eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
19.9هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
✳️ تازه فرمانده گردان شده بود. مسئولیتی که خیلی از قبولش کراهت داشت و راضی نبود. رفته بود توی حال خودش. یک گوشه می‌نشست و می‌رفت توی فکر. ✅ یکبار که سرزده وارد اتاق شدم دیدم نشسته و دارد گریه می‌کند. گفتم: «تو معلوم هست گرفتاری‌ات چيست؟ جوانی به سنّ و سال تو که نمی‌نشیند مثل بچه‌ها گريه کند! خوب می‌گوید دردش چيست؟» اوّل ابا می‌کرد از گفتن. بعد که مرا خيلی نگران ديد گفت: «راستش نمی‌دانم اينها روی چه حسابی مرا گذاشته‌اند فرمانده گردان؟» مسئولیت سنگین و عمل درست به تکلیف فکری‌اش کرده بود. ☀️ استخاره کردم. خوب که آمد خیالش راحت شد. با توکل بر خدا کارش را شروع کرد. 🎙 راوی: پدر شهید 🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷 🌷 یادی از سردار شهید محمد بنیادی، فرمانده دلاور و با اخلاص تیپ حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها)از لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) ⚪️ ولادت: ۱۳۳۷/۰۷/۲۷ ● قم 🔴 شهادت: ۱۳۶۲/۰۸/۱۳ ● عملیات والفجر۴، پنجوین 🌹 آخرین باری که آمد خانه، برای رفتن خیلی عجله داشت. تا دم در بدرقه اش کردیم. دستش روی دستگیره بود که گفتم: «محمّد! چرا اين قدر عجله؟ تو که هنوز درست و حسابی با مادر خداحافظی نکرده‌ای!» 🌷 خندید و گفت: «چشم، اين دفعه هم خداحافظی می‌کنم.» برگشت طرف مادر. در آغوشش گرفت و بوسید. همین که خواست برود گفتم: «داداش! پس ما چی؟!» 🌷 باز هم خنديد و گفت: «با تو ديگر نمی‌خواهد ديده بوسی کنم.» گفتم: «نمی‌گويی اينجوری دلم می‌شکند؟» آمد و با من هم ديده بوسی کردیم همین که رفت دنبالش دویدم سر کوچه و گفتم: «رسیدی زنگ بزن.» 🌷 محمد رفت، ماندم تا دور شد. همین طور از پشت سر نگاهش می‌کردم. همان شد نگاه آخرم. نگاه به محمدی که به دنیا پشت کرده بود... 🎙 راوی: برادر شهید
🌷شهید عاشورایی"حاج احمد کریمی" فرمانده‌ گردان حضرت‌ معصومه (س) لشکر۱۷ علی‌بن‌ابیطالب(ع) با شال عزا در جمع عزاداران حسینی در جبهه ▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ادامه👇👇👇
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار شهید "حاج احمد کریمی" فرمانده‌ی گردان حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السلام)
به یاد خونین بال خَیِّن شهید مجید صنعتی کوپایی از شهدای شمیرانات (پاسداران) 🇮🇷لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) گردان قمر بنی هاشم (ع) 🇮🇷لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) گردان حضرت معصومه (س) شهادت: عملیات کربلای چهار ،نهر خین رجعت پیکر: ۱۳۸۰ "خدایا تو شاهد باش که من دست از تمامی مظاهر دنیا کشیدم"
👨‍👧 . 📷 عکسی که می بینید مربوط است به تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۶۵ ، روز تشییع جنازه‌ی سردار شهید حاج عباس طالبی وسطی کلایی( از دلاورمردان لشکر ویژه ۲۵ کربلا) .دختر ۶ ماهه شهید برای آخرین بار با پیکر پدرش وداع می‌کند. تو وصیت‌نامه ش سفارش کرد : در روز تشییع من بر سر دخترم معصومه چادر و به دستش اسلحه بدین تا دشمنان اسلام و انقلاب ببینند که با رفتنم سلاحم و هدفم بر زمین نمانده... . 📝 : دخترم به یاد داشته باش آنقدر دوستت دارم که به خاطرت با تمام سختی‌های دنیا خواهم جنگید. به من تکیه کن که تکیه گاهت عاشقانه دوستت دارد... روز دختر مبارکت باشه دختر قشنگِ بابا. .
💐 دعای خیر پدر در حق فرزند 😍 یادداشتی از به مناسبت تولد فرزند دخترش 😍 📎متن تصویر: روز تولد دخترم زهرا ۴ بامداد نزدیک اذان صبح، خدایا او را مولودی پُر برکت برای اسلام قرار بده و بنده ای در راه امامان بزرگوار شیعه خصوصا بانوی مطهر اسلام حضرت فاطمه زهرا"س" (س)
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر گرامی باد. 🔸خاطره ای طلایی از عشق شهیدان حاج مهدی زین الدین و مسعود منفرد نیاکی به خدا و دختران خود را از دست ندهیم.
🌱 ۳۰ فروردین ۱۳۴۲ - ولادت رزمنده بسیجی، شهید سید احمد شمس (اهل سراب) - 🌷 شهادت : ۳۰ بهمن ۱۳۶۱ - مهاباد ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 ✍️ وصیت نامه شهید سيد احمد شمس بسم الله الرحمن الرحیم پدرجان و مادرجان، من به هيچ كس بدهي ندارم و از اين نظر راحتم. شما مي دانيد كه آمدن من به جبهه براي پول نبوده و فقط براي خدا آمده ام. ما بايد به جبهه برويم؛ چه جبهه‌ي كردستان و چه‌ جبهه‌ي عراق. بايد اين دشمنان را نابود كنيم. اين را تكرار مي كنم؛ بايد دشمن را سركوب كرد. در آخر بگويم كه جبهه ها مرد مي خواهد؛ نه جواناني را كه هر روز، مقداري پودر به سر و صورت خود می زنند! اين حرف را نيز براي مادرم مي گويم که وقتي شهيد شدم اصلا گريه نكند. مادر اگر براي شهيد شدنم گريه كردي تو را حلال نمي كنم. وصیت دیگرم این است که وقتی مهدیه بزرگ شد، عکس مرا به او نشان بدهيد و بگوييد این عموی توست که آمریکاییها او را کشتند. (اگر امکان داشته باشد جنازه ام را به تهران برده و در بهشت زهرا دفن كنيد. )