به مناسبت 25 فروردین 1366
عملیات کربلا 10
قسمت دوم
عملیات کربلای 10در مجموع، چهار قرارگاه نجف، حمزه، بدر و رمضان برای عملیات در نظر گرفته شدند.
قرارگاه نجف در محور ماووت، قرارگاه حمزه در شمال رودخانه گلاس، روی تپههای چنکاوی،
قرارگاه بدر در محور بسن روی ارتفاعات کله گاوی، نم نم و در صورت امکان ارتفاع رُت
قرارگاه رمضان، در غرب رودخانه قلعه چولان روی ارتفاعات گوجار، قمیش، الاغلو، دولبشک وارد عمل میشدند.
سازمان رزم سپاه برای انجام این عملیات، شامل هشت تیپ و شش لشکر بود. لشکر ۹ بدر متشکل از (مجاهدین عراقی) نیز در احتیاط عملیات قرار داشت.
افزون بر این، عملیات در دو مرحله انجام میشد.
در مباحث مربوط به مانور، چهار موضوع بیش از همه مورد توجه بود:
۱- عبور از رودخانه قلعه چولان و الحاق محور منظم و محور نامنظم؛
۲- احداث جاده تا ارتفاع گلان و اتصال آن به جاده ماووت؛
۳- پشتیبانی و لجستیک یگانها؛
۴- آمدن یگانهای مرحله دوم برای ادامه عملیات.
هوشیاری دشمن در آستانه عملیات
میزان هوشیاری دشمن از جمله مسائلی بود که از ابتدا مورد توجه قرار داشت. در آغاز تصور میشد که بهدلیل درگیر بودن دشمن در منطقه جنوب ،
و حضور یگانهای سبک سپاه در منطقه و عدم پیشبینی دشمن مبنی بر عبور نیروهای خودی از رودخانه گلاس، دشمن غافلگیر شده است؛
اما با تشدید اقدامات مهندسی به ویژه تلاش برای احداث جاده از گلان به کنار زلی و نیز نصب لولههای پل، دشمن اقداماتی انجام داد که نشانه هوشیاریش بود.
همچنین اجرای آتش روی پل زلی و اطراف روستای زلی به منظور مسدودکردن جاده از جمله مسائلی بود که نشان میداد دشمن نسبت به جهت اصلی عملیات و برخی از محورها هوشیار شده است.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتگو با شهید غلامعلی چندکاری قبل از عملیات کربلای ۱۰
#بازى_با_مرگ
⚪️ آرپیچیزنها!
▫️گردان ویژه شهدا در عملیات کربلای ۱۰ مأمور به تصرف قلهای مشرف بر شهر ماووت عراق میشود، درگیری از ساعت ۱۱ شب تا ۴ صبح ادامه مییابد و بالاخره فرمانده گردان سردار شهید کیانی به یک بسیجی میگوید: «سنگر دشمن را خاموش کن.»
...پیشانی اولین آر.پى.جیزن، هدف گلوله قرار میگیرد و به شهادت میرسد، نفر دوم هم از کینه و هراس بعثیون بینصیب نمانده و او هم به شهادت میرسد. سومین آر.پى.جیزن، آماده شلیک میشود، به محض بلند شدن چند تیر آتشین بر سینه فراخش مینشیند و به لقاءالله میپیوندد.
لحظات به کندی میگذرند، ناگهان یک بسیجی تنومند با قد و قامتی ورزیده و بلند برمیخیزد و اعلام میکند، من حاضرم و با ندای دلنشین یا مهدی (عج) قبضه بر دوش میگیرد و آماده شلیک میشود. صحنه عجیبی بود، صدها گلوله از کنار و سر و صورت او میگذشت و انگار مأموریت اصابت نداشتند، تا اینکه شهاب سرخ گلوله آر.پى.جی بر دل سیاه سنگر عراقیها مینشیند و چند نفر را مصدوم و بقیه را مجبور به فرار میکند.
انگار همه در دلشان این شعر را زمزمه میکردند: «جگر شیر نداری سفر عشق مرو....» نکته ظریف و حکیمانه این واقعه آن است که فردای روز تسخیر سنگر و قله مورد نظر، همین بسیجی دلاور بر اثر اصابت یک ترکش ریز بشهات رسید!! همو که دیروز در معرض بارش تیر و گلوله قرار داشت ، ولی گویا هیچکدام
نصیب او نشد.
(راوى: رزمنده دلاور جعفر عنایتی از رزمندگان گردان ویژه شهدا لشکر ویژه ۲۵ کربلا)
📸 #قـــاب_خاکـــــــــــــــی
💠 دو اسطورهی لشکر ویژه ۲۵ کربلا
▪️تصویر دیده نشده از شهیدان
سید علی اکبرشجاعیان #سالروزشهادت
و حاج حسین بصیر ،از سرداران شهید عملیات کربلای 10
#فرمانده_ای_که_بروی_سیم_خاردار_خوابید
#فرمانده_گردان_امام_حسین_لشگر_کربلا
#سردار_شهید_منصور_کلبادی_نژاد 🌷
🔖اسمش منصور بود.
منصور کلبادی نژاد ...
متولد ۱۳۴۴ گلوگاه مازندران.
مادرش میگفت : «وقتی راهی جبهه شد، خیلی دلتنگش میشدم. شبها به حیاط میآمدم و با ستارهها حرف میزدم. هر بار که به منطقه میرفت، نمیگذاشت بدرقهاش کنم. میگفت: مادر! همین دم در بایست. من میروم، تو از همینجا به من نگاه کن. من هم از همان دم در نگاهش میکردم و با گریه، پشتسرش آب میریختم.»پسرم تابع محض رهبر بود. بارها به او میگفتند: «تا کی میخواهی به جنگ بروی؟» میگفت: «تا زمانی که جنگ است؛ چون امام امرکرده است.»
.
🔖تو عملیات والفجر 6 در منطقه عملیاتی چیلات، آماده خطشکنی شده بودند.بچهها پشت سیمخاردار متوقف شده بودند. فرصتی برای برداشتن موانع درآن تاریکی شب نبود. در این لحظه، منصور که فرمانده گردان امام حسین لشکر کربلا بود خود را روی سیمخاردار انداخت تا نیروها از بدنش رد شوند. بچهها کمی امتناع کردند؛ اما بعد با اشاره او، یکی پس از دیگری، با رد شدن از جسمش، از سیمخاردار عبور کردند و به موانع یورش بردند.»
.
💢 سه بار تو جبهه مجروح شد.سرانجام، منصور در 28 اسفند 1366، در سن ۲۲ سالگی طی عملیات کربلای 10 در منطقه خُرمال به سختی شیمیایی شد و به فیض شهادت نائل آمد.
.
#فرمانده_بی_ادعا
⚪️ در زمستان سال 66 و در عملیات کربلای ده (مائوتِ عراق)، پُلی را بر روی رودخانه خروشان مرزی احداث کرده بودند. این پل، جاده اصلی منطقه عملیاتی را از مرز ایران به سمت عراق متصل میکرد. عمدۀ تردد نیروها و انتقال امکانات جنگی از طریق همین راه مواصلاتی صورت میگرفت. حتی ماشین آلات سنگین و نیز کفیهایی که تانک، نفربر، بلدوزر و ... را با خود حمل می کردند، از این پل عبور می نمودند.
در بحبوحه عملیات و در اوج تردّد وسایل نقلیه، پل بزرگ فلزی، بر اثر طغیان رودخانه (و یا بمباران دشمن) از میان رفت و ارتبط عقبه منطقه عملیاتی قطع شد. ستون طویلی از خودروهای سبک و سنگین در راه مانده بودند و این ترافیک جاده، هدف و سیبل مناسبی برای هواپیماهای عراقی بود.!
برادران جهاد سازندگی (این سنگرسازان بیسنگر)، با تلاش شبانه روزی و طاقت فرسای خود، به سرعت و در کمترین زمان ممکن، پل دیگری زدند. آنها تعدادی لوله فلزی بزرگ و قطوری را در بستر رودخانه روی هم قرار داده و روی آنها را با خاک پوشانیدند. پل برای عبور و مرور وسایل نقلیه آماده شد.
دوران #جنگ_تحمیلی
➖ نقل از 📚کتاب: "خاطرات و مخاطرات"
✍️ نویسنده: ادمین کانال
سالگرد عملیات فتح ۵
25 فروردینماه ۱۳۶۶ ؛ عملیات نامنظم و گستردهی عملیات فتح ۵ در منطقهی عملیاتی «چوارتا» و «ماووت» در شمال استان سلیمانیهی عراق و همزمان با عملیات «کربلای ۱۰» در غرب ماووت به اجرا گذاشته شد.
این عملیات، تحت امر قرارگاه «رمضان»به قصد بهرهگیری از توان جنگندگی معارضان عراقی با رمز «یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی» انجام گرفت.
در عملیات ارتفاعات ۱۷۲۶ ، ۱۵۵۲ ، ۱۴۳ ، ۱۱۷۹ ، ۱۴۱۸ ، ۱۲۴۸ از سلسله ارتفاعات گرماوند و بخش های قره داغ و سنگاو عراق به همراه ۲۵ روستا در عملیات افتخار آفرین فتح ۵ به دست رزمندگان اسلام آزاد و از وجود نیروهای بعث عراق پاکسازی شد.