eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما مو می‌دیدیم و او پیچش مو 🔸این روزها میراث امام خامنه‌ای شهید، ایرانیان را ارباب جهان کرده است و تمام قدرت‌ها به گدایی به در خانه ما آمده‌اند؛ ‌الان ما آنها را تحریم کرده‌ایم و آنها با التماس دنبال مذاکره با ما هستند.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ببینید؛ 👈 خدا مردم را آورد 📽 قاب‌هایی از حضور و تجمع ملّت شجاع ایران در سراسر کشور برای دفاع از ایران عزیز در مقابل دشمن آمریکایی-صهیونی 🌷 رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه: همه میدانند، آن کشوری که مردمش این‌جور متّحد وسط میدان باشند، هیچ آسیبی از کِید دشمن نمیشود به او زد. ✏️ خدا را باید سپاسگزار بود؛ دلها دست خدا است. اِلَیکَ نُقِلَتِ الاَقدامُ وَ اِلَیکَ ... مُدَّتِ الاَعناق؛ دستها به سوی خدا دراز است، دلها دست خدا است، خدا مردم را آورد. 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ایران همدل
📣 بانوان روستای رودبال فیروزآباد؛ پیشگام در پشتیبانی از جنگ 🔸 پخت نان سنتی برای رزمندگان جبهه مقاومت همزمان با ایام جنگ تحمیلی آمریکایی_صهیونی، حسینیه سیدالشهدا(ع) روستای رودبال فیروزآباد فارس شاهد تبلور عینی ایثار و فداکاری بانوانی است که به یاد روزهای حماسه و دفاع مقدس، بار دیگر سنگر پشتیبانی از مدافعان ایران را برپا کرده‌اند. ❤️ 📩 ارسال گزارش‌های همدلی به @khamenei_Contact_ir مردم از طریق زیر می‌توانند به هموطنان نیازمند در پویش ایران همدل کمک کنند: شماره کارت:
6221068888888838
شماره شبا:
IR620540100220111111111601
کد دستوری: * 📱 پرداخت مستقیم👇 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
هدایت شده از دفاع مقدس
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 داستان زنانی که نان نداشتند ولی نان سال های جبهه ها را می پختند 🌿 دوران جنگ تحمیلی // دهه ۶۰ ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ 🌿داستان زنان صَدخَرو👆 روستای صدخرو سبزوار یکی از هزاران روستایی است که در سال‌های دفاع مقدس، به پشتیبانی ازجنگ مشغول بود. اما در تاریخ جنگ کمتر بنقش این روستاها پرداخته شده و با بی‌مهری تاریخ‌نگاران مواجه بوده است دشمن آمده بود خانه بسوزاند،اما زنان روستا دست روی دست نگذاشتند.شروع کردند به نان پختن برای جبهه، نان و کلوچه، آش و مربا و… هرچه از دستشان برمی‌آمد،دریغ نمی‌کردند.آنها خانه را میدان نبرد دیدند و خودشان را بمیان مهلکه انداختند.همپای مردانشان کارمی‌کردند و جهاد. خواهری که سلمان هراتی در یکی از شعرهایش تصویر کرده است، یکی از هزاران زن روستایی است که برای رزمندگان دستکش می‌بافته یا شال گردن و کلاه: تو می‌خواهی خواهرم فرصت نکند/ برای رزمندگان دستکش ببافد... امام خمینی درباره عظمت کار این زنان فرمود: «من وقتیکه در تلویزیون می‌بینم این بانوان محترم را که اشتغال دارند به همراهی کردن و پشتیبانی کردن از لشکر و قوای مسلح،ارزشی برای آنها در دلم احساس می‌کنم که برای کسی دیگر نمی‌توانم آنطور ارزش قائل شوم.آنها یک کارهایی که میکنند که دنبالش توقع اینکه یک مقام یا یک پستی را اشغال کنند،با یک چیزی از مردم خواهش کنند؛هیچ این مسائل نیست،بلکه سربازان گمنامی هستند که درجبهه‌ها بایدگفت مشغول جهاد هستند» ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 چهل و چهار سال می‌گذرد. ۵ فروردین ۱۳۶۱ در بود که مرتضی تیموری گركاني، فرمانده شهید تخریب لشگر ۱۴ امام حسین (ع) مجوز شهادتش امضاء شد و این دلاور تهرانی در پنجمین روز از بهار، مسافر آسمان شد و جسم پاکش در قطعه ۲۴ ردیف ۱۴۱ شماره ۳۵ میهمان خاک شد. نثار روح مطهرش صلوات... 🤲 دوران دفاع مقدس 👇👇👇
شهید حاج مرتضی تیموری گرکانی،: مولاي من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داري و مي پسندي. چنانچه جنازه ام‌به دست آمد میل دارم در گلزار شھداي بھشت زھرا دفن شوم تا شايد نسیم صبحگاھي، بوي عطرآگین مزار شھید مظلوم بھشتي را ھر صبح به مزارم آورد و آرامش گیرم، و تو نیز به واسطه آن گناھانم را بر من ببخشايي شھید حاج مرتضي گركاني از اھالي محله رستم آباد تجريش تھران است. وي در سال ھاي انقلاب اسلامي، فعالیت سیاسي زيادي داشته . به طوري كه حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاريان مي گويد: «... كار ديگري كه بچه ھاي انقلابي انجام مي دادند ، پخش اعلامیه ، آن ھم در سطح وسیع ، بود . من شبھا در منزلي واقع در خیابان زيبا منبر داشتم كه جمعیت زيادي شركت مي كردند و در سطح خیابان مي نشستند . در آن جا اعلامیه ھاي فراواني پخش مي شد . من از جوانان خواستم مقداري از اعلامیه ھا را ھم براي مجلس ظھر بیاورند و در مسجد لاله زار پخش كنند . در اين كار شھید اسماعیل كابلي ، از كارمندان وزرات دارايي ، و شھید مرتضي گركاني نقش فعالي داشتند.» 👇👇
💠 متن وصیت نامه شهید مرتضی تیموری گرکانی: بسم الله الرحمن الرحیم اگر ايران شكست بخورد اسلام شكست خورده است. بارالھا؛ تو را سپاس مي گويم كه پس از 1240 روز انتظار، ديگر بار رخصتم دادي تا قطره ناقابل وجودم را به درياي عظیم و مواج راھیان كربلا آمیخته و به سويت اي محبوب دلھا پرواز نمايم. اين عزيزي كه عمروبن جموح را پذيرفتي، و دعايش را مستجاب و كتابش را به مھر شھادت زينت بخشیدي، مرا نیز مشمول فیض عظیمت قرار ده (اللھم ارزقني شھاده في سبیلك ولا تردني الي بیتي ابدا). خداي من؛ مگر نه اينكه عمرو به عشق ياري پدر فاطمه (س) لباس رزم پوشید، من نیز به عشق ياري پسر فاطمه (س) لباس پوشیدم؛ اگر عمرو به سرزمین احد شتافت من نیز به سوي كربلاي حسین تو شتابانم و در اين راه، اگر قلم تقدير تو فرمان شھادتم را به امضاء رسانید، چنان كن كه ابتدا مزه فتح را بچشم و دشمنان تو را به ذلت اسارت و شكست دراندازم و آنگاه، از اين محیط خراب آباد، به سوي ملكوت اعلاي تو پرواز كنم؛ اما نه به شوق آن عطايا و مواھب كه در گنجینه فردوس برين ذخیره فرموده اي و نه به آرامگاه خويش در جوار مقدس تو، و نه درك كرامت خود در پیشگاه اقدست، و نه به شوق ديدار فرشتگان سپید پوش و وصل حوران بھشت آرا و نھر ھاي سرشار از شیر و شھد و شراب و درختان سايه گستر و میوه افشان و ...، بلكه به عشق ديدن يار و نظاره يك لحظه لبخند حاكي از رضايت حسین تو، به سوي ملكوت اعلاي تو پرواز كنم. اي خالق من؛ آيا مي شود كه به خواب من تحقق بخشي، تويي كه منبع نور و نعمتي، بر من كه در اثر ارتكاب معاصي قلبم سیاه و دلم تاريك است؛ تويي كه بر مبدا و معاد قدرت داري، بر من كه در اين عالم فاني، كمترين بلكه ھیچم، تويي كه به ھرچه مشیت علیاي تو تعلق گیرد توانايي، بر من كه اگر تو نخواھي جز لاشه گنديده اي بیش نیستم. اي خالق من؛ تويي كه خواب ھمسرم را در خصوص علي فرزند خردسالم محقق كردي، خواب مرا نیز به ظھور برسان و آنچه در ذيل درخواست اعزامم نوشته شده بود جامه عمل بپوشان " به دايره شھرستان ھا معرفي شوند تا اين عزيز نیز طلعت خويش را از حسین علیه السلام بستاند. " محبوبم؛ حاشا به كرامت اگر مرا نپذيري و راھم ندھي؛ عزيز دلم من با اين اشاره خودم را مھیاي لقائت نموده ام، آيا ممكن است گوشه چشمي ھم به اين بنده گنه كار بیندازي (يا محسن قد اتاك المسيء) خداي من؛ من با دست خالي ولي با دلي پر امید به در خانه تو آمده ام، آيا مرا از درگاھت میراني؟ نه نه، تو مرا ھرگز از درگاھت نخواھي راند، زيرا كه علي علیه السلام امیرمومنان و نور ديده رسول الله (ص)، و آنكه بیش از ھر كسي در اين عالم عاشق لقاء تو بود، و اول مظلوم و اول شھید بود، در خطبه 124 نھج البلاغه فرمود: "كساني كه شوق لقاءالله را دارند، ھمچون تشنه اي كه به آب خواھد رسید، به اين فیض عظیم نائل مي گردند. " اي خالق من؛ به خودت قسم كه من ھم تشنه شھادت در راه تو و حسین تو ھستم، تا به آن حد كه مايل نیستم در شھادتم به بازماندگانم تبريك و تسلیت بگويند، بلكه دوست دارم فقط تبريك بگويند، زيرا كه شايسته نیست در مقابل لطف و احسان تسلیت گفت، اين ناشكري است، اين رد احسان است، اين نشناختن حقیقت شھادت است، مگر نه اين كه شھادت زندگي جاويد است، حقیقت ايمان است، فلاح و رستگاري است، پیوستن به جمع اولیاء و انبیاء است، عالي ترين نوع تكامل و مورد رضاي تو مجلس؛ و لذا پروردگار من، دوست ندارم در شھادتم كسي لباس سیاه بپوشد، زيرا كه شھید شدن عین سعادت و نیكبختي است، معامله جان است، معامله اي كه ھرگز زيان ندارد، فداي تو كه با تمام كمبودھا و نقصان ھا خريدار جانھاي عاشقان خودت ھستي. حالي كه چنین است معبود من، دوست دارم خودم را در راه تو كشته ببینم، دوست دارم با اين معامله كه با من خواھي كرد، پدر و مادر در دنیا سربلند و در آخرت سعادتمند باشند؛ ھمسرم زينب گونه باشد و رسالت زينبي اش را كه تو برعھده اش گزارده اي به نحو اكمل به انجام برساند، بر فقدان من صبر نموده و استقامت پیشه كند، تا دشمنان اسلام و دين مبین را خجل و شرمنده سازد. دوست دارم در پشت جنازه ام با استواري گام برداشته و در ھر قدم استكبار و اقمارش را در زير گامھايش له نمايد. دستان كوچك و معصوم فرزندانم را در دستانش گرفته تا مايه قوت و دلگرمي دوستان گشته و منافقان و سست عنصر ھا و كافران ببینند كه در اين راه تنھا نیست و نماينده ھاي نسل آينده كه ادامه دھنده راه انقلابمان خواھند بود، او را ھمراھي مي كنند. ادامه👇👇
دختري ھشت ساله كه ازھم اكنون عاشق شھادت است و اين را به زبان خودش بیان كرده كه "باباجون من ھم دوست دارم كه شھید بشم، شھیدان زنده اند و ھرگز نمي میرند. " و پسري چھار ساله كه فرزند انقلاب است و پیرو راه علي علیه السلام و راضی به رضاي تو، و به ھمین دلیل است كه او را علیرضا نامیده و امیدوارم تحت تربیت مدبرانه مادر مھربان و در سايه رھبر كبیر انقلاب، چنان رشد نمايد كه موجب مباھات خانواده و سرباز راستین امام زمانش باشد؛ و چنانچه ضرورت ايجاب نمود، از كشتن و كشته شدن در راه تو حتي براي يك لحظه بیم و ھراس به دل راه ندھد؛ چرا كه امیرمومنان علي علیه السلام در ھمان خطبه فرموده است: "مسلم بدانید كه فرار از جنگ خشم الھي و سرافكندگي دايمي و ننگ ابدي را در پي خواھد داشت و نیز ھر كس از صحنه جنگ بگريزد به عمرش افزوده نمي گردد و فرار مانع از مرگش نمي شود. " مولاي من؛ میل دارم در شھادتم از میھمانان ھمچنان كه در اعیاد و جشن ھا پذيرايي مي كنند، استقبال نمايند و در صورت امكان لباس سپید بپوشند و بدون استفاده از حجله چراغان نمايند، و زنھا بر مصیبت حسین علیھم السلام با خانم فاطمه زھرا سلام الله علیھا و مردھا با رسول الله(ص) و پدر گرامیش علي علیه السلام و برادر جگرسوخته اش حسن علیه السلام ھمراھي نموده و گريه كنند، زيرا آنگاه كه من و ھمرزمانم در جبھه ھا آب گوارا مي نوشیديم، حسین علیه السلام در كربلا تشنه بود؛ آن زمان كه من بر زمین قرار گیرم در جمع ياران خواھم بود، لیكن حسین علیه السلام تنھا و بي كس بود. مولاي من؛ امكان آن ھست كه بدن ما شناخته شود و اگر در بیابانھا بمانیم كسي چشم طمع به لباس ما نخواھد داشت ولي توذخود بھتر مي داني كه با حسین علیه السلام چه كرده اند؛ و لذا مطمئن باشید كه من ھم با شما در عزاي حسین علیه السلام گريه خواھم كرد. خداي من؛ به لحاظ اين كه راه گم نشود، مراسم سالگرد را نفي نمي كنم، ولي بیشتر انتظار دارم ھمه ساله، در سالگرد شھادت حضرت زينب (س)، دوستان گرد ھم آيند و بر مصائب آن بانويي كه در يك شب گیسوان سپید كرد و نماز شبش را نشسته خوانددگريه كنند؛ تا ھمسرم بداند و از زبان گويندگان بشنود، كه زينب (س) كه بود و چه كرد، او نیز الگو گرفته، و با قامتي افراشته، در جلو امت بايستد و فرياد بكشد كه ما در راه قرآن و اسلام از كشتن و كشته شدن باكي نداريم و ھمه چیز و ھمه كس خود را به خاطر خدا فدا خواھیم كرد. مولاي من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داري و مي پسندي. چنانچه جنازه ام به دست آمد میل دارم در گلزار شھداي بھشت زھرا دفن شوم تا شايد نسیم صبحگاھي، بوي عطرآگین مزار شھید مظلوم بھشتي را ھر صبح به مزارم آورد و آرامش گیرم، و تو نیز به واسطه آن گناھانم را بر من ببخشايي و خانواده ام نیز در صورت امكان آنچنان عمل نمايند كه نسیم صبحگاھي. محبوبم؛ دوست دارم بر سنگ مزارم بنويسند: 🌴 كمال المطلوب لقاء المحبوب🌴 بار الھا؛ من دوستي تو را آرزو مي كنم و مي طلبم و دوستي ھر عملي كه موجب قرب و نزديكي و دوستي تو گردد. خداوندا؛ بر من منت نه، كه روح توكل به تو در من قوي گردد و كارھايم را به تو تفويض و واگذار نمايم. پروردگارا؛ مرا به حال خودم، حتي لحظه اي وامگذار كه كارم زار و عمرم تباه مي گردد. بارالھا؛ امور مرا اصلاح فرما و حوائج شرعیه مرا برآور. بارالھا؛ به آرزوي پدر و مادر و ھمسرم جامه عمل بپوشان و توفیق زيارت امام امت، اين بت شكن قرن در ذريه صديقه كبري فاطمه زھرا (س) را به حق مادر پھلو شكسته اش، به ايشان عطا فرما؛ و شما اي پدر و مادر مھربان و ھمسر خوبم، ھرگاه موفق به زيارت حضرتش شديد، سلام من را نیز به ايشان برسانید و بگويید مرتضي عاشق جبھه و شھادت در راه دوست بود و به اختیار اين راه را انتخاب كرد و به آرزويش رسید؛ شما نیز اي پسر فاطمه (س)، و اي نائب بر حق امام زمان (عج) از او راضي باش تا در قیامت كه دير نخواھد بود، در حضور سرور و سالار شھیدان "حسین علیه السلام " شرمنده و سرافكنده نباشد. والسلام علي من التبع الھدي. خدايا: خدايا: تا انقلاب مھدي، حتي كنار مھدي، خمیني را نگھدار. مرتضی تیموری گركانی
💠خاطره ای از شهید مرتضی تیموری گرکانی💠 👇👇👇 ⚪️ خاطره ای از شهید مرتضی تیموری گرکانی: ✍ مرتضی علیجانی از جمله تخریب‌چیان دوران هشت سال دفاع مقدس است او  از طرح به آتش کشیدن رودخانه کارون توسط  شهید مرتضی تیموری گرکانی از فرماندهان واحد تخریب جنوب و لشکرامام حسین(ع) روایت می‌کند: صبح اولین روز عملیات ثامن‌الائمه (ع) من به اتفاق چهار نفر از برادران گروه پیاده و با دو قبضه «آرپی جی۷ » و دو موشک آن به جلو رفتیم و در این هنگام، تیموری «پل مارد» را که بر روی رودخانه کارون بود، منفجر کرد. من به اتفاق آن چهار نفر به طرف جاده ماهشهر رفتم. وقتی به نزدیکی جاده رسیدیم، ستون تانک‌های دشمن را که حدود ۶۰ دستگاه بود، مشاهده کردیم. جلوتر رفته و با شلیک دو موشک آرپی جی۷، دو دستگاه از آن تانک‌ها را منهدم کردیم. خدمه بقیه تانک‌ها، وقتی این صحنه را مشاهده کردند، از تانک‌ها بیرون آمدند و پا به فرار گذاشتند. ما به حرکت خودمان ادامه دادیم تا به پنج کیلومتری آبادان رسیدیم و در آنجا به رزمندگانی که از داخل شهر آبادان به دشمن حمله کرده بودند، کمک کردیم. نیروهای دشمن نیز هیچ راه فرادی نداشتند و در محاصره افتادند. ما در آن عملیات حدود ۲۰۰۰ نفر از نیروهای دشمن را به هلاکت رساندیم و غنایم بسیاری به دست آوردیم. از آنجا که در عملیات «فرمانده کل قوا»، تعدادی از نیروهی عراقی موفق شده بودند موقع فرار عرض رودخانه کارون را طی کنند، برای جلوگیری از این کار در عملیات ثامن الائمه (شکستن حصر آبادان) طرح به آتش کشیدن رودخانه کارون توسط شهید مرتضی تیموری به اجرا در آمد. برای این کار از پالایشگاه اهواز درخواست مقدار زیادی نفت سیاه شد. برادران پر تلاش در پالایشگاه اهواز، با ترمیم کردن خطوط لوله نفت که در امتداد جاده اهواز – آبادان بود، نفت سیاه را به منطقه محمدیه رساندند. پس از محاسبه سرعت آب و سرعت نفت سیاه روی آب و دیگر اقداماتی که در جهت اجرا کردن این طرح می‌بایست انجام شود، برادران گروه تخریب، بمب‌های ساعتی را روی تیوپ‌هایی نصب کردند و روی آب انداختند. بمب‌های ساعتی به گونه‌ای تنظیم شده بود که در رأس ساعت ۱۲ شب عمل کنند. در رأس ساعت مقرر، بمب‌ها عمل کرده و رودخانه به آتش کشیده شد. این طرح از چند نظر حائز اهمیت بود. یکی اینکه از فرار عراقی‌ها به آن طرف رودخانه جلوگیری می‌کرد، دیگر اینکه دست نیروهای عراقی، از عقبه خود قطع می‌شد و از طرف دیگر این کار موجب شد تا نیروهای خودی روحیه بگیرند و با این عمل و انهدام پل مارد توسط شهید تیموری گرکانی، ارتباط نیروهای دشمن با یکدیگر قطع شد و تمام آنها در محاصره افتاده، و کشته  یا اسیر شدند. سردار  مرتضی تیموری گرکانی در عملیات فتح المبین در منطقه عین خوش به شهادت رسید و در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) در قطعه۲۴ ،ردیف ۱۴۱ ،شماره۳۵ به خاک سپرده شده است.