شب عید فطر
شلمچه – عملیات رمضان
چهارشنبه 30 تیر 1361
حاجی مهیاری از پیرمردهای باصفای گردان حبیب بود که با لهجه غلیظ اصفهانیاش، لازم نبود بپرسی بچه کجاست. آنهم به یک پیرمرد با آن سنوسال و آن حاضرجوابی و تندی بگویی: حاجی جون بچه کجایی؟
اگرهم جرأت میکردی و میپرسیدی، اخم میکرد و درحالی که مثلاً عصبانی شده بود، میگفت: بچه خودتی فسقلی. با پنجاه شصت سال سنم به من میگی بچه؟
حاجی مهیاری در عملیات رمضان گلی کاشت که وردِ زبان همه بچهها بود. شنیدن ماجراهای حاجی، از زبان خودش شیرینتر بود. وقتی از او پرسیدم، گفت:
"صبح روز عملیات، وقتی رسیدیم به کانال پرورشماهی، خیلی خسته بودم، رفتم توی سایه یه تانک که کنار خاکریز بود، استراحت کنم. همین که نشستم کنارش، متوجه شدم از توی اون سر و صدا میاد. اول فکر کردم بچههای خودمون هستند. بهزور از تانک رفتم بالا. درش باز بود. توش رو که نگاه کردم، دیدم سه تا نرّهخر عراقی دارن با همدیگه زِرزِر میکنند.
سریع یه نارنجک از کمرم درآوردم و ضامنش رو کشیدم. همین که خواستم بندازم توش، دیدم من با این سنوسال که نمیتونم بپرم پایین و در برم. راستش تانکه هم از این "تی-72"ها بود. نویِ نو هم بود. دلم نیومد بترکونمش.
از همون بالا داد زدم و اون بدبختا که ترسیده بودند، شروع کردند به "دخیل الخمینی" (پناه می برم به خمینی) گفتن. بهشون حالی کردم که سر خر رو کج کنند و بیان طرف خاکریز خودمون. جات خالی، آوردم تحویلشون دادم.
وقتی پرسیدم: "با نارنجک چیکار کردی؟"
گفت: "هیچی. چیکار بایس میکردم؟ حیف بود بترکه. ضامنش رو زدم سر جاش و گذاشتم کمرم."
حاج "علیاکبر ژالهمهیاری" پیر جبههها، پدر شهید علیرضا مهیاری، سرانجامش این بود که تا پایان جنگ مردانه و غیرتمندانه حضور پیدا کند.
فرزندش میگفت: "جنگ که تمام شد، پدرم همواره حسرت زیارت کربلا را میخورد تا اینکه چند سالی بعد پایان جنگ، روز 27 فروردین 1371 در آن آرزو جان به جانآفرین تسلیم کرد و در بهشتزهرا (س) قطعه 55 ردیف 101 شماره 4 آرام گرفت.
نقل از کتاب "تبسمهای جبهه"
نوشته: حمید داودآبادی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇👇
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐 #عید_طاعت
🌺🌸 عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست ، چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.
در این دقایق آخر ماه مبارک رمضان
التماس دعا 🙏🙏
حلول ماه شوال و عید سعید فطر بر دوستان عزیز مبارک باد.
#عید_فطر
#عید_بندگی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔷 وقتی که شهید آوینی در آخرین روز سال با دوربینش به اردوی راهیان نور و پادگان دوکوهه میرود!
♦️شهید آوینی: «آخرین روز اسفند ۱۳۶۷ اندیمشک، کاش تو در دوکوهه زیسته بودی که اگر آنچنان بود، شاید تو هم امروز با ما به دوکوهه میآمدی؛ ماهها بعد از ختم جنگ، روز تحویل سال!
♦️گفتهاند: شرف المکان بالمکین، اعتبار مکانها به انسانهایی است که در آنها زیستهاند و چه خوب گفتهاند. دوکوهه پادگانی است در نزدیکی اندیمشک که سالهای سال با شهدا زیسته است، با بسیجیها، و همه سِرِّ مطلب در همینجاست.
♦️اگر شهدا نبودند و بسیجیها، آنچه میماند پادگانی بود درندشت، با زمینهایی آسفالته، خشک و کم دار و درخت، ساختمانهایی معمولی، کوتاه و بلند، و تیرکهایی که بر آن پرچم نصب کردهاند.
♦️اما دوکوهه سالها با شهدا زیسته است، با بسیجیها، و از آنها روح گرفته است؛ روحی جاودانه. دوکوهه مغموم است، اما اشتباه نکنید! او جنگ را دوست ندارد، جمع باصفای بسیجیها را دوست دارد، جمع شهدا را؛ آرزومند آن عرصهای است که در آن کرامات باطنی انسانها بروز مییابند.»
🔸منبع: مستند «با من سخن بگو دوکوهه»
چه غم از خزان آن گُل
که ز پی بهار دارد ...
🍀🌸🌼 پیکر سرباز ایرانی در میان گلها
⏳ دو روز مانده به نوروز سال ۱۳۶۵
▫️صد کیلومتری بصره عراق
📷 این عکس معروف را عکاس فرانسوی به نام
ژان پاولوفسکی در آستانهی بهار سال ۱۳۶۴
مصادف با ۱۸ مارس ۱۹۸۵ گرفته است.
⚪️ آن روز، استخبارات عراق، خبرنگاران را
به منطقهی عملیاتی شرق دجله بُرده بود
و این عکس، معروفترین یادگار آنروز شد:
یک جوان ایرانیِ کشته شده در جنگ عراق
میان گلهای نورس بهاری آرمیده بود ...
#پیکر_شهید
#از_خون_جوانان_وطن_لاله_دمیده🌷
#دفاع_مقدس
#عید
#عیدنوروز
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
[ اینفوگرافی ]
⚪️ هفتسین استثنایی قرآن در سوره صافات «از ۷سین محسوس تا ۷سین معقول»
💠 ۷سین یکی از سنتهای دیرینه پارسی است، سُفرهای متشکل از هفت چیزِ نمادین که نام آنها با حرف «سین» آغاز میشود
◇ اما گسترانیدن این سُفره زمانی که با ۷سین آیات قرآن کریم(حمد الهی و آیات بشارتدهنده به صالحان) همراه باشد، قطعا برکت بیشتری را دارد.
📚 تدبر و تحقیق: استاد علی رجبی
#هفتسین_قرآنی
💠نوروز در جبهه💠
🌸 در 8 سال دفاع مقدس، 8 بهار بر مردم ایران گذشت که طی این سالها بسیاری از رزمندگان در کنار خانواده نبودند و در جبهه ها سال را نو می کردند.
🍀 مراسم نوروز در جبهه، در خط مقدم و یا یگان های عقبه، به هر نحو ممکن اجرا می گردید و این کار با سنگرتکانی شروع می شد. زیراندازها را عوض کرده و گونی ها تبدیل به پتو می شد!
🌼 بعضی ها سفره 7 سین می انداختند، که سین های آن بسته به نوع رسته بچه ها فرق داشت. در تخریب که بیشتر با مین سر و کار داشتند به نحوی بود و در زرهی به نحو دیگر، و به همین ترتیب بود در سایر واحدها. ماهی هم که در اختیار نداشتند، به جای آن قورباغه ای را در ظرف آب می انداختند! سبزه آنها هم گل و گیاه صحرایی بود. اگر دسترسی بود، شیرینی، کمپوت و میوه ای هم از شهر تهیه می کردند. در این ایام، تا چند روز از صبحگاه خبری نبود.
🌺 اگر در خط مقدم بودند، لحظه تحویل سال با شلیک چند تیر به سمت دشمن آغاز می شد. سپس بچه ها با یکدیگر مصافحه کرده و عید را به هم تبریک می گفتند و با خواندن شعر و شوخی با یکدیگر، شادی و نشاط را به جمع خود هدیه می دادند.
🌿 برای عرض تبریک از سنگر فرمانده شروع می کردند و بعد به سنگرهای مجاور می رفتند در حالی که همه با هم می گفتند: برادرا، برادرا عید شما مبارک! اهل سنگر هم متقابلاً جواب می دادند، یا به شوخی چیزی می گفتند و از میهمانان دعوت می کردند به داخل سنگر آنها بروند و پذیرایی شوند.
🌻 عیدی بچه ها، سکه های 1 تا 5 ریالی و اسکناسهای 100 تا 1000 ریالی متبرک به دست امام(ره) بود؛ که معمولا حاجی بخشی آنها را توزیع می کرد. همچنین پولهایی که یادگاری نوشته خود بچه ها یا فرماندهان بود.
🍃 در کنار همه این نعمت ها، مراسم جشن و سرور برپا بود؛ تئاترها و نمایشنامه های نشاط آور که بچه ها خود تهیه و اجرا می کردند و نمایش فیلمهای سینمایی که زحمت تدارک آنها را نیروهای واحد تبلیغات می کشیدند.
🌷 چنانچه نوروز و حلول سال جدید بعد از عملیات بود، قضیه شکل دیگری به خود می گرفت. عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، به سرلوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند... بعد که دلهای داغدار جمع می شدند، برادرانی که جراحت سطحی تری داشتند و می توانستند روی پای خود بایستند می آمدند و با حضور فرمانده، روحانی و طلبه گردان شروع می کردند به نوحه خوانی و راه انداختن سینه زنی، سپس خواندن دعای توسل، که با حال معنوی خاصی برگزار می شد.
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | لحظه تحویل سال ۱۳۶۳
🎤 حاج منصور ارضی در بین رزمنده ها
🌿 جزیره #مجنون
🌴 دوران #دفاع_مقدس
#لحظه_تحویل_سال 🌈
#سال_۱۳۶۳
#نوروز_در_جبهه 🌿
دوران #دفاع_مقدس 💕
#حاج_منصور_ارضی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
اینجا بیت شهداست☝️☝️
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
🌈 نوروز در جبهه
بعد از تحویل سال بچهها به منظور دیدو بازدید عید به سنگر همدگیر میرفتد و حتی عیدی هم میداند عیدیها معمولا اسکناس ۱۰۰ ریالی بود که بعضاً روی آن جملاتی هم نوشته شده بود.
سفره هفت سین هم همیشه با سینهای موجود تهیه میشد که که عبارت بود از: مین سوسکی، مین سبدی، سیم تله، سیم چین، سیم خاردار، سرنیزه، سی چهارC4)) نوعی خرج و مواد منفجره غیر حساس، سوزن اسلحه، سیمینوف، سمبه و سنگر و ....😊
...و جبهه همواره و بخصوص در ایام تحویل سال مصداق بارز (فرحین بما آتاهم الله من فضله) بودند🪴💐
#عید
#سال_سال
#تحویل_نو
#نوروز_در_جبهه
#سفره_هفت_سین
#عید_دیدنی
#دفاع_مقدس
#جنگ_تحمیلی
-------------------------------------------
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
#تحویل_سال_1364
#بچه_های_تخریب_لشگر_10
#زاغه_تخریب_کنار_کرخه
پایان سال 1363 بود و تازه از ماموریت #عملیات_بدر برگشته بودیم
تیپ سیدالشهداء(ع) ماموریت نداشت اما بچه های تخریب به فرماندهی شهید نوریان در این عملیات کمک کار بچه های تخریب قرارگاه ثارالله بودند.
یه تعداد بچه ها شهید و مجروح شدند و دو تا اسیر دادیم و برگشتیم مقر بچه های تخریب کنار پل کرخه.
بین نماز مغرب و عشاء سال تحویل شد.
نماز مغرب رو خوندیم و بعد من شروع کردم دعای تحویل سال رو خوندن و بعد از اون بیاد شهدای عملیات بدر توسلی به سیدالشهداء(ع) کردم. و تا دقایقی بعد از پایان مراسم تحویل سال صدای گریه بچه هایی که به سجده رفته بودند میومد
خبر مفقود شدن فرمانده شهیدمان #شهید_حاج_کاظم_رستگار هم بین بچه ها پخش شد
بعد از تحویل سال یه تعداد بچه ها مشخص شدند برای اعزام به مقر بچه های تخریب در منطقه هور...
یاد اون شب بخیر
#شهید_حاج_عبدالله_نوریان کنار ما بود و این آخرین سال نویی بود که جسم ظاهریش در این دنیای خاکی بود.
(راوی: جعفرطهماسبی)
دوران دفاع مقدس