دفاع مقدس
۲۷ فروردین -- سالروز در گذشت حاج "علیاکبر ژاله مهیاری"، پدر شهید و پیر جبههها
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
💠 خاطرهای از «حاج مهیاری»👇
حاجی مهیاری و تانک عراقی
سیام تیر ۱۳۶۱
شلمچه // عملیات رمضان
✍ حاج مهیاری از پیرمردهای باصفای گردان حبیب بود که بالهجۀ غلیظ اصفهانیش،لازم نبود بپرسی بچۀ کجاست.آن هم به یک پیرمرد با آن سنوسال و آن حاضرجوابی و تندی بگی:حاجی جون بچۀ کجایی؟
اگرهم جرأت میکردی و میپرسیدی،اخم میکرد و درحالی که مثلاً عصبانی شده بود،میگفت:
-بچه خودتی فسقلی.با پنجاه شصت سال سنم به من میگی بچه؟
حاجی مهیاری درعملیات رمضان گُلی کاشت که وِردِ زبان همۀ بچهها شد.شنیدن ماجراهای حاجی،از زبان خودش شیرینتر بود.وقتی از او پرسیدم،گفت:
"صبح روز عملیات،وقتی رسیدیم به کانال پرورش ماهی،خیلی خسته بودم،رفتم توی سایۀ یه تانک که کنار خاکریز بود،استراحت کنم.
همین که نشستم کنارش،متوجه شدم از توی اون سر و صدا میاد.اول فکر کردم بچههای خودمون هستند.بهزور از تانک رفتم بالا.درش باز بود.توش رو که نگاه کردم،دیدم سه تا نرّه خر عراقی دارن با همدیگه زِرزِر میکنند.
سریع یه نارنجک از کمرم درآوردم و ضامنش رو کشیدم.همین که خواستم بندازم توش،دیدم من با این سنوسال که نمیتونم بپرم پایین و در برم.راستش تانکه هم از این "تی-72"ها بود.نویِ نو هم بود.دلم نیومد بترکونمش.
از همون بالا داد زدم و اون بدبختا که ترسیده بودن،شروع کردن به"دخیل الخمینی"(پناه می برم به خمینی) گفتن.بهشون حالی کردم که سرخر رو کج کنند و بیان طرف خاکریز خودمون. آوردم تحویلشون دادم."
وقتی پرسیدم: "با نارنجک چیکار کردی؟"
گفت:"هیچی.چیکار باید میکردم؟حیف بود بتّرکه.ضامنش رو زدم سر جاش و گذاشتم کمرم."
حاج"علیاکبر ژاله مهیاری"پیر جبههها،پدر شهید"علیرضا ژاله مهیاری"،سرانجامش این بود که تا پایان جنگ مردانه و غیرتمندانه حضور پیدا کند.
فرزندش میگفت:"جنگ که تمام شد،پدرم همواره حسرت زیارت کربلا را میخورد تا اینکه چند سالی بعد پایان جنگ،روز 27 فروردین 1371 در آرزوی کربلا،جان به جانآفرین تسلیم کرد و در بهشتزهرا (س)قطعۀ 55 ردیف 101 شمارۀ 4 آرام گرفت.
نقل از کتاب: تبسم های جبهه
26.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌗 شب جمعه، شب زیارتی حضرت ارباب علیهالسلام 🕌🚩🚩
🌴 به یاد کربلایی که در بیت رهبر تکرار شد // ما یوم عاشورا و کل ارض کربلا🚩🚩
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️قسم به اون "مشت گره کرده"
قسم به مشت گره کرده رهبر شهیدمان پای کاریم...
دفاع مقدس
🖤 دعای شهید؛ آمین شهدا
🎥 در این فیلم شهیدان آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، قاسم سلیمانی، محمد باقری، عبدالرحیم موسوی، حسین سلامی، محمدرضا زاهدی، محمد پاکپور، عزیز نصیرزاده، علیرضا تنگسیری و مجید خادمی حضور دارند.
🗓 در آخرین ساعات ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۸؛ در مراسم سیامین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)
✏️ امروز هم آخرین روز ماه رمضان است؛ و الان در ساعات آخر این ماه قرار داریم. خوب است که چند جمله هم دعا کنیم.
🌷 نسئلک اللّهمّ و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم و بحرمة محمّدٍ و آله یا الله ... یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلوبنا علی دینک.
❤️ پروردگارا! ما را در راه خودت ثابتقدم بدار.
▪️پروردگارا! روح مطهّر امام را که مقاومت را به ما یاد داد، با اولیائش محشور کن.
▪️پروردگارا! سایهی یاد امام و یاد شهیدان را از سر این ملّت کم و کوتاه مفرما.
▪️پروردگارا! نصرت خودت را بر ملّت ایران نازل کن.
▪️پروردگارا! نصرت خودت را بر امّت مسلمان نازل کن.
▪️پروردگارا! فتنهانگیزان در دنیای اسلام را خوار و زبون و رسوا و مفتضح بفرما.
▪️پروردگارا! به محمّد و آل محمّد حاجات این مردم را که در این جلسات ذکر و دعا بر زبان آوردند یا در دل گذراندند، به کرمت و لطفت روا بفرما.
▪️پروردگارا! دعاهای آنها را مستجاب بفرما.
▪️پروردگارا! به محمّد و آل محمّد این ماه رمضان را برای ملّت ایران و برای امّت اسلامی ماه رمضان مبارکی قرار بده.
▪️ پروردگارا! ما را از کرم خود، از لطف خود، از بخشش خود و مغفرت خود بینصیب مفرما؛ گناهان ما را بیامرز؛ تخلّفهای ما و اسراف ما را بیامرز؛ گذشتگان ما، پدر و مادر ما را بیامرز.
▪️ پروردگارا! به محمّد و آل محمّد دعای مستجاب ولیّت و حجّتت را شامل حال ما بفرما؛
ما را سربازان او قرار بده؛
🖤 مرگ ما را به شهادت در این راه قرار بده.
▪️پروردگارا! به محمّد و آل محمّد آنچه گفتیم، آنچه شنیدیم، آنچه انجام میدهیم برای خودت و در راه خودت قرار بده و به کرمت از ما قبول کن.
🌷 والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
🎥 #لحظههای_استجابت؛ دعاهای رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی در دیدارها و برنامههای مختلف
💻 Farsi.Khamenei.ir
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✨ ﷽ ✨
🟢شهیده ؛ زهرا حداد عادل متولد ۵۸
معلم دبیرستان، همسرِ رهبر معظم انقلاب سید مجتبی خامنهای
علت شهادت:
بمباران بیت رهبری در جنگ رمضان
زهرا خانم با اینکه عروس شخص اولِ مملکت بود و توی دانشگاههای معتبری مثل علامه و صداوسیما درس خونده بود، اما عشقش، معلمی، کلاس و کنار بچهها بودن بود.
موقع ازدواجش با آقا سید مجتبی و قبل از عقد، رهبرِ شهید به پدر زهرا خانم گفته بودند که «شما استاد دانشگاهین و زندگی راحتی دارین، اما آقا مجتبی فقط ی خونه اجارهای داره و میخواد برای ادامه درس طلبگی بره قم»
زهرا اما دنبال مادیات نبود؛ با مهریه ۱۴ سکه بله رو گفت و شد همسفرِ مردی که مثل پدر شهیدش، اهل علم و بصیرت و سادهزیستی بود.
تو مدرسه فقط ی معلم نبود، رفیق بود. لابلای درسا، با ظرافت به بچهها خداباوری و خودباوری یاد میداد. لباسای دستدوز خودشو نشون دخترا میداد تا بهشون جرأتِ «تجربه کردن» و «ساختن» بده. چقدر صبورانه پای شبهههای ذهنی نوجوونا مینشست و با تمام وجود اهل جهاد تبیین بود!
تو این سالها کم شایعه و حرف تلخ رو به جون نخرید!
با خنده تعریف میکرد که سوار تاکسی بوده و راننده که اصلاً مسافرش رو نمیشناخته، موقع رد شدن از جلوی ی پاساژ گفته بود: «صاحب این پاساژ، مجتبی خامنهایه!»