدای تخریبچی: فیروزبخت // صادقیان // رحیمی / کاظمی // محمدی // نصرت خواه
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ ما از مرگ نمی‌ترسیم .... 🔴 این دشمنِ ماست که از مرگ واهمه دارد☠💀... چون او به جهانی پس از این دنیا اعتقادی ندارد...!!! همه چیزش، داشته‌های این دنیایی اوست... 🌿 ولی مؤمن, آرزوی مرگ می‌کند تا به ابدیت سراسر روح و ریحان دست بیاید»» ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ 🌷شهید سید مرتضی آوینی: 🍂 دشمن با اينكه بارها تجربه كرده است كه با آهن نمی‌تواند بر ايمان ما غلبه كند، اما چاره‌ای ندارد جز اينكه از همين طريق عمل كند. او می‌خواهد ما را بترساند. خوب اين معنا را دريافته است كه اگر ما بترسيم، ديگر از ايمانمان كاری ساخته نيست. اما سربازان امام‌ زمان از هيچ چيز جز گناهان خويش نمی‌ترسند.
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟪 ویتنام اینگونه 👆 آزاد شد..🤔 ✌️پل پیروزی در تمام دنیا، زنان هستند. 🟡 این روزها، کشور به حضور زنان و مادران قهرمان در کف خیابان‌ها نیاز دارد درود خدا و پیامبر خدا و شهیدان بر زنان قهرمان سرزمینم ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩🚩 👇👇